سیستم های آموزشی تاب آور در زمان همه گیری کووید ۱۹

دولت، وزارتخانه ها و مدارس با چالش هایی برای برنامه ریزی آموزشی در زمانی بسیار نامطمئن مواجه هستند.

بعد از آشفتگی ها و مشکلات آموزشی به دلیل تعطیلی مدارس و قرنطینه کشورها کم کم و به تدریج محدودیت ها را بر می دارند، در حالی که مقیاس کلیدی مراقبتی به خصوص فاصله اجتماعی و فیزیکی را رعایت می کنند.

بسیاری از کشورها در اروپا و آسیای مرکزی تصمیم گرفته اند که مدارس را باز نکنند. گرچه ویروس همچنان دنیا را در می نوردد و هنوز واکسن ها در حال آزمایش اند، جوامع آماده می شوند که به یک دوره نرمال جدید عادت کنند.در حالی که آموزش به نسبت قبل بسیار متفاوت شده است. برخی از کشورها برای سناریوهای مختلفی در سال تحصیلی جدید برنامه ریزی می کنند. بعضی از مدارس بازگشایی می شوند و بعضی دیگر همچنان آموزش از راه دور را انتخاب می کنند.

مدارس در حالی بازگشایی می شوند که نمی توانند شاگردان را به دلیل قوانین فاصله گذاری اجتماعی تمام وقت بپذیرند. تقویم های مدارس اصلاح می شود و معلم ها بصورت شیفتی در مدرسه حاضر می شوند، فعالیتهای آموزش از راه دور جبران برنامه های زمانی کاهش یافته در مدارس را می کنند.  برخی ازشاگردان چند ساعت و یا چند روز در هفته را در مدرسه به سر می برند و باقی هفته را از راه دور آموزش می بینند.

این در حالی است که احتمال دارد برخی از دانش آموزان، آموزش چهره به چهره ببینند و بر اساس سن و سطح آموزش و نیازهای یادگیری و یا شرایط خانوادگی و اجتماعی خود آموزش ببینند. برای مثال فرزاندن کادر درمان مانند پرستاران و پزشکان و یا کودکان محروم و یا در حاشیه ممکن است برای آموزش در مدرسه نسبت به سایر شاگردان اولویت داشته باشند.

برنامه ریزی در محیط کار کمّی نیست و با بسیاری از ناشناخته ها و کاستی های آموزشی می تواند در سالهای آتی روی شاگردان اثر گذار باشد و باعث استرس و اضطراب در میان کادر آموزشی، کودکان و خانواده ها شود.دنبال کردن اصول تصمیم گیری مهمتر از هر چیزی، پیش شرطی برای بهبود تاب آوری سیستم های آموزشی است.

در ادامه ملاحظاتی برای برنامه ریزی و ایجاد سیستم های آموزشی تاب آور در دوره همه گیری کوویید ۱۹، آمده است که تضمین می کند همه کودکان آموزش جامع و کیفی دریافت کنند.

همه گیری، محرکهای محرومیت اجتماعی را چند برابر کرده است. محرکهایی مانند خانواده هایی با در آمد کم، بیکاری، بیماری، سرمایه اجتماعی، مسکن،شبکه های محلی( محله های حمایتگر، حمل و نقل و …) و آموزش دستاوردهای آموزشی به طور عمده تحت تاثیر عواملی هستند که در چهار سطح کار می کنند:

-کودک و خانواده: جنسیت، قومیت، بهداشت، پویایی .
-مدرسه: منابع، عملکردهای آموزش،یادگیری، دستورالعمل ها،حمایت، دلسوزی .
-اجتماع: روابط مدرسه – جامعه
-مشارکت مقامات و جامعه محلی

فراهم آوردن آموزش بهتر به این معناست که رسیدگی به محرکهای محرومیت به عنوان یک الویت در تمام چهار سطح به طور همزمان مد نظر قرار گیرد.

فراهم آوردن آموزش بهتر نه تنها در مورد سهمیه اضافی برای کودکان در حاشیه است، بلکه در مورد تضمین آن است که تلاش های محلی و ملی بتواند از تغییر و تحول مدارس با تاکید بر دو جنبه حیاتی عمل کند. تغییر پداگوژیک با رشد برنامه جامع تر و منعطف تر و فرایندهای آموزشی که پاسخگوی نیازهای خاص هر کودک است. .تغییر دستورالعمل های مدرسه، ساختار و موسسات به طوری که رسیدگی و مراقبت و احترام و حمایت کل نگر هدف اصلی ماموریت ها و مدارس باشد.
ذینفعان آموزشی با توجه به این هدف می توانند به ماموریت و پنداره و هدف طولانی مدت خود وفادار بمانند. تمام کودکان نیز می توانند حقوق آموزش خود را تحقق بخشند و نیروهای بالقوه خود را به فعل در آورند.

سیاستگذاران آموزشی ممکن است نتوانند تصمیم گیری های سیاسی را در مقیاس های سلامت ملی و مقیاس های حمایتی کنترل کنند، اما می توانند روی آنچه می دانند و در حوزه کنترل آنهاست، تمرکز کنند. برای مثال شیوه های حمایتی دانش آموزان، کیفیت یادگیری و توزیع خدمات آموزشی جامع و مراقبتی و بهزیستی نیروی کار آموزشی


گرچه ذینفعان آموزشی همه ابزارها را برای مدیریت و یا مخاطب قرار دادن شرایط زندگی کودکان و خانواده های آنها را ندارند،اما از این قدرت برخوردارند که هر کودک در مدرسه مورد احترام و استقبال قرار گرفته به گونه ای مورد حمایت قرار گیرد که در فعالیتهای مدرسه شرکت کند و در محیطی مناسب آموزش ببیند. فراهم آوردن آموزش بهتر نیاز به دیدگاهی دارد که جامعه نیز در آن سهیم باشد. درحالی که مشارکت گسترده ذینفعان در تمام سطوح و مراحل چرخه برنامه ریزی جهت شکل دادن مداخلات حیاتی است و موافقت دیگران را نیز در زمان نبود قطعیت جلب می کند.


برگرفته از: کتاب ساخت سیستم های آموزشی تاب آور در زمان همه گیری کووید ۱۹٫
-محمدرضا مقدسی.عفت حیدری
– نشر سخنوران

اهمیت تاب آوری سازمانی

محسن عبدالهی علویجه دکترای مدیریت دولتی

«تنها چیزی که ثابت است تغییر است». این به آن معناست که همه چیز فقط هر از گاهی متوقف می‌شود و سپس درمسیری جدید یا در همان مسیر قبلی خود به حرکت ادامه می‌دهد. اما نکته اصلی این است که این تغییرات هرگز بدان معنا نیست که حرکت پایان یافته است و درها بسته شده است، بلکه پایان یک چیز آغاز یک چیز جدید دیگر و گشایش دری است به مسیر جدید.

اما آنچه در این تغییرات گسترده در سال‌های اخیر حائز اهمیت است بیان این نکته است که مدیریت این بحران‌ها به موضوعی کلیدی تبدیل شده است. بلایای طبیعی، بیماری‌های همه گیر و وسیع جهانی، خشکسالی، جنگ، رکود اقتصادی، مخاطره امنیت غذایی و… همگی می‌توانند تهدیدی غیرقابل پیش‌بینی و شدید برای تداوم عملیات سازمان‌ها و حتی دولت‌ها باشند.

حال سوال اصلی این است که ما چقدر در مقابل این بحران‌ها تاب آور هستیم و می‌توانیم مقاومت کنیم؟

سازمان‌ها و دولت‌های مختلف در مواجهه با این شرایط خطرناک مخرب عکس‌العمل متفاوتی از خود نشان می‌دهند، برخی از سازمان‌ها با موفقیت از این شرایط عبور می‌کنند و به رشد خود ادامه می‌دهند و برخی از سازمان‌ها واکنش نشان نداده و در نهایت تعطیل می‌شوند.

 مفهوم تاب‌آوری

تاب‌آوری یک پدیده در سطح سازمان است که به عنوان قدرت واحد سازمانی برای از سرگیری، بازگشت، برگشت یا تعدیل مثبت رویدادهای نامطلوب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به عبارت دیگر توانایی شرکت در جذب کارآمد، توسعه واکنش‌های خاص به موقعیت‌های خاص و در نهایت به کارگیری روش‌های موثر در مقابله با رویدادهای مخربی است که بقای سازمان را به طور بالقوه تهدید می‌کند.

توانایی و ظرفیت سازمان درمواجهه و مقابله با بحران‌ها و چالش‌ها و توانایی بازگشت به شرایط عادی کسب و کار، ویژگی بسیار مهمی‌ است که سازمان‌ها باید برای بقا و تداوم فعالیت خود به آن مجهز باشند. و این مفهوم زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که حوزه فعالیت شما در ارتباط با بخش بزرگ‌تری از جامعه باشد.

 اهمیت تاب‌آوری سازمانی

جوامع برای اینکه تاب‌آور باشند و بتوانند در شرایط بحرانی واکنش مناسب نشان بدهند بر خدمات فراهم شده توسط سازمان‌ها و دولت‌ها متکی هستند، تا آنها را به برنامه‌ریزی، پاسخ و بازیابی برای موقعیت‌های اضطراری و بحران‌ها قادر سازند. سازمان‌های حیاتی یک جامعه که فراهم‌کننده خدماتی مانند کشاورزی و تامین امنیت غذایی، آب، گاز، برق، حمل و نقل، آموزش و سلامت هستند، همواره بسیار مهم انگاشته شده‌اند. این بدان دلیل است که اینها همان سازمان‌هایی هستند که جوامع را قادر به عملکرد می‌سازند.

در نتیجه برای اطمینان از بقای سازمان‌ها و کم کردن اختلال ناشی از یک فاجعه در جریان جاری اجتماعی، تاب‌آور بودن برای سازمان‌ها حیاتی است. علاوه بر ارتباطی که بین جوامع تاب‌آور و سازمان‌های تاب آور وجود دارد، بین تاب‌آور بودن سازمان‌ها و مزیت رقابتی آنها نیز رابطه وجود دارد. سازمان‌های تاب‌آور در زمان‌هایی که کسب وکار در شرایط عادی قرار دارد، قدرت رقابتی بیشتری دارند. در ارتباط با تاب‌آوری سازمانی اهمیت فرهنگ را نیز نباید نادیده گرفت، در واقع برخورداری از یک فرهنگ تاب‌آوری، کلید موفقیت سازمان به شمار می‌رود.

  ویژگی‌های تاب‌آوری

۱. تاب‌آوری یک توانایی است که تحت شرایط محیط نوظهور شکل می‌گیرد و یک ظرفیت بالقوه است که در فعالیت‌های عملیاتی و جاری سازمان قابل درک نیست، بلکه زمانی که شرایط مخرب و بحران پدیدار می‌شود، انعطاف‌پذیری سازمانی می‌تواند از مزایای سازمان محسوب شده و مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

۲. تاب‌آوری بر بقا، انطباق‌پذیری، بازگشت و توسعه در شرایط متضاد تاکید دارد، تاب‌آوری سازمانی توانایی بازیابی پس از تخریب است نه مقاومت در برابر رویداد غیرقابل انتظار. یک سازمان با تاب‌آوری بالا می‌تواند به موقع تعدیل شده و ظرفیت جدیدی را در مواجهه با انواع تغییرات چشمگیر ایجاد کند و این امر نیاز به یک برنامه‌ریزی دقیق و شناخت کافی از محیط دارد.

۳. تاب‌آوری سازمانی چند سطحی است. یعنی تاب‌آوری در سطوح مختلف از جمله افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها و به تعامل بین سطوح مختلف بستگی دارد. در عین حال، تاب‌آوری فرآیندی است که تحت تاثیر منابع و ساختار سازمان قرار می‌گیرد.

 موانع سازمان‌ها در ارتقای سطح تاب‌آوری

سه مانع اصلی بر سر راه سازمان‌ها برای ارتقای سطح تاب‌آوری وجود دارد:

۱. اولین مانع آگاهی محدود سازمان‌ها از محیطی است که در آن فعالیت می‌کنند، آگاهی موقعیتی بیانگر مواردی از قبیل شناسایی حوادث بالقوه و بررسی پیامدهای آنها، آگاهی نسبت به میزان منابع در دسترس سازمان در مواجهه با بحران و آگاهی از تعهدات سازمان در رابطه با تمامی ‌ذی‌نفعان است.

۲. دومین مانع عدم توانایی در شناسایی و مدیریت نقاط آسیب‌پذیر کلیدی است. آسیب‌پذیری‌های کلیدی به اجزایی از یک سیستم سازمانی اشاره دارد که با از دست دادن یا آسیب دیدن آن خسارت جبران‌ناپذیری به سازمان وارد می‌شود.

۳. سومین مانع فقدان توانمندی سازمانی در ایجاد انطباق‌پذیری است. ظرفیت انطباق میزانی از فرهنگ و پویایی یک سازمان بوده که به موجب آن، سازمان می‌تواند در کسب وکار عادی و روزمره خود و در شرایط بحرانی نیز تصمیم‌های به موقع و مناسب اتخاذ کند.

و در انتها بیان می‌کنم که تاب‌آوری عامل اصلی بقای سازمان شما در شرایط بحرانی است.