طرحواره تاب آور resilience-schema

 دکتر آزیتا کشاورز

استادیار دانشگاه، مولف و مترجم و عضو تیم تخصصی تاب آوری خانواده در انجمن ازدواج و خانواده کشور 

این یاددداشت اولین بار در مجموعه رسانه های تخصصی مددکاران اجتماعی ایرانیان منتشر شده است

طرحواره بطور کلی به عنوان ساختار، قالب یا چهارچوب فکری تعریف می‌شود و یک الگوی سازمان یافته از تفکر و رفتار است  طرحواره بازنمایی انتزاعی خصوصیات متمایزکننده یک واقعه است. در حوزه شناخت درمانی ،بک [۱] در اولین نوشته هایش به مفهوم طرحواره اشاره کرد. در بافتار روان شناسی و روان درمانی طرحواره به عنوان هر اصل سازمان بخش کلی درنظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب زندگی فرد ضروری است. بسیاری از طرحواره‌ها در اوایل زندگی شکل می‌گیرند و خودشان را به تجارب بعدی زندگی تحمیل می‌کنند همان چیزی که از آن به عنوان نیاز به هماهنگی شناختی یاد می‌شود، یعنی حفظ دیدگاهی باثبات درباره خود یا دیگران. یانگ معتقد است برخی از طرحواره‌ها ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت، مشکلات شناختی و بسیاری از اختلالات مزمن باشند در این جستار این احتمال را که تاب آوری روانشناختی نیز میتواند از الگو های معین و طرحواره های خاصی پشتیبانی  و یا نشات بگیرد مورد بررسی قرار خواهیم داد.

تاب آوری را مبنای توصیف بازنمایی انتزاعی در بازسازی ، بالندگی و رشد پس از سانحه فرض گرفته و در همین چارچوب پایداری روانشناختی را نیز مورد توجه قرار داده  و برای توصیف و شناسایی تجربیات افراد کوششی صورت گرفته است .

در بخش نخست و بعنوان مقدمه به موضوع پایداری روانشناختی خواهیم پرداخت، پایداری یک قابلیت یا شایستگی روانشناختی است که به بعضی افراد فلاکت زده از نکبت های زندگی اجازه میدهد که حد اقل به حالت قوی قبلی  برگشته یا جهش کنند. اینگونه افراد اجازه نمیدهند که مشکلات، حوادث تروماتیک (جگر خراش)، یا شکست بر آنها غلبه کرده و بر عزم آنها خللی وارد کند. افراد بسیار پایدار راهی را پیدا می کنند که دوره کار را عوض کرده، هیجان را درمان کرده، و حرکت به سوی هدف را ادامه دهند.

چیزهایی که پایداری ایجاد می کنند:

برخی عوامل که به نظر میرسد در فردی که دارای پایداری بیشتری است وجود دارد عبارتند از نگرش مثبت، خوشبینی، توانایی در تنظیم هیجانات و توانایی در دیدن اینکه شکست مانند یک نوع بازخورد یا فیدبک مفید است که  احتمال میرود بر اساس الگوها و طرحهای پیش روند .

برای مثال، چنین نشان داده شده که پس از برخورد های مزاحم و اخلالگر، خوشبینی تاثیر و فشار استرس را روی بدن و مغز می کاهد. یعنی اینکه خوشبینی فرد را وادار می کند که به منابع شناختی خود دسترسی یافته، و او را در تجزیه و تحلیل اینکه چه چیزی اشتباه شده با خونسردی برخورد کرده و مسیرهای رفتاری سازنده تری را انتخاب کند.

سایر جنبه های ریشه و بنیادهای پایداری تحت مطالعه هستند. به نظر میرسد که، برای مثال، استعداد ژنتیکی پایداری وجود داشته باشد. اما محیط طبیعی و رشد دوران اولیه زندگی و شرایط  آن دوران نقشی در چگونگی بیان آن ژن یا ژنها دارند.

آیا تروما (ضربه، واقعه) باعث کاهش پایداری شخص میشود؟ آیا توانایی را میتوان آموخت؟ رشد بعد از تروما چیست؟

لزوما چنین نیست؛ افرادی که ضربه خورده یا تروما داشته اند میتوانند – و اغلب – دارای پایداری بالایی هستند. در بعضی مواقع، فرد تروما دیده یا ضربه خورده ممکن است برای مقابله با این تروما عادات ناسازگاری نظیر استفاده از مواد داشته باشند که به طور منفی روی آنها اثر میگذارند و این باعث می شود که توانایی آنها را در مقابله با چالش های آینده را کاهش دهد.

آیا توانایی را میتوان آموخت؟آیا این روند مسیر قابل شناسایی  است ؟

عوامل بسیاری که تعیین کننده پایداری هستند  مانند عوامل ژنتیکی، تجارب دوران اولیه زندگی و شانس را نمیتوان اصلاح کرد اما مهارت های سازنده پایداری را میتوان آموخت مانند شکستن سیکل افکار منفی، عقب راندن حوادث فاجعه آور و جستجوی راه هایی برای مقابله وقتی با موانعی برخورد می کنیم.

رشد بعد از تروما چیست؟

بعد از مواجهه با تروما یا ضربه روحی، بسیاری از افراد معنای روانشناختی و معنوی عمیق تری را پیدا می کنند که به آن رشد بعد از تروما میگویند. این موضوع همیشه بلافاصله بعد از تروما اتفاق نمی افتد و فرد ممکن است که علایم اضطراب، افسردگی یا فلاش بک را تجربه کند.

چگونگی ساخت پایداری

چالش اصلی این است که برای این سوال، یعنی چگونگی ساخت پایداری طرحواره یا الگوهایی را شناخته و طبقه بندی کنیم.

فارغ شدن از درد و نا امیدی و  محدود کردن اثر آن، لزوما کار آسانی برای هر کس نیست. ولی پژوهشگران اینکار را آغاز کرده اند که کشف کنند افراد تواناتر  چگونه پس از مرگ کسی که دوستش میداشته اند، از دست دادن شغلی، یک بیماری حاد یا مزمن، یا شکست دیگری به زندگی خود ادامه میدهند. آموخته های آنها میتواند به دیگران کمک کند که بتوانند توانا تر شوند.

برای مثال، آیا شما ویژگی های شخصی و موانع حرفه ای را صرفا ناشی از بی کفایتی خود میدانید یا آیا شما  عواملی که خاص و موقتی هستند را به عنوان عوامل کمکی می دانید؟ آیا شما خواستار یک نتیجه کامل هستید  یا قبول می کنید که زندگی مخلوطی از بردها و باخت هاست؟ در هر مورد، بردها با سطوح بالاتر پایداری گره خورده است.

راهبردها یا استراتژی های پایدار تر شدن چیستند؟

عادات سالم مثل خوابیدن کافی، خوب غذا خوردن و تمرین و ورزش می تواند استرس را کاهش داده و به نوبه خود پایداری را افزایش دهند. به طور مشابه، کوشش در پرورش روابط نزدیک با سایرین باعث می شود در مواقعی که فرد دچار مشکل شده است به او کمک کنند. تفکر منظم درباره اخلاقیات و زندگی فعالانه بر اساس ارزش های شخص با پایداری سطح بالاتر ارتباط دارد.

چگونه میتوانم در مواقع بحرانی پایدار تر باشم؟

هر بحرانی، مانند پاندمی ویروس کرونا، پایداری را آزمون می کند. با نگاهی به عزیزان برای پشتیبانی هیجانی و کمک، افزایش مراقبت شخصی، و تمرکز بر جنبه های موقعیتی که در کنترل شماست به شما کمک میکند که بر طوفان غلبه کنید.

منبع یا کانون کنترل چیست؟

منبع کنترل میتواند داخلی باشد به این معنی که یک فرد درک میکند که او بر آنچه که برایش اتفاق می افتد کنترل دارد یا خارجی باشد، به این معنی که فرد آنچه را که برای او اتفاق می افتد به عوامل خارجی نسبت میدهد. یک منبع کنترل داخلی وابسته است به پایداری بزرگتر.

آیا میتوان منبع کنترل خارجی را تغییر داد؟

بلی. برای بسیاری افراد، آوردن منبع کنترل خارجی به داخل نیازمند تغییر قیود ذهنی قابل ملاحظه ای است؛ مانند هر مهارت دیگر، اینکار نیاز به تمرین و تکرار دارد. در کوتاه مدت، این موضوع کمک میکند که در برخورد با  سختی به جای آن که برخورد منفعلانه داشته باشد قاطع بوده و اعمال پایه و اساس دار انجام دهد.

چگونه میتوانم بر مشکل دوره کودکی ام فائق آیم؟

زندگی کودکی همراه با تروما، زخم روحی عمیقی دارد ولی درمان امکان پذیر است. صحبت کردن با یک عزیز یا درمانگر، فوق العاده کمک میکند. تحقیقات نشان داده است که اگر تروما را درست تعریف کرده و به خود بقبولاند که مثلا سو استفاده از او تقصیر او نبوده است به بالغین کمک می کند که احساس همدلی کنند چرا که خود، دوره کودکی را گذرانده اند و توانایی های زیادی را می شناسند.

چرا شکست میتواند به ما کمک کند؟

همه، با هر پس زمینه، مهارت، یا داستان زندگی، حد اقل یک بار به طور فوق العاده و دیدنی در زندگی شکست خورده اند. البته یک شکست بزرگ یا فقدان چیزی ساده و مفرح نیست گرچه فرهنگ “برنده همه چیز را میبره” موفقیت را با تمام هزینه ها اولویت بندی می کند.

یادگیری اینکه با اشتباهات کوچک و بزرگ، برخورد صحیح داشته باشیم، یک مهارت است که به شخص پایداری بیشتر و شاید یک موفقیت می دهد، در یادداشت های بعدی ، فرآیند و فرآورده این یادگیری مهارت  را بر اساس نظریه طرحواره  توصیف خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *