مقدمه ای بر تاب آوری و معنویت

زهرا نیازاده، روانشناس و عضو تیم تخصصی تاب آوری در انجمن ازدواج و خانواده کشور

در اغلب متون عبارت معنویت را برگرفته از لفظ لاتین اسپریتوس به معنای جان زندگی تعریف کرده اند.

معنا و معنویت در واقع هسته اصلی و جوهره ی زندگی بشمار می آید که در کلمات و عباراتی همانند، نفس، جان، روح، شور و حتی اشتیاق و شهامت نیز منظور نظر است همین معنویت میتواند اشاره ای باشد به خروج و یا دمیدن روح به زندگی انسان نیز باشد و به مثابه فرایندی فعال وغیرفعال تجربه می شود.

در واقع معنویت و معنامندی ظرفیت، تمایل و یا گرایشی است که برای هر فرد، میتواند ویژه، فطری و منحصر به فرد می باشد.

به حقیقت تمایل وظرفیت معنوی، افراد را به سوی توحید ، معرفت، عشق و تاب آوری، معنا و آرامش، تعالی و پیوند و حتی به شفقت و مهربانی، رهنمون گردد.

معنویت، قابلیتی در افراد است برای تاب آوری و مواجهه با با مخاطرات، خلاقیت، رشد و تحول نظام ارزشی و شامل مجموعه ای از پدیده ها مانند تجربیات، عقاید و افعال است.

نهایت معنویت مسیر وحدانیت و ربانیت است و عبارتست از ارتباط با وجود متعالی خداوند، اعتقاد به ماورا و غیب و باور به وجود و حضور نیرویی مافوق در جهان هستی.

معنویت بالطبع دارای ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی است.

ساختارهای اجتماعی و نظام های بشری مثل خانواده‌ها، جوامعی معناساز و با جهت گیری های خاص خود هستند که به یقین بر سلامت، کارکرد و توانایی تاب آوری موثر هستند.

نهادها و سازه های اجتماعی به مثابه یک ارگانیسم با حیات ویژه دارای یک معنا و روح جمعی هستند واین وبه ویژه در خصوص نهاد خانواده بمراتب بیش از اینها قابل توجه می باشد. از این جهت که تجارب معمولی انسان چه به عنوان فرد و چه به عنوان خانواده پنجره ای رو به سوی ایزد منان است و این در تعین سطح توانایی و تاب آوری واقعاً اثرگذار است.

به یقین معنویت مفهومی مبتنی بر تجربه و شهود و باوری عمیق و پایدار به وجود به نیرویی برتراست و همچنین به کاووش، تقدس و روحانیت، جستجوی معنای غایی، هوشیاری برتر و بُعد ماورایی وجود انسان می پردازد در واقع معنویت با توحید و یکتا پرستی در آمیخته و عجین است.

اما در چند دهه ی اخیر توجهات آکادمیک به مقوله توانایی و تاب آوری انسان و از سوی دیگر توسعه روانشناسی مثبت و توجهات به متغیرهایی از قبیل تاب‌آوری نیز به عنوان یکی ازتوانایی های ویژه آدمی وتوجه رو به تزاید به آموزش آن از طریق توجه به معنا و معنویت البته که در سلامتی روان و سازگاری با مسائل و مشکلات نیز موثر واقع شده است.

و با اینحال که عوامل مختلفی از قبیل عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در تاب آوری افراد نیز تأثیرگذارند که به صورت خاص در این مجال معنویت مدنظر ماست و مطالعات داخلی و پژو هشهای بین المللی بر ارتباط تاب آوری و معنویت تأکیدات فراوان داشته و اکنون به یقین میدانیم هوش عاطفی و “هوش معنوی” از جمله عوامل فردی و شخصیتی موثر بر” تاب آوری” است.

همچنین ناکاشیما و کاندا (۲۰۰۵) عنوان نمودند که یکی از عوامل تأثیرگذار در تاب آوری افراد، معنویت و ساختن یک روایت معنی‌دار از زندگی و مرگ (معناسازی شخصی) است.

در این راستا و در پژوهشی دیگر اسمیت و همکاران (۲۰۰۹) عنوان نمودند، داشتن معنا و هدف در زندگی برای سازگاری با شرایط دشوار و استرس‌زای زندگی، ضروری می باشد و در این میان، وجود افراد حمایتگر پیش بینی کننده مثبت و معنی دار انتخاب هدف و معنای شخصی توسط افراد می باشد.

پن و همکاران (۲۰۰۸) عنوان نمودند داشتن معنا و هدف در زندگی یکی از عوامل محافظتی شناخته شده در تاب آوری افراد است.

به عبارت دیگر افرادی که قادر به شناسایی نظم، انسجام و هدف در زندگی خود هستند و همچنین توانایی پیگیری و دستیابی به اهداف خود را دارند، تاب آوری بیشتری در شرایط دشوار زندگی، از خود نشان می دهند.

تاب آوری به سازگاری مثبت، یا توانایی حفظ کردن و به دست آوردن مجدد سلامت روانی علیرغم تجربه مصیبت و سختی اشاره دارد.( هرمن، استوارت، دیازگراتادوز، برگر، جکسون و بون ۲۰۱۱)

و همچنین ماستن ( ۲۰۰۹ ) معتقد است که تاب‌آوری در روانشناسی اشاره به تمایل افراد برای مقابله با استرس و سختی ها دارد. که به وضوح این توانایی در افراد معنامند چشمگیرتر است.

همچنین جوکار و هاشمی در مطالعه خود در سال ۱۳۹۰ اعلام کردند یکی از متغیر های مرتبط با تاب آوری، معنویت و مذهب(دینداری) می‌باشد.

مطالعه دیگری که توسط بلازر و مدور (۲۰۰۹ ) انجام شد در نتیجه اعلام کرد مذهب به عنوان یک “سیستم سازمان یافته ای از عقاید، اعمال، رسوم و نمادهای طرح شده برای تسهیل ارتباط با یک قدرت برتر” است و معنویت هم به عنوان ” ذات (وجودی) مذهب را در برگرفته و تعریف ذکر شده را با درک پاسخ به پرسش هایی درباره زندگی، معنا، و رابطه بایک قدرت برتر گسترش می‌دهد”،پدیدار میگردد.

در واقع، معنویت به عنوان مفهومی وسیع تر و انتزاعی تر که دربرگیرنده جستجو برای معنا و هدف در زندگی و رابطه با وجودی متعالی و برتر توصیف می‌شود در حالی که دینداری( مذهب) به عنوان سیستم سازمان یافته ای از باورها و عبادات توصیف شده است.

پژوهش های متعددی بر این نکته تأکید کرده اند که بخشایش و معنویت در بالا رفتن کارایی خانواده نقش دارند.

چنانکه غفوری و همکاران در سال (۱۳۹۲) در نتیجه پزوهشی اعلام کردند روان درمانی معنوی مبتنی بر بخشودگی، مایه افزایش بخشودگی، رضایت زناشویی، درک عواطف و همبستگی زوجین، پردازش شناختی و بهبود روابط می شود همچنین در مطالعات فراوان به نقش معنویت در پایداری زندگی زناشویی و خانوادگی اشاره شده است.

به روایت دلگادو در سال ۲۰۰۵ نگاهی اجمالی به تعاریف موجود معنویت بیانگر وجود چهار ویژگی اساسی لازم و ملزوم در این تعاریف است

که عبارتند از:

۱)معنویت به پذیرش سیستمی از باورها نیاز دارد. مارکوین (۱۹۹۴) معتقد است “معنویت نمی‌تواند کاملاً خودساخته باشد؛ بلکه تعاملاتی که فرد با فرهنگ خود دارد شکل می‌گیرد یکی از نکاتی که بیقین بایستی در آن دقت داشت این است که این باورهای فرهنگی هستی گرایانه ممکن است مذهبی بر توحید و آموزه های دینی و خدا پرستانه و یا غیرمذهبی باشند.

۲)معنویت مستلزم جستجو یا پرسش برای معنا و هدف زندگی است. این پرسش ها مربوط است به جوهر و اصل هستی. یافتن معنا و هدف زندگی مربوط است به رسالتی که فرد احساس می کند به خاطر آن به سرنوشت خاصی فراخوانده شده است.

۳)معنویت شامل ایمان و آگاهی از پیوند یا ارتباط با دیگران است. حین جستجویی که فرد برای یافتن معنا و هدف زندگی انجام می‌دهد، خودشناسی و رشدی حاصل می‌شود که به برقراری پیوندی بین خود ، دیگران، جهان و سر چشمه حیات خداوند بخشنده و مهربان منجر می‌شود.

۴) معنویت در برگیرنده تجربیات اوج، استعلا، تعالی یا فرا رفتن از خویشتن می‌باشد.

معنویت جنبه ای از آدمی است که میتواند منشاء توانایی و تاب آوری باشد معنامندی به زندگی مفهومی فراتر از مرگ می بخشد بدین معنا که انسان از مرگ و فناپذیری خود آگاه است و در نتیجه تلاش می کند تا هدف و معنایی برای زندگی اش بیابد.او از خود می‌پرسد که هدف از وجود چیست و ارزش او برای جهانی که در آن سکنی گزیده است چه می باشد این معنا مکرر در پروژه های مطالعاتی حوزه تاب آوری مورد تاکید قرارگرفته است.

در واقع یکی از منابع اصلی تاب آوری معنویت است در این میان، جهت‌گیری معنوی زمانی شکل می‌گیرد که این پاسخ ها انسان را هدایت کند به سمت تدوین معنایی از تعالی معنوی یا استعداد فرد برای بیرون ایستادن از زمان و مکان حاضر و دیدن زندگی ازیک منظرگاه بزرگتر و عینی تر.

این دیدگاه متعالی چیزی است که شخص از طریق آن یک کلیت بنیادی و زیربنایی را می‌بیند که اساس همه تلاش‌های طبیعت است نکته حائز اهمیت آن است که نگرش وسیع، مثبت و فراگیر در ادبیات و مبانی نظری تاب آوری مورد توجه فراوان بوده است.

درک یکپارچی و ارتباط همه جانبه با دیگران، خدا و طبیعت به انسان مقام و منزلتی می بخشد که وی را از علایق در زمان، مکان و دلبستگی مادی فراتر خواهد برد.

معنویت از این حیث هم به مثابه یک راهبرد مقابله ای می باشد که موجب تقویت و توسعه تاب آوری آدمی است به هنگام بروز هرگونه شکست و ناملایمتی، فرد می تواند با کمک آن تعادل خویش را حفظ و در بازسازی و بازیابی خود اقدام نماید از این جهت است که معنویت و تاب آوری کیفیت زندگی، شادکامی و رضایتمندی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد.

امروز بر همگان روشن است تأمین نیازهای روانی و عاطفی در گرو معنویت و دین نهفته است و این دو، مهمترین اصل برای تامین سلامت روان است.

یافته های پژوهشگران نیز حاکی از آن است که دین و معنویت تأثیر مثبتی بر سلامت روان و بهزیستی اجتماعی دارد و در ارتقای وضعیت سلامت و پیشگیری از بیماری‌های جسمی و روانی موثر است و همچنین در کیفیت زندگی مبتلایان به بیماریهای صعب العلاج، بازماندگان از بلایا و فجایع معنامندی و معنویت موجب توانایی و تاب آوری بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *