تاب‌آوری و سرسختی ذهنی

سارا حق بین

تاب‌آوری و سرسختی ذهنی

mental toughnessr and esilience

تاب‌آوری و سرسختی ذهنی

به گزارش میگنا در واقع بین تاب‌آوری (resilience) و سرسختی ذهنی (mentaltoughness) تفاوت وجود دارد و اگرچه این دو مفهوم مرتبط با یکدیگرند اما تفاوت‌های مهمی نیز بین آنها وجود دارد.

متأسفانه، این روزها این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. در این مقاله براساس تحقیقان خانم سوزان کوباسا، روانشناس و پزشک فعال در ایالات متحده آمریکا بر روی سرسختی به این تفاوت‌ها پی خواهیم برد. ایشان تحقیقات خود را از روانشناسی سلامت آغاز کردند که در آن تاب‌آوری به عنوان «توانایی بهبودی از یک موقعیت نامطلوب» تعریف شد. یعنی افراد تاب‌آور می‌توانند با سختی‌ها کنار بیایند.

این توصیف به مرور زمان تغییر کرده و گسترده‌تر شد و در حال حاضر تغییرات زیادی از تعاریف اصلی وجود دارد که به نظر می‌رسد توصیف تاب‌آوری را بسط می‌دهد. برای مثال، امروزه اغلب می‌توانیم ببینیم که مفهوم تاب‌آوری روان‌شناختی به مفهوم سرسختی ذهنی نزدیک‌تر شده است.

ما در زندگی با افرادی مواجه می‌شویم که وقتی سرسختی ذهنی را توصیف می‌کنیم، می‌گویند: «منظور من از تاب‌آوری همین است».
پاسخ ما این است: «شما تاب‌آوری را توصیف نمی‌کنید، بلکه شما سرسختی ذهنی را توصیف می‌نمایید.»

با این حال، بازگشت به تعاریف اصلی مفید است زیرا آنها به موارد مهمی اشاره می‌کنند. اگر موقعیت نامطلوبی پیش بیاید و فرد با آن کنار بیاید، به عنوان تاب‌آور توصیف می‌شود. برخورد مؤثر با یک فشار یا مشکل، کیفیت مفید و مطلوبی است. اما این لزوماً به این معنی نیست که آنها در مورد تجربه‌شان حس مثبتی دارند. آنها ممکن است به سادگی دندان‌های خود را به هم فشار داده باشند و با آن مواجه شده و وارد عمل شوند. باید بدانیم در این شرایط بدون اینکه چیز دیگری وارد بازی شود مثلاً یک یک طرز فکر مثبت یا احساس مثبت، قرار گرفتن بیش از حد در معرض شکست و ناملایمات می‌تواند و اغلب، فرد را فرسوده کند.

در خالص‌ترین شکل، تاب‌آوری را می‌توان یک کیفیت منفعل یا شاید خنثی در نظر گرفت. به این شکل که «من تاب‌آور هستم، زیرا باید تاب‌آور باشم.» نه با این معنی که «… من تاب‌آور هستم چون می‌خواهم تاب‌آور باشم.».

در اواخر قرن بیستم، خانم سوزان کوباسا با نگاهی به مدیران تاب‌آور دریافت که برخی به استرس، فشار، فرصت‌ها و چالش‌ها به شیوه‌ای متفاوت از دیگران پاسخ می‌دهند.

اگرچه همه به دنبال تاب‌آوری بودند، اما او متوجه شد که برخی از آنها رویکرد مثبتی را در برابر ناملایمات و چالش‌ها اتخاذ می‌کنند و حتی گاهی اوقات به دنبال این هستند. او دریافت که این تمایل مثبت به مواجهه با چالش، فرصت و ریسک اغلب به این معناست که این افراد از نظر روانی بهتر با فشارها و چالش‎ها و شکست‌های مکرر برخورد می‌کنند. او این را سرسختی نامید تا آن را از مفهوم تاب‌آوری جدا کند. او فهمید که بین «تاب‌آور بودن چون باید تاب‌آور باشید» و «تاب‌آور بودن چون می‌خواهید تاب‌آور باشید» تفاوت وجود دارد.

در واقع کوباسا ایده مثبت بودن را وارد این مفهوم کرد. او می‌دانست که برخی افراد، وقتی فشارها یا مشکلی را می‌بینند، آن را به ‌عنوان یک چالش در نظر گرفته و می‌توانند بیشتر روی راه ‌حل متمرکز شوند، بنابراین در همین چالش فرصت‌هایی را خواهند دید که دیگران ممکن است به شکل تهدید ببینند. این افراد دارای سرسختی ذهنی هستند.

با اضافه شدن مفهوم اعتماد به نفس، ایده کوباسا از سرسختی به عنوان سرسختی ذهنی تغییر یافته است. به این معنی که «ویژگی شخصیتی که تا حد زیادی تعیین می‌کند که چگونه فرد از نظر ذهنی به استرس، فشار، فرصت‌ها و چالش‌ها صرف نظر از شرایط واکنش نشان می‌دهد». فردی که از نظر ذهنی سرسخت است، چالش‌ها و ناملایمات را به عنوان یک فرصت و نه یک تهدید می‌بیند و اعتماد به نفس و رویکرد مثبتی دارد تا بتواند آنچه را که پیش رو است انجام دهد.

این مفاهیم به طور خلاصه در تصویر زیر قابل مشاهده است:

بنابراین تاب‌آوری و سرسختی ذهنی با هم مرتبط هستند. اکثر افراد نه همه افراد سرسخت ذهنی، تاب‌آور هستند، اما همه افراد تاب‌آور از نظر ذهنی سرسخت نیستند. تفاوت این افراد در مولفه مثبت نهفته است.

فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد تاب‌آوری را به عنوان «توانایی بهبود سریع از مشکلات» تعریف می‌کند که توانایی بازیابی از یک موقعیت نامطلوب را به طور کامل توصیف می‌کند. اما این تعریف لزوماً به این معنا نیست که فرد احساس مثبتی نسبت به آن موقعیت منفی دارد. این به این معنی است که چیزی به هم ریخته است، اما من دندان‌هایم را به هم می‌فشرم، بلند می‌شوم و هنوز معتقدم که می‌توانم برخی یا همه کارهایی را که در ابتدا در نظر داشتم با وجود این شکست و سختی، انجام دهم و تمام تلاشم را برای رسیدن به برخی یا همه اهدافم خواهم کرد.

ما معمولاً فردی را که این کار را انجام می‌دهد به عنوان فردی تاب‌آور توصیف می‌کنیم. اگرچه این شیوه به خوش‌بین بودن یا مثبت بودن فرد کمک می‌کند، اما این شرط لازم برای تاب‌آوری نیست.

در نتیجه، فردی که بدون خوش‌بینی و اعتماد به نفس تاب‌آور است، می‌تواند تاب‌آور باشد، اما ممکن است همچنان شرایط سختی داشته باشد و اگر نیاز به تاب‌آوری بیش از حد و مکرر یا بیش از حد ماندگار داشته باشد، احتمال پژمردگی و فرسودگی در او بیشتر خواهد بود.


آیا این تفاوت مهم است؟
هم تاب‌آوری و هم سرسختی ذهنی را می‌توان از طریق یادگیری تجربی یا از طریق توسعه هدفمند، کوچینگ یا صرفاً از طریق تجربیات زندگی توسعه داد.

اما نتیجه به طرز جالبی متفاوت است، در دنیایی که همه افراد تغییرات، چالش‌ها و شکست‌ها را بیشتر و سریع‌تر از همیشه تجربه می‌کنند، این تفاوت مهم است. اتخاذ یک طرز فکر مثبت مهم است، این یک توانایی در مورد پذیرش فراز و نشیب‌های زندگی به عنوان بخشی از سفر در زندگی است و نیز بخشی از فرآیند توسعه شخصی است.

ما ممکن است همچنین به تفاوت در عبارت «بقا و شکوفا» فکر کنیم. تاب‌آوری به شما کمک می‌کند که زنده بمانید و سرسختی ذهنی به شما کمک می‌کند تا پیشرفت کنید.

لذا این تفاوت مهم است زیرا نتیجه مثبت‌تر است و منجر به موارد زیر می‌شود:
– عملکرد بهتر
– به‌زیستی بهتر و پایدارتر
– رشد و توسعه رفتارهای مثبت
– پروراندن و ترفیع آرزوها   

تاب آوری

تعریف و تاریخچه تاب آوری خانواده

محمدرضامقدسی

تعریف و تاریخچه تاب آوری خانواده

نظریه تاب آوری خانواده
به گزارش میگنا مفهوم تاب آوری از عواملی که افراد را برای موفقیت آماده و مهیا میکند صحبت میکند البته مطالعات تاب آوری توانسته است افراد موفق را از سایرین متمایز کند (Kalil et al., 2003 ) نکته حایز اهمیت این است که این مفاهیم نظری برای درک تحول و کارکرد خانواده دارای کارکردهای ویژه هستند.

مفهوم تاب آوری خانواده، به ظرفیت خانواده برای مواجه شدن و مدیریت کردن شرایط دشوار، شامل داشتن منابع خانوادگی که آنها را قادر می سازد تا با سختی ها مواجه شوند و قوی بمانند، اطلاق می شود.

با مفهوم کلی تاب آوری، تعاریف متعددی از تاب آوری خانواده ارایه شده است. برای مثال، مک کوبین و مک کوبین (۱۹۸۸) تاب آوری خانواده را به عنوان ” ویژگی ها، ابعاد و خصوصیات خانواده هایی که در برابر اختلال و در مواجهه با تغییر و سازگاری در شرایط بحران به یکدیگر کمک می کنند” تعریف کرده اند. این تعریف بر عوامل حمایتی در مرکز استحکام (قوت) خانواده تاکید می کند.

از طرف دیگر، هاولی و دهان (۱۹۹۶) تاب آوری خانواده را به عنوان الگوهای انطباقی خانواده که هم در زمان حال و هم در طول زمان آشکار می شوند، تعریف کرده اند. پژوهشگران حوزه تاب آوری بر نیاز به بررسی تاب آوری خانواده هم به عنوان ساختار تحولی و هم به عنوان فرایند به جای یک مجموعه پویا از کیفیت ها تاکید می کنند.

علاوه بر این، والش (۱۹۹۶) مفهوم تاب آوری ارتباطی (خویشاوندی)را برای توصیف فرایندهای خانواده مطرح کرد و اینکه چگونه آن فرایندها به چالش های منحصر به فردی که خانواده ها با آن مواجه می شوند،مرتبط است.

این مفهوم بر یک دیدگاه تحولی تاکید دارد که برای درک چگونگی برخورد خانواده‌ها با بحران و استرس در طول زمان است. در نهایت، پترسون(۲۰۰۲) ادعا می‌کند که تاب آوری خانواده می‌تواند به عنوان فرآیندی که خانواده‌ها را قادر به سازگاری و عملکرد پس از شرایط دشوار می سازد، بهتر درک شود.

با توجه به والش (۱۹۹۶، ۲۰۰۳)، مفهوم تاب آوری خانواده فراتر از دیدن تک تک اعضای خانواده به عنوان منابع بالقوه برای تاب آوری فردی است و بیشتر متمرکز بر این است که چگونه خانواده به عنوان یک واحد می تواند بعنوان یک عامل محافظتی عمل کند.

برخی از این عوامل شناسایی شده اند: انسجام خانواده، سیستم های اعتقادی خانواده و راهبردهای مقابله. انسجام خانواده در درجه اول به “پیوند” میان اعضای خانواده اشاره می کند؛ به عبارت دیگر، چگونه ارتباطی با یکدیگر احساس می کنند. خانواده های منسجم بیشتر مایل به کار «اشتراکی» برای منفعت خانواده هستند. از سوی دیگر، سیستم  باورهای خانوادگی، تأثیر معنویت و چشم انداز مثبت را بر خانواده ها را تصدیق می کند.

این موضوع به نوعی حمایت از این اندیشه است که “تاکید خانواده بر مذهب ممکن است انسجام خانواده را تقویت کند و توانام  والدین و فرزندان را تحت تاثیر قرار دهد و درگیری های درون خانوادگی را کاهش دهد  (Kalil et al., 2003 , p. 30).

در نهایت، راهکارهای مقابله به منابع روانشناختی، مالی و اجتماعی و مهارت های خانواده اطلاق می شود که برای مقابله با شرایط سخت مورد استفاده قرار می گیرند. مهارت های مقابله ای باشایستگی و تاب آوری همراه است.

به طور کلی، چنین دیدگاه سیستماتیک از تاب آوری، تصدیق می کند که بحران های جدی (مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، طلاق، بیکاری یک عضو خانواده) و یا چالش های مداوم بر عملکرد خانواده تاثیر می گذارد، اما این که خانواده ها داراي نقاط قوت و منابعی هستند که می توانند موفقیت بهبودی از این بحران ها را تسهیل کند را نیز تصدیق می کند.

 اینکه خانواده ها چگونه مسایل و مشکات خود مواجه شده و مقابله میکنند ، بافت خاصی است که به وسیله عوامل خطر و محافظتی بی شمار میانجی می شود. بافت خاص اشاره به چگونگی تاب آوری خانواده هایی دارد که در معرض سختی هایی هستند که به شدت تحت تأثیر عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند(شرایط ویژه ).
به عنوان مثال، اعضای خانواده که مهارتهای مقابله ای خاصی دارند (به عنوان مثال، استراتژی های ارتباطی، مهارت های حل مسئله) ممکن است در مواقع پریشانی به خوبی از عهده برآمده و کارآیی خوبی داشته باشند. علاوه بر این، خانواده هایی که در گذشته به طور موفقیت آمیز بحران ها را پشت سر گذاشته اند، ممکن است آمادگی بیشتری برای مقابله با چالش های بعدی داشته باشند.

از سوی دیگر، عوامل خطر و عوامل محافظتی خانواده به ویژگی هایی اشاره دارند که خانواده ها را در برابر چالش هایی که ممکن است با آنها مواجه شود، آسیب پذیر و یا مقاوم تر می کند. نمونه هایی از عوامل خطر خانوادگی عبارتند از: خشونت، فقر، خانه های تک والد، طلاق یا مرگ در خانواده، در حالی که عوامل محافظتی خانواده ممکن است شامل انسجام، ارزش های فرهنگی و باورهای معنوی خانواده باشد.

بنابراین، ایده تاب آوری خانواده پیچیده و چند بعدی است. از این رو، چارچوب تاب آوری خانواده که هر دو دیدگاه بوم شناختی و تحولی را ترکیب می کند، بیشتر موثر می باشد.

محمدرضا مقدسی

برنامه نشست های آموزشی پنجمین جشنواره بین المللی فیلم پرواز

تمامی این پنل های آموزشی در فرهنگ سرای اندیشه تهران برگزار خواهد شد

تاب آوری همسران

طاهره عزیزپور

تاب آوری و رابطه زوجین

وابط تاب آور به هنگام تعارض مقاومت می کنند و از هم نمی پاشند. روابط تاب آور، آنقدر امن هستند که بتوانند شرایط سخت و دشوار با مشکلات مقابله و آن ها را حل کنند.روابط تاب آور به جای شکنندگی ، سیال و انعطاف پذیر هستند.

جملات کلیدی:
۱٫ تاب آوری در روابط، می توانند تعارض ها را مدیریت کنند. این روابط مانند نوارهای لاستیکی منعطف هستند، نه مانند پوسته تخم مرغ شکننده.
۲٫ برای داشتن تاب آوری در رابطه انجام تمریناتی لازم است، از جمله: همراهی وحضور داشتن، دیدن و دیده شدن، تقسیم قدرت، هنر ابراز صحیح مخالفت و استراحت دادن به رابطه.
۳٫ ابراز صحیح مخالفت، برای داشتن رابطه ای قوی و تاب آور از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در رابطه ای که به ندرت درگیری و تعارض رخ می دهد، احساس امنیت و اعتماد به نفس دور از انتظار نیست. اگرچه که تاب آوری در شرایط سخت به وجود می آید.


“رابطه تاب آور” به چه معناست؟
این مفهوم به معنی روابطی است که به هنگام تعارض مقاومت می کنند و از هم نمی پاشند. به بیانی دیگر، روابط تاب آور، آنقدر امن هستند که بتوانند شرایط سخت و دشوار با مشکلات مقابله و آن ها را حل کنند. روابط تاب آور به جای شکنندگی، سیال و انعطاف پذیر هستند.


پنج تمرین جهت توسعه تاب آوری در روابط:
افرادی که رابطه ای تاب آور دارند می دانند که این نوع روابط به طور تصادفی و یک شبه ایجاد نمی شوند. روابط تاب آور ممکن است متفاوت به نظر برسند اما هسته مرکزی همه آن ها مشترک است. اگرچه که راه های مثبت زیادی وجود دارد که با کمک آن ها می توان رابطه را سالم نگه داشت، اما پنج تمرین متمایز وجود دارد که به شما کمک می کند تا رابطه ای مقاوم و تاب آور در برابر تعارض ها و مشکلات داشته باشید:
۱) حضور داشتن
۲) دیدن و دیده شدن
۳) تقسیم قدرت
۴) هنر ابراز صحیح مخالفت
۵) استراحت دادن

اگر رابطه ای هیچ یک از موارد بالا یا برخی از آن ها را نداشته باشد، آن رابطه با گذشت زمان شکسته یا محو خواهد شد. این ۵ مورد برای ایجاد رابطه ای طولانی لازم است. جهت ایجاد تاب آوری، نیاز به تمرین این موارد هست.

۱) حضور داشتن: در حباب رسانه ای دنیای دیجیتال مبتنی بر الگوریتم، ما به راحتی می توانیم تنها افرادی را که با آن ها موافق هستیم را در اطرافمان نگه داریم. اما اگر می خواهیم جامعه، خانواده و گروه دوستان قدرتمندی داشته باشیم، باید با افراد متفاوت از اقشار مختلف ارتباط برقرار و معاشرت کنیم . این امر ممکن است ساده به نظر برسد، اما اگر با یکدیگر وقت نگذرانیم نمی توانیم رابطه ای تاب آور یا اصلا هیچ رابطه ای داشته باشیم. حضور داشتن به این معنی است که شما آگاهانه ارتباط برقرار کنید، معاشرت کنیم و با یکدیگر وقت بگذرانید.

۲) دیدن و دیده شدن: “شخصی را دیدن” به معنی صداقت، صراحت و کنجکاوی به خرج دادن برای شناخت آن فرد است. “دیدن” به معنای تعلیق قضاوت و تلاش برای کشف ایده ها، ارزش ها، اعتقادات و تلاش برای درک چگونگی ارتباط آن ها با یکدیگر به هنگام صحبت با همسرتان است. می توانید همسرتان را بدون دست کشیدن از نظرات خود و بدون کنار گذاشتن مرزهای خود ببینید. وقتی تصمیم می گیرید که همسرتان را ببینید، در واقع او را با احترام، به رابطه ای قوی تر دعوت می کنید. “دیده شدن” روی دیگر سکه است. وقتی که شروع به دیدن همسرتان می کنید، در واقع، در مقابل از او دعوت می کنید تا شما را ببیند. “دیده شدن” یعنی به او اجازه دهید تا به دنیای شما وارد شود وافکار، اعتقادات، احساس و رفتارهای شما را ببیند. این بدین معنی است که موضع خود را با اشتیاق بیان کنید در حالی که پذیرای این جقیقت هستید که او در حین گفتگو ممکن است با شما مخالف باشد. “دیده شدن” یک عمل ظریف و قابل اعتماد است. اجازه دهید تا بداند شما کی هستید و چه چیزهایی را تجربه کرده اید.

۳) تقسیم قدرت: “تقسیم قدرت” به معنای تمرین برابری و خودداری از تسلط یا کنترل است. در تقسیم قدرت، زوجین برای یکدیگر، فضا ایجاد می کنند. در واقع، وقتی هر یک از زوجین فضا و جایگاهی دارد و وقتی هر کدام از زوجین حق حرف زدن دارند یعنی در صورت بروز تعارض و درگیری، اساس تاب آوری را پایه ریزی کرده اند. در شرایطی که یکی از زوجین احساس کند که حق حرف زدن ندارد یا از این قدرت محروم است، مانند اضافه کردن بنزین روی آتش است. بخصوص زمانی که اعتقاد دارید حق با شماست، فکر کردن به عواقب نحوه استفاده از قدرت، دشوار است. گفتن حقیقت بدون توجه به طرف مقابل یا رابطه، به معنی تقسیم قدرت نیست. اگر نتوانید تقسیم قدرت کنید، اعتبار و اعتمادتان را به خطر انداخته اید. تقسیم قدرت به معنای الهام بخش بودن، است و نه کنترل، به معنای قانع کردن است و نه تنبیه. تقسیم قدرت کاری بسیار دشوار است، بخصوص برای آن هایی که امتیازات زیادی به آن ها داده شده است و یاد گرفته اند که به طور خودکار، قدرت بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند. اما رابطه تاب آور در صورتی ایجاد می شود که “تقسیم قدرت”، برابر باشد.


۴) هنر ابراز صحیح مخالفت: روابطی که تاب آور هستند می توانند در برابر تعارض، درگیری و شرایط بغرنج و دشوار مقاومت کنند، بنابراین به جای فرار از اختلافات، باید هنر ابراز مخالفت صحیح را بیاموزیم.

“ابراز صحیح مخالفت” به چه معناست؟ این مفهموم بدین معنی است که زوجین پس از حضور داشتن، دیدن و دیده شدن و تقسیم قدرت، با یکدیگر در مورد مسائل صحبت می کنند تا در کنار یکدیگر رابطه قوی تر بسازند.

راه های ابراز صحیح اختلاف:
الف) تمایل به حل و فصل مسائل را به تعویق بیندازید: قابل درک است که از عزیزانتان انتظار داشته باشید که با شما موافقت کنند. اما اگر رابطه ای تاب آور می خواهید باید قبل از اجبار به موافقت یا حل مسئله، بر روی تحکیم، ثبات و سلامت بلند مدت رابطه تمرکز کنید.

ب) سوالات مناسب بپرسید: زوجینی که رابطه ای تاب آور دارند می دانند که پرسش سوالات مناسب چقدر با ارزش است. مانند یک باستان شناس عمل کنید، مفاهیم و تفاوت های ظریف را با دقت بپرسید و هر آنچه را می پرسید، با دقت بررسی کنید. این کار باعث می شود تا زوجین، پیچیدگی دیدگاه های یکدیگر را درک کنند تا در صورت عدم توافق، بتوانند به طور صحیح و با دقت با یکدیگر صحبت کنند.

ج) شرم و خجالت را کنار بگذارید: هیچ کسی دوست ندارد که در شرایط دشوار قرار بگیرد اما کنار گذاشتن شرم و خجالت در این شرایط می تواند بسیار موثر باشد. وقتی به خودتان اجازه اشتباه و تغییر نظر بدون شرم و خجالت را می دهید، باعث کاهش اضطراب و خصومت می شوید.

د) صادق باشید: رابطه تاب آور به شما اعتماد به نفس گفتن حقیقت را می دهد،زیرا می دانید که این رابطه آنقدر قوی است که بتواند پذیرای حقیقت باشد. “صداقت” یکی از مهم ترین ارزش ها در رابطه زوجین است و بسیار مهم است که محیطی امن ایجاد شود تا زوجین بتوانند زمانی که با یکدیگر موافق نیستند، افکار و احساسات واقعی خود را بیان کنند.

ه) از یکدیگر تشکر کنید: در واقع، وقتی همسرتان با آرامش و به طور صحیح با شما مخالفت می کنند، به مانند هدیه دادن به شماست، چرا که او می توانست بی احترامی کند یا شما را ترک نماید اما او در آن لحظه حضور دارد، در کنار شماست، حتی اگر گفتگوی بینتان ناراحت کننده باشد. بنابراین، از همسرتان بخاطر ابراز مخالفت صحیح، تشکر کنید، چرا که این کار، نشان دهنده تاب آوری است. هنر ابراز مخالفت صحیح، یکی از مهم ترین مهارت هایی است که برای داشتن رابطه ای تاب آور باید فراگرفته شود. انتظار موافق داشتن در هر شرایطی، غیر واقع بینانه است، اما محافظت از رابطه به هنگام مخالفت زوجین با یکدیگر بسیار حائز اهمیت است که این مهم، با ایجاد تاب آوری میسر می گردد.


۵) استراحت کردن: مقابله با درگیری ها، تعارض ها و شرایط بغرنج، طاقت فرساست. شما برای مقابله با این شرایط، وقت، انرژی و احساسات زیادی صرف می کنید. این کار بسیار خسته کننده است، بخصوص اگر مدت زمان زیادی درکیر این موضوع باشید. اگر مدت طولانی بدون استراحت، در این شرایط باشید، اینگونه به نظر می رسد که انگار به جای داشتن رابطه، تمام وقتتان را صرف صحبت در مورد آن رابطه می کنید. بنابراین، چگونه می توانید بعد از همه این کشمکش ها، دوباره انرژی بگیرید و از خودتان و رابطه تان مراقبت کنید؟

درست مانند یک نوار پلاستیکی که پس از کشیدن و رها کردن، دوباره به حالت اول باز می گردد، رابطه تاب آور نیز پس از گذراندن این مشکلات، به حالت اول خود باز می گردد و در اغلب موارد با شناخت بیشتر به وضعیتی بهتر هم دست پیدا میکند . در حقیقت، باید به نوعی از این درگیری ها فاصله گرفت و استراحت کرد و یا حداقل به طور موقت و به عنوان استراحت در موردشان صحبت نکرد. رابطه باید رابطه باشد، همین!

اینگونه است که زوجین با هم خاطره می سازند، هویتشان را شکل می دهند و به خودشان یادآوری می کنند که چه کسی هستند. این خاطره سازی ها، برای زوجین یادآور لحظه های مثبتی است که با هم گذرانده اند.

در نتیجه، داشتن رابطه تاب آور، یک اجبار نیست. شما می توانید در حباب امن خودتان بمانید، از صحبت با هر کسی که با شما مخالفت می کند، امتناع کنید و حتی می توانید هر کسی را که دوست ندارید، از زندگی تان بیرون کنید. اما این را هم در نظر بگیرید که حلقه گمشده ای در اینجا وجود دارد که می تواند به سلامت روان شما و جامعه کمک کند، چرا که مسائل جامعه، سلامت فردی و سلامت جامعه، همگی به قدرت این پیوندها وابسته هستند. وقتی که با هم تمرین می کنید تا هنر تاب آوری در روابط را بیاموزید، می توانید از عهده مشکلات و تعارض ها برآیید و کمتر مشکلی می تواند رابطه تان را خراب کند.

*طاهره عزیزپور– روانشناس و مترجم