تاب آوری چهارچوبی برای فعالیت های اقتصادی و اجتماعی

تاب آوری به منزله چهارچوبی برای فعالیت های اقتصادی و اجتماعی

دکتر زینب خالوندی عضو شورای نویسندگان خانه تاب آوری

بدیهی است که منعطف ترین افراد و تیم ها هم شکست را تجربه می کنند، اما به میزانی که شکست می‌خورند، یاد می گیرند و رشد می‌کنند.
در چالش قرار گرفتن ، گاهی هم از نوع شدید ، جزئی از چیزیست که تاب آوری را به عنوان یک مجموعه مهارت، بیدار و فعال می‌کند.
در واقع می توان گفت تاب آوری پیش نیاز هر گونه فعالیت اجتماعی و اقتصادی است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که از عواملی چون تغییـر در سیاسـت هـاي کـلان و خـرد، شـکل گیـري رقبـا، تحـولات جمعیـت شـناختی و تغییـر ترجیحـات و ذائقـۀ مشـتریان در فعالیت های اقتصادی و مواجهه با بحران ها و شرایط نامساعد در فعالیت های اجتماعی صحبت به میان می آید. قبل از آنکه بیشتر در ارتباط با تاب آوری اقتصادی و اجتماعی بحث کنیم ابتدا می بایست برخی مفاهیم را تعریف کنیم؛
تاب آوري جامعه:
تاب آوري جامعه، ظرفیت یک نظام براي جذب و حل اختلالها و سازماندهی مجـدد خـود در حین تغییر به نحوي است که کماکان همان کارکرد، ساختار، هویت و بازخوردها را حفظ کند.تاب آوري جامعه بـه مثابـه حفـظ، توسـعه و مداخلـه دادن منـابع جامعـه توسـط اعضاي آن براي رسیدن به شکوفایی در فضایی است که تغییر، حتمی نبودن ، پیش بینی ناپذیري و رویدادهاي غیرمنتظره از ویژگی هاي آن هستند.

تابآوري جامعـه مـی توانـد از سه بعد اقتصادي، اجتماعی و محیط زیستی مدنظر قرار گیرد.
تاب آوري فردي:
مفهوم تابآ وري فردي که از علوم طبیعی وارد ادبیات روانشناسی شده اسـت. به زبان ساده عبارت است از سازگاري موفقیت آمیز فرد به رغم وجود تهدیدها و شـرایط نامطلوب محیطی تابآوري فرایندي است کـه در آن افـراد، منـابع داخلـی و محیطی را براي مدیریت یا سـازگاري بـا فشـارها و شـوك هـاي مهـم زنـدگی روزمـره بـه کـار میگیرند و شامل اجزاي عاطفی- شناختی (بـه عنـوان مثـال، احسـاس کنتـرل، نگرش مثبت) و ظرفیتهاي رفتار(سختکوشی) است.

تاب آوري کسب وکار:
ایدة تاب آوري کسب وکار در مقایسه با سایر انواع تاب آوري، موضوع به نسبت جدیـدي است. بقاء و توسعۀ سازمانهاي فعال در محیط کسـب وکـار آشـفته امـروزي، تـا حد زیادي به ظرفیت تاب آوري آنها بستگی دارد.تاب آوري کسب وکار به طور گسترده به ظرفیت سازمان براي خوب عمل کردن، صرف نظر از محیط اقتصادي یا محیط سازمانی مربوطه اشاره دارد. ایـن تـاب آوري مـی توانـد از طریـق اجـراي راهبردهـاي مـدیریت ریسک و یا با اتخاذ شیوة مدیریت نوآورانه اي رخ دهـد کـه سـازمان هـا را براي مقابله با چالشهاي اجتناب ناپذیر آماده میکند.
همانطور که از تعاریف پیداست، یادگیری تاب آوری در محیط های اقتصادی و اجتماعی از برخی جهات در هم تنیده و در برخی موارد نیازمند راهکار جداگانه ایست.تغییرات بیرونی و تهدیدهاي موجـود ، مدیران کسب و کارها، کارآفرینان و نیز فعالان اجتماعی را در پــی اتخــاذ راهکارهــایی بــراي افــزایش قــدرت انعطاف پذیري، تاب آوري و رقابت پذیري خـود برانگیختـه اسـت.
به عبارت دیگر توسعۀ کارآفرینی و تداوم فعالیت بنگاههاي اقتصادي و فعالیت های اجتماعی در محیط هاي متغیر و چالش برانگیز، در گرو شناخت تاب آوري و برنامه ریزي براي تقویت آن است. در رابطه با فعالیت های اقتصادی، بسیاري از بنگاه هاي کوچک و متوسط در اثر عدم تاب آوري مناسب، در سالهاي ابتدایی با شکست مواجه میشوند. در رابطه با فعالیت های اجتماعی نیز، بیش از پنج دهه پژوهش اشاره به این حقیقت دارد که تاب آوری به وسیله ی نگرش‌ها، رفتارها و حمایت های اجتماعی که می توانند توسط هر کسی پذیرفته و ترویج شوند، ایجاد شده است. عواملی که منجر به تاب آوری می شوند مثبت نگری را نیز در پی دارند؛ یعنی توانایی حفظ تعادل و مدیریت کردن هیجانات شدید یا دشوار.

خبر خوب این است که چون مجموعه ای یکپارچه از رفتارها و مهارتها حول تاب آوری وجود دارد، تاب آوری بیشتر را می توانید یاد بگیرید.
کسب مهارت‌های تاب‌آوری در بسترهای کنونی کار، در یک محیط خلاء ممکن نیست، بلکه در مواجهه با موقعیت‌های واقعی استرس زا امکان پذیر است، با این حال شناختن و مدیریت کردن برخی از عواملی که سبب می شوند خستگی و فشار زیادی را در محل کار حس کنیم، اهمیت دارد.
یادگیری تاب آوری بیشتر، در گرو برخی مولفه های درونی و بیرونی است. در ادامه مطالب در آینده در رابطه با این مولفه ها بحث خواهد شد.

 

کوچینگ چه چیزی نیست؟

کوچینگ چه چیزی نیست؟

دکترمرضیه نزاکت الحسینی

از شورای نویسندگان خانه ­تاب ­آوری

در یادداشت گذشته، سعی کردیم تعریفی کلی از کوچینگ برای علاقه­ مندان به این حوزه ارائه دهیم. در ادامه­ ی مباحث مربوط به کوچینگ، قصد داریم تعریفی دقیق­تر از کوچینگ ارائه دهیم و سپس به انواع مختلف آن اشاره کنیم.

از آنجایی که کوچینگ در کشور ما مفهومی جدید و نوپاست، بهتر است علاوه بر اینکه بدانیم کوچینگ چیست، کمی هم راجع به اینکه کوچینگ چه نیست بدانیم. افرادی که به تازگی قصد پیوستن به کوچینگ را دارند و یا می­خواهند از خدمات آن بهره بگیرند ممکن است آن را با مشاوره، روان درمانی، مربیگری (منتورینگ)، و یا حتی آموزش و تدریس به افراد اشتباه کنند. البته بسیاری از مفاهیمی که در کوچینگ مورد استفاده قرار می­گیرند از علم روانشناسی اقتباس شده­اند و در بسیاری از موارد، حتی در حوزه­ی کاری هم­پوشانی دارند، ولی بهتر است بدانیم اصولی در کوچینگ وجود دارند که آن را تا حدودی از موارد بالا متمایز می­کند.

نکته­ ی اول اینکه در کوچینگ، باور بر این است که مُراجع فردی کاردان است. به این معنی که مُراجع منابع لازم برای حل مشکل خود را در اختیار دارد. بنابراین، فقط خود مُراجع می­داند که باید برای حل مشکلش چکار کند زیرا فقط خودش به همه­ ی زیر و بم­ های شرایطی که در آن قرار دارد وارد است. البته کوچ باید اطلاعاتی که فکر می­کند برای مُراجع مفید است در اختیار او قرار دهد، ولی مُراجع مختار است از آن اطلاعات استفاده کند یا نه. در نتیجه، نقش کوچ این است که از طریق پرسیدن سوال­های کلیدی، به چالش کشیدن مُراجع، و سپس حمایت از او، به شکوفا شدن منابعی که فرد به طور ذاتی داراست کمک کند. در اینجا، مشخص می­شود که کوچ نباید به هیچ عنوان مُراجع را نصیحت کند زیرا نصیحت کردن یعنی «من بهتر از تو می­دانم چه چیزی برای تو خوب است». به علاوه، نصیحت کردن باعث می­شود مُراجع به کوچ وابسته شود که با قواعد کوچینگ بسیار در تضاد است.

نکته­ دوم این است که در کوچینگ، گذشته، حال و آینده­ ی فرد مورد توجه کوچ است. پس کوچ نباید فقط بر روی مسئله ­ای که مُراجع در حال حاضر با آن مواجه است متمرکز شود، و بدون اینکه کمی راجع به گذشته­ ی فرد بداند نمی­تواند شرایط کنونی او را به خوبی درک کند. اینجا وجه تمایز کوچینگ و منتورینگ بیشتر مشخص می­شود زیرا در منتورینگ قسمت اعظم توجه به موقعیت­ها و پیشرفت­های آینده ­ی فرد است. البته باید توجه کرد که کوچ روانشناس یا روانپزشک نیست که بخواهد گذشته مُراجع را آنالیز کند، پس باید حد و مرز این کار را در نظر بگیرد.

نکته­ ی سوم، تفاوت بارز بین کوچینگ و آموزش را نشان می­دهد. در محیطی که آموزش رخ می­دهد، معلم موضوع بحث را انتخاب می­کند، ولی در کوچینگ مُراجع تعیین می­کند که موضوع مورد بحث چه باشد. البنه ممکن است کوچ چهارچوب خاصی برای مطرح کردن در نظر داشته باشد، ولی اگر آن موضوع مورد نظر مُراجع نباشد نباید در جلسات کوچینگ مطرح شود. پس جلسات کوچینگ کلاس درس نیستند!

نکته­ ی بعدی این است که در کوچینگ، کوچ و مراجع از نظر جایگاه یکسان هستند و با روان درمانی یا مشاوره که یک نفر دکتر و یا مشاور و دیگری بیمار است، و موضع افراد به هم بالا به پایین است متفاوت است. رابطه­ ی کوچ و مُراجع بر اساس احترام متقابل است و بنابراین قضاوت کردن هیچ جایگاهی در این رابطه ندارد. در واقع، اگر احساس شود احترام متقابل وجود ندارد بهتر است به رابطه­ ی کوچینگ پایان داد.

و نکته­ ی آخر اینکه، کوچینگ یعنی ایجاد تغییر. پس اگر مُراجعی به جلسات علاقه نشان می­دهد، ولی نمی­خواهد تغییری در زندگیش دهد رابطه ­ی کوچینگ باید پایان بپذیرد.

اکنون که به طور کامل­تری با مفهوم کوچینگ آشنا شدیم، می­توان در یادداشت­های آینده به انواع کوچینگ و کاربردهای عملی آن پرداخت.