آشنایی با بزرگان تاب آوری دنیا؛ قسمت ششم “مایکل روتر”

آشنایی با بزرگان تاب آوری دنیا؛ قسمت ششم “مایکل روتر”

گردآوری و ترجمه: جواد طلسچی یکتا
مددکار اجتماعی و عضو تیم تخصصی تاب آوری خانواده در  انجمن ازدواج و خانواده کشور

معرفی

سر مایکل روتر متولد ۱۹۳۳ اولین شخصی است که به عنوان استاد روانپزشکی کودک در بریتانیا منصوب شد. او معروف به پدر روانشناسی کودک است. وی پروفسور آسیب شناسی روانی رشد در موسسه روانپزشکی کالج پادشاهی لندن و روانپزشک مشاور در بیمارستان مادزلی است، مسئولیتی که از سال ۱۹۶۶ به عهده دارد. او بیش از ۴۰۰ مقاله علمی و حدود ۴۰ کتاب را منتشر کرده است.

دوره کاری

روتر بخش پژوهش روانپزشکی کودک در شورای تحقیقات پزشکی انگلستان در ۱۹۸۴، و ۱۰ سال بعد مرکز روانپزشکی اجتماعی، رشد و ژنتیک و را بنا نهاد که تا سال ۱۹۹۸ نیز رئیس افتخاری هر دو بخش بود.

بین عناوین تحقیقی روتر، موضوع مورد علاقه  اش نظریه وابستگی مادرانه بود که در کتاب “خصوصیات مادری” در ۱۹۷۴ به چاپ رسید. وی در این کتاب به بررسی بروز چندی از اختلالات رشد نظیر اختلال شخصیتی ضد اجتماعی و آسیب شناسی روانی بی مهری می پردازد. او محرومیت از محیط یادگیری و محیط عاطفی را موثر در رشد کودک  می داند. یکی از تمایزات اصلی نظرات او در کتاب “خصوصیات مادری”، تفاوت بین عقب ماندگی ذهنی در کودک و اختلال رشد عاطفی کودک به عنوان عدم رشد عاطفی سالم است.

نظریات روتر در تاب آوری

اواخر دهه هشتاد میلادی در مرکز مطالعات پیشرفته در زمینه علوم رفتاری دانشگاه استنفورد، مایکل روتر در تحقیقاتش به موضوع استرس ، سازش و رشد برخورد کرد. بر او روشن شد که متغیرها و رویداد ها به تنهایی کل مطلب را بیان نمی کنند همینطور که در برخی موارد، سازگاری خوب بزرگسالان درمقابله با تجربیات منفی اولیه مشاهده می شود. نه متغیرهای ژنتیکی و نه محیطی هیچ کدام به تنهایی تفاسیر قابل قبولی نبودند. روتر برای فهم بهتر ماهیت و قدرت عوامل محافظت کننده به تحقیقاتش ادامه داد. وی تحت تاثیر تحقیقات مرتبط با واکنش به استرس بر روی حیوانات و همچنین عوامل ژنتیکی و انسانی بود.

روتر معتقد است که تاب آوری همان مقاومت نسبی در برابر تجربیات خطرناک محیطی، یا غلبه بر استرس و مشکلات ، یا خروجی (رفتاری) نسباتا مطلوب با وجود تجربیات خطرآفرین است.او در جایی دیگر نیز می گوید که تاب آوری چیزی جز شایستگی و قابلیت اجتماعی و سلامت روانی نیست.

سازوکارهای مختلفی جهت کنار آمدن با آسیب وجود دارد که مایکل روتر از آن با نام “اثرات فولادین” راهبردهای سازش یاد می کند. برای مثال ورزش پرش با چتر منجر به سازگاری فیزیولوژیکی می شود و نوعی از مقاومت در برابر ترس و واکنش های فیزیولوژیکی برای بقاست. او می افزاید اگر میخواهید در برابر آلودگی مقاوم شوید بدترین کار ممکن این است که از در معرض قرارگیری در مقابل تمامی عفونت ها اجتناب کنید. ضمن اینکه همه به رشد سازوکارهای مقاومت-سازش نیازمند هستند. با اضافه کردن محافظت روانی در کنار محافظت فیزیکی، نقطه نظر باندرا در باب احساس خود کارآمدی نیز به ذهن متبادر می شود.

دکتر روتر این سوال را مطرح میکند که: آیا تاب آوری روشی خیالی برای بازآفرینی مفاهیم خطر و محافظت است؟ و سپس پاسخ می دهد: خیر، چون خطر و محافظت بر متغیرها متمرکز هستند و به سمت پیامدهایی با این فرض ضمنی سوق داده می شوند که تاثیر عوامل خطرساز و محافظت کننده به طور گسترده در همه یکسان خواهد بود و این پیامدها بسته به ترکیب و تعادل بین تاثیرات عوامل خطرساز و عوامل محافظت کننده است.

وی همچنین سوال دیگری را مطرح میکند مبنی بر این که : آیا مفاهیم تاب آوری، مطالعات سنتی عوامل خطرساز و محافظت کننده را رد میکند؟ خیر، چون شواهد فراوانی وجود دارد که مغایرت پیامدهای آسیب شناسی روانی می تواند با جمع بندی اثرات عوامل خطرساز و محافظت کننده محاسبه شود و دوم اینکه تاب آوری مفهومی تعاملی است که فقط در صورت سنجش دقیق عوامل خطرساز و محافظت کننده می تواند بررسی گردد.

روتر بر این باور است که ۴ عامل منجر به تاب آوری می شود:

۱_ کاهش خطر

۲_ کاهش واکنش های زنجیروار منفی

۳_ ارتقا و حمایت از عزت نفس و خود کارآمدی

۴_ ایجاد فرصت

 

منابع

Pearce, J (2005). Eric Taylor: The cheerful pessimist. Child and Adolescent Mental Health, Feb;10(1):40–۴۱٫[۱]

Rutter, M. (1987). “Psychosocial resilience and protective mechanisms”. American Journal of Orthopsychiatry

http://www.fenichel.com/resilience.shtml

Share