باشگاه تاب آوری / از خانه تا مدرسه

سارینا سعادتی در یادداشتی برای میگنا در باشگاه تاب آوری نوشت : به نظر میرسد استرس، ناملایمات و چالش با زندگی انسان تنیده شده است. تحقیقات نشان داده است کودکانی که ضربه های روحی بزرگی را تجربه کرده اند می توانند با غلبه بر مشکلات و در بلوغ و بزرگسالی به اعضای بسیار کارآمد و سازنده ای برای جامعه تبدیل شوند.
در مواجه با ناملایمات برخی از کودکان نیز تحت تاثیر اثرات منفی قرار می گیرند در حالی که برخی علی رغم چنین چالش هایی خوب عمل میکنند ، موفقیتی بدست آورده و توانایی عبور از موانعی بزرگتر را نیز پیدا میکنند.
راهکارهای عملی ویژه ای  وجود دارند که معلمان می توانند برای حمایت از کودکان و خانواده ها برای  در آموزش و توسعه تاب آوری استفاده کنند.
برای حمایت معلمان از توسعه تاب آوری تعریف روشنی از تاب آوری و درک عوامل محافظتی و خطر ضروری است میتوان مفهوم تاب آوری را به سه روش بررسی کرد:
روش اول : با شناسایی ویژگی های بچه هایی که در محیط هایی بزرگ شدند که آسیب های مختلفی را تجربه کردند اما همچنان به رشد خود ادامه دادند.
روش دوم: بررسی پاسخ های متفاوتی که هر کودک با توجه به سطح توانایی خود به استرس میدهد.
روش سوم: بررسی عملکرد مثبت کودکانی که آسیب و استرس را پشت سر گذاشتند و به میزان قابل توجهی بهبود یافتند.

کودکانی که مشکلات سلامت روانی را تجربه کردند، از بخش های چالش برانگیز به صورت قوی تر و سازگارتر با تغییرات خود را نشان داده اند اما برخی دیگر اینگونه نبودند 
در روانشناسی افراد تاب آور، افرادی هستند که دارای ویژگی های درونی مانند صبر، خودپذیری، خودکارآمدی و خوش بینی هستند که به آنها امکان عملکرد و موفقیت در مواجه با ناملایمات را میدهد.

معلمان توانمند بخوبی به این نکته توجه دارند که درک  استرس  و تاب آوری  میتواند هم آیند باشد.

استرس به عنوان هرچیزی ( فیزیکی ، احساسی یا هردو) تعریف میشود که سلامتی افراد را تهدید میکند. زمانی که یک فرد استرس مداوم یا شدید و مخربی را تجربه میکند سلامتی بدنی و روانی خود را از دست میدهد 
 افراد ممکن است به روش های مختلف استرس و تاثیرات مخرب آن  را درک کنند، تفسیر کنند و به آن پاسخ بدهند و در نهایت با آن کنار بیایند.
 گاهی نیز تاب آوری به عنوان توانایی و تمایل افراد برای مقابله با استرس و سختی ها و ظرفیت آنها برای برگشتن به حالت قبلی  و حفظ عملکرد های  طبیعی تعریف شده است.
تعاریف متفاوتی از تاب آوری ارائه شده است که آن را نه تنها به عنوان توانایی فرد برای انطباق با تغییر بلکه به نهراسیدن و چه بسا تهور و استقبال از تغییر و یا تجربه پذیری معنا کرده است .

بعد جدید دیگری نیز برای درک تاب آوری معرفی شده است که تاب آوری را به توانایی فرد در استفاده از منابع برای عبور از موانع به نحوی که در بافتار و ساختار فرهنگی هم پذیرفته و معنامند باشد .

ایا افراد چگونه می توانند به  خود را بازسازی و بازیابی کنند یا با تجارب ناملایمات خود سازگار شوند؟  ایا این مهم بستگی به زمینه و ظرفیت آنها برای یافتن و استفاده از منابع در محیط خود و توانایی دسترسی  به عوامل حفاظتی دارد.
شناسایی عوامل خطر و محافظتی که به تاب آوری کودکان کمک میکند می تواند معلمان را در به کار گیری راه های پیشگیری و مداخله ی موثر برای حمایت از کودکان راهنمایی کند که یکی از آن عوامل حمایت در سطح خانواده می باشد که با توجه به ماهیت اجتماعی انسان ها هر بحثی در مورد حمایت از توسعه ی تاب آوری باید جنبه ای از خانواده را در بر بگیرد.
معلمان از موقعیت ممتازی برخوردار هستند که از زندگی خانواده ها آگاه باشند. بنابراین فرصتی بی نظیر برای حمایت و تقویت آنها دارند معلمان باید خانواده ها را به عنوان واحدهایی با نقاط قوت و توانایی ها و چالش های خاص در نظر بگیرند.
مشارکت با خانواده ها برای حمایت از کودکان در آموزش و توسعه  تاب آوری آنها حایز اهمیت است.  

سارینا سعادتی در ادامه این یادداشت نوشته است : برخلاف عوامل محافظتی، عوامل خطر ویژگی هایی هستند که احتمال تاثیر منفی ناملایمات و آسیب را در سازگاری و آسایش کلی کودکان افزایش می دهند.
عوامل خطر و تجربیات منفی شامل قرار گرفتن کودک در معرض آزاری عاطفی ، جسمی ، جنسی ، نداشتن مهارت های اجتماعی ، بی توجهی عاطفی و فیزیکی، تبعیض و نژاد پرستی، تصور ضعیف از خود، مشکلات خانوادگی مانند خشونت خانوادگی ، بیماری روانی یا جسمی والدین و مصرف مواد مخدر یا الکل میشود.
عوامل خطر منجر به کاهش منابع فردی کودک در مواجه با ناملایمات میشود در نتیجه آسیب پذیری کودک بیشتر میشود بنابراین و چون همیشه نقش معلمان و مراقبان در افزایش سازگاری و تاب آوری مکرر مورد توجه قرار میگیرد.

راهکارهای عملی برای معلمان و خانواده:

احساسات کودکان را بپذیرید.
برای کنار هم بودن اعضای خانواده تاکید داشته باشید و مهم تر از همه به بچه ها اجازه بدهید از طریق بازی و خنده کودکی خود را داشته باشند.
نسبت به نیاز های کودک حساس و پاسخگو باشید.
قوانین و انتظارات را برای کودکان واضح توضیح دهید.
برای کودکان یک محیط قابل پیش بینی ایجاد کنید یعنی فضاهایی را به وجود بیاورید که در آن نیازها و حالات عاطفی آنها شناسایی شده و احترام گذاشته شود و با در نظر گرفتن تفاوت هایشان مورد توجه قرار بگیرند.
در مورد خواسته های کودکان، انعطاف پذیر باشید و سلیقه ها و علایق آنها را بشناسید.
به کودکان در تعیین اهداف، تعریف و شناسایی موفقیتشان کمک کنید و زمانی که موفق شدند آنها را تشوق کنید.
مسئولیت پذیری متناسب با سنشان را تشویق کنید.
از کودکان در مراقبت از خود و کسب مهارت های زندگی حمایت کنید.
هرچیزی که باعث افزایش استقلال در آنها میشود را تشویق کنید.
انتخاب های مستقلانه را در آنها را تشویق کنید.



زبان تاب آوری

فاطمه فلاح تفتی در یادداشتی برگرفته از کتاب تاب آوری منابع و گفتمان برای باشگاه تاب آوری نوشت : مفهوم تاب آوری به نسبت جدید می‌باشد که در برخی از زبان‌ها برای آن واژه ای وجود ندارد. به طور مثال در زبان ایتالیایی کاستيلانو معادل تاب آوری است و در عوض از واژه‌‌ی دفاع عليه سختی ها استفاده می کنند. این مفهوم را می توان با استفاده از واژه ی دیگری نیز توصیف کرد، اما بیشتر مردم دنیا عبارت “غلبه بر سختی ها بـا شـجاعت، مهارت ها و ایمان” را درک می‌کنند.

هرچه بیشتر مفهوم تاب آوری درک شود، بهتر می توان به کودکان کمک کرد تا با بحران‌های زندگی خود با قدرت و امید مواجه شوند. کودکانی که واژگان را می آموزند، بهتر می توانند تاب آوری را در خود و دیگران تشخیص و آن را تقویت کنند و در نتیجه سبب بهبود عملکرد خود در این زمینه می‌شوند.

طبقه بندی “من دارم، من هستم و من می توانم” از یافته های پروژه‌ی جهانی تاب آوری است. در این طبقه بندی ۳۶ ویژگی کیفی که سبب تاب‎آوری می شود، شناسایی شده است. این موارد را می‌توان به سه طبقه بندی عمده که هر کدام شامل پنج بخش است، تقسیم کرد.

“من دارم”

عـوامـل حـمایتی و منابع بیرونی است که تاب آوری را بهبود می بخشد. قبل از آگاهی کودک از “من هستم و من می توانم” نیازمند حمایت و منابع بیرونی می‌باشد تا به احساس امنیت که زیربنای بهبود و تقویت تاب آوری است، دست پیدا کند که در دوران کودکی حائز اهمیت می‌باشد.

کودک تاب آور اینگونه می‌گوید: “من …… دارم.”

  • روابط همراه با اعتماد

کودک باید احساس کند که والدین و دیگر اعضای خانواده و دوستانش، او را دوست دارند و او را با عشق می‌پذیرند.

  • ساختار و قوانین در خانه

والدینی که قوانین و اصول روشن و واضحی دارند، می توانند از کودک خود این انتظار را داشته باشند که از آنها اطاعت کند. قوانین شامل وظایفی است که از کودک انتظار می رود، آنها را اجرا کند. محدودیت ها و عواقب رفتار باید به وضوح بیان و درک شوند. زمانی که این قوانین رعایت نگردد، کودک متوجه می‌شود که کار اشتباهی انجام داده؛ در این مواقع کودک باید تنبیه شود و او را بخشید و در نهایت با او آشتی کرد. حال زمانی که کودک از قوانین تبعیت می کند، باید او را مورد تحسین قرار داد.

  • الگوها

والدین و تمامی افرادی که با کودک سر و کار دارند باید به نحوی عمل کنند که در کودک حس پذیرش ایجاد کنند؛ میتوان گفت آنها برای کودک الگوی اخلاق و زندگی هستند.

  • تشویق کودکان به استقلال

والدین باید کودکان خود را تشویق کنند که روی پای خود بایستند و زمانی که لازم شد از دیگران کمک بگیرند. بهتر است کودک خود را هنگام انجام کار مستقل تشویق کنند.

  • دسترسی به سلامت، آموزش، رفاه و خدمات امنیتی

کودک باید به طور مستقل یا از طریق خانواده به خدمات پایدار دسترسی داشته باشد تا نیازهایی که خانواده نمی تواند آنها را برآورده سازند، تأمین شود. مواردی همچون نیاز به دکتر، بیمارستان، مدرسه، معلم، خدمات اجتماعی و …

“من هستم”

نقاط قوت درونی و شخصی کودک است که شامل احساسات و عقاید درونی او می شود.

کودک تاب‌آور اینگونه می‌گوید: “من … هستم”

  • من دوست داشتنی و خوش اخلاق هستم.

کودک می داند که دیگران او را دوست دارند. او در مقابل دیگران کارهای جالبی انجام می دهد تا خود را عزیز کند. او در واکنش به دیگران توازن خوبی بین برون گرایی و درون گرایی برقرار می‌کند.

  • دوست داشتن، همدردی و نوع دوستی

کودک دیگران را دوست دارد و علاقه خود را به شیوه های مختلف نشان می‌دهد. ناراحتی دیگران را حس می‌کند و به آنها دلداری می دهد.

  • به خودم افتخار می کنم.

کودک می داند که شخص مهمی است و به خود افتخار می کند و به کسی اجازه نمی دهد که او را تحقیر کند.

  • مستقل و مسئول

کودک می تواند کارهای خودش را به تنهایی انجام دهد و عواقب رفتارش را بپذیرد.

  • سرشار از امید، ایمان و اعتقاد

کودک تاب آور امیدوار است و باور دارد که افرادی وجود دارند که می توانند به او کمک کنند. او می‌تواند درست و نادرست را از هـم تشخیص و باور دارد که درست و حق، همیشه پیروز است.

“من می توانم”

بیانگر عوامل اجتماعی و شخصی است. کودکان با تعامل با یکدیگر و معلمانشان این مسائل را یاد می‌گیرند.

کودک تاب آور اینگونه می گوید: “من … می توانم”

  • ارتباط برقرار کردن.

می تواند افکار و احساسات خود را بروز دهد، متوجه تفاوت ها شود و نتایج ارتباط را درک کند.

  • مشکل را حل کند.

کودک می تواند ماهیت و میزان یک مشکل را بسنجد و راه حل هایی نو و خلاقانه پیدا کند.

  • احساسات و انگیزه هایش را کنترل کند.

کودک احساسات خود را تشخیص داده، برروی احساساتش اسم می گذارد و آنها را به شکلی که احساسات دیگران را نیز جریحه دار نکند، بیان می دارد.

  • اخلاق خود و دیگران را می شناسد.

کودک اخلاق خود و دیگران را می شناسد. این امر به کودک کمک می کند که به نحوی شایسته دست به عمل زده و متوجه شود که تا چه میزان وقت برای ارتباطات بگذارد و چگونه می تواند در موقعیت‌های مختلف موفق شود.

  • به دنبال روابط موفق است.

کودک می تواند فردی را پیدا کند که با او احساسات و علائق خود را با او در میان بگذارد و راه هایی برای حل مشکل شخصی و بین فردی در خانواده بیاید و باعث ایجاد روابط سالم و صمیمی میان خود و دیگران شود.

تقویت نیروی انسانی

کودکان در سنین مختلف به شدت بر روی این ۳ مورد تکیه می کنند. همان طور که کودکان رشد می‌کنند، بیشتر از منابع خارجی که از مهارت های (من دارم و من می توانم) کمک می گیرند. این در حالی است که به طور مداوم رویکردهای شخصی و احساسات خود را تقویت می کنند. (من هستم). درست به همان اندازه که مهارت های تاب آوری در سنین مختلف متنوع هستند، والدین و دیگر مراقبان نیز به نسبت رشد کودک می توانند رفتار و زبان تاب آوری خود را بهبود بخشند.

باشگاه تاب آوری / مادران کودکان بیش فعال

دکترژیلا فرخی دراهمیت و آثارمثبت تاب آوری برای مادران کودکان بیش فعال نوشت : تنش در قالب خانوادگی به خصوص وقتی که مزمن باشد و در اوایل رشد وجود داشته باشد اثرات مضری روی سلامت والدین، کودکان و ارتباطات والد با کودک می گذارد. یکی از عوامل مرتبط با ویژگی های درونی خانواده که می تواند سبب تنش گردد، مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان است.

به طوری که شدت اختلال رفتاری کودک، ویژگی مهم موقعیت تنش زا محسوب می شود که یکی از شایع ترین این اختلالات، بیش فعالی/ نارسایی توجه Attention Deficit/ Hyperactivity Disorder می باشد. بیش فعالی، اختلالی است که با تحریک پذیری مداوم، تکانشگری و مشکلاتی در تمرکز مشخص می شود. در اکثر موارد، بیش فعال با مشکلات دیگری هم چون لجبازی، نافرمانی از والدین، مشکلات رفتاری و عدم موفقیت تحصیلی نیز همراه است.
دکتر ژیلا فرخی گفت: رفتارهای ناسازگارانه کودک بیش فعال (هم چون تکان شگری، عدم تبعیت از دستورات والدین، رفتارهای تخریبی، لجبازی، نافرمانی و تحریک پذیری) احساس بدی در والدین (هم چون خشم، عصبانیت، درماندگی، خستگی، کاهش تحمل) به وجود می آورد. این عکس العمل ها در نهایت منجر به حاد شدن مشکلات کودک می گردد. این اختلال به دلیلی ویژگی هایی که دارد می توانند بر عملکرد والدین و رفتارهای آنان تاثیر بگذارد. این کودکان و والدینشان نه تنها بر یکدیگر اثر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را هم تحت تاثیر قرار می دهند.

از سوی دیگر رفتارهای نامناسب والدین مثل خشم و بی توجهی و نیز واکنش هایی که والدین به علایم این اختلال (مثل پرتحرکی و شلوغی) نشان می دهند می توانند بر روند این اختلال تاثیر بگذارد. در جریان تشخیص این اختلال، فشار های روانی فزاینده ای بر والدین وارد می شود که می تواند واکنش هایی مانند ضربه روانی، ناامیدی، خشم ، افسردگی و .. منجر شود.
ایشان اضافه کرد: نیاز به امکانات ویژه برای مراقبت از کودک بیش فعال، تحمل صحبت های دیگران، خدشه دار شدن رابطه ی کودک و والدین در اثر جدایی از افراد همسال، مشکلاتی که در ارتباط با خواهر و برادر او ایجاد می گردد، مسائل آموزشی، مشکلاتی هستند که والدین در نگهداری وتربیت کودک بیش فعال با آن کم و بیش مواجهند و همگی موجب آمدن فشار و استرس روی والدین علی الخصوص مادر می گردد و احتمالا ً آرامش خانوادگی را بهم می زنند. از آنجا که بیش فعالی و رفتارهای ناشی از آن، امری ثابت
و پایدار است، این امر بر تعاملاتی که کودک با خواهران و برادران و والدین خود دارد تأثیر می گذارد. در این میان، سلامتی مادرانی
که مجبورند معمولا ً در خانه به کودک خود رسیدگی کنند، بیشتر در معرض آسیب است. مادران کودکان بیش فعال در مقایسه
با پدران به دلیل اینکه زمان بیشتری را برای مراقبت از فرزند آسیب دیده خود اختصاص می دهند، به علت شرایط و مسئولیت های
مداومی که بیش فعالی از لحاظ شناختی، اجتماعی و هیجانی دارد، تنش بیشتری را متحمل می شوند و در مخاطره آسیب های روانی بسیاری قرار می گیرند.
دکتر ژیلا فرخی در ادامه اظهار داشت: مادران کودکان دارای اختلال بیش فعال، فشارها، مشکلات روانی، افسردگی، محدودیت، ناکامی بالا، روابط تحمیلی و وضعیت های سختی را در زندگی با این کودکان تجربه می کنند.

همچنین مادران کودکان بیش فعال نسبت به مادران کودکان عادی بار روانی ومشکلات روان شناختی بسیاری را به دوش می کشند، از رضایت زناشویی کمتری برخوردارند، تعاملات منفی بیشتری دارند و مشکلات تنظیم هیجانی و رفتاری بالاتری را تجربه می کنند. از جمله عواملی که به فرد در برخورد و سازگاری با موقعیت های دشوار و تنش زای زندگی کمک می کند و افراد را در برابر اختلالات آسیب شناختی و دشواری های زندگی در امان نگه می دارد، تاب آوری است.


این روانشناس خانواده بیان کرد:  تاب آوري ظرفیتی براي مقاومت در برابر استرس و فاجعه است. بد نیست بدانید که براي مشکلات و سختی هایی که ممکن است در زندگی همه ما وجود داشته باشد، قدرت پیشگویی کننده اي وجود ندارد؛ بلکه این خودمان هستیم که این قدرت را براي آنان قائل می شویم. در واقع این قدرت از درون خود ما سرچشمه می گیرد و با یکی از ویژگی هاي مهم روانی به نام «تاب آوري» ارتباط پیدا می کند.

تاب آوری از جمله متغیر های بسیار مهم و با اهمیت در رابطه با والدین دارای فرزند بیش فعال می باشد. تاب آوری یکی از سازه های مهم در حوزه روانشناسی سلامت است که جایگاه ویژه ای در حوزه روانشناسی مثبت نگر، روانشناسی خانواده و بهداشت روانی دارد. تاب آوری ظرفیت انسان برای مقابله انطباق با سختی، رنج، مصیبت و دیگر عوامل استرس زا در زندگی روزانه تعریف شده است. این ویژگی شخصیتی، از جمله عواملی است که از بروز مشکلات روانی در میان افراد جلوگیری می کند و آن ها را از بروز اثرات روانی رویدادهای مشکل زا در امان نگه می دارد، توانایی سازگاری با درد را افزایش می دهد، افسردگی را کاهش می دهد و موجب بهبود کیفیت زندگی می شود.

مادران دارای فرزند بیش فعال هر چه تاب آوری بالاتری داشته باشند، توان عملکرد مثبت در شرایط ناگوارشان بالاتر می رود و می توانند در برابر رنج ناشی از نگهداری فرزند بیش فعال، مقام تر بوده و کیفیت زندگی هم در این وضعیت بالاتر خواهد رفت.
سخن آخر:
نکته اي که باید به آن توجه کرد این است که درست است تاب آوري به قابلیت تطابق انسان در مواجهه با بلایا یا فشارهاي جانکاه، غلبه یافتن و حتی تقویت شدن با آن تجارب اطلاق می شود، اما این خصیصه در کنار توانایی هاي درونی شخص و مهارت هاي اجتماعی او و همچنین در تعامل با محیط تقویت می شود، توسعه می یابد و به عنوان یک ویژگی مثبت متبلور می شود. نتیجه اینکه تاب آوري در هر سن ودر هر سطحی رخ می دهد و سازه اي شناختی و قابل آموزش است یعنی تاب آوري پدیدهاي ذاتی نیست. بلکه از طریق تمرین، آموزش، یادگیري وتجربه حاصل می شود. پس اگر فکر می کنید تاب آوري کمی دارید، می توانید آن را تقویت کنید و مهارت هاي خود را براي تاب آور شدن پرورش دهید.
بنابراین میتوان گفت که اگر تاب آوری مادران کودکان دارای اختلالADHD افزایش یابد، آن ها به راحتی می توانند با مسائل و مشکلات کودکانADHD کنار آیند، و ضمن داشتن عملکرد قابل قبول و موفقیت آمیز از سلامت روان خوبی هم برخوردار گردند. بنابراین برای این که مادران کودکان دارای اختلالADHD بتوانند تاب آور شوند، باید تحت برنامه افزایش تاب آوری قرار گیرند تا مهارت های لازم را کسب کنند.
تقویت و پرورش تاب آوری احساسی در بسیاری از موارد، به تنهایی مشکل است. بنابراین در این شرایط بهتر است مادران کودکان بیش فعال از افراد باتجربه کمک بگیرید یا به یک روانشناس و مشاور متخصص مراجعه کنید تا شما را در این مسیر هدایت کنند. صحبت با روانشناس به روند خودآگاهی کمک بسیاری می‌کند و شما را راهنمایی می‌کند که این مهارت را به شکل اصولی در خودتان تقویت کنید ودر برابر آسیب ها و فشارهای وارد شده ناشی از مشکلاتی که با کودکان بیش فعال دارند، به شکل کارآمدی برخورد کنند تا خطری سلامت روانی آن ها را تهدید نکند.

بنابراین تلاش کنید که در این مسیر به افراد متخصص مراجعه کنید و کتاب‌های مهم برای پرورش انعطاف‌پذیری عاطفی، تاب آوری احساسی و خودآگاهی و ذهن آرامی را بخوانید.

باشگاه تاب آوری / ویژگی یا فرآیند

عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ در باشگاه تاب آوری نوشت :یک حوزه از گفت­‌‌وگو در تئوری تاب­‌‌آوری این است که آیا تاب­‌‌آوری یک شیوه است یا یک فرآیند پویابخشی از این گفت­‌‌وگو در این چالش ریشه داشت که وضعیت یک سیستم پویای درحال رشد، به­‌‌شیوه­‌‌ای معنادار باتوجه به مرحله­‌‌ی خاصی در زمان مورد قضاوت قرار می­‌‌گیرد.
کورتیس و سیچیتی به­‌‌شکل متقاعد‌­کننده­‌‌ای استدلال کردند که یک سیستم زنده، در ذات خود، فراآیندی پویابوده که تحت­‌‌تأثیر خودگردانی عصبی و روان‌­شناسی و تعامل بین محیط اکولوژیک و ارگانیسم، رو به­‌‌رشد است. (تمرکز روی تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه، بیش­‌‌تر در میان بزرگ­‌‌سالان معمول است تا پیشینه­‌‌ی کودک،؛ که در آن، اغلب تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک ویژگی شخصیتی شناخته می­‌‌شود که علیه استرس و دشواری­‌‌های زندگی، حمایت­‌‌کننده است.
به‌­هرحال، شواهد کمی وجود دارد که از تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه حمایت کند و معمولاً عکس این هنجاردیده می­‌‌شود
بسیاری از عوامل فردی و متنی به تاب­‌‌آوری ربط داده می­‌‌شوند و همان­‌‌طورکه نشان داده شد، همین ویژگی می­‌‌تواند در یک محیط، آسیب­‌‌پذیری و در محیط دیگر، حمایت تلقی شود. علاوه‌ بر‌ این، بسیاری از فراآیندهای مرتبط به تاب­‌‌آوری (مثل رابطه­‌‌ی نزدیک یا حمایت اجتماعی) در وجود فرد قرار ندارند.

مفهوم و هنجار تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه، به­ احتمال قوی خطر آن را درپی دارد که فرد در یک موقعیت دشوار، تاب­‌‌آوری نشان نمی دهد. همان­‌‌گونه که گابریانو به­‌‌دنبال دهه­‌‌ها پژوهش درمیان جوانانی که در معرض خطرهای بالا هستند باظهار کرد که ناتوانی فرد برای حفاظت از خود دربرابر انباشت عوامل خطر،باعث فساد اخلاقی فرد نمی­‌‌شود. تحمل برخی از محیط­‌‌ها برای بعضی از افراد بسیار سخت است ، لازم است ما بتوانیم دربرابر چنین قضاوت­‌‌هایی قوی باشیم. حتی ویژگی­‌‌هایی که به تاب­‌‌آوری مرتبط می­‌‌شوند (مثل مهارت­‌‌های خوب در حل نمی­‌‌تواند به­‌‌طور قطع دربرابر وقایع استرس­‌‌آمیز زندگی حمایت­‌‌کننده باشد.موقعیت­‌‌هایی وجود دارند که آن­‌‌قدر خشن و تهدیدآمیز هستند، که هیچ کودکی نمی­‌‌تواند در آن موقعیت­‌‌ها و محیط­‌‌ها خوب رشد کند؛ مثل محرومیت‌‌های طولانی‌‌مدت و بد‌‌رفتاری .
پژوهش­گران رشد تاب­‌‌آوری را به­‌‌شکل فرایند رشد سازگاری توصیف می­‌‌کنند که انطباق مثبت را تقویت می­‌‌کند، در یک الگوی سیستماتیک و پویای رشد، رفتارهای سازگارانه و رشد ناشی از تعاملات مستمر سیستم­‌‌ها با فرد و تعامل فرد با محیط،ازجمله تعامل با افراد و سیستم­‌‌های دیگراست(برای مثال، اکولوژی فیزیکی، سیستم­‌‌های آموزشی و منابع شغلی). باتوجه به تعامل بیان بسیاری از سیستم­‌‌های تعاملی در مشارکت با سازگاری افراد، صحیح‌­تر آن است که بگوییم تاب­‌‌آوری شامل بسیاری از فرایندها بوده و ظرفیت تاب­‌‌آوری در میان سیستم­‌‌های تعاملی، توزیع و تقسیم می­‌‌شود

بسیاری از سیستم­‌‌های بیوسایکوسوشیال و فرهنگی و فرایندهایی را که به­‌‌صورت بالقوه از تاب­‌‌آوری حمایت می­‌‌کنند، بررسی می­‌‌کند.برای مثال، ظرفیت یک کودک برای مقابله با دشواری، احتمالابه قابلیت­‌‌های خود کودک برای مدیریت استرس و احساسات و توانایی­‌‌های شناختی کودک و توانایی­‌‌ها وقابلیت­‌‌های یک مراقب دلسوز در مراقبت از کودک و منابعی که کودک به­‌‌طور مستقیم و غیرمستقیم در خانواده یا جامعه و فرهنگ از آن­‌‌ها برخورداراست، ازجمله آداب و مراسم روزانه و خدمات فوری و اورژانسی در جامعه و عقاید و فعالیت­‌‌های فرهنگی،بستگی دارد.

خانواده­‌‌ها و جوامع،فرایندهای فرهنگی­‌‌ای را منتقل می­‌‌کنند که ممکن است در کودکان تاب­‌‌آوری را تقویت کرده و بتواند به­‌‌هنگام نیاز، حمایت کافی را برایش فراهم کند. اکولوژی‌­‌‌های اجتماعی و فیزیکی رشد کودک به تاب­‌‌آوری می­‌‌انجامد .
انطباق فردی، پویاست و می­‌‌تواند به­‌‌مرور زمان عوض شود. متعاقب آن، همان فرد می­‌‌تواند عملکرد ناسازگار را در یک مقطع زمانی و یا بعدها تاب­‌‌آوری را در دوره­‌‌ی رشد و یا عکس آن، بسته به آن­که بعدها چه­قدر در زندگی خود به منابع بیش­‌‌تری دسترسی دارد، نشان بدهد.
یک فرد ممکن است باتوجه به برخی عوامل فشار، تاب­‌‌آوری نشان دهد؛ ولی درمقابلِ برخی از عوامل دیگر، این­‌‌طور نباشدو یا برخی از پیامدهای سازگاری، تاب­‌‌آور بوده،ولی در موارد دیگر، تاب­‌‌آوری نشان ندهد؛(برای مثال، توانمندی کاری داشته باشد،؛ اما از توانمندی ارتباطی برخوردار نباشد.
چنین پیچیدگی­‌‌هایی اهمیت پذیرش و انتخاب فرایند اکولوژیکو فرایند تبادلی برای درک تاب­‌‌آوری را مورد تأکید قرار می­‌‌دهد.
پژوهش­‌‌هایی که دیدگاهی تبادلی دارند، اهمیت بررسی فرایندها را ازطریق حوزه­‌‌های چندگانه و به­‌‌هم­‌‌مرتبط بیوسایکوسوشیال و فرهنگی نشان می­‌‌دهند که به­‌‌مرور زمان عوض شده و تغییرات یک حوزه از عملکرد، به­‌‌طور بالقوه روی حوزه‌­‌‌های دیگر اثر می­‌‌گذارد.
ازآن­‌‌جایی که دشواری­‌‌ها و چالش­‌‌ها و فرصت­‌‌ها می­‌‌توانند در هر نقطه از رشد رخ بدهند و پیامدهایی دارند که می­‌‌توانند رشد را در کوتاه­‌‌مدت یا بلندمدت تغییر داده و تحت­‌‌تأثیر قرار بدهند، داشتن دیدگاهی بلندمدت برای تمام عمربه­‌‌منظور درک کامل تاب‌­‌‌آوری ضروری است.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ .
نوشته لیندا سی.ترون
برگردان محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر. ۱۴۰۱

باشگاه تاب آوری / الگوهای تاب آوری

عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ در باشگاه تاب آوری برای میگنا نوشت : در اغلب اوقات سه الگو برای تاب­‌‌آوری مورد بحث قرار می­‌‌گیرند: الگوهای متمرکز بر فرد، الگوهای متمرکز بر متغیر و الگوهای دورگه وهایبرید. این الگوها استراتژی­‌‌هایی را برای سنجش و تحلیلی هدایت کرده­‌‌اند که عقاید و ایده­‌‌هایی را درمورد خطرات و عملکرد انطباقی و عوامل دیگری که نقشی در تاب‌­‌‌آوری ایفا می­‌‌کنند، مورد آزمون قرارداده و عملی کرده­‌‌اند.
الگوهای متمرکز بر فرد
الگوهای متمرکز بر فرد با گرفتن انگیزه از مطالعات موردی، قانع­‌‌کننده و متعهدانه، تمرکز اصلی تحلیل خود را فرد می­‌‌دانند. فرایندهای متفاوتی متمرکز بر فرد وجود دارند؛ ازجمله،فرایندهای کمّی و کیفی که باتوجه به تأکید خود روی استدلال قیاسی یا استنتاجی، با همدیگر فرق می­‌‌کنند.پژوهش­‌‌های کمّی به­‌‌ویژه روی اعتبارسنجی متمرکزند؛ درحالی­‌‌که پژوهش­‌‌های کیفی روی محدوده‌­‌‌ی کشف خود متمرکزند
در پژوهش­‌‌های کمّی متغیرمحور، معمولاً تمایلی برای تعمیم­‌‌دادن از مجموع گروه به مطالعات موردی و تبدیل اعداد به روایت، برای توضیح آن­که فرایند رشد چه­طور رخ می­‌‌دهد، وجود دارد.
روش­‌‌های کیفی، برعکس هستند؛،آن‌ها مستقیماً با روایت­‌‌ها کار می‌-کنند و بهتر می­‌‌توانند معنای خاصی را حفظ کنند که یک فرد به تجربیات و فعالیت­‌‌های خود می­‌‌دهد؛ بنابراین، روش­‌‌ها و متدهای کیفی به­‌‌ویژه متناسب با درک و فهم تجربه­‌‌یذهنی افرادی هستند که با شرایط بی­‌‌نهایت استرس­‌‌آمیز مواجه هستند و پیچیدگی محیط­‌‌های اجتماعی را حس می­‌‌کنند
مطالعات کمّی دو شکل اصلی دارند. یک فرایند شامل طبقه­‌‌بندی افراد با ریسک بالا به چند گروه براساس کیفیت سازگاری آن­‌‌ها، به­‌‌دنبال مقایسه­‌‌ی متغیرهایی است که در پیامدها، تفاوت­‌‌ها را مهم می­‌‌دانند و به­‌‌آن اهمیت می­‌‌دهند مثال کلاسیک آن، یافته­‌‌هایی است که از مطالعات کوایی انجام­‌‌گرفته توسط ورنر و اسمیت، نقل می­‌‌کنند  این پژوهشگران، زیرگروهی از افراد جوان تاب­‌‌آور را شناسایی کرده و آن­‌‌ها را با هم­سالان خود که زمینه­‌‌ی مشابهی داشته،؛ ولی کم­‌‌تر موفق بودند، مقایسه کردند.

این نوع مدل، افراد را طوری طبقه­‌‌بندی می­‌‌کند که یا تاب­‌‌آوراند یا نه،و تحلیل بعدی تلاش می­‌‌کند که عوامل تعدیل­‌‌کننده­‌‌ای را که باعث تمایز این گروه از افراد می­‌‌شوند، مشخص کند. این الگو بسط داده شد تا مقایسه­‌‌هایی را بین چهار گروه که به­‌‌دلیل میزان درخطرقرارگرفتن و سازگاری پایین متفاوت بودند، انجام دهد. این چهار گروه شامل زیرگروه تاب­‌‌آور (پرخطر، سازگاری بالا)، یک گروه آسیب­‌‌پذیر (پرخطر، سازگاری پایین)و یک گروه توانمند با خطر پایین (سازگاری بالا و حداقل در معرض آسیب و یا دشواری قرارگرفتن) و زیرگروه بدکارکرد که در معرض سطح زیادی از خطر قرار ندارد، اما؛ بااین­‌‌حال، عملکرد ضعیفی دارد، قرار داده می­‌‌شوند.
پژوهش­گران از تمام چهار گروه استفاده کرده و به­‌‌طور عمده افرادی را گزارش کرده­‌‌اند که در طبقه­‌‌بندی بدکارکرد کم­‌‌خطر قرار می­‌‌گیرند و شاید نشان­‌‌دهنده­‌‌ی تعصب کلی در رشد انسانی به­‌‌سمت پیامدهای سازگاری و یا اخراج شرکت­‌‌کنندگان بسیار آسیب­‌‌پذیر و ممانعت از شرکت آن­‌‌ها در مطالعات پژوهشی باشد
فرایندهای اخیر فردمحور، از مدلینگ نهفته­‌‌ی رشد استفاده کرده­‌‌اند تا تلاش کنند که مسیرهای تاب­‌‌آوری را در طول زمان بررسی کنند.این الگوها بعدها به­‌‌عنوان الگوهای چندگانه بررسی خواهند شد؛به­‌‌دلیل آن­که آن­‌‌ها می­‌‌توانند آسیب­‌‌پذیری در منحنی رشد فردی و تفاوت­‌‌های بین‌فرد و بین‌گروه درمسیرهای رشدرا تشخیص دهند.
الگوهای متمرکز بر متغیر
آزمایش تأثیرات افزایشی، حمایتی، تعدیل­‌‌کننده و پیش­گیری

آمارهای چندمتغیری در الگوهای متمرکز بر متغیر به­‌‌کار گرفته می­‌‌شوند تا بتوانند تأثیرات مختلف را آزموده و فرضیه­‌‌هایی را درباره­‌‌ی شیوه­‌‌ای که خطرات و منابع و یا تعدیل­‌‌کننده­‌‌های بالقوه­‌‌ی خطر ممکن است در پیامدهای سازگاری مشارکت کنند،ارائه دهند.آزمون­‌‌های آماری، درعمل، احتمال رابطه­‌‌ی فانکشنال و عملی را در میان متغیرها ارزیابی می­‌‌کنند؛ گرچه نمی­‌‌توان تأثیرات اتفاقی آن را مشخص کرد. تأثیرات مستقیم یک متغیر بر یک پیامد، آثار اصلی را نشان می­‌‌دهد و عواملی را پیشنهاد می­‌‌کند که ممکن است به‌­‌‌عنوان عوامل خطر یا افزایشی نقش داشته باشند.

برخی ازمتغیرها (برای مثال، بدرفتاری)عموماً پیامدهای منفی دارند (مثل تعریف یک عامل خطر یا دشواری) و برخی از متغیرها، مثل حس شوخ­‌‌طبعی ممکن است به­‌‌طور کلی پیامدهای مثبتی داشته باشند.بسیاری از متغیرهای دیگر، پیوستاری دوطرفه را نشان می­‌‌دهند که معمولاً به سازگاری مرتبط است (برای مثال، کیفیت پدرو مادری­‌‌کردن و یا توانایی­‌‌های فکری).
می­‌‌توان تأثیرات تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی دشواری و یا خطر روی پیامدها را ازطریق تأثیرغیرمستقیم تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی مفهومی آزمود. یک نمونه­‌‌ی کلاسیک آن، این فرضیه است که دشواری­‌‌ها می­‌‌توانند به کودکان صدمه بزنند؛ چراکه وقتی پدران و مادران با سختی­‌‌ها مواجه هستند، کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها کاهش می­‌‌یابد. برای مثال، مشکلات اقتصادی روی والدین اثر می‌­گذارد (آن­‌‌ها بر اثر این مشکلات افسرده شده ویا بیش­‌‌تر باهم می­‌‌جنگند)؛ این امر به­‌‌نوبه­‌‌ی خود باعث کاهش کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها می­‌‌شود.
کانگروهم­کارانش این تأثیر غیرمستقیم را در الگوی استرس خانوادگی خود آزموده­‌‌اند؛ برای مثال، نشان داده­‌‌اند که بحران مزارع آیوا و افزایش قیمت محصولات کشاورزی آیوا ممکن است روی نوجوانان اثر بگذارد و با کیفیت سرپرستی، تعدیل شود.
پژوهش­گران اغلب تأثیرات تعدیل­‌‌کننده را بررسی کرده­‌‌اند؛ باور بر آن است که تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی بالقوه تأثیر احتمالی خطر یا دشواری را روی پیامدهای موردعلاقه منعکس می­‌‌کنند.تأثیرات تعدیل­‌‌کننده به­‌‌لحاظ آثار حمایتی، آسیب­‌‌پذیری و حساسیت به متن و حساسیت متفاوت، توصیف می­‌‌شود.این تمایزات قضاوتی را درمورد ماهیت تأثیرات درهنگام دشواری­‌‌ها وماهیت متغیر تعدیل‌­‌‌کننده دررابطه با آن­‌‌چه هنجار یا موردانتظار است، منعکس می­‌‌کنند
عوامل حمایتی با پیامدهای خیلی بهتری در سطوح بالای استرسمرتبط­‌‌اند؛ درحالی­‌‌که عوامل آسیب­‌‌پذیر در هنگام شرایط بسیار پرخطر با پیامدهایی خیلی پایین‌­‌‌تر از حد انتظارمرتبط­‌‌اند.
گاهی­‌‌اوقات همین متغیر می­‌‌تواند به­‌‌شکل یک عامل افزایشی و حمایت­‌‌کننده، همان­‌‌گونه که قبل­‌‌از این ذکر شد، عمل کند. در این مورد، تأثیر اصلی و تأثیر تعاملی موردانتظاراست.حساسیت متفاوت به تأثیرات محیطی قبل از این مورد بحث قرار گرفته و در بخش بعد به­‌‌نوعی متفاوت از تعدیل­‌‌کننده می­‌‌پردازیم.وقتی خطر بالاست، این­‌‌نوع متغیر تعدیل­‌‌کننده،الگویی آسیب‌­پذیر را نشان می­‌‌دهد؛اما وقتی خطر پایین است، همان متغیر، الگویی افزایشی را نشان می­‌‌دهد. به­‌‌عبارت دیگر، تأثیر بستگی به متن و محیط دارد.
به­‌‌تازگی علاقه­‌‌ی زیادی به الگوهایی دیده می­‌‌شود که واکنش متفاوتی را نسبت به متن بررسی می­‌‌کنند.این الگوها این احتمال را بررسی می­‌‌کنند که برخی از کودکان در مقایسه با کودکان دیگر به شرایط محیطی مثبت (افزایش رشد) و منفی (افزایش خطر) واکنش متفاوتی نشان می‌­‌‌دهند.
این حساسیت زیادی، واکنش و یا پاسخ­‌‌گویی رشدی را به محیط افزایش می­‌‌دهد ویژگی­‌‌های خاص کودک است که باعث می­‌‌شود آسیب­‌‌پذیری بی­‌‌تناسبی به استرس نشان بدهد و درضمن،از حمایت متنی و منابع بهره ببرد(برای مثال، به فاکتورهای حمایتی پاسخ‌­‌‌گو باشد).
همان­‌‌طورکه به درستی درعنوان مقاله­‌‌ی بنیادی بلسکی و هم­کارانش دیده می­‌‌شود، تأثیرمتغیر حساسیت بستگی به بهترشدن یا بدترشدن محیط دارد.این مفهوم،نکته­‌‌ای را که در تاب­‌‌آوری مطرح شده است، مورد تأکید قرار می­‌‌دهد و آن این است که عملکرد یک ویژگی در هر محیط، حائیزاهمیت است .
برای مثال، خلق‌و‌خوی دشوار اطفال و کودکان نوپا به­‌‌عنوان یک عامل بالقوه‌مظنون، مورد بررسی قرار گرفته است.پلوس و بلسکی (۲۰۰۹) متوجه شدند کودکانی که خلق‌و‌خوی دشواری دارند، مشکلات رفتاری بیش­‌‌تری را در محیط­‌‌های با کیفیت پایین نشان داده­‌‌اند؛ اما وقتی کیفیت محیط­‌‌های پرورشی بالا بود، آن­‌‌ها تقریباً کیفیت رفتاری مثل بچه­‌‌های خوش­‌‌خلق نشان داده­‌‌اند. یافته­‌‌هایی در این حوزه، اهمیت بررسی فرد و به­‌‌همان اندازه محیط را در فهم آن­‌‌چه منجر به آسیب­‌‌پذیری و تاب­‌‌آوری منجر می­‌‌شود، نشان می­‌‌دهد.
الگوهای تبادلی و آبشاری نوعی دگرگونی را روی الگوهای متمرکز بر متغیر نشان می­‌‌دهند که در سال­‌‌های اخیر موردتوجه قابل­‌‌ملاحظه­‌‌ای بوده­‌‌اند. این الگوها اغلب الگوی برابری ساختاری یا تحلیل مسیر را فراهم می­‌‌آورند تا به­‌‌مرور زمان الگوهای تعامل پیچیده‌­‌‌تری را در میان سازه­‌‌های نهفته­‌‌ی چندگانه یا متغیرهای سنجش بیازمایند.
در مروری معنایی در سال ۱۹۶۸، بل توجه خود را به تأثیرات دوجانبه و دوطرفه جلب کرده و اهمیت نفوذ و تأثیرات دوطرفه را در روابط والد­‌‌-ـ­فرزند وروابط اجتماعی دیگرنشان داد.مرور وی مشخص کرد که کودکان تنها دریافت­‌‌کننده­‌‌ی منفعل فعالیت­‌‌های اجتماعی والدین خود نبودند،؛ بلکه فقط نقش فعالی را در کاهش و تغییر تجربه­‌‌ی اجتماعی خود بازی می­‌‌کنند.سامروف و شاندلر الگویی تبادلی را پیشنهاد کردند که رشد کودک درنتیجه­‌‌ی تعاملات پویا و مستمر او و تجربیاتی است که محیط برایش فراهم می‌­‌‌کند.
الگوهای اخیر، فرمول­‌‌های اولیه­‌‌ی خود را باتوجه به تعدیل مکانیسم­‌‌ها و تأثیرات آبشاری در میان دوره­‌‌های اصلی و کلیدی رشد گسترش داده­‌‌اند(برای مثال:، دوج، گرینبرک،مالون و گروه پیش­گیری از مشکلات هماهنگی،؛ ودر فرایندهای چندجانبه برای مطالعه­‌‌ی تاب­‌‌آوری شرکت کرده­‌‌اند، یکی از عمده­‌‌ترین ابزارهای حمایت­‌‌شده در مدل و الگوی تبادلی، اهمیت تأثیرات دوجانبه و متقابل را مورد تأکید قرار داده و رشد رفتار ضداجتماعی و رفتار پرخاش­گرانه در جوانان را مورد بررسی قرار دادند.
پاترسون مدل چرخه­‌‌ی اجباری را بیان کرد که در آن، تعاملات اولیه بین والدینی که فاقد مهارت در انضباط بودند و کودک دشوار، بدخلق و ناسازگار،باعث رفتارهای ناسازگارانه­‌‌ی والدین و کودک می­‌‌شدووالدین از سر ناچاری، از سخت­‌‌گیری و انضباط شدید برای به­‌‌دست­‌‌آوردن کنترل مجدد روی کودک خود استفاده می­‌‌کردند. سخت­‌‌گیری و نظم و انضباط شدید، اغلب باعث افزایش خشونت و پرخاش­گری و ناسازگاری  شده و باعث می‌­شد که والدین نتوانند خود را با این وضع تطبیق دهند
یافته­‌‌ها،فرایندهای درمانی را با هدف شکستن چرخه­‌‌های معیوب بین والدین و کودکان و بهبود پیامدهای سازگارانه­‌‌ی بلند­‌‌مدت معرفی کرده و به­‌‌اطلاع مردم رساندند.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ.
نوشته لیندا سی .ترون.
برگردان: محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر.۱۴۰۱

مفاهیم کلیدی و اصطلاحات تاب آوری

عفت حیدری دریادداشتی برگرفته از کتاب تاب آوری ، جوانان و فرهنگ برای باشگاه تاب آوری میگنا نوشت اکنون اصطلاح تاب­‌‌آوری در سطح وسیعی شناخته شده و برای عموم مردم آشناست. این واژه­‌‌ها اغلب توسط پزشکان، درمان­گران، سیاست­‌‌گذاران، معلمان، دانشگاهیان و عامه­‌‌ی مردم استفاده می­‌‌شود و به افرادی اشاره می­‌‌کند که بعداز استرس­‌‌های مهم و دشواری­‌‌ها، با موفقیت بازگشته و بحران را طی می­‌‌کنند.

به­‌‌هرحال، تاب­‌‌آوری علی­‌‌رغم شهرت آن، به­‌‌طرز فریبنده­‌‌ای سازه­‌‌ی ساده­‌‌ای دارد و موضوع بسیاری از بحث­‌‌های تعریفی بوده و استفاده از تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک سازه­‌‌ی توضیحی، مورد سؤال قرار گرفته است. تاب­‌‌آوری از واژه­‌‌ی لاتین «رزیلیر» به­‌‌معنای جهش و بازگشت به­‌‌عقب وپس­‌‌زدن گرفته شده است.این واژه اولین­‌‌بار زمانی که توماس تردگولد از آن برای توصیف ویژگی چوب و توضیح آن­که چرا انواع چوب می­‌‌تواند بی­‌‌آن­که بشکند، حجم زیاد باری را تحمل کند، استفاده کرد(به تاریخچه­‌‌ی پژوهشی در سال ۱۸۱۸ معرفی شد.چهارسال بعد، مالت شیوه­‌‌ای را برای سنجش ضریب انعطاف و تاب­‌‌آوری و توانایی مواد برای تحمل شرایط سخت ارائه کرد.

این واژه بعداز سال­‌‌ها استفاده از مولد در مهندسی و فیزیک، توسط اکولوژیست­‌‌ها و دانشمندان حوزه­‌‌ی رشد، به­‌‌عنوان استعاره­‌‌ای برای ظرفیت سیستم پویا(برای مثال، جنگل بارانی، یک خانواده، یک جامعه) برای پاسخ­‌‌گویی به چالش­‌‌ها و تهدیدات و بقاء و تداوم شکوفایی مورداستفاده قرار گرفت.

مفاهیم کلیدی و اصطلاحات

گرچه مفاهیم تعریفی باز هم موضوع برخی گفت­‌‌وگوهاست،؛اما درمورد مفاهیم کلیدی اتفاق­‌‌نظر وجود دارد(تاب­‌‌آوری را به­‌‌عنوان ظرفیت یک سیستم پویا برای سازگاری موفق با آشفتگی­‌‌هایی که عملکرد و سرزندگی و یا رشد را تهدید می­‌‌کند، درنظر می­‌‌گیرند.

این تعریف در میان سطوح سیستم و نظام­‌‌ها، وسیع و مقیاس­‌‌پذیر است. به­‌‌هرحال، در محیط­‌‌های کاربردی نیاز به توصیفات بیش­‌‌تر برای تعریف معنای ظرفیت یا سازگاری موفقیت­‌‌آمیز و یا چالش­‌‌های مهم احساس می­‌‌شود. پژوهش­‌‌ها درمورد تاب­‌‌آوری، نیازمند تعاریف مفهومی و عملی از این عوامل بوده و فرهنگ، نقش­‌‌های مهمی را در تعریف تاب­‌‌آوری ایفا می­‌‌کند.

تعاریف تاب­‌‌آوری، ماهیت تهدید نسبت به سازگاری و کیفیت سازگاری را به­‌‌دنبال درمعرضِ تهدید قرارگرفتن، مورد بررسی قرار می­‌‌دهد.تهدیدات سازگاری عموماً با واژه­‌‌هایی مثل خطر، دشواری و وقایع پراسترس زندگی توصیف می­‌‌شوند. سازگاری مثبت به شیوه­‌‌های مختلفی، ازجمله نبود روان­‌‌درمانی، موفقیت برجسته در وظایف رشد، بهزیستی معقول و توانمندی نسبی، تعریف و سنجیده می­‌‌‌شود

مهم است که یادمان باشد خطر، یک واژه­‌‌ی احتمالی است و نشان­‌‌دهنده­‌‌ی احتمال بالای پیامدهای منفی برای اعضایء یک گروه خطر مشخص است؛ اما ماهیت اصلی تهدید را نسبت به یک فرد برای این نشان نمی­‌‌دهند تا تشخیص دهند که کدام افراد در گروه خطر، پیامدی منفی را نشان می­‌‌دهند. خطراغلب چندوجهی بوده و عوامل خطر به­‌‌طور مکرر در زندگی افراد رخ می­‌‌دهند؛.درنتیجه، محققان اغلب روی سنجش خطر مضاعف متمرکزشده­‌‌اند

طبقه­‌‌بندی­‌‌های خطر، مثل والدین طلاق­‌‌گرفته، شامل کودکانی است که در سطح وسیعیکشمکش­‌‌های قبل و بعداز طلاق بین پدر و مادرها را تجربه می­‌‌کنند؛ خشونت خانواده، مشکلات اقتصادی ومشکلات زندگی روی بهزیستی کودکان اثر می­‌‌گذارد.درضمن، کودکان به­‌‌شکل متفاوتی، بسته به سن و جنس و دوره­‌‌ی رشد و بسیاری از تفاوت­‌‌های فردی در عملکرد بیولوژیک و روانی و اجتماعی خود، نسبت به همین وقایع واکنش نشان می­‌‌دهند.

تحلیل دقیق تأاثیرات طلاق اغلب نشان می­‌‌دهد که بررسی خطرهای انباشته وتفاوت­‌‌های فردی، دیدگاه­‌‌های روشن­تری نسبت به فراآیندهاییکه روی سازگاری بلندمدت کودکان با والدین طلاق­‌‌گرفتهتأثیر می­‌‌گذارند،فراهم می­‌‌آورد

پژوهش­‌‌های تاب­‌‌آوری به­‌‌صورت مستند نشان می­‌‌دهد معمولاً پیامدهای منفی وقتی­‌‌که عوامل خطر روی هم انباشته می­‌‌شوندو به­‌‌صورت مستمر ادامه می­‌‌یابند، بدتر شده و احتمال تاب­‌‌آوری کم­‌‌تر می­‌‌شود. درنتیجه، پژوهش­‌‌های معاصر، تاب­‌‌آوری خطر را از دیدگاه متنی و مضاعف و انباشته بررسی کرده و اذعان می­دارد که ضریب­‌‌های واکنش متناسب با مقدار نشان می­‌‌دهند که خطرهای متعدد در زندگی افراد جمع می­‌‌شوند. برای مثال، خطر بزرگ­‌‌تر در زندگی افرادی رخ می­‌‌دهد که در حینی که فقر و جنگ و بدرفتاری را از سر می­‌‌گذرانند، دشواری­‌‌های تازه و حادی را تجربه می­‌‌کنند،؛ در مقایسه با کسانی که  مشکلی حاد و دشوار،؛ اما تنها راتجربه می­‌‌کنند

پژوهش­‌‌های گذشته روی ضریب­‌‌های خطر، نمونه­‌‌های مستندی را از دشواری­‌‌هایی سازگاری که افراد تجربه می­‌‌کنند و در معرض استرس­‌‌ها و خطرهایت بسیاری قرار می­‌‌گیرند،؛ نشان می­‌‌دهد

درنهایت نشان داده شده است که معمول آن است که وقتی ضریب­‌‌های خطر افزایش می­‌‌یابند، میزان دارایی­‌‌ها و منابع کاهش می­‌‌یابند.این امر نشان­‌‌دهنده­‌‌ی این حقیقت است که عوامل خطر و منابع، اغلب رابطه­‌‌ی معکوسی باهم داشته و در برخی از موارد در انتهای متضادِ همان پیوستار قرار می­‌‌گیرند(برای مثال، قوانین، فقر و والدین بدسرپرست).

می­‌‌توان سازگاری مثبت را در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی و یا سیستم­‌‌های دیگر تعریف کرد.در پژوهش­‌‌های تاب­‌‌آوری فردی انسانی،اغلب معیار ارزیابی سازگاری مثبت براساس انتظارات به­‌‌هنجار برای رفتار یا رشد در محدوده­‌‌ی سنی، اجتماعی و تاریخی قرار دارد.

واژه­‌‌های کلیدی

تاب‌‌آوری: ظرفیت یک سیستم پویا برای سازگاری موفق با اختلالات مهم و ادامه یا بهبود عملکرد سالم یا رشد.
عامل خطر: یک متغیر مربوط به احتمال زیاد یک پیامد منفی برای یک گروه از افراد.
خطر انباشت: خلاصه‌‌ی تمام عوامل خطری که فرد تجربه کرده و یا نمایه‌‌ای از شدت دشواری‌‌ای که تجربه کرده است.این می‌‌تواند شامل وقایع جداگانه‌‌ی پرخطر و یا رخ‌‌دادن پیاپی همان خطر باشد.
استرس: شرایط یا تجربه‌‌ی عدم تعادل در فشارهای وارده به فرد و منابع واقعی یا خیالی دردسترس برای رویارویی با این چالش‌‌‌ها؛ آشفتگی در کیفیت عملکرد در همان سطح.
وقایع دشوار و استرس‌‌آمیز زندگی: تجربیاتی که به‌‌طور عمدهبه واکنش‌‌های استرس‌‌آمیز در افراد منجر می‌‌شود.
دشواری:تجارب پراسترس زندگی که سازگاری یا رشد را تهدید می‌‌کنند. عوامل مربوط به رشد و ترفیع (دارایی‌‌ها، منابع)، ویژگی‌‌های قابل سنجش افراد مربوط به سازگاری بهتر (برای پیامدهای خاص) در شرایط پرخطر بالا و پایین، متغیرهایی با آثار سودمند بدون توجه به سطح خطر، مربوط به سازگاری مثبت.
عوامل حمایتی: ویژگی‌‌های قابل سنجش افراد مربوط به پیامدهای مثبت، به‌‌ویژه در محیط‌‌های دشوار و پرخطر، متعادل‌‌کننده‌‌ی خطر یا دشواری.
حمایت جمعی: حضور عوامل متعدد حمایتی یا تأثیرات حمایتی در زندگی افراد.
حساسیت متفاوت (حساسیت به‌‌محیط): تفاوت‌‌های فردی در واکنش و یا حساسیت به تجربه، آثار تعدیل‌‌کننده‌‌ی تجربه روی عملکرد یا رشد فردی. چنین تعدیل‌‌کننده‌‌هایی ممکن است با واکنش‌‌های خوب به محیط‌‌های مثبت و یا واکنش‌‌های ضعیف به محیط‌‌‌‌های منفی مرتبط باشند.
وظایف رشد: نقاط عطف روانی اجتماعی یا موفقیت‌‌های موردانتظار از اعضا در یک جامعه یا فرهنگ در دوره‌‌های سنی متفاوت. این نقاط عطف اغلب معیاری را ارائه می‌‌دهند که در آن رشد فرد می‌‌تواند با فرهنگ ارزیابی شود.
توانمندی: استفاده‌‌ی بهنجار از منابع فردی یا محیطی برای انجام وظایف رشد متناسب با سن.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ

.نوشته لیندا سی .ترون. مایکل اونگار.

برگردان محمدرضا مقدسی، عفت حیدری .نشر شبگیر ۱۴۰۱

باشگاه تاب آوری، مدیریت و تعامل

محمدرضامقدسی در باشگاه تاب آوری میگنا نوشت :هرگاه در مورد روان درستی و تندرستی صحبت میکنیم ،به حقیقت از یک سبک زندگی سالم سخن می‌گوییم که سلامت آن تا حدودی توسط تاب آوری محافظت شده است
این زیست معقول و مبتنی بر خرد، سبک زندگی سالم ماست که میتواند ما را برای مواجهه بهتر با مخاطرات آماده کند.
سبک زندگی سالم مفهومی است که با تاب آوری آمیخته و عجین شده، ,تمرین شود ,تا تبدیل به رفتار شده و جامه عمل بدان پوشیده شود .
اینکه ما بیاموزیم چگونه میتوانیم سبک زندگی خود را به یک روال مشخص و متداولی تبدیل کنیم تا درتمامی ادوار و مراحل زندگی  از قواعد و قوانین آن بهره مند باشیم و بتوانیم علی رغم همه مسایل و مشکلات پیشروی کنیم شاید در ابتداکمی پیچیده به نظر برسد ؛اما تمامی مولفه های زندگی بر مبنای تاب آوری از امید وتهور گرفته تا  جرات مندی و مهارت ابراز وجود ، یا توان حل مساله و حمایت گیری و مساعدت اجتماعی ،همگی از الزامات زندگی و زیست افراد موفق است.
رندی و عیاری و شوخی طبعی فلسفی افراد تاب آور به آنها کمک میکند قدم به قدم ازکوهپایه و مسیرپرفراز و فرود زندگی به قله سعادت و موفقیت برسند.
قدم اول”تعامل “است وقتی از پایین در کنار کوهپایه به قله کوه می نگریم هیبت آنچه که می‌بینیم ما را کمی تحت تأثیر قرار می دهد اما ایستادن و نگاه کردن به زوایا و قد و قواره و بزرگی کوه ما را به قله نمی رساند.
شروع کنید قدم بردارید تاب آوری یعنی اقدام همیشه رقص و حضور به میانه میدان  فرصت چالش و پویش است نه به کناره میدان بودن و صدا سردادن که لنگش کن ! رشدوتوسعه از مسیر تجربه و مواجهه مستقیم با زندگی حاصل خواهد شد مقاومت و مقابله با مشکلات همیشه مفیدتراست انکار و اجتناب از زندگی در تاب آوری نه انتخاب و نه توصیه شده است .تاب آوری اهل تعامل و تکامل و تحول مثبت است .
قدم دوم ” کنترل ” است .
آرامش در پذیرش است و تغییر در توانایی اقدام است  .بخشهایی از زندگی  واقعا از کنترل ومدیریت ما خارج است. زندگی بخشهای غیرقابل پیش بینی و اتفاقات غیر قابل پیشگیری فراوانی دارد که بایستی با آن کنار آمد وچنانچه تغییری لازم باشد ،درآن ایجاد کرد.این تغییرات مستلزم تاب آوری است . احساس اینکه بخشهایی از زندگی از کنترل ما خارج است میتواند موجب اضطراب و دلهره باشد ؛اما از جانب دیگر اعمال مدیریت و کنترل بر بخشهای  کنترل پذیر؛ احساسی خوب و خوشایندی است که قدرت طعم مطبوعی دارد امتناع از ایجاد تغییررا میتوان تن دادن به خفت و خواری و یا درماندگی آموخته شده نامید .
قدم سوم “چالش”است
 چالش پذیر یا ریسک پذیر بودن تمایل به اقدام بدون ضمانت موفقیت و دستیابی به نتیجه است.
 برهمگان روشن است که حتی تجربه یک شکست هم میتواند علی رغم اینکه منفی به نظر می آید کارکردهای خاص و تاثیرات مثبتی بهمراه داشته باشد حتی یک تجربه منفی هم بهرحال مفید است
 اغلب افرادی که ریسک پذیر نیستند و از چالش گریزان هستند چیز خاصی نخواهند آموخت .
در بسیاری ازمتون ازجمله کتاب روشهای نوین تاب آوری ( مقدسی و حیدری ، نشرورجاوند) حتی از تجربه گرایی بعنوان روشی برای درمان یاد شده است.
محققان بسیاری در این زمینه فعالیتهای متعددی را انجام دادند ،به این شکل که معمولا این فاکتورهارا قبل از تمرین ، درحین تمرین و بعد از تمرین اندازه گیری می کنند .حتی مدتی بعد هم آنرا اندازه گیری میکنند .برای درک اینکه آیا نتیجه مورد نظر بدست آمده است آیا ثمره  این اقدامات پایداریا کوتاه مدت بوده اند؟ و اینکه نوع و جنس بازده و خروجی مورد انتظار چگونه بوده است ؟
توسعه تاب آوری همواره براین مبنا پایه گذاری شده است که درهر لحظه از زندگی کوهی از مشکلات برسر راه انسان ایجاد میشود واو میتواند با پذیرش ،سازگاری ،مدیریت بحران ، علی رغم همه مشکلات حداقل آشفتگی را تجربه کند .

چند نکته برای توسعه تاب آوری

به گزارش میگنا هرکسی در زندگی اش با چالش هایی مواجه می شود. بعضی از این تجربیات ممکن است ناخوشایند یا منفی باشد ، مانند ابتلا به یک بیماری سخت ، تنها ماندن ، نمره ی کمی از یک آزمون به دست آوردن ، رقابت با خواهران و برادران یا انتخاب نشدن در یک گروه . همچنین برخی از تجربیات مثبت هم می تواند ایجاد استرس کند. آیا فنی برای از بین بردن سختی ها دارید؟ یک فرد تاب آور می تواند این کار را انجام دهد.
تاب آوری چه مفهومی دارد؟
تاب آوری یعنی شما توانایی بازگشت یا مقابله با زمانهای دشوار، شرایط جدید، تغییرات غیر منتظره را، که باعث تنش می شود، دارید. به یاد داشته باشید که تاب آوری به این معنا نیست که شما هر سختی یا دردی را که سر راه شماست، احساس نکنید.
به نظر می رسد بعضی از مردم به طور خودکار تاب آوری دارند ، آنها می فهمند که چطور تاب آور باشند. تاب آوری چیزی نیست که تو با آن یا بدون آن به دنیا بیایی ، می توانی آن را بیاموزی.
 شما می توانید در کمک به خودتان در را رسیدن به اهداف تاب آوری به کار ببرید.
 ابتدا بسیار مهم است که خودتان را بشناسید، چه چیزی شمارا شاد و آرام می کند و چه چیزی شما را دچار استرس و غمگین می کند.
کشف کنید  که چرا استرس دارید، این می تواند کمکتان کند تا درک بهتری از خودتان داشته باشید و راه های مواجهه با استرس را بیاموزید.
تله های استرستان را بشناسید، بسیار مهم است که گام به گام به سمت مواجهه با آن بروید.
 قدم دوم فهمیدن احساسات و هیجانات است. هیجانات ناخواسته هستند و از این مورد می توان اطلاعات مفیدی به دست آورد.هیجانات سرنخ هایی هستند که نشان  میدهد شما مسایل را چطور تجربه کرده و درباره آنها فکر کنید. هیجانات می توانند بر احساسات و همچنین واکنش های فیزیکی شما تاثیر بگذارند.
هیجانات به ما کمک می کند تا خودمان را بیشتر بشناسیم این بسیار خوب است که به دیگرا ن تکیه کنید تا زمانی که بتوانید روی پای خود بایستید آموختن و پذیرش احساساتتان گام مهمی به سوی تاب آور شدن است افراد تاب آور از راهکارهای بسیاری استفاده می کنند و ابزارهای زیادی  برای رو به رویی با مشکلات و روزهای سخت دارند. یکی از قدرتمندترین ابزارها “خودگویی” نامیده می شود.
خود گویی کمک میکند تا شما از خود حمایت کنید. خود گویی سودمند شما را به سمت تاب آوری هدایت می کند؛ خودگویی زیانبار می تواند شما را در دام گرفتار کند.
خودگویی سودمند  می تواند به شما کمک کند که احساس بهتری داشته باشید خودگویی به شما کمک می کند تا با نقش بازی کردن گفت و گوهای سخت را انجام دهید.
 توجه کنید که استفاده از خودگویی فقط یکی از آجرهای ساختمان تاب آوری است قسمت مهم دیگری در تاب آور بودن راهبردهای آرامش بخش  است که کمکتان می کنند از پس کارها برآیید.
آرام بودن این فرصت را می دهد تا به روشنی بیندیشید که چگونه از پس زمانهای دشوار برآیید و تاب آور شوید.
زمانی که دستپاچه می شوید، آرام کردن خودتان می تواند توانایی هایتان را افزایش دهد تا به روش های مقابله بیندیشید روش های زیادی برای آرام کردن خودتان وجود دارد، بهترین راه کاربردی برای خودتان را پیدا کنید.
استفاده از خودگویی و تصویر سازی می توانند ابزارهای یاری رسان خوشایندی باشند تا به آرامش برسید.
همچنین راه کارهای دیگری مانند : تمرین های نفس کشیدن، فعالیت  های جسمانی، افکار آرامش بخش، حواس پرتی و درخواست کمک.
روش های یادگیری برای تصمیم گیری، مواجهه با نا امیدی و سازگاری با موقعیت های جدید به شما اعتماد به نفس می دهد و به شما کمک می کند، بازگردید.
نا امیدی نباید شما را شکست بدهد. شما می توانید راه حل های خلاقانه ای برای مشکلات پیدا کنید. شیوه ی نگرش شما به تجربه های تازه می تواند مشخص کند که سرانجام آنها برایتان خوشایند یا ناخوشایند هستند.
راه های خلاقانه ای برای تصمیم گرفتن وجود دارد. نباید فقط به دلیل اینکه نا امید هستید، شکست بخورید و به طور کلی نباید نسبت به پیدا کردن راه حل عجله کنید.
شاید مردم در پاسخ به استرس، واکنش معینی داشته باشند، فقط برای اینکه عادتشان شده است.
اگر خودتان را نا امید می کنید، به جای اینکه از دست خودتان عصبانی شوید، ازآن درس بیاموزید.
تواتایی مواجهه با تغییرات غیرمنتظره در برنامه هایتان را داشته باشید، که در انعطاف پذیری و تاب آوری بیشتر کمک کند.
بررسی رقابت و اهداف واقع بینانه تان می تواند به شما در کنترل، کاهش استرس و بازگشت از موقعیت های دشوار کمک می کند.
این درست است: دیگران می توانند باعث استرس شما شوند. کشمکش های اجتماعی یا استرس بین افراد، می تواند شامل زمانهایی باشد که با دوست یا عضوی از خانواده اختلاف نظر دارید یا هرگاه می خواهید کاری متفاوت انجام بدهید که دوستتان انجام نمی دهد یا وقتی استرس مسابقه ای را دارید و یا هنگامی که دستتان می اندازند و به شما زور می گویند. شاید بعضی از این موقعیت های استرس زا در کنترلتان باشد تا تغییرشان بدهید. شاید گاهی تغییر آنچه اتفاق افتاده در توان شما نباشد اما  می توانید راهی برای پذیرش . یا رویارویی با آن وضعیت بیابید. اگر راه هایی را برای کنترل کردن این چالش ها بیابید، می توانید آسان تر بازگردید و تاب آور تر شوید.
دوستی ها شامل اوقات خوش و احترام و نیز سازگاری است. هرگز سکوت را برای مواجهه با دست انداختن انتخاب نکنید. دوستی درست آنست که بتوانید خودتان باشید و زمانی که با دوستتان هستید، به کارهایتان افتخار کنید. شاید با خانواده تان اختلاف نظر داشته باشید اما این تفاوت عقیده ، زمانی حل و فصل می شود  که با آنها خیلی راحت باشید.
گاهی با موانع یا موقعیت هایی روبه رو می شوید که نمی توانید تغییرشان دهید یا کنترلشان کنید. شما قدرت جادویی ندارید تا همه چیز را درست کنید یا همیشه عزیزانتان، خوشحال و تندرست نیستند. اما خبر خوب اینکه حتی زمان هایی که نمی توانید موقعیتی را کنترل کنید، می توانید با آن رو به رو شوید و می توانید مهارت های تاب آوری را یاد بگیرید تا کمکتان کنند شرایط سخت را به راحتی پشت سر بگذارید.
مهم نیست چقدر سخت تلاش کرده اید، برخی وضعیت ها ، برای اینکه تغییرشان بدهید در کنترلتان نیستند.
هر گاه با تنشی بزرگ رو به رو شدید ، بهتر است که بپذیرید به پشتیبانی نیاز دارید ادامه دادن برخی فعالیت های منظم، کمکتان می کند تا بر بخشی از زندگیتان که تغییر نکرده تمرکز کنید حتی وقتی با تنش غیرقابل باوری رو به رو می شوید وضعیت های بسیار سخت مانند: داشتن ناتوانی جسمی یا بیماری مهم، فهمیدن اینکه از مدرسه یا خانه تان دور می شوید، رو به رو. شدن  با دعوا یا جدایی پدر و مادر و رویارویی با مرگ عزیزی.
 هیچکس کاملا مستقل نیست. حقیقت اینست که هر کسی گاهی نیاز به کمک دیگران دارد. دانستن اینکه کی خودتان موقعیتی را مدیریت کنید و کی به کمک و مشورت دیگران نیاز دارید، نشانه بلوغ است . برای اینکه به خوبی تاب آور شوید، نیاز نیست که صد در صد مستقل شوید. شخص دانا می داند که چه زمانی به خودش متکی باشد و چه موقع از دیگران کمک بخواهد. دانستن اینکه هر گاه استرس دارید و سردرگم هستید ، چه کسی می تواند بهتر به شما مشورت بدهد تا از پس آن موقعیت برآیید ، سودمند است.
داشتن افراد زیاد در گروه پشتیبانیتان به شما اجازه می دهد که گزینه های بیشتری برای درخواست کمک داشته باشید.
بسیار مهم است که بدانید چه هنگام به تنهایی ، موقعیتی را مدیریت کنید و چه وقت راهنمایی بخواهید ؛ فهمیدید که چه زمانی از دیگران بخواهید مداخله و کمکتان کنند و همین طور درباره اینکه در موقعیت های خاص به چه کسی برای پشتیبانی و کمک مراجعه کنید.

چند نکته برای توسعه تاب آوری :

  • اگر شما اعتماد به نفس و تاب آوری داشته باشید ، زندگی برایتان استرس کمتری دارد.
    دانستن اینکه چه چیزی سبب استرس شما می شود و چگونگی واکنشتان به استرس ، می تواند به شما برای آماده سازی و رویارویی با آن شرایط کمک کند.
    احساسات خوب یا بد نیستند ، آنها فقط کمک می کنند که خودمان ،خواسته هایمان و نیازهایمان را درک کنیم.
    استفاده از خودگویی سودمند ، یک استراژی مهم است که ما را تاب آورتر می کند.
    هر گاه آرام هستید ، به راهکارهای مقابله بهتر بیندیشید.
    نا امیدی ، تصمیم گیری و دیگر موارد استرس زا نباید شما را سر درگم کند.
    در واقع بعضی از شرایط استرس زاتحت کنترل شما هستند و شما در رویارویی با این شرایط
  • دوستی حرمت دارد و نیز سرگرم کننده است ، اما در دوستی ها باید سازش را آموخت.
    بعضی از شرایط دردناک، تحت کنترل شما نیستند اما راه هایی برای مقابله یا سازگاری با آن شرایط وجود دارد.
    تکیه به خود ،مهم است اما بهتر است گاهی از دیگران راهنمایی و مشاوره بگیریم.

می توانید تاب آوری را یاد بگیرید. اگر تاب آوری امروزتان از دیروز بیشتر است ، پس شما در مسیر درستی حرکت می کنید. از سفر به سوی توسعه  تاب آوری لذت ببرید.



برگرفته از کتاب تاب آوری کودکان ، وندی ماوس
محمدرضامقدسی ، طیبه سرلک
انتشارات ورجاوند

باشگاه تاب آوری/ تاب آوری کودکان / نسرین جلیلی

 تاب آوری کودکان بر ستونهای سه گانه تکیه میزند

۱-کارهایی که والدین ومراقبان می توانند انجام دهند(در کودکان ۳ساله)
۲-کارهایی که والدین و کودکان می توانند انجام دهند (در کودکان۴تا۷ساله)
۱-کارهایی که  والدین و کودکان می توانند انجام دهند (در کودکان ۱۱ساله

نسرین جلیلی روانشناس در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت گزارشات زیادی وجود دارند که  بسیاری از کودکان و بزرگسالان در زندگیشان با سختی روبه رو هستنددر این بین کسانی هم هستند که با وجود سختی ها برمشکلات غلبه می کنند و موفق می شوند
این افراد با استفاده از ۳ عنصرتجربیات خود را به اشتراک گزاشتند(من دارم،من هستم و من می توانم)

والدین و مراقبان می توانند از طریق کلام،فعالیتها و محیطی که فراهم می کنند،تاب آوری را در کودکان تقویت کنند.کودکان به توانایی ها و منابعی برای مواجهه با بسیاری از مسایل و بحران ها نیازمندند در پروژه ی جهانی تاب آوری،زمانی که از کودکان و والدین آنها پرسیده شد که آنها با چه سختی ها و مشکلاتی مواجه هستندپاسخ های متنوعی دادند. متداول ترین ها:
مرگ والدین،نقل مکان خانواده و دوستان،رهایی،ازدواج مجدد،خودکشی،بی خانمانی و …مفهوم تاب آوری به طور خلاصه در کتاب تاب آوری کودکان ( مقدسی و سرلک ، انتشارات ورجاوند ) اینگونه آمده است : شبیه یک توپ تندرستی ( ژیمبال)  است توپ را که به زمین می زنیم انتظار داریم برگردد.تاب آوری یعنی شما توانایی بازگشت یا مقابله با دشواری ها،شرایط جدید،…که باعث تنش می شوند را دارید.
و به این معنا نیست که شما هر درد و سختی را حس نکنید در واقع شما توانایی تاب آوری و گذر از وضعیت تنش زا و مقابله با چالش ها و شکست ها را دارید.اگرشما راه هایی برای روبه رو شدن با دشواریها بیابید اعتماد بنفس و توانایی کنار آمدن با سختی ها را می یابید.

۱-والدین و مراقبان می توانند با انجام فعالیت هایی تاب آوری را درطی ۳سال اول زندگی در کودکان تقویت کنند.
-عشق بدون قید وشرط خود را با بیان و با بغل کردن و نوازش با استفاده از کلمات آرام بخش به کودک دلداری داده و او را آرام کنند.
-قوانینی برای کودکان ۲و۳ساله تعیین و از تحقیر،آزار و طرد کودک خودداری کنند.
الگوی رفتاری مناسبی برای کودکان ۲تا۳ساله باشندکه نشان دهنده ی اعتماد بنفس،مثبت اندیشی و نتایج خوب است.
-به کودک ۲یا ۳ساله  برای رفتن به توالت،آرام بودن،حرف زدن و خلق یک چیز جدیدجایزه بدهند.
وقتی زبان بچه بهتر شد،برای احساسات او نامگذاری کرده و کودک را تشویق کنندتا احساسات خود و دیگران را بیان کند.
-از زبان برای تقویت تاب آوری در کودک استفاده کنند.
-در حدود ۳سالگی،کودک را برای موقعیت های سخت آماده کنندبا او حرف بزنند،برایش کتاب بخوانند و با او در این خصوص بازی کنند.
-افراد بزرگسال از خلقیات خود و کودکشان باخبرند و بنابراین می دانند که چه موقع باید کودکان را تشویق یا تنبیه کنند.
آنها همچنین باید آزادی را با احساس امنیت متعادل کنند.
در مورد قوانین و نظم به او توضیح دهند
در موقعیت های سخت و استرس آوربه کودک دلدلری داده و او را تشویق کنند.
محیط ثابت و یکنواختی برای کودکفراهم آورند اما درکنار آن برای کودک ۲یا ۳ساله تجربیات تازه و افرادو مکان های جدید را نیز فراهم آورند.
آزادی و امنیترا با هم بیامیزند و براساس وضعیت و واکنش های کودک،به او توضیح داده ونظم وقوانین را تعیین کنند.

۲-عشق بدون قید وشرطشان را به او تقدیم کنند.
-به صورت کلامی عشق خود را بیان دارند.
-برای آرام کردن کودک از آغوش کشیدن و صدای آرام استفاده کنند.
-در مواجهه کودک با چالش هایی مانند مشکلات بین فردی یا کشمکش وسختی ها به عنوان یک الگوی تاب آوری برای او عمل کنند و در موقعیت های مختلف،رفتار درست را به کودک توضیح داده و الگوی جرات،شجاعت ،اعتماد بنفس و…او باشند.
-قوانینی را وضع و از روش های دادن امتیازات و شکل های دیگر نظم دهی که محدودیت هایی برای رفتار کودک ایجاد می کنند البته بدون تخریب روحیه ی او استفاده کنند.
-کودک برای برای موقعیت هایی مانندتمام کردن پازل یا خواندن کتاب و انجام رفتارهای مطلوبی مانندمرتب کردن اسباب بازی ها یا بیان خشمش بدون جارو جنجال تحسین کنند.
-زمانی که کودک کارهایش را بدون کوچک ترین کمکی انجام می دهد،او را تشویق کنند.
-به کودک کمک کنند تا احساساتش را طبقه بندی کند.
-به کودک کمک کنند که از خلق وخوی خودآگاه شود
-به تدریج کودک را به سختی ها عادت دهند یا با حرف زدن،خواندن کتاب و شناساییعوامل تاب آوری اورا آماده کنند.
-کودک را تشویق کنند تا با دیگران همدردی کند و او را به انجام دادن کارهای خوب برای دیگران ترغیب کنند.
-کودک را به توسعه ی ارتباطات و حل مسله تشویق کنند.
-با کودک ارتباط صمیمی و نزدیک برقرار کرده و او را ترغیب کنند که درمورد وقایع روز ایده ها و احساساتش صحبت کنند.
-به کودک کمک کنند که مسیولیت پذیر باشد و یادبگیرد که عواقب و پیامد کارهایش را درک کرده و بپذیرد.
آنها همچنین باید:
-به کودک در حفظ استقلال و تعادل کمک کنند.
-در کنار وضع قوانین و برقراری نظم به او توضیح دهند.
-در حالی که او را راهنمایی می کنند،اشتباهاتش را بپذیرند.
-در موقعیت های دشوار واسترس آور به کودک دلداری بدهند.
-در انتخاب عوامل مختلف تاب آوری هنگام واکنش به یک موقعیت سخت،انعطاف پذیری را در کودک تقویت کنند.

۳-والدین و مراقبان برای بهبود تاب آوری در کودکان ۸تا۱۱سال می توانند:
-عشق بدون قید وشرط را به آنها تقدیم کنند.
-عشق خود را به صورت کلامی و فیزیکی به  شیوه های مناسب سن آنها بیان کنند.
-از ایجاد محدودیت های مناسب و رفتارهای آرام بخش و نیز یادآوری های کلامی برای کمک به کودک در مدیریت احساساتش به ویژه احساسات منفی و واکنش های ناراحت کننده استفاده کنند.
-الگوهای رفتاری ثابت که ارزش ها و قوانین اجتماعی را به هم مربوط می کنند مانند عوامل تاب آوری مفید هستند.
-اساس قوانین و انتظارات خود را به صراحت برای آنها روشن سازند.
-موفقیت ها ورفتارهای مطلوب آنها را تحسین کرده و بر روی انجام تکالیف خانه تاکید کنند.
فرصت هایی به کودک بدهند تا با مشکلات،کرفتاری ها وسختی ها از طریق مواجه شدن با دشواری ها روبه رو شوند.
سپس در این شرایط کودک را راهنمایی کرده و بر روی رفتارهای صحیح و تاب آورانه ی او تاکید کنند.
-درمورد موضوعات،توقعات احساسات و مسایل مختلف با او صحبت کنند.

آنها همچنین:
-استقلال را با کمک به فرزند در او متعادل می سازند.
-عواقب و پیامدهای اشتباهات را با عشق و همدردی به او گوشزد می کنند،به نحوی که کودک خیلی احساس فشار نکرده و یا از عدم تایید و مورد عشق قرار نگرفتن،نترسد.
-درباره استقلال،توقعات و چالش های تازه با او صحبت کنند.
-کودک را تشویق کنند که مسیولیت و پیامد های رفتارش را بپذیرد،درحالی که در مورد پیامدهای مطلوب با او صحبت می کنند.
-برای او عامل تشویق و الگوی انعطاف پذیری در انتخاب عوامل مختلف تاب آوری به عنوان یک واکنش در برابر موقعیت های سخت باشند،برای نمونه کمک گرفتن در سختی ها به جای آنکه به تنهایی موقعیت های سخت را به گردن او بیاندازند.نشان دادن احساس همدردی به جای ادامه دادن همراه با ترس و خشم.سهیم شدن احساسات با یک دوست به جای رنج بردن در تنهایی.

https://rirabook.com/wp-content/uploads/2021/05/download-1-7.jpg

باشگاه تاب آوری / سارینا سعادتی

سارینا سعادتی روانشناس در یادداشتی برگرفته از کتاب تاب آوری کودکان برای میگنا نوشت: تاکنون پیش آمده برای آزمون یا یادگیری چیزی تازه تلاش کنید؟ رویارویی با چالش ها و یادگیری چیزهای تازه میتواند بسیار سخت باشد وقتی هیجان زده و مضطرب هستید.

در این فصل درباره  روش های آرام سازی خود و مدیریت هیجانات میخوانید که کمک می کند به آسانی راه حل مسایل را پیدا کنید.  

چند راهنمایی برای ارام سازی
تمرین های نفس کشیدن: آیا میدانید نحوه ی نفس کشیدنتان هم می تواند ناراحتی تان را افزایش بدهد و هم میتواند آرام تان کند؟
بیشتر افراد بدون آنکه حتی در موردش فکر کنند شیوه نفس کشیدنشان را تغییر میدهند. تصور کنید وقتی میخواستید در کمد را باز کنید یک نفر از آن بیرون می پرید غافلگیر شدید شاید نفس عمیقی بکشید. در آن لحظه فکر نکردید که چه کار کنید فقط انجامش دادید.

میتوانید به خودتان یاد بدهید که چگونه نفس بکشید تا آرام شوید. وقتی مضطرب هستید این کار را امتحان کنید.

با نفس کشیدن  آرام از راه بینی ریه هایتان را به آرامی با هوا پر کنید. وانمود کنید بوی شیرینی تازه یا غذای مورد علاقه ی تازه تان را استشمام می کنید. کمک تان می کند تا بتوانید با عجله نفس نکشید.

نفس تان را نگه دارید و تا سه بشمارید.
به آهستگی بگذارید هوا از دهان تان خارج بشود. مراحل یک تا سه را چند بار تکرار کنید.

تمرین جسمانی
بعضی افراد میتوانند پس از ورزش از پس زمان های دشوار بربیایند این حس ناشی از مواد شیمایی مغز است. اندورفین ها بسیار سودمندند تا بتوانیم با درد و استرس کنار بیاییم. اگر احساس کردید بعد از یک فعالیت جسمانی بدنتان آرام بوده و قلبتان ارام تر میزند پس این راهکار میتواند برای نبرد با استرس کمک تان کند.

دانستن اینکه بدنتان چگونه کار میکند و چه کاری به آرام شدنش کمک می کند برای آرام کردن بدنتان مهم است.

بخشی از مغز که قشر پیشانی به آن می گویند به ما کمک میکند تا با احساساتمان سازگار شویم. اکنون میدانید که بخشی از مغز میتواند در آرام سازی کمک اتان کند.

تصویر سازی آرامبخش
این راهکار کمی جواب میدهد تا مغزتان به جای تمرکز روی موقعیت ناراحت کننده بر چیز دیگری تمرکز کند. زیرا اندیشیدن به لحظات ارامش بخش منجر به احساسات ارامش بخش میشود. همه چیز پیرامون حواس شماست (بینایی شنوایی بویایی لامسه و چشایی.)  با خیال پردازی لحظات مورد علاقه تان را تصور کنید. آیا میتوانید خیال کنید صدایش را بشنوید و برخی بوها و مزه ها و حتی چیزایی که لمس کرده اید را به یاد آورید؟ هر چه تصاویر بیشتری به یاد آوردید احساسات بیشتری به کار گیرید خاطره واقعی تر میشود.

افکار آرامش بخش
وقتی زندگی سخت به نظر می رسد میتوانید از افکار زیر پیروی کنید( با استفاده از احساس تان بر تصاویر مثبت و آرامش بخش تمرکز کنید)

به خود یادآوری کنید فرار از لحظات دشوار نمیتواند شیوه ی کنار آمدن با آن را به شما یاد دهد.

کنار آمدن با زمان های دشوار میتواند کمک تان کند که تاب آورتر شده و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید که بتوانید در آینده از عهده ی موقعیت های پر تنش برایید.

حواس پرتی
آیا میدانید که گاهی یک حواس پرتی ساده میتواند شما را به اندازه ای آرام کند که توانایی مواجه با استرس را داشته باشید؟ تلاش کنید برای مدت کوتاهی روی استرس تمرکز کنید یا برعکس. ببینید که آیا کمک اتان میکند؟ 

شاید زمان کوتاهی به نقاشی ، آواز و… اختصاص بدهید. متوجه شوید وقتی آرام و سرحال هستید بهتر میتوانید با مشکلات کنار بیایید.

یک گروه پشتیبانی بیابید
به یاد داشته باشید که افراد تاب آوری که خودشان به تنهایی به موقعیت ها رسیدگی میکنند گاهی برای چگونگی با مواجه با استرس از دیگران راهنمایی میگیرند. در حقیقت این نشانه ی قوی بودن است. نشانه ی ضعف نیست که وقتی نیاز دارید از دیگران کمک بگیرید.
روش های زیادی برای آرام کردن خودتان وجود دارد.
بهترین راه کاربردی برای خودتان را پیدا کنید.

کرونا اینه تاب آوری جهان بود

کرونا ابتدا در چهره تهدید برای سلامت عمومی آغاز شد ولی رفته رفته ما را با ابعاد گسترده سیاسی، اجتماعی، مرگ‌پذیری، زیست معنوی، اقتصادی و محیط زیستی خود روبرو کرد. شاید در دوران پساکرونا بشود دنیا را به قبل از کرونا و بعد از کرونا تقسیم کرد. اما گفتن از آنچه کرونا بر سر جهان آورد کار راحتی نیست، در واقع هر کشوری با شرایطی که در آن حاکم بود به نوعی خاص با این پاندمی مقابله کرد، اما در کشور ما کرونا با انزوایی که به وجود آورد، خانواده‌ها را بیشتر منزوی کرد و بچه‌ها مدرسه نمی‌رفتند. زنان اولین قربانیان رکود اقتصادی بودند که بر اثر کرونا به وجود آمد. آنها قربانی تشدید فقر و پدیده زنانه شدن فقر شدند. همیشه در ایران استقبال می‌شده زن‌ها «موجودات خانگی» شوند و کار در خانه یا دورکاری کنند. اینکه بتوانند در خانه کاری کنند و در مقابلش حقوقی داشته باشند یک چیز است و اینکه اصلا کاری نباشد و دورکاری هم نتوانند کنند چیز دیگری است. در این شرایط وضعیت خانواده‌های بدسرپرست یا دارای عضو بیمار یا معلول یا معتاد وقتی منزوی می‌شوند و اعضای خانواده هم «موجودات خانگی» هستند، وضعیت بسیار خطرناک می‌شود. خانواده را بدتر از نهادهای نظامی می‌دانند چون از جنس‌ها و سن‌های مختلف در آن هستند و ممکن است اعضای خانواده پشت درهای بسته تمام مسائل و معضلات ناشی از فقر، افسردگی، بیکاری و آسیب‌های خود را مضاعف کنند. کرونا به عنوان یک تروما –آسیب بزرگ غیرقابل پیش بینی- وارد زیست‌جهان ما انسان‌ها شد و تدریجا ما را با اضطراب بنیادین روبرو کرد. بیش از ۱۵۰ میلیون انسان را در معرض بیماری قرار داد و بیش از ۱۵ میلیون انسان را در کام مرگ کشید. کرونا یک مواجهه سنگین با جهان مغرور داشت که با جامعه و طبیعت و حیات بشری بی‌محابا روبرو شد. این مواجهه جهان مغرور را با تامل و توقف روبرو کرد. کرونا هم بحث‌های ایجابی مهم داشت و هم بحث‌های سلبی. بدون تردید کرونا موجب شد جهان در مجموع عقلانی‌تر و اخلاقی‌تر شود و نوعی همزیستی مسالمت آمیز  با همنوع را در پی داشت. 

 با نوعی سبک زندگی فضیلت مدار جامعه را روبرو کرد. منجر به گسترش سواد رسانه‌ای و جهان دیجیتالی مضاعف و هوش رسانه‌ای شد. آشنایی با دانش پزشکی و افزایش شناخت نظام دانش در میان مردم صورت گرفت. 

کرونا افزایش تاب آوری و توان تطبیق را در پی داشت. درباره پاندمی‌های گذشته، اطلاعات زیستی چندانی نداریم ولی در این رویداد، هزاران تجربه زیستی و مقاله علمی توسط افراد موثر و عادی مستندسازی شد. مواجهه با رنج متعالی و درگیر شدن اصحاب علوم انسانی در جامعه، از پیامدهای کروناست. 

رویداد کرونا از جنگ جهانی هم گسترده‌تر بود و هنوز بسیاری از کشورها درگیر با این موضوع هستند. به‌طور مثال بخش خدمات به‌طور جدی آسیب دید. 

این بخش بالاترین سهم هزینه‌های نیروی انسانی و بیشتر ارتباط رویارو با مردم را نسبت به بقیه بخش‌ها به خصوص کشاورزی و صنعت و معدن دارد و آسیب دید. 

بخش‌های غیررسمی اقتصاد در مقایسه با بخش رسمی آسیب بیشتری دیدند. 

در کشورهایی مانند ایران که اقتصاد غیررسمی بزرگی دارند مردم بیشتر آسیب دیدند. اقتصاد شهری بیش از اقتصاد روستایی آسیب دید. کرونا آینه تاب‌آوری در کشورهای مختلف بود. کرونا نشان داد ما توانایی تحمل شوک و آسیب را نداریم. 

ایران یکی از پایین‌ترین سطوح تاب آوری را در این دوره به نمایش گذاشت. تاب آوری خانوارها بسیار بیشتر از دولت بود و خانوارها سریعتر از دولت خود را با شرایط سخت تطبیق دادند. با وجود تمرکز هیات دولت روی کاهش آسیب‌ها، در عمل سیاست‌های کاهش آسیب دستاورد چندانی نداشت. 

بوروکراسی طولانی در کرونا برای تصمیم‌گیری را شاهد بودیم. تعلل در تصمیم‌گیری‌ها و گفت‌وگوهای طولانی با توجه به تجارب مشابه سایر کشورهای دور و نزدیک، نشان می‌دهد قدرت یادگیری ما بسیار اندک است. مشکلات بودجه‌ای دولت و نگرانی‌های مرتبط با نظام بانکی این وضعیت را تشدید می‌کرد.

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

عفت حیدری

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

باشگاه تاب آوریعفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان وفرهنگ از انتشارات شبگیر در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت انتظار میرود در طرح کلان فرهنگ وعدالت اجتماعی، ایده آل و واقع گرایی حقوق جوانان ناشنوا توسط بند آموزش معلولان مورد حمایت قرار گیرد.

حقوق جوانان ناشنوا روی نیازهای آموزشی دانشجویانی تاکید می­کند که به لحاظ فرهنگی متفاوت هستند و تضمین می­کند که وقتی در محیط محدود کننده قرار داده می­شوند، خدمات اضافی به آنها داده شود.بر اساس قانون، باید به دانشجویان ناشنوا و کسانی که گوش سنگینی دارند، سرویسها و خدماتی مثل مترجمان زبانهای اشاره، اصلاحات امتحانی و افرادی که یادداشت بر می­دارند، ارائه داد تا بتوانند در کلاس ها مشارکت کاملی داشته باشند.

آنها حق شرکت در برنامه ریزی فردی آموزشی را دارند، برنامه ایی که بر اساس سنجش، هر دانشجوی ناشنوا بتواند سرویسها و خدمات مناسب آموزشی را در اختیار داشته باشد و تضمین شود که خدمات و تسهیلات مکمل نیازهای آکادمیک آنها را برطرف می­کند.این مسئله فرهنگ کلانی را پیشنهاد می­کند که سازگاری مثبت را با چالشهای ناشنوایی امکانپذیر ساخته و تسهیل می­کند.

درعمل، مقررات و حقوق جوانان ناشنوا در مدارس آمریکایی کاملا پیاده نمی­شود و منجر به آثار منفی می­شود، به این دلیل که محیطی با کمترین محدودیت، اغلب به معنای آن است که کودکان ناشنوا باید در محیطهای عمومی درس بخوانند، مدارس عمومی که نمی توانندحمایتهای اجتماعی لازم را فراهم کرده و یا از زبانی بصری استفاده کنند که در مدارس ویژهی ناشنوایان امکان آن فراهم است. با توجه به یافته های رمزی، این نکته مایه نگرانی است که کودکان ناشنوایی که در مدارس عمومی درس می­خوانند، انزوا و مشکلاتی را تجربه می­کنند.

دانش آموزانی که به لحاظ فرهنگی،زبان شناسی و تاریخی ،معلولیتهایی دارند، در آمریکا، آموزشهای کیفی چند فرهنگی دریافت نمی­کنند و الگوهایی از نژاد پرستی سازمانی ونادانی و جهل فرهنگی موجود در سیستم آموزش آمریکایی را نشان می­دهند.
فرایندهای بی عدالتی منجر به دستاوردهای پایین دانش آموزان می شود.پژوهش ها روی نیاز به سازمانها و نهادی ناشنوا برای گسترش و حفظ همکاری با مدارس برای تضمین عدالت اجتماعی در میان جوانان ناشنوای رنگین پوست تاکید می­کنند.

سازمانهای متعددی برای ناشنوایان، همچون سازمان ان بی. دی . آی وجود دارند که مدافعان حقوق جوانان ناشنوایی هستندکه به لحاظ فرهنگی با دیگران تفاوت دارند.چنین سازمانهایی میزبان جوانان و برنامه های آموزشی مدیریتی دانشجویی بوده و الگوها و مدیران و رهبرانی را در جوامع محلی برای کودکان سیاهپوست ناشنوا و خانواده های آنها به کار می­گیرند.علاوه براین، بسیاری از مدافعان افراد ناشنوا، در مسندهای مشاوره نشسته و به عنوان افراد مسئول در سازمانهای مدافع افراد ناشنوا خدمت می­کنند.

این مدافعان بسیار متعهدند که عدالت اجتماعی برای همه ی اقشار مختلف جامعه به لحاظ فرهنگی اعمال شود. مشارکت آنها به تقویت رابطه ی بین سازمانهای مختلف فرهنگی متخصصان و شهروندان ناشنوا و موسسات و سازمانهای خاص افراد ناشنوا کمک می­کند تا بتوانند با مشارکت همدیگر از حقوق کودکان ناشنوا در فرهنگهای مختلف دفاع کنند. یکی از شرکت کنندگان در مطالعه ی مور بیان کرد:
یکی از مزایای عضویت در ان بی دی ای آن است که من کنفرانس سالانه ایی برای دانشجویان ناشنوای سیاهپوست راه اندازی کردم.من با مدیر ان بی دی ای گفت و گو کردم که چگونه می­توانیم جوانان ناشنوا را برای مدیریت آماده کنیم و چه دوره هایی را در اختیار آنها قرار دهیم.

یکی دیگر از شرکت کنندگان مرد ناشنوا و سیاهپوست در بررسی مور، بر اهمیت مشارکت در چنین سازمانهایی برای به دست آوردن حس اجتماعی و دفاع از حقوق شهروندان تاکید می­کند:
من در سه سازمان ناشنوایان ان دی بی دی ای انجمن ملی ناشنوایان و انجمن ناشنوایان ایندیانا؛ مشارکت کرده ام.من جلسات و بحث های گروهی را اداره می­کردم و با دیگران مشارکت کرده و قوانین را ویرایش و بودجه را تخصیص می دادم و کارهایی از این قبیل می­کردم.

جوانان ناشنوایی که فرصتهایی برای مدیریت دارند، احساس می­کنند که ملزم هستند چیزی به جوامع خود برگردانند، چرا که فرهنگ خود را ارزشمند می­دانند.

حمایت پدر و مادران از قدرت و کنترل جوانان ناشنوا
چند بررسی اهمیت مشارکت والدین را در زندگی افراد ناشنوا نشان داده است و نیز نشان داده چگونه چنین مشارکتی، هدفمندی جوانان را تسهیل می کند.مدافعان و اعضای جامعه ی ناشنوایان آمریکایی نیاز به کمک و حمایت از والدین را برای تمرکز روی نقاط قوت کودک خود، به منظور حفظ تصویر مثبت از خود و بهبود قدرت و کنترل در میان کودکان، تشخیص میدهند. برای مثال:
من تاب اور بوده ام.مادرم در جایی که زندگی می کردیم، صدایی قوی بود. او عادت داشت در سیاست مشارکت کند وبرای حفظ حقوق افراد ناشنوا بجنگد. او سعی می کرد به افراد ناشنوا خدمت رسانی کند. خانواده من نقطه ی قوت من است.
به این ترتیب، بررسی پاریس نشان می دهد که حمایت والدین از هدفمندی جوانان، قدرت و کنترل مستمر را به هنگام بلوغ کودکان فعال می کند و این کار را معمولا به شیوه هایی انجام می­دهند که برای جامعه ی ناشنوایان معنا دار است.

تاب آوری جوانان و فرهنگ.
لیندا.سی. ترون.
محمدرضا مقدسی.عفت حیدری. نشر شبگیر.

توسعه تاب آوری در مدارس

برگرفته از کتاب جادوی رایج

توسعه تاب آوری در مدارس

عفت حیدریمدرسه و معلم می­توانند برای تاب آوری از طریق ایجاد دانش شناختی و آگاهی برای همه کودکان ظرفیت ایجاد کنند

عفت حیدری مترجم کتاب جادوی رایج در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت مدارس در بسیاری از جوامع معاصر، نقش منحصر به فردی در تامین سرمایه انسانی، آموزش مهارتهای آکادمیک به کودکان و ترویج دانش پیرامون دولت و فرهنگ و تاریخ که به مثابه اهمیت اجتماعی شدن در یک جامعه یا اجتماع خاص است، دارند.

مدرسه در الگوی آموزشی خود نقش حیاتی در رشد ظرفیت تاب آوری از طریق پرورزش سیستم سازگاری اولیه دارد. مدارس به عنوان یک محیط کلیدی رشد، خارج از خانواده می توانند نیازهای اصلی برای تغذیه و مراقبتهای بهداشتی را بر آورده ساخته، فرصتهایی را برای روابط با همسالان و افراد بزرگتر فراهم آورده ، پایگاه ایمن احساسی بوده و فرصتهایی برای رسیدگی به استعدادهای خاص یا مهارتهای کاری فراهم می­آورند.

نیروی حرکتی روبه رشد برای یک رویکرد جامع در موفقتی آموزشی کودکان مساله دار و محروم، نیازمند به رسمیت شناختن حمایت از یادگیری و بسط سرمایه ی انسانی همراه با دید وسیع تری از آموزش دارد که تشخیص می دهد، سلامت و رفاه باید برای هر کسی در جهت آموزش تقویت شده و تفاوتها قابل دسترسی باشد.
رشد سرمایه ی انسانی
وظیفه اصلی مدارس، آموزش با تمرکز روی فردیت کودکان است ، مدارس حوزه های سرمایه ی انسانی را که نقش اصلی در تاب آوری دارد، تامین می کنند.
برای کودکانی که در معرض خطر فقر یا سایر مشکلات خانوادگی هستند، رشد و مهارتهای شناختی به شکل سواد آموزی، مهارتهای حسابداری، تفکر انتقادی، حل مشکلات مهارتی و جنبه های دیگر موفقیت آکادمیک به شدت مهم است.بررسی تاب آوری در کودکان کم در آمد نشان دهنده ی آن است که توانمندی ها و قابلیتهای شناختی بهبود دهنده و حمایت کننده هستند.

مهارتهای اولیه روخوانی برای مثال، یادگیری ریاضیات و روخوانی را پیش بینی کرده ، اما به نظر می­رسد که آنها به عنوان پیش بینی کننده برای کودکان بسیار فقیر اهمیت بیشتری دارند.

مدارس موثر می­توانند برای تاب آوری از طریق ایجاد دانش شناختی و آگاهی برای همه کودکان ظرفیت ایجاد کنند. برخی از کودکان در حال حاضر با مشکل مواجه هستند و برخی ممکن است در آینده با مشکلاتی روبرو شوند.
جامعه و دانش فنی – عاطفی نیز جنبه های اساسی سرمایه های انسانی هستند که در مدرسه پرورش می­یابد. لازم است در کلاس درس میدریت احساسات و یا انگیزه ها ومهارتهای اجتماعی برای کنار آمدن با دیگران آموخته شود که برای موفقیت در بسیاری از مراحل رشد در محیط های دیگر از جمله محیط کار مهم است.
محققان و دانشمندان به طور فزاینده ایی در حیطه ی آموزش، اهمیت بهبود یادگیری اجتماعی – احساسی و هوش را در محیط مدرسه با مهارتهای شناختی سنتی و دانش به رسمیت می­شناسند.

تغذیه و مراقبتهای بهداشتی
مدارس می­توانند از طریق فراهم آوردن امکانات و برنامه های غذایی و مراقبتهای بهداشتی برای دانش آموزان کم درآمد، تاب آوری را در میان آنها ترویج کنند. یکی از قدیمی ترین تلاش های میانجی گرایانه ملی ،پیاده سازی برنامه ملی ناهار در محیط مدرسه و تلاشهای مرتبط برای فراهم آوردن غذای ارزان برای کودکان در مدرسه است.

با توجه به اینکه ناامنی غذایی عامل خطری برای کودکان است که در فقر زندگی می­کنند. غذاهای رایگان و ارزان و میان وعده های مناسب یک استراتژی مناسب برای بهبود و حمایت از سرمایه انسانی است.این برنامه غذایی بیش از ۳۱ میلیون کودک را در ۱۰۰ هزار مدرسه و موسسه مراقبت از کودکان تحت پوشش قرار داده است.
برای خانواده های فقیری که دسترسی به مراقبتهای بهداشتی ندارند و کودکانی که در معرض مشکلات متعدد سلامتی هستند، یک درمانگاه یا کلینیک بهداشتی در مدرسه می تواند خدمات قابل توجهی فراهم کند و مشکلات آنها را تا حدودی رفع نماید.مشکلاتی که می تواند به راحتی در یادگیری اختلال ایجاد کند.

برای مثال، تحقیق ما در خانواده های بی خانمان، درصد زیادی از آسم در کودکان مشاهده کرد. به نظر می رسد، مدیریت ضعیف بهداشت با ترکیب پیچیده ایی از عواملی مثل استرس و عدم ثبات در زندگی، عدم دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و والدینی که خود تحت فشار هستند، مرتبط است.
نظارت پایدار روی سلامتی توسط پرسنل پزشکی برای بیماری های مزمنی مثل آسم در مدرسه می­تواند مشکلات زیادی در زندگی پرخطر کودکان ایجاد کند، به این شکل غیبت از مدرسه و ویزیت در اتاق اورژانس کاهش می­یابد، زیرا شناخت عملکرد ریه افزایش می­یابد.
روابط با افراد توانمند و دلسوز
بررسی و مطالعات تاب آوری در کودکان و جوانان نقش روابط با معلمان، مدیران، مربیان؛ و پرسنل دیگر را به عنوان تاثیرات حمایتی تاکید می کنند.معلمان خارج از خانواده به عنوان منبع حمایت در میان کودکان تاب آور در نظر گرفته می­شوند.

جادوی تاب آوری تاب آوری در تکامل
آن مستن.
محمدرضا مقدسی.عفت حیدری. هما نیابتی.
نشر ورجاوند

تاب آوری و توانایی کودکان

تاب آوری کودکان پدیده و دستآوردی است که به دنیای دورنی و محیط پیرامونی و عوامل بیرونی آنها مرتبط است دنیای امروز مملو از انواع چالشها و ناملایمات و پستی بلندی های فراوان است که هر کدام می تواند در زندگی انسان تبدیل به مانع ، معضل و عاملی جهت استرس و تشنج باشد با این حال ما میتوانیم از لابلای این همه سختی تعادل و ثبات را ولو به صورت نسبی بر زندگی خود حاکم کنیم .
به عقیده برونفن برنر هر یک از این سیستم ها بر رشد کودک تأثیر می گذارند. نظریه سیستم های شناختی برونفن برنر شامل چهار سیستم می باشد:
۱-میکروسیستم: ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر
۲- مزوسیستم: شامل روابط خانواده ها با همکدیگر
۳- اگزوسیستم: شامل روابط درون محیطی  بمانند مدرسه که به طور مستقیم در کودک تأثیر می گذارد.
۴- ماکروسیستم: شامل  ارتباطات اعضای کل جامعه و نهادها و موسسات

نکته جالب این است که یادآور شویم این سیستمها در تعامل با یکدیگر موثر واقع میشوند به عبارت دیگر کودکان علاوه بر اینکه محصول محیط هستند خود نیز پدید آورنده محیط هم هستند .

باید از کودکان و خدمان سوال کنیم آیا این تجربیات از من انسانی بهتر میسازد ؟ قوی تر می شوم ؟ قطعا در وحله اول این نابسامانی ها به من یادآور میشوند که چگونه باید با موقعیتهای دشوار کنار بیایم و بسیار جای خوشحالی است که خانواده،دوستان و منابعی دارم که در این مواقع چالش بر انگیز به کمک من می آیند .

آنچه که قدرت و توانایی مرا در برابر چالشها نمایان میکند ؛ ابزار ،افراد و  مهارتهایی است که می توانم به کمک  آنها مسیر درست را در صحت و سلامتی انتخاب کنم و با آرامش و به دور از آشفتگی و تنش زندگی کنم .
تاب آوری توانای ویژه و هوشمندی خاصی را در جذب و بکارگیری از امکانات پیرامونی بکار میگیرد
ممکن است ما در مواجهه با چالش های مختلف بصورتی کاملا واقعی تنها باشیم  در واقع اغلب اوقات  این من (تنها) هستم که باید با آن مبارزه کنم ، ندای درونی من نهیب می زند که این من هستم که باید از این چالش با موفقیت عبور کنم و یا حتی این من هستم که شاید نتوانم از این مسیر عبور کنم .
اما این شک و تردید ، موفقیت و مبارزه و هر نوع احساس مثبتی که در درون من وجود دارد نیاز به حمایت و پشتیبانی برای به فعل در آمدن دارد این ویژگی ها گاهی به شکل نهادینه در وجود شخص “ساخته شده “هستند
گاهی هم میتوان آنها را  افراد ” خود ساخته ” نامید
در توسعه تاب آوری با دو فاکتور مهم و اساسی رو به رو هستیم که عبارتند از عوامل درونی و بیرونی  که تاب آوری وظیفه حمایت از آنها را درشرایط استرس زا به عهده دارد  با این حال در پرورش تاب آوری به ویژه تاب آوری کودکان و نوجوانان ما از یک مدل ( بیو اکولوژیکی ) برای تحقیق و اقدام در آموزش استفاده می کنیم.
بر همگان روشن است بر اساس مدل زیست بوم شناخت ،کودکان در لابیرنت و سیستم های پیچیده ای  با هم مرتبط و در هم تنیده تاب آوری را تجربه می کنند .
موثرترین ها نزذیکترین ها هستند و این بمعنای موثر نبودن دیگران نیست نزدیکترین افراد به یک کودک پدر و مادر ،  گروه همسال و دیگرانی هستند که با آنها رابطه مستقیم دارند و این تاثیرات بر حسب کارکرد و  نقش هایی که آن افراد دارند متفاوت است  البته این افراد تاثیرات مختلف و  گاهی متناقضی را ایجاد می کنند .
به عنوان مثال محل کار والدین ، خانواده در سطح گسترده تر ، جامعه مذهبی ، سیستم های حمایتی،  معلمان در مدرسه و خانه که خود این زمینه های تاثیر بنابه سطح طبقاتی از نظر اقتصادی، فرهنگی ، تحصیلی، اجتماعی سیاسی و ……. کاملا متفاوت می‌شود ‌.
تحقیقات صورت گرفته درباره تاب آوری تأثیر تک تک این عوامل بر همدیگر و در نهایت تأثیر این عوامل در زندگی کودک آن هم در اوایل دوران کودکی را نشان مورد تاکید قرار داده است .
به عنوان مثال تحقیقات ،حاکی از این موضوع است که زندگی در محیطی با درآمد پایین یا در محله هایی که با جرم و جنایت بالا دست و پنجه نرم می‌کنند تاثیرات نامطلوبی بر روی خانواده ها می گذارد . افزایش تعارضات خانوادگی ،ایجاد مشکل در سلامت روانی والدین ، مشکلات سوء مصرف مواد ، تضاد نسل ها و  افزایش ناهمگونی شدید  در رابطه ولد فرزندی و دشواری نداشتن تعاملاتی که منجر به حل و فصل چالش های ایجاد شده هم ؛ از تاثیرات این عوامل هستند .
پرورش تاب آوری کودکان به عنوان بهترین پیش بینی کننده سلامت و توانایی ویژه حل مسایل در زیست اجتماعی و روانی به عنوان برگی برنده در کفایت و توانش اجتماعی آنها بغایت دارای اهمیت است
لذا والدین ، معلمان ،مراقبان ،مربیان و تمام کنشگران عرصه کودک و کودکی که عهده دار حمایت موثر و مثبت از کودکان هستند به شکل قاطع و تاثیر گذار باید در جهت افزایش تاب آوری به کودکان با برنامه و عملکردی واحد ویکسان و همسو اقدام کنند و تلاش و کوشش خود رابه عمل آورند تا محیط زندگی فرزندان ایران عزیزمان پایدار و پویا و در امنیت و آسایش باشد چه بسا کودکان ما در آینده زندگی بهتر ،جامعه ای بهتر ،و در نهایت دنیای بهتری را رقم بزنند که تنها سرمایه بشریت برای رسیدن به تعالی و توسعه و پیشرفت برحورداری و پرورش منابع و  نیروی انسانی است تاب آوری کودکان از این رو اهمیت مضاعف دارد

تاب آوری و انسجام فرهنگی در جامعه ناشنوایان

عفت حیدری مترجم کتاب های متعددی در زمینه تاب آوری در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت :ویلیامسون خاطر نشان می­کند که استفاده از مدارس خاص کودکان ناشنوا نه تنها باعث می­شود که روابط حمایتگر تسهیل شود، بلکه همبستگی اجتماعی را در جامعه ی افراد ناشنوا نیز تقویت می کند.
جوانان ناشنوا از طریق ارتباط قابل دستیابی، در این باره گفت و گو می­کنند که ناشنوایی برای آنها به چه مفهومی است و نقاط قوت و ضعف خود را تحلیل می­کنند و داستانهای افرادناشنوا و موفق را می­خوانند و متعاقب آن،نقاط مشترک را درک می­کنند، بر عکس، جوانان ناشنوا در مدارس عمومی و یا مدارس مخصوص ناشنوایان اغلب فاقد فرصتهایی برای حرف زدن در مورد تجربیات خود هستند.
یکی از شرکت کنندگان در مطالعه ی مور، توصیف کرد که وی چطور به تشویق یکی از بانوان سفیدپوست دانشگاه ناشنوایان گالودت به جامعه ی ناشنوایان پیوست:
او کسی بود که مرا تشویق کرد تا به دانشگاه گالودت بروم. مرا تشویق کرد که در مورد ناشنوایی ام پرس و جو کنم، برای آنکه من مثل فردی شنوا فکر و کار می­کردم.من چندان اهمیتی به جامعه ی ناشنوایان نمی­دادم، چرا که معدودی از افرادی که من با آنها ملاقات کرده بودم، شغل های پایینی مثل نظافت و آشپزی بر عهده داشتند.

خیلی از آنها هم نقش های مدیریتی نداشتند. دانشگاه گالودت بخش دیگری از مدیریت ناشنوایان و افتخار به آنها را به من نشان داد. در این دانشگاه بسیاری از افراد ناشنوا هستند که دست کمی از افراد شنوا ندارند. آنها از باهوش ترین افرادی هستند که من ملاقات کرده ام.این مسئله کل دیدگاه مرا نسبت به جامعه ی ناشنوایان تغییر داد.

جامعه ی ناشنوایان، همبستگی و فرهنگ خود را با گرامیداشت هفته ی آگاهی بخشی به ناشنوایان و حمایت از مراسم مدرسه ی ناشنوایان و برگزاری جشنواره هایی به افتخار موفقیتهای افراد ناشنوا حفظ می­کند.بسیاری از جوانان رنگین پوست از این امتیاز برخوردار هستند که افراد متخصص ناشنوا را در اوایل زندگی خود در مدرسه یا رویدادهای فرهنگی ملاقات کنند. این امر به آنها کمک می­کند تا توان خود را درک کنند و به آنچه هستند، افتخار کنند.متخصصان ناشنوا داستانهای زندگی خود و اینکه چطور بر موانع غلبه کردند و جوانان چه درسهایی از این تجربه می­گیرند، را با دیگران سهیم می­شوند.

هویت، فرایندی چند جانبه
هویت در جامعه ی ناشنوایان آمریکا، نظیر بسیاری از رویدادهای فرهنگی، تحت تاثیر نژاد و قومیت فرد قرار دارد.برای مثال، تاب آوری جوانان ناشنوای سیاه پوست، جوانان ناشنوای سرخپوست و جوامع ناشنوای لاتین با تاب آوری و چالشهای افراد ناشنوای قفقازی متفاوت است، برای آنکه آنها تبعیض فوق العاده ای بر اساس نژاد و قومیت تجربه می­کنند.

سابقه ی آموزشی در هویت جوانان ناشنوا عامل مهمی است.برای مثال، مسائل هویتی در میان جوانانی که به مدارس عمومی می روند، با کسانی که به مدارس مخصوص ناشنوایان می­روند، متفاوت است. جوانانی که به مدارس شبانه روزی ناشنوایان می روند، به فرهنگ ناشنوایان ارزش داده و روی اهمیت مدارس ناشنوایان تاکید می­کنند، بنابراین مهم است که جوانان ناشنوا فرصتهایی داشته باشند تا بتوانند تجربیات خود را با بررسی فرهنگهای ناشنوا پردازش کرده و بتوانند هویتهای خود را بهتر درک کنند.

افراد ناشنوای رنگین پوست، در گزارش نحوه ی سازگاری خود با حاشیه نشینی ،نقاط قوت فرهنگی خود را نشان دادند.برای مثال، پاریس در این مورد تحقیق کرد که زنان ناشنوای سرخپوست آمریکایی چگونه با شناسایی منابع ارزشمند فرهنگی سازگار شدند.همانگونه که در گزارشهای سه زن با نامهای بولا،جولی و کورتلیا دیده شد.
بولا مفاهیمی مثل خورشید و دعا را به عنوان پایه های توانمندی و قدرتی که سرخپوستان بومی آمریکایی به آن محتاج بودند، دید. زنان سرخپوست ناشنوا هر روز صبح به قدرت و دعا نیاز داشتند. خورشید هر روزه به آنها قدرت و توان می­دهد.
جولی می­گوید با کمک رویابین، خوابهای خوب در نور خورشید رنگ می­بازند و رویاهای خوب ماندگار می­شوند.جولی مثبت اندیشی و حمایت معنوی خود را نشان داد.کورتلیا با استفاده از ارتباطاتی که با دخترش داشت، توان روحی و قدرت معنوی خود را نشان داد.او می­گوید پیوند ورابطه ی ما قوی است و نشان دهنده الگویی بین همه زنان سرخپوست است.

تجانس فرهنگی، گوناگونی و تنوع و وحدت
فرهنگ ناشنوایان به جامعه ی افرا ناشنوا اشاره داشته و شامل پذیرش افراد ناشنوا و درک نیازهای افراد ناشنوا و جامعه ی آنهاست.گرچه همه افراد ناشنوا وضعیت یکسانی ندارند و یا ضرورتا ارزشهای مشابهی را با هم سهیم نیستند.همانگونه که کینگ جردن رئیس دانشگاه گالودت می گوید، فرهنگ افراد ناشنوا دارای این تنوع است:
در دنیای ناشنوایان مسیرهای بسیار زیادی وجود دارد، مسیرها، موفقیتها، شکستها و راه های متفاوتی که مردم با دستگاه های ایمپلنت کمک شنوایی کنار می­آیند.ما در این دانشگاه؛ مرکز ایمپلنت کمک شنوایی برای مدرسه ی ابتدایی داریم.
دستورالعمل را در زبان اشاره در کلام شنوایی داریم.این زبان خیلی خیلی موفق بوده است. باور دارم که این الگویی است که باید در مورد کودکانی که ایمپلنت شنوایی دارند، به کار ببریم، اما دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاهی هم داریم که همه ی آنها از ایمپلنت شنوایی استفاده می­کنند. دویست سالی است که مردم در باره ی افراد ناشنوا،اطلاعات غلطی دارند. از آنجایی که اکثریت جوانان ناشنوا والدین شنوا دارند، به طور کلی انتقال فرهنگ ناشنوایان از طریق خانواده انجام نمی­گیرد، اما از طریق افراد ناشنوای دیگر در جامعه انجام می­شود. تاکید روی اهمیت فرصتهای سازماین برای تعامل و مشارکت فرهنگی افراد ناشنواست.



تاب آوری جوانان و فرهنگ
نوشته لیندا.سی. ترون.مایکل اونگار.
برگردان محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر.۱۴۰۱