پیشگیری از خودکشی یا توسعه تاب آوری

دکتر آسیه ملک دار روانشناس و مدرس دانشگاه

0

پیشگیری از خودکشی مختص یک قشر و یا یک طبقه خاص نیست و هر کسی با هر سن و هر شغلی از هر شهر و یا جایگاهی ممکن است اقدام به خودکشی کند

یک سوال بپرسید، یک زندگی را نجات دهید.

همه ما مکررا اخبار خودکشی را شنیده ایم و میدانیم که مسله خودکشی فقط مختص یک قشر و یا یک طبقه خاص نیست و هر کسی با هر سن و هر شغلی از هر شهر و یا جایگاهی ممکن است اقدام به خودکشی کند.

به دلیل فراگیر بودن آن، مساله پیشگیری از خودکشی اهمیت فراوان پیدا می کند. و در همین راستا انجمن بین المللی پیشگیری از خودکشی 10 سپتامبر را روز جهانی پیشگیری از خودکشی نامید و هدف از این نامگذاری کاهش میزان خودکشی از طریق آگاه سازی مردم از بیماری های روان پزشکی، علت های خودکشی، نشانه ها ی خطر و راههای پیشگیری از آن می باشد.

خودکشی نوعی آسیب چند بعدی رفتاری. تلاش برای از بین بردن خود، و یا در تعریف دیگر از خودکشی گفته می شود نابودی آگاهانه خود به علت ناراحتی های متعددی که در فرد وجود دارد.

کسی که خودکشی میکند تصور باطلی دارد مبنی بر اینکه این بهترین راه حل برای رهایی از مشکلات است.

اقدام به خودکشی عملی است که توسط فرد به قصد کشتن خود انجام میگیرد.

این عمل می تواند منجر به آسیب غیر کشنده شده و یا آسیبی در پی نداشته باشد.

البته باید توجه داشت که خودزنی نیز تعریف جداگانه ای دارد که شامل همه رفتارهای صدمه زدن عمدی به خود بدون قصد خودکشی است.

در واقع خودزنی اقدامی عمدی در آسیب رساندن غیرمرگبار به بدن خود، در ابعادی غیر قابل قبول برای اجتماع به منظور کاهش فشار روانی است.

خودکشی قدمتی برابر با حضور آدم ها در روی کره زمین دارد. مطابق آمار سازمان جهانی بهداشت، سالانه تقریبا یک میلیون نفر در سراسر جهان به دلیل خودکشی فوت می کنند و 10 تا 20 برابر این آمار را اقدام به خودکشی به خود اختصاص داده است.

به طور میانگین در هر 40 ثانیه یک نفر به علت خودکشی از دنیا می رود.

و در حال حاضر در بیشتر کشورها سومین عامل مرگ و میر جوانان و نوجوانان 15 تا 24 ساله و یکی از ده عامل اصلی مرگ و میر در بیشتر کشورهای دنیاست.  در ارتباط با بررسی موضوع  خودکشی یکی از افرادی که ممکن است همه جا اسمی از او شنیده باشیم، امیل دورکیم جامعه شناس قرن 19 می باشد. دورکیم در بررسی این پدیده چند بعدی از فرضیه های ساده شروع می کند و با رد کردن فرضیه های ساده محیطی و فیزیکی به فرضیه های پیچیده اجتماعی می رسد و معتقد است که خودکشی به چهار دسته فردگرایانه، دیگر خواهانه، خودکشی ناشی از بی هنجاری و خودکشی تقدیرگرایانه تقسیم می شود. بعد ها فروید که خودکشی را در نتیجه یک نفرت و خشم درونی میداند  و همین طور مننینجر که سه المنت اصلی در خودکشی که شامل میل به مردن، میل به کشتن و میل به کشته شدن می باشد را مطرح می کنند.

اشتایدمان  از جمله افرادی است که یافته هایش در این حوزه نه تنها ارزش پزشکی که ارزش قانونی و حقوقی دارد. او معتقد بود که هسته مرکزی خودکشی درد روانی است. و در پشت خودکشی یک احساس رنج وجود دارد. و در نظریه جون تنگنی شرم و گناه هسته برجسته خودکشی هستند. و لین آبرامسون و لوی آلوی ناامیدی را هسته خودکشی می دانستند.

با وجود آنکه در طی سالهای اخیر اقداما ت زیادی در راستای استیگما زدایی انجام شده است همانند تشکیل کمپین هایی با مضمون(حرف بزنیم) که کمک کننده هم بوده است. اما می بایست  به دنبال آن باشیم که بیشتر و راحت تر در مورد علایم و نشانه ها صحبت کنیم.چون پدیده خودکشی همیشه با باورهای نادرست همراه بوده است.

مثلا باور غلطی که  اگر کسی قصد خودکشی داشته باشد هیچ گاه در مورد آن صحبت نمیکند. و یا این باور غلط که خودکشی بدون هشدار قبلی اتفاق می افتد و یک عمل تکانه ای است. افرادی که در مورد خودکشی صحبت می کنند هدفشان تحت تایر قرار دادن و کنترل کردن دیگران است. و یا افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دیوانه و ضعیف هستند.

افرادی که در مورد خودکشی صحبت می کنند صرفا به دنبال جلب توجه هستند. فقط طبقات خاصی دست به خودکشی میزنند.و این باورهای غلط منجر می شود که افراد از درمان اجتناب کنند و این معضل ممانعت در کمک گرفتن را تشدید می کند.

در صورتی که واقعیت این است که افرادی که خودکشی می کنند معمولا ابتدا در مورد آن صحبت می کنند و خودکشی تقریبا همیشه نشانه های اخطار دهنده ای دارد و هر فردی از هر طبقه و جایگاهی ممکن است دست به خودکشی بزند. به یاد داشته باشیم که خودکشی قابل پیشگیری است و بسیاری از افرادی که تمایل به خودکشی دارند نمی خواهند بمیرند،آنها صرفا می خواهند درد و رنج را متوقف کنند.

خودکشی پدیده ی پیچیده ای است که حاصل عوامل مختلف زیستی، روانی، اجتماعی ،فرهنگی و معنوی است.

افکار خودکشی زمانی پیش می آید که افراد وضعیت خود را غیر قابل تحمل، بی پایان و غیر قابل فرار تجربه می کنند.

بنابر این افکار خودکشی زمانی پیش می آید که فرد درد زیادی را تجربه می کند اما منابع کافی برای مقابله با آن را ندارد.

عوامل خطر و عوامل محافظت کننده فراوانی در خودکشی وجود دارد.

افکار خودکشی، سابقه بیماری های روانی، شکست های عاطفی، احساس درماندگی، سن، جنسیت و سابقه اقدام به خودکشی از جمله عوامل خطرند و ارتباط خانوادگی خوب، برخورداری از حمایت های اجتماعی و مجهز بودن به توانمندی ها و مهارت هایی همچون تاب آوری و مهارت های زندگی نیز از سرمایه ها و عوامل محافظت کننده  خودکشی محسوب می شوند.

زمانی که مثلث خودکشی را بررسی می کنیم، 3 ضلعی که اضلاع این مثلث را تشکیل می دهند عبارتند از ناامیدی، مشکل در حل مساله و مشکل در تنظیم هیجانات در مثلث اعتیاد نیز 3 ضلع تشکیل دهنده شامل بد تنظیمی هیجانات، برجستگی انگیزشی و اختلال کارکردی وجود دارد.

به این معنا که مشکل در تنظیم هیجانات در بیشتر رفتارهای پر خطر دیده می شود.

و این افراد ممکن است به دلیل محدودیت های رفتاری و نداشتن مهارت های کافی و ابزارهای دیگری که بتوانند هنگام بروز هیجانات با آن به درستی مقابله کنند از راه حل های هیجان مدار و مساله مدار ناسالم استفاده می کنند.

مثلا فردی که درگیر اعتیاد می شود زمانی که دچار عصبانیت، غم و نشانه های افسردگی در او دیده می شود، به دلیل نداشتن مهارت کافی در تنظیم هیجانات به مصرف مواد روی می آورد و مواد برای او می شود ابزار تنظیم هیجانی. به دلیل اهمیت مسله هیجان ها و تنظیم آن است که در مراحل مداخله در خودکشی نیز بعد از ارزیابی های زیستی- روانی و اجتماعی و ایجاد ارتباط با مراجع  می بایست احساسات و هیجانات او را مدیریت کرد.

چرا که در این افراد احساس و هیجانات متفاوتی رخ می دهدو می بایست به او اجازه و فرصت داده شود تا هیجانات و احساسات خودش را در یک محیط ایمن بدون قضاوت ابراز کند.

اگر ما بتوانیم هیجانات را به درستی مدیریت و تنظیم کنیم یکی از اضلاع مثلث را درست کرده ایم. و از آنجاییکه فکر، رفتار و هیجان ها در یک چرخه بر روی هم اثر گذارند. اثرات منفی هر کدام می تواند بر روی آن دیگر تاثیر بگذارد.

تنظیم هیجانی( Emotional  regulation) به این معنی است که بتوانیم هیجانات خودمان را در راستای اهدافمان کم، زیاد، حفظ و یا تعدیل کنیم. و یا به تعریف گراس(شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیر آگاهانه ای که برای افزایش، حفظ و کاهش مولفه های رفتاری، هیجانی و شناختی یک پاسخ به کار می رود).بنابراین تنظیم هیجانی به معنی سرکوب یا حذف هیجان ها نیست.

بلکه می بایست بتوانیم هیجانات خودمان را پخته، انعطاف پذیر، سالم و خلاقانه ابراز کنیم. چرا که هیجانات ما کارکردهای مثبت دارند و زمانی که از مسیر سالم خود خارج شوند و در اصطلاح بد تنظیم شوند، دردساز ساز می شوند. اختلال تنظیم هیجانی در تقریبا 75% بیماری های روانی وجود دارد و این نشان دهنده نقش مهم هیجانات و تنظیم آن در سلامت روان و پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی است.

مبحث تنظیم هیجانی از جمله مهارت هایی است که می بایست از دوران کودکی آموخته شوند. مثلا در سن پنج تا ده سالگی افرادی که تنظیم هیجانی خوبی ندارند همین ممکن است استعداد ابتلا به اعتیاد را در آنها افزایش دهد. توانایی دیگری که در مقابله با شرایط تنش زا به ما کمک می کند تاب آوری است.

تاب آوری یک فرایند است که زمانی که افراد با تنش ها و چالش هایی در زندگی خود مواجه می شوند، زمانی که به این توانایی مجهز باشند، کمتر از راه حل های ناسالم استفاده خواهند کرد. هر چقدر که ما عوامل محافظت کننده در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی را ارتقا دهیم نقش عوامل خطر کمرنگ تر خواهد شد.

برای پیشگیری از خودکشی اول می بایست ماهیت خودکشی را بشناسیم.

و یکی از روش های پیشگیری از خودکشی روش بتا( بپرس، ترغیب کن و ارجاع بده ) می باشد.

بتا نوعی مشاوره و درمان نیست و در نظر دارد امید را از طریق اقدامات مثبت القا کند و برای آموزش به کسانی در نظر گرفته شده است که در موقعیتی قرار دارند که می توانند نشانه های خطر، سرنخ ها و پیام هایی را که افراد خودکشی گرا می دهند تشخیص دهند تا با تمام توان برای پیشگیری از خودکشی اقدام کنند. گام اول در بتا(بپرس ) می باشد.

چندین روش مختلف برای پرسیدن درباره خودکشی وجود دارد. روش غیر مستقیم: آیا اخیرا غمگین بوده ای؟ روش مستقیم تر: آیا درباره خودکشی فکر کرده ای؟  و  های تکمیلی.  به یاد داشته باشیم که پرسیدن سوال از خودکشی احتمال خطر خودکشی را افزایش نمی دهد. و در گام دوم فرد را برای کمک گرفن ترغیب می کنیم.

اما قبل از ارجاع برای کمک اول سعی کنید شنونده خوبی باشید. برای کسی که به خودکشی فکر می کند و نیازمند ترغیب برای دریافت کمک است، هدیه گوش دادن بسیار با ارزش است و مرحله آخر بتا ارجاع می باشد.

بهترین حالت ارجاع زمانی است که شما فردی را که نگرانش هستید نزد یک متخصص سلامت روان میبرید و دومین حالت ارجاع زمانی است که شخص موافقت می کند که نزد متخصص برود و شما میدانید که واقعا قرار ملاقاتی ترتیب می دهد. اصول بتا همانند احیای قلبی تنفسی یا مانور هایملیخ به آسانی یاد گرفته می شود و استفاده از بتا همانند دو روش گفته شده می تواند زندگی یک انسان را نجات دهد. بتا مسیری برای یک زندگی جدید و بهتر باز می کند.

 

پیشگیری از خودکشی مختص یک قشر و یا یک طبقه خاص نیست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 18 =