پيش بيني درد زايمان بر اساس سخت رويي روان شناختي، حمايت اجتماعي و تاب آوري

زايمان علاوه بر اينکه يک شرايط تنش زا براي فرد باردار به حساب مي آيد، يک پديده مهم در زندگي مادر مي باشد و درد ناشي از آن غيرقابل اجتناب بوده و در خانم هاي نخست زا نيز شديدتر و طولاني تر است. با توجه به ناخوشايندي درد زايمان، بررسي و شناخت متغيرهاي تاثيرگذار بر آن، اهميت دارد.
روش بررسي: اين تحقيق از نوع همبستگي است که براي اجراي آن از بين زنان نخست زايي که براي زايمان به بيمارستان شهداي خليج فارس بوشهر در بازه ي زماني بين اسفند ۹۴ تا خرداد ۹۵ مراجعه کرده و واجد شرايط تعريف شده در اهداف تحقيق بودند، تعداد ۱۲۰ نفر به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از مقياس ارزيابي تغييرات رفتاري در برابر درد (
PBI)، مقياس درجه بندي عددي- بصري درد (VAS)، پرسشنامه سرسختي روان شناختي اهواز (AHI)، مقياس تاب آوري کانر و ديويدسون (CD-RISC) و مقياس سنجش حمايت اجتماعي فيليپس مورد ارزيابي قرار گرفتند. داده ها با روش ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون خطي به روش هم زمان و همچنين گام به گام با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزيه وتحليل آماري قرار گرفت.
يافته ها: يافته ها نشان دادند که سرسختي روان شناختي، حمايت اجتماعي و تاب آوري قادر به پيش بيني تغييرات مربوط به شدت رفتاري و بصري احساس درد زايمان در زنان نخست زا مي باشند، به طوري که اين متغيرها اثر مثبت بر درد زايمان زنان نخست زا دارند.
نتيجه گيري: با توجه به يافته هاي پژوهش به نظر مي رسد ارتقاء متغيرهاي تاب آوري، سرسختي روان شناختي و حمايت اجتماعي، در يک زن باردار مي تواند در مديريت درد موثر بوده و از طريق غلبه بر هيجان هاي منفي و ترس تجربه خوشايندي را براي زن فراهم سازد و بر ترجيح آن ها به روش زايمان طبيعي نسبت به سزارين، تاثير گذارد.

پيش بيني درد زايمان بر اساس سخت رويي روان شناختي، حمايت اجتماعي و تاب آوري در زنان نخست زاي شهر بوشهر

بررسی مقایسه‌ای بین تاب‌آوری با رضایتمندی زندگی در زنان عادی و زندانی

پژوهش حاضر با هدف مقایسه بین تاب­ آوری و رضایتمندی زندگی در زنان عادی و زندانی انجام شده است.
روش­ کار: روش پژوهش حاضر علی مقایسه­ ای است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه زنان زندانی و غیر زندانی شهر اصفهان در سال ۱۳۹۵ می­باشد. ۲۸۰ نفر (۱۴۰ زن زندانی و ۱۴۰ زن عادی) به روش نمونه­ گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع­ آوری اطلاعات از پرسش­نامه­ های تاب آوری کانر و دیویسون (۲۰۰۳) و رضایت از زندگی داینر (۱۹۸۵) استفاده گردید. داده ­ها از نظر توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس) و با کمک نرم افزار SPSSتحلیل شدند.
یافته­ ها: بین تحمل عاطفه منفی با رضایت از زندگی در زنان زندانی و بین زیرمقیاس کنترل و شایستگی فردی با رضایت  از زندگی در زنان عادی رابطه­ی معنی­ داری یافت گردید (۰۵/۰P<). یافته ­های تحلیل واریانس نشان داد که در مولفه ­ی شایستگی فردی، تحمل عاطفه منفی و پذیرش تغییر مثبت و مولفه­ ی رضایت از زندگی بین دو گروه زنان زندانی و عادی تفاوت معنی­ داری وجود دارد (۰۵/۰P<).
نتیجه­ گیری: بنا بر نتایج در مولفه­ ی شایستگی فردی، تحمل عاطفه منفی و پذیرش تغییر مثبت و مولفه ­ی رضایت از زندگی بین دو گروه زنان زندانی و عادی تفاوت معنی­ داری وجود دارد.

بررسی مقایسه‌ای بین تاب‌آوری با رضایتمندی زندگی در زنان عادی و زندانی

بررسی مقایسه‌ای تاب‌آوری، باورهای فراهیجانی و بهزیستی روان‌شناختی در زنان بارور و نابارور

با توجه به شیوع بالای مشکلات روانی ناشی از ناباروری در زنان نابارور و لزوم شناخت وضعیت روانی آن‌ها به منظور انجام مداخلاتی در جهت کمک به آن‌ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه‌ای تاب آوری، باورهای فراهیجانی و بهزیستی روان‌شناختی در زنان بارور و نابارور انجام شد.
روش‌کار: جامعه‌ی آماری این پژوهش علی-مقایسه‌ای شامل تمام زنان نابارور مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان مشگین شهر در سال ۱۳۹۳ بود. تعداد ۸۰ زن نابارور و ۸۰ زن بارور به شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های تاب‌آوری، باورهای فراهیجانی و بهزیستی روان‌شناختی جمع‌آوری و با نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره، تحلیل شدند.

یافته‌ها: بین زنان بارور و نابارور در متغیرهای تاب‌آوری (۰۰۱/۰P<، ۴۷/۱۰=F)، باورهای فراهیجانی (۰۳۱/۰P<، ۷۵/۴=F) و بهزیستی روان‌شناختی (۰۰۱/۰P<، ۳۱/۱۲=F) تفاوت معنی‌داری وجود دارد و در تمام این متغیرها نمرات زنان نابارور، کمتر از نمرات زنان بارور است.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر که از سطوح پایین‌تر تاب‌آوری، باورهای فراهیجانی و بهزیستی روان‌شناختی در زنان نابارور نسبت به زنان بارور حکایت دارد، ضرورت توجه به سلامت روان زنان نابارور و انجام مداخلاتی در جهت کمک به آن‌ها بیش از پیش آشکار می‌شود.

بررسی مقایسه‌ای تاب‌آوری، باورهای فراهیجانی و بهزیستی روان‌شناختی در زنان بارور و نابارور

سنجش سازگاری اجتماعی، استرس و میزان تاب‌آوری در زنان با نشانگان پیش قاعدگی و زنان بدون این نشانگان

نشانگان پیش از قاعدگی(PMS) در زنان عموما بر ابعاد سلامت روانی‌‌ تاثیر‌‌ می‌گذارد و استرس و پیامد‌های ناشی از آن میزان سازگاری و تاب‌آوری فرد را دشوار می‌سازد.
هدف: مقایسه ابعاد سازگاری اجتماعی، استرس و میزان تاب‌آوری در زنان دارای نشانگان پیش از قاعدگی و زنان بدون این نشانگان.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع مقطعی با انتخاب گروه کنترل بود. جامعه آماری دربرگیرنده زنان با نشانگان پیش از قاعدگی و زنان بدون این نشانگان در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان لاهیجان در سال ۱۳۹۶ بود. برای انتخاب نمونه‌های PMS از پرسشنامه سنجش نشانه‌های PMS استفاده شد. از این رو نمونه‌های ‌بررسی شده شامل ۱۵۰ نفر(۷۵ زن مبتلا به نشانگان و ۷۵ زن فاقد ابتلا) بودند که به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از پرسشنامه‌های سازگاری اجتماعی(SAS)، استرس ادراک شده و تاب‌آوری کانر و دیوید سون‌‌ بررسی شدند. جهت واکاوی داده‌ها از تحلیل واریانس استفاده شد، همه تجزیه و تحلیل داده‌ها با‌‌ نرم‌افزار SPSS-ver20 انجام شد.
نتایج: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که در ابعاد سازگاری با همسر‌ و سازگاری به عنوان عضو واحد خانواده، تاب‌آوری و استرس ادراک شده‌ بین دو گروه زنان دچار نشانگان پیش از قاعدگی و غیر مبتلا تفاوت معنی‌دار‌ وجود دارد(۰۵/۰ P<).
نتیجه‌گیری: در نتیجه می‌توان با شناسایی آثار PMS بر زندگی روزانه و تلاش در جهت کاهش اثرات منفی آن، زمینه جهت افزایش سازگاری و ابعاد سلامت روان زنان فراهم شود.

سنجش سازگاری اجتماعی، استرس و میزان تاب‌آوری در زنان با نشانگان پیش قاعدگی و زنان بدون این نشانگان

 

تاب آوری مسیر شغلی زنان : نقش انطباق پذیری و خودکار آمدی ‏

تاب‌آوری ازجمله متغیرهایی است که جایگاه ویژه‌ای در حوزه‌های روانشناسی تحول، روانشناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است، به‌طوری‌که هرروز برشمار پژوهش‌های مرتبط با این سازه افزوده شده است .پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش انطباق‌پذیری و خودکار آمدی ‏در پیش‌بینی تاب‌آوری مسیر شغلی زنان شاغل اجرا گردید. این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان ‏شاغل یک شرکت در استان کهگیلویه و بویراحمد تشکیل دادند که بر اساس نمونه‌گیری در دسترس تعداد ۱۳۲ نفر از آن‌ها به‌عنوان حجم ‏نمونه انتخاب شدند.جهت جمع‌آوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های انطباق‌پذیری شغلی ساویکاس(۲۰۱۲)، خودکارآمدی عمومی ‏شرر(۱۹۸۲) و تاب‌آوری شغلی مورگان (۲۰۰۱)استفاده شد و با استفاده از نرم‌افزار و ‏SPSS‏ و PLSدر دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از ‏آزمون‌های همبستگی پیرسون جهت سنجش رابطه بین متغیرها و همچنین جهت پیش‌بینی متغیر ملاک(تاب‌آوری) رگرسیون گام‌به‌گام مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی عمومی و انطباق‌پذیری با تاب‌آوری رابطه مثبت ‏معناداری وجود دارد.همچنین نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازندگی مناسبی برخوردار است.بنابراین نتیجه گرفته می‌شود که متغیرهای مستقل قادر به پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته هستند و انطباق‌پذیری و خودکارآمدی بالا باعث افزایش تاب‌آوری مسیر شغلی خواهد شد.‏

تاب آوری مسیر شغلی زنان نقش انطباق پذیری و خودکار آمدی ‏

رابطه سطوح تاب آوری، بهزیستی روان‌شناختی و رضایت زناشویی در زوجین نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی

مقدمه و هدف: مشکل ناباروری در دنیای امروز به عنوان یک نگرانی اجتماعی درآمده و با معضلات روانشناختی و اجتماعی متعددی همراه است. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه سطوح تاب‌آوری و بهزیستی روانشناختی با رضایت زناشویی در زوجین ناباروری تحت درمان لقاح رحمی بود.

روش: روش مطالعه توصیفی-همبستگی و در سال ۹۴-۱۳۹۳ تعداد ۶۰ زوج نابارور به کلینیک ناباروری رویش شهر کرج مراجعه کردند. از این تعداد از طریق نمونه‌گیری هدفمند ۴۵ زوج (۹۰ زن و شوهر) ۲۵ تا ۴۴ سال انتخاب شدند. ابزارهای این مطالعه، پرسشنامه تاب‌آوری Connor-Davidson’s پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ۱۹۸۹ و پرسشنامه رضایت زناشویی Hudson’s بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌های مطالعه نشان داد که رابطه تاب‌آوری (۱۹۶/۰=β، ۰۱۶/۰=P) و بهزیستی روانشناختی با رضایت زناشویی زوجین نابارور (۲۹۱/۰=β، ۰۰۲/۰=P) مثبت و معنادار است و تاب‌آوری و بهزیستی روانشناختی مشترکاً می‌توانند ۴۷ درصد واریانس رضایت زناشویی آنها را تبیین کنند (۰۰۱/۰P<).

نتیجه‌گیری: مطالعه نشان داد تاب‌آوری با بهزیستی روانشناختی و رضایت زناشویی در زنان نابارور رابطه دارد. از این رو می‌توان با اتخاذ تدابیری منجمله آموزش برای ارتقا سازه شخصیتی تاب‌آوری، وضعیت سلامت روان زوجین نابارور را بهبود بخشید و زمینه و بستر تداوم روابط خانوادگی آنها را فراهم کرد

رابطه سطوح تاب آوری، بهزیستی روان‌شناختی و رضایت زناشویی در زوجین نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی

مقایسه سبک های اسناد، تجارب معنوی و تاب آوری زنان مبتلا به سرطان سینه با زنان سالم

سرطان سینه شایع‌ترین و پرتلفات‌ترین سرطان بوده و از نقطه‌نظر عاطفی و روانی بیش از سایر سرطان‌ها زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا هدف پژوهش حاضرمقایسه سبکهای اسناد، تجارب معنوی و تاب‌آوری زنان مبتلا به سرطان سینه با زنانسالم میباشد.
روش: پژوهش حاضراز نوع علّی – مقایسه‌ای ا‌ست که بر روی کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه ( ۵۰ نفر )
و زنان سالم (۵۰ نفر ) مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی تهران  ۱۳۹۲انجام شده است. روش نمونه‌گیری از نوع در دسترس بوده و دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک، همگن شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبکهای اسنادی، مقیاس تجارب معنوی روزانه و مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون استفاده شد. داده های پژوهش با آزمونهای تحلیل واریانس چند متغیره و t مستقل تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سبکهای اسنادی و مؤلفه‌های آن در رویدادهای خوشایند و ناخوشایند زنان مبتلا به سرطان سینه با زنان سالم تفاوتوجود دارد (P)، همچنین تجارب معنوی و تاب‌آوری زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معناداری دارد (P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش می‌توان دریافت که سبکهای اسناد، تجارب معنوی و تاب آوری به عنوان سه عامل موثر بر روی بیماران مبتلا به سرطان پستان به حساب می‌آید. از این رو به نظر می‌رسد برگزاری دوره های آموزشی از قبیل روان‌درمانی حمایتی و مثبت‌نگر، درمان مبتنی بر شناخت درمانی و رفتار درمانی، برای زنان مبتلا به سرطان سینه به مدیران و مسئولان درمانی پیشنهاد می گردد

مقایسه سبک های اسناد، تجارب معنوی و تاب آوری زنان مبتلا به سرطان سینه با زنان سالم

 

اثربخشی مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی

مطالعات گذشته نشان داده است که خشونت ارتباط زیادى با تاب­ آوری در افراد دارد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی بود.
روش: مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون و پس­آزمون بود که بر روی زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز در سال ۱۳۹۵ انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۴۰ نفر از زنان قربانی خشونت خانگی بود که به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه ۲۰ نفر). ابزار جمع­آوری اطلاعات، پرسشنامه­ تاب­آوری فرایبورگ و همکاران (RSA) بود. مداخله آموزشی در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه­ ای با روش بحث گروهی و توزیع جزوه آموزشی برگزار شد. ۱۵ روز بعد از مداخله آموزشی، پس­آزمون برگزار گردید و داده­ ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش مداخله­ ی معنوی باعث افزایش معنادار میانگین نمرات تاب ­آوری زنان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. میانگین مؤلفه­ های تاب ­آوری فردی و اجتماعی نیز بطور معنادار افزایش یافتند.
نتیجه‌گیری: آموزش باورهای مذهبی از طریق مداخله معنوی می تواند تاب­آوری فردی و اجتماعی زنان خشونت دیده را بهبود بخشد و برای آنان توصیه می شود.

برای دریافت متن کامل مقاله روی متن آبی کلیک کنید

اثربخشی مداخله معنوی بر تاب آوری فردی و اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری زنان در سقط جنین مکرر

یکی از مشکلات زنان با سقط جنین‌های مکرر، کاهش آستانه تحمل و کاهش تاب آوری در برابر مشکلات روانشناختی می‌باشد. برای افزایش تاب آوری این افراد روش‌های درمانی مختلفی وجود دارد که از جمله این روش‌ها درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی می‌باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی و مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر تاب‌آوری زنان با سقط جنین مکرر انجام شد.
روش کار: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه زنان دچار سقط جنین شهرستان مراغه در نه ماه اول سال ۱۳۹۶ بودند. نمونه مورد مطالعه شامل ۴۵ نفر از زنان با سقط جنین مکرر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. از آزمون تاب-آوری کانور ـ دیویدسون (۲۰۰۱) برای جمع آوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها از طریق تحلیل کوواریانس تک متغیره و با استفاده از نرم‌افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش تاب‌آوری زنان در سقط جنین مکرر تأثیر دارد. درمان مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخشی بیشتری از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دارد (۰۰۱/۰ > P).
نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که ذهن آگاهی به افراد کمک می‌کند تا موقعیت‌هایی را که باعث اضطراب و استرس می‌شود شناسایی کنند، شناخت بهتری نسبت به خود پیدا کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و سپس راهبردهای مقابله‌ای برای مواجهه با این موقعیت‌ها را بیاموزند. تعهد و پذیرش، باعث می‌شود بیمار در حالی که به سوی اهداف ارزشمند خود در حال حرکت است، با تجربیاتش به‌طور کامل و بدون مقاومت ارتباط برقرار کند و آن‌ها را بدون قضاوت در مورد درستی یا نادرستی-شان، در هنگام ظهور بپذیرد.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری زنان در سقط جنین مکرر

اثر بخشي درمان مبتني بر پذيرش و تعهد بر تابآوري و رضايت زناشويي همسران جانبازان مرد

هدف از پژوهش حاضر بررسي اثر بخشي درمان مبتني بر پذيرش و تعهد بر تابآوري و رضايت زناشويي همسران جانبازان مرد شهرستان نجفآباد در سال ۱۳۹۴ بود. اين پژوهش از نوع نيمه تجربي با طرح پيش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل بود. به منظور اجراي پژوهش ۳۰ نفر از همسران جانبازان مرد بالاي ۲۵ درصد و به روش نمونه گيري هدفمند انتخاب و به طور كاملا تصادفي در دو گروه كنترل و آزمايش گمارش شدند. بر روي هر دو گروه، پرسشنامه تاب آوري كونور و ديويدسون (۱۹۷۹) و رضايت زناشويي اسلامي (۱۳۸۸) اجرا گرديد. گروه آزمايشي طي ۱۰ جلسه به مدت ۹۰ دقيقه مورد مداخله قرار گرفتند و گروه كنترل در ليست انتظار قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات در گروه آزمايش، پس آزمون در دو گروه اجرا شد. نتايج تحليل مانكوا نشان داد كه درمان مبتني بر پذيرش و تعهد قابليت افزايش تاب آوري (p<0/05) و رضايت زناشويي (p<0/05) همسران جانبازان مرد را داشت. همچنين نتايج بيانگر تفاوت معنادار دو گروه در ابعاد ارتباط كلامي، حل تعارض، مديريت مالي و اوقات فراغت بود، و در ساير زيرمقياس ها تفاوت معناداري مشاهده نشد. با توجه به نتايج ميتوان استنباط نمود كه از درمان مبتني بر پذيرش و تعهد به منظور افزايش تاب آوري و رضايت زناشويي همسران جانبازان مرد مي توان استفاده نمود.

اثربخشي درمان مبتني بر پذيرش و تعهد بر تاب آوري و رضايت زناشويي همسران جانبازان مرد

 

تجربه زیسته تاب آوری در زنان با افزایش وزن

افزایش وزن، یکی از معضلات فزاینده جامعه کنونی و تهدید کننده وضعیت سلامت مانند، دیابت، سرطان و دیگر بیماریهای مزمن،  در سراسر جهان می‌باشد. شیوع اضافه وزن و افزایش وزن در جهان رو به افزایش است. با وجود پیشرفت‌های موجود در زمینه مدیریت افزایش وزن، شیوع آن افزایش فزاینده‌ای دارد و اطلاعات اندکی از تجارب روزانه این افراد در دسترس است. هدف این مطالعه درک تجارب زیسته با افزایش وزن در زنان بود.
روش کار: در این مطالعه کیفی که با استفاده از رویکرد پدیده شناسی تفسیری انجام شد، دوازده زن با افزایش وزن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها طی مصاحبه فردی نیمه ساختارمند و عمیق انجام شد. متن مصاحبه‌ها ضبط گردید و پس از پیاده سازی با رویکرد ون مانن(۲۰۰۶) مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: تجارب زیسته زنان با افزایش وزن در قالب درون مایه اصلی” تاب آوری” و زیر درون مایه‌های ، آرزوی تغییر، تلاش امیدوارانه و  دغدغه‌های تاب آوری مشخص گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تاب آوری، عامل مهمی در تجارب زیسته زنان در تعامل با دنیای اجتماعی بود. به عبارت دیگر، زنان برای تطابق با وضعیت‌های نامناسب از راهبردهای تاب آوری مانند کاهش وزن، افزایش فعالیت فیزیکی و ارتباط اثر بخش با دیگران استفاده می‌کردند.

پرستاران با آگاهی از مفهوم تاب آوری،  توانایی بهتری در پیشبرد سلامتی افراد با افزایش وزن  خواهند داشت.

 تجربه زیسته تاب آوری در زنان با افزایش وزن

نقش حمايت اجتماعي ادراك شده و تاب آوري در سازگاري پس از طلاق زنان

پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی سازگاری پس از طلاق در زنان براساس حمایت اجتماعی ادراک‌شده و تاب‌آوری انجام شد. جامعة آماری این پژوهش را زنان تحت حمایت کمیتة امداد امام خمینی (ره) جنوب شهر تهران در سال ۱۳۹۵ تشکیل دادند. با روش غیرتصادفی در دسترس، تعداد ۲۴۰ نفر از زنان مطلقه به‌عنوان نمونة پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامة سازگاری پس از طلاق فیشر (۱۹۷۶)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک‌شده چند بُعدی زیمت و دیگران (۱۹۸۸) و پرسشنامة تاب‌آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) بود. داده‌های جمع‌آوری شده، با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی ادراک‌شده و تاب‌آوری با سازگاری پس از طلاق در زنان رابطة معناداری وجود دارد. به‌طوری که با افزایش حمایت اجتماعی ادراک‌شده و تاب‌آوری زنان مطلقه، میزان سازگاری پس از طلاق در آنها افزایش می‌یابد. با توجه به نتایج به‌دست آمده از پژوهش حاضر، پیشنهاد می‌شود به نقش حمایت اجتماعی ادراک‌شده و تاب‌آوری به‌عنوان عوامل مؤثر بر سازگاری پس از طلاق در بین زنان در جهت پیشگیری و کاهش مشکلات روان‌شناختی ناشی از طلاق در این قشر از جامعه، توجه شود.

نقش حمايت اجتماعي ادراك شده و تاب آوري در سازگاري پس از طلاق زنان

تاثير فعاليت بدني بر تاب آوري، بهزيستي ذهني و تعلق خاطر كاري كاركنان زن

زمينه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسي تاثير فعاليت بدني بر تاب آوري، بهزيستي ذهني و تعلق خاطر كاري كاركنان زن دانشگاه آزاد اسلامي بود.

مواد و روش ها: طرح اين پژوهش به صورت نيمه آزمايشي بود كه همراه با مراحل پيش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد انجام گرفت. جامعه آماري مطالعه را كليه كاركنان زن دانشگاه آزاد اسلامي واحد پرند تهران تشكيل داد (۹۴ نفر) كه از ميان آن ها، ۷۲ نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماري انتخاب شدند و به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش (۳۶ نفر) و شاهد (۳۶ نفر) قرار گرفتند. براي جمع آوري اطلاعات، از پرسش نامه هاي تاب آوري Connor و Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale يا CD-RISC)، تعلق خاطر كاري Schaufeli و Bakker و بهزيستي ذهني Keyes و Magyar-Moe استفاده شد. داده هاي به دست آمده با استفاده از روش تحليل كواريانس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: تمرينات هوازي موجب افزايش معني دار تاب آوري، بهزيستي ذهني و تعلق خاطر كاري در شركت كنندگان شد (۰۵/۰ > P). بر اساس يافته ها، شاخص هاي بهداشت رواني به يك اندازه تحت تاثير تمرين قرار نمي گيرند. اندازه اثر در عامل تاب آوري، تعلق خاطر كاري و بهزيستي ذهني به ترتيب ۶۳/۰، ۴۹/۰ و ۰۹/۰ به دست آمد.
نتيجه گيري: توصيه مي گردد مديران جهت افزايش تاب آوري، بهزيستي ذهني و تعلق خاطر كاري كاركنان خود، فرصت هاي مناسبي را براي شركت كليه آن ها در برنامه هاي فعاليت بدني فراهم آورند تا بتوانند موثرتر از نيروهاي انساني خود در سازمان به صورت فعال و سالم بهره مند شوند.

تاثير فعاليت بدني بر تاب آوري، بهزيستي ذهني و تعلق خاطر كاري كاركنان زن

مقايسه سطوح تاب آوري خانوادگي و راهبردهاي مقابله اي در زنان متاهل مبتلاء و نجات يافته از سرطان پستان با همتايان غير مبتلاء

از مهم ترين زمينه هاي تحقيقاتي كه امروزه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، پرداختن به پيامدهاي رواني و خانوادگي ايجاد شده به دنبال سرطان و درمان هاي پس از آن مي باشد. هدف از پژوهش حاضر مقايسه سطوح تاب آوري خانوادگي و راهبردهاي مقابله اي در زنان متاهل مبتلاء و نجات يافته از سرطان پستان با همتايان غير مبتلاء به سرطان بود.
روش كار: در اين مطالعه مقطعي سه گروه ۶۰ نفره از زنان از متاهل مبتلاء به سرطان پستان، نجات يافته از سرطان پستان و همتايان غير مبتلاء به سرطان مراجعه كننده به بيمارستان شهداي تجريش مورد بررسي قرار گرفتند. داده هاي پژوهش از طريق پرسشنامه اطلاعات جمعيت شناختي، راهبردهاي مقابله اي و پرسشنامه تاب آوري خانوادگي گردآوري شده و به وسيله نرم افزار SPSS-22 و آزمون آماري تحليل واريانس چند متغيره و آزمون تعقيبي بونفروني مورد تحليل قرار گرفت.
يافته ها: تحليل داده ها نشان داد كه در شاخص هاي تاب آوري خانواده و راهبردهاي مقابله اي بين سه گروه زنان مبتلاء، نجات يافته از سرطان پستان و زنان غير مبتلاء تفاوت معني داري وجود دارد (۰۵/۰

نتيجه گيري: با در نظر داشتن نتايج بدست آمده از پژوهش از جمله پايين بودن سطوح تاب آوري خانوادگي و استفاده از راهبردهاي مقابله اي هيجان محور در گروه زنان مبتلاء به سرطان پستان، پيگيري و ارائه خدمات جهت ارتقاء ابعاد مذكور و در نتيجه افزايش كيفيت زندگي در ميان اين گروه از افراد جزء ضروريات به حساب مي آيد. لذا پيشنهاد مي شود كه مطالعات بعدي به بررسي مداخلات و كارآزمايي هاي باليني جهت بهبود سطوح تاب آوري خانوادگي و افزايش استفاده از راهبردهاي موثر و مسئله محور اقدام نمايند.

مقايسه سطوح تاب آوري خانوادگي و راهبردهاي مقابله اي در زنان متاهل مبتلاء و نجات يافته از سرطان پستان با همتايان غير مبتلاء

اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر معنادرمانی بر امید به زندگی و تاب آوری زنان مطلقه

طلاق از جمله عوامل گسیختگی و از هم‌پاشیدگی کانون خانواده است که عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و می‌تواند منشأ بسیاری از آسیب‌های اجتماعی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر معنادرمانی بر افزایش امید به زندگی و تاب‌آوری زنان دارای مطلقه شهر قم انجام پذیرفت.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مطلقه شهر قم بوده و نمونه پژوهش نیز در برگیرنده ۳۰ نفر از زنان مطلقه در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) بود. روش انجام کار بدین صورت بود که پس از انتخاب آزمودنی‌ها به روش هدفمند، ۳۰ نفر از زنان مطلقه دارای معیارهای ورود، به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. سپس گروه درمانی مبتنی بر معنادرمانی بر روی گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای و دو بار در هفته اجرا گردیده و داده‌ها در دو بازه زمانی پیش و پس از اجرای مداخله گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از روش آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر معنادرمانی بر افزایش امید به زندگی و تاب‌آوری زنان مطلقه تأثیر گذار بوده و به لحاظ آماری معنی‌دار است (۰۵/۰ > P). بدین معنی که نمرات امید به زندگی و تاب آوری زنان مطلقه به دنبال ارائه گروه درمانی افزایش داشته است.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که معنادرمانی گروهی می‌تواند در کاهش مشکلات و فشارهای روانی زنان مطلقه و به دنبال آن سبب افزایش امید به زندگی و تاب‌آوری آنان مورد استفاده قرار گیرد؛ لذا متخصصین حوزه سلامت می‌توانند با استفاده از معنادرمانی، تاب‌آوری و امید به زندگی افراد مطلقه را ارتقاء بخشند.

اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر معنادرمانی بر امید به زندگی و تاب آوری زنان مطلقه