کرونا اینه تاب آوری جهان بود

کرونا ابتدا در چهره تهدید برای سلامت عمومی آغاز شد ولی رفته رفته ما را با ابعاد گسترده سیاسی، اجتماعی، مرگ‌پذیری، زیست معنوی، اقتصادی و محیط زیستی خود روبرو کرد. شاید در دوران پساکرونا بشود دنیا را به قبل از کرونا و بعد از کرونا تقسیم کرد. اما گفتن از آنچه کرونا بر سر جهان آورد کار راحتی نیست، در واقع هر کشوری با شرایطی که در آن حاکم بود به نوعی خاص با این پاندمی مقابله کرد، اما در کشور ما کرونا با انزوایی که به وجود آورد، خانواده‌ها را بیشتر منزوی کرد و بچه‌ها مدرسه نمی‌رفتند. زنان اولین قربانیان رکود اقتصادی بودند که بر اثر کرونا به وجود آمد. آنها قربانی تشدید فقر و پدیده زنانه شدن فقر شدند. همیشه در ایران استقبال می‌شده زن‌ها «موجودات خانگی» شوند و کار در خانه یا دورکاری کنند. اینکه بتوانند در خانه کاری کنند و در مقابلش حقوقی داشته باشند یک چیز است و اینکه اصلا کاری نباشد و دورکاری هم نتوانند کنند چیز دیگری است. در این شرایط وضعیت خانواده‌های بدسرپرست یا دارای عضو بیمار یا معلول یا معتاد وقتی منزوی می‌شوند و اعضای خانواده هم «موجودات خانگی» هستند، وضعیت بسیار خطرناک می‌شود. خانواده را بدتر از نهادهای نظامی می‌دانند چون از جنس‌ها و سن‌های مختلف در آن هستند و ممکن است اعضای خانواده پشت درهای بسته تمام مسائل و معضلات ناشی از فقر، افسردگی، بیکاری و آسیب‌های خود را مضاعف کنند. کرونا به عنوان یک تروما –آسیب بزرگ غیرقابل پیش بینی- وارد زیست‌جهان ما انسان‌ها شد و تدریجا ما را با اضطراب بنیادین روبرو کرد. بیش از ۱۵۰ میلیون انسان را در معرض بیماری قرار داد و بیش از ۱۵ میلیون انسان را در کام مرگ کشید. کرونا یک مواجهه سنگین با جهان مغرور داشت که با جامعه و طبیعت و حیات بشری بی‌محابا روبرو شد. این مواجهه جهان مغرور را با تامل و توقف روبرو کرد. کرونا هم بحث‌های ایجابی مهم داشت و هم بحث‌های سلبی. بدون تردید کرونا موجب شد جهان در مجموع عقلانی‌تر و اخلاقی‌تر شود و نوعی همزیستی مسالمت آمیز  با همنوع را در پی داشت. 

 با نوعی سبک زندگی فضیلت مدار جامعه را روبرو کرد. منجر به گسترش سواد رسانه‌ای و جهان دیجیتالی مضاعف و هوش رسانه‌ای شد. آشنایی با دانش پزشکی و افزایش شناخت نظام دانش در میان مردم صورت گرفت. 

کرونا افزایش تاب آوری و توان تطبیق را در پی داشت. درباره پاندمی‌های گذشته، اطلاعات زیستی چندانی نداریم ولی در این رویداد، هزاران تجربه زیستی و مقاله علمی توسط افراد موثر و عادی مستندسازی شد. مواجهه با رنج متعالی و درگیر شدن اصحاب علوم انسانی در جامعه، از پیامدهای کروناست. 

رویداد کرونا از جنگ جهانی هم گسترده‌تر بود و هنوز بسیاری از کشورها درگیر با این موضوع هستند. به‌طور مثال بخش خدمات به‌طور جدی آسیب دید. 

این بخش بالاترین سهم هزینه‌های نیروی انسانی و بیشتر ارتباط رویارو با مردم را نسبت به بقیه بخش‌ها به خصوص کشاورزی و صنعت و معدن دارد و آسیب دید. 

بخش‌های غیررسمی اقتصاد در مقایسه با بخش رسمی آسیب بیشتری دیدند. 

در کشورهایی مانند ایران که اقتصاد غیررسمی بزرگی دارند مردم بیشتر آسیب دیدند. اقتصاد شهری بیش از اقتصاد روستایی آسیب دید. کرونا آینه تاب‌آوری در کشورهای مختلف بود. کرونا نشان داد ما توانایی تحمل شوک و آسیب را نداریم. 

ایران یکی از پایین‌ترین سطوح تاب آوری را در این دوره به نمایش گذاشت. تاب آوری خانوارها بسیار بیشتر از دولت بود و خانوارها سریعتر از دولت خود را با شرایط سخت تطبیق دادند. با وجود تمرکز هیات دولت روی کاهش آسیب‌ها، در عمل سیاست‌های کاهش آسیب دستاورد چندانی نداشت. 

بوروکراسی طولانی در کرونا برای تصمیم‌گیری را شاهد بودیم. تعلل در تصمیم‌گیری‌ها و گفت‌وگوهای طولانی با توجه به تجارب مشابه سایر کشورهای دور و نزدیک، نشان می‌دهد قدرت یادگیری ما بسیار اندک است. مشکلات بودجه‌ای دولت و نگرانی‌های مرتبط با نظام بانکی این وضعیت را تشدید می‌کرد.

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

عفت حیدری

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

باشگاه تاب آوریعفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان وفرهنگ از انتشارات شبگیر در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت انتظار میرود در طرح کلان فرهنگ وعدالت اجتماعی، ایده آل و واقع گرایی حقوق جوانان ناشنوا توسط بند آموزش معلولان مورد حمایت قرار گیرد.

حقوق جوانان ناشنوا روی نیازهای آموزشی دانشجویانی تاکید می­کند که به لحاظ فرهنگی متفاوت هستند و تضمین می­کند که وقتی در محیط محدود کننده قرار داده می­شوند، خدمات اضافی به آنها داده شود.بر اساس قانون، باید به دانشجویان ناشنوا و کسانی که گوش سنگینی دارند، سرویسها و خدماتی مثل مترجمان زبانهای اشاره، اصلاحات امتحانی و افرادی که یادداشت بر می­دارند، ارائه داد تا بتوانند در کلاس ها مشارکت کاملی داشته باشند.

آنها حق شرکت در برنامه ریزی فردی آموزشی را دارند، برنامه ایی که بر اساس سنجش، هر دانشجوی ناشنوا بتواند سرویسها و خدمات مناسب آموزشی را در اختیار داشته باشد و تضمین شود که خدمات و تسهیلات مکمل نیازهای آکادمیک آنها را برطرف می­کند.این مسئله فرهنگ کلانی را پیشنهاد می­کند که سازگاری مثبت را با چالشهای ناشنوایی امکانپذیر ساخته و تسهیل می­کند.

درعمل، مقررات و حقوق جوانان ناشنوا در مدارس آمریکایی کاملا پیاده نمی­شود و منجر به آثار منفی می­شود، به این دلیل که محیطی با کمترین محدودیت، اغلب به معنای آن است که کودکان ناشنوا باید در محیطهای عمومی درس بخوانند، مدارس عمومی که نمی توانندحمایتهای اجتماعی لازم را فراهم کرده و یا از زبانی بصری استفاده کنند که در مدارس ویژهی ناشنوایان امکان آن فراهم است. با توجه به یافته های رمزی، این نکته مایه نگرانی است که کودکان ناشنوایی که در مدارس عمومی درس می­خوانند، انزوا و مشکلاتی را تجربه می­کنند.

دانش آموزانی که به لحاظ فرهنگی،زبان شناسی و تاریخی ،معلولیتهایی دارند، در آمریکا، آموزشهای کیفی چند فرهنگی دریافت نمی­کنند و الگوهایی از نژاد پرستی سازمانی ونادانی و جهل فرهنگی موجود در سیستم آموزش آمریکایی را نشان می­دهند.
فرایندهای بی عدالتی منجر به دستاوردهای پایین دانش آموزان می شود.پژوهش ها روی نیاز به سازمانها و نهادی ناشنوا برای گسترش و حفظ همکاری با مدارس برای تضمین عدالت اجتماعی در میان جوانان ناشنوای رنگین پوست تاکید می­کنند.

سازمانهای متعددی برای ناشنوایان، همچون سازمان ان بی. دی . آی وجود دارند که مدافعان حقوق جوانان ناشنوایی هستندکه به لحاظ فرهنگی با دیگران تفاوت دارند.چنین سازمانهایی میزبان جوانان و برنامه های آموزشی مدیریتی دانشجویی بوده و الگوها و مدیران و رهبرانی را در جوامع محلی برای کودکان سیاهپوست ناشنوا و خانواده های آنها به کار می­گیرند.علاوه براین، بسیاری از مدافعان افراد ناشنوا، در مسندهای مشاوره نشسته و به عنوان افراد مسئول در سازمانهای مدافع افراد ناشنوا خدمت می­کنند.

این مدافعان بسیار متعهدند که عدالت اجتماعی برای همه ی اقشار مختلف جامعه به لحاظ فرهنگی اعمال شود. مشارکت آنها به تقویت رابطه ی بین سازمانهای مختلف فرهنگی متخصصان و شهروندان ناشنوا و موسسات و سازمانهای خاص افراد ناشنوا کمک می­کند تا بتوانند با مشارکت همدیگر از حقوق کودکان ناشنوا در فرهنگهای مختلف دفاع کنند. یکی از شرکت کنندگان در مطالعه ی مور بیان کرد:
یکی از مزایای عضویت در ان بی دی ای آن است که من کنفرانس سالانه ایی برای دانشجویان ناشنوای سیاهپوست راه اندازی کردم.من با مدیر ان بی دی ای گفت و گو کردم که چگونه می­توانیم جوانان ناشنوا را برای مدیریت آماده کنیم و چه دوره هایی را در اختیار آنها قرار دهیم.

یکی دیگر از شرکت کنندگان مرد ناشنوا و سیاهپوست در بررسی مور، بر اهمیت مشارکت در چنین سازمانهایی برای به دست آوردن حس اجتماعی و دفاع از حقوق شهروندان تاکید می­کند:
من در سه سازمان ناشنوایان ان دی بی دی ای انجمن ملی ناشنوایان و انجمن ناشنوایان ایندیانا؛ مشارکت کرده ام.من جلسات و بحث های گروهی را اداره می­کردم و با دیگران مشارکت کرده و قوانین را ویرایش و بودجه را تخصیص می دادم و کارهایی از این قبیل می­کردم.

جوانان ناشنوایی که فرصتهایی برای مدیریت دارند، احساس می­کنند که ملزم هستند چیزی به جوامع خود برگردانند، چرا که فرهنگ خود را ارزشمند می­دانند.

حمایت پدر و مادران از قدرت و کنترل جوانان ناشنوا
چند بررسی اهمیت مشارکت والدین را در زندگی افراد ناشنوا نشان داده است و نیز نشان داده چگونه چنین مشارکتی، هدفمندی جوانان را تسهیل می کند.مدافعان و اعضای جامعه ی ناشنوایان آمریکایی نیاز به کمک و حمایت از والدین را برای تمرکز روی نقاط قوت کودک خود، به منظور حفظ تصویر مثبت از خود و بهبود قدرت و کنترل در میان کودکان، تشخیص میدهند. برای مثال:
من تاب اور بوده ام.مادرم در جایی که زندگی می کردیم، صدایی قوی بود. او عادت داشت در سیاست مشارکت کند وبرای حفظ حقوق افراد ناشنوا بجنگد. او سعی می کرد به افراد ناشنوا خدمت رسانی کند. خانواده من نقطه ی قوت من است.
به این ترتیب، بررسی پاریس نشان می دهد که حمایت والدین از هدفمندی جوانان، قدرت و کنترل مستمر را به هنگام بلوغ کودکان فعال می کند و این کار را معمولا به شیوه هایی انجام می­دهند که برای جامعه ی ناشنوایان معنا دار است.

تاب آوری جوانان و فرهنگ.
لیندا.سی. ترون.
محمدرضا مقدسی.عفت حیدری. نشر شبگیر.

توسعه تاب آوری در مدارس

برگرفته از کتاب جادوی رایج

توسعه تاب آوری در مدارس

عفت حیدریمدرسه و معلم می­توانند برای تاب آوری از طریق ایجاد دانش شناختی و آگاهی برای همه کودکان ظرفیت ایجاد کنند

عفت حیدری مترجم کتاب جادوی رایج در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت مدارس در بسیاری از جوامع معاصر، نقش منحصر به فردی در تامین سرمایه انسانی، آموزش مهارتهای آکادمیک به کودکان و ترویج دانش پیرامون دولت و فرهنگ و تاریخ که به مثابه اهمیت اجتماعی شدن در یک جامعه یا اجتماع خاص است، دارند.

مدرسه در الگوی آموزشی خود نقش حیاتی در رشد ظرفیت تاب آوری از طریق پرورزش سیستم سازگاری اولیه دارد. مدارس به عنوان یک محیط کلیدی رشد، خارج از خانواده می توانند نیازهای اصلی برای تغذیه و مراقبتهای بهداشتی را بر آورده ساخته، فرصتهایی را برای روابط با همسالان و افراد بزرگتر فراهم آورده ، پایگاه ایمن احساسی بوده و فرصتهایی برای رسیدگی به استعدادهای خاص یا مهارتهای کاری فراهم می­آورند.

نیروی حرکتی روبه رشد برای یک رویکرد جامع در موفقتی آموزشی کودکان مساله دار و محروم، نیازمند به رسمیت شناختن حمایت از یادگیری و بسط سرمایه ی انسانی همراه با دید وسیع تری از آموزش دارد که تشخیص می دهد، سلامت و رفاه باید برای هر کسی در جهت آموزش تقویت شده و تفاوتها قابل دسترسی باشد.
رشد سرمایه ی انسانی
وظیفه اصلی مدارس، آموزش با تمرکز روی فردیت کودکان است ، مدارس حوزه های سرمایه ی انسانی را که نقش اصلی در تاب آوری دارد، تامین می کنند.
برای کودکانی که در معرض خطر فقر یا سایر مشکلات خانوادگی هستند، رشد و مهارتهای شناختی به شکل سواد آموزی، مهارتهای حسابداری، تفکر انتقادی، حل مشکلات مهارتی و جنبه های دیگر موفقیت آکادمیک به شدت مهم است.بررسی تاب آوری در کودکان کم در آمد نشان دهنده ی آن است که توانمندی ها و قابلیتهای شناختی بهبود دهنده و حمایت کننده هستند.

مهارتهای اولیه روخوانی برای مثال، یادگیری ریاضیات و روخوانی را پیش بینی کرده ، اما به نظر می­رسد که آنها به عنوان پیش بینی کننده برای کودکان بسیار فقیر اهمیت بیشتری دارند.

مدارس موثر می­توانند برای تاب آوری از طریق ایجاد دانش شناختی و آگاهی برای همه کودکان ظرفیت ایجاد کنند. برخی از کودکان در حال حاضر با مشکل مواجه هستند و برخی ممکن است در آینده با مشکلاتی روبرو شوند.
جامعه و دانش فنی – عاطفی نیز جنبه های اساسی سرمایه های انسانی هستند که در مدرسه پرورش می­یابد. لازم است در کلاس درس میدریت احساسات و یا انگیزه ها ومهارتهای اجتماعی برای کنار آمدن با دیگران آموخته شود که برای موفقیت در بسیاری از مراحل رشد در محیط های دیگر از جمله محیط کار مهم است.
محققان و دانشمندان به طور فزاینده ایی در حیطه ی آموزش، اهمیت بهبود یادگیری اجتماعی – احساسی و هوش را در محیط مدرسه با مهارتهای شناختی سنتی و دانش به رسمیت می­شناسند.

تغذیه و مراقبتهای بهداشتی
مدارس می­توانند از طریق فراهم آوردن امکانات و برنامه های غذایی و مراقبتهای بهداشتی برای دانش آموزان کم درآمد، تاب آوری را در میان آنها ترویج کنند. یکی از قدیمی ترین تلاش های میانجی گرایانه ملی ،پیاده سازی برنامه ملی ناهار در محیط مدرسه و تلاشهای مرتبط برای فراهم آوردن غذای ارزان برای کودکان در مدرسه است.

با توجه به اینکه ناامنی غذایی عامل خطری برای کودکان است که در فقر زندگی می­کنند. غذاهای رایگان و ارزان و میان وعده های مناسب یک استراتژی مناسب برای بهبود و حمایت از سرمایه انسانی است.این برنامه غذایی بیش از ۳۱ میلیون کودک را در ۱۰۰ هزار مدرسه و موسسه مراقبت از کودکان تحت پوشش قرار داده است.
برای خانواده های فقیری که دسترسی به مراقبتهای بهداشتی ندارند و کودکانی که در معرض مشکلات متعدد سلامتی هستند، یک درمانگاه یا کلینیک بهداشتی در مدرسه می تواند خدمات قابل توجهی فراهم کند و مشکلات آنها را تا حدودی رفع نماید.مشکلاتی که می تواند به راحتی در یادگیری اختلال ایجاد کند.

برای مثال، تحقیق ما در خانواده های بی خانمان، درصد زیادی از آسم در کودکان مشاهده کرد. به نظر می رسد، مدیریت ضعیف بهداشت با ترکیب پیچیده ایی از عواملی مثل استرس و عدم ثبات در زندگی، عدم دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و والدینی که خود تحت فشار هستند، مرتبط است.
نظارت پایدار روی سلامتی توسط پرسنل پزشکی برای بیماری های مزمنی مثل آسم در مدرسه می­تواند مشکلات زیادی در زندگی پرخطر کودکان ایجاد کند، به این شکل غیبت از مدرسه و ویزیت در اتاق اورژانس کاهش می­یابد، زیرا شناخت عملکرد ریه افزایش می­یابد.
روابط با افراد توانمند و دلسوز
بررسی و مطالعات تاب آوری در کودکان و جوانان نقش روابط با معلمان، مدیران، مربیان؛ و پرسنل دیگر را به عنوان تاثیرات حمایتی تاکید می کنند.معلمان خارج از خانواده به عنوان منبع حمایت در میان کودکان تاب آور در نظر گرفته می­شوند.

جادوی تاب آوری تاب آوری در تکامل
آن مستن.
محمدرضا مقدسی.عفت حیدری. هما نیابتی.
نشر ورجاوند

تاب آوری و توانایی کودکان

تاب آوری کودکان پدیده و دستآوردی است که به دنیای دورنی و محیط پیرامونی و عوامل بیرونی آنها مرتبط است دنیای امروز مملو از انواع چالشها و ناملایمات و پستی بلندی های فراوان است که هر کدام می تواند در زندگی انسان تبدیل به مانع ، معضل و عاملی جهت استرس و تشنج باشد با این حال ما میتوانیم از لابلای این همه سختی تعادل و ثبات را ولو به صورت نسبی بر زندگی خود حاکم کنیم .
به عقیده برونفن برنر هر یک از این سیستم ها بر رشد کودک تأثیر می گذارند. نظریه سیستم های شناختی برونفن برنر شامل چهار سیستم می باشد:
۱-میکروسیستم: ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر
۲- مزوسیستم: شامل روابط خانواده ها با همکدیگر
۳- اگزوسیستم: شامل روابط درون محیطی  بمانند مدرسه که به طور مستقیم در کودک تأثیر می گذارد.
۴- ماکروسیستم: شامل  ارتباطات اعضای کل جامعه و نهادها و موسسات

نکته جالب این است که یادآور شویم این سیستمها در تعامل با یکدیگر موثر واقع میشوند به عبارت دیگر کودکان علاوه بر اینکه محصول محیط هستند خود نیز پدید آورنده محیط هم هستند .

باید از کودکان و خدمان سوال کنیم آیا این تجربیات از من انسانی بهتر میسازد ؟ قوی تر می شوم ؟ قطعا در وحله اول این نابسامانی ها به من یادآور میشوند که چگونه باید با موقعیتهای دشوار کنار بیایم و بسیار جای خوشحالی است که خانواده،دوستان و منابعی دارم که در این مواقع چالش بر انگیز به کمک من می آیند .

آنچه که قدرت و توانایی مرا در برابر چالشها نمایان میکند ؛ ابزار ،افراد و  مهارتهایی است که می توانم به کمک  آنها مسیر درست را در صحت و سلامتی انتخاب کنم و با آرامش و به دور از آشفتگی و تنش زندگی کنم .
تاب آوری توانای ویژه و هوشمندی خاصی را در جذب و بکارگیری از امکانات پیرامونی بکار میگیرد
ممکن است ما در مواجهه با چالش های مختلف بصورتی کاملا واقعی تنها باشیم  در واقع اغلب اوقات  این من (تنها) هستم که باید با آن مبارزه کنم ، ندای درونی من نهیب می زند که این من هستم که باید از این چالش با موفقیت عبور کنم و یا حتی این من هستم که شاید نتوانم از این مسیر عبور کنم .
اما این شک و تردید ، موفقیت و مبارزه و هر نوع احساس مثبتی که در درون من وجود دارد نیاز به حمایت و پشتیبانی برای به فعل در آمدن دارد این ویژگی ها گاهی به شکل نهادینه در وجود شخص “ساخته شده “هستند
گاهی هم میتوان آنها را  افراد ” خود ساخته ” نامید
در توسعه تاب آوری با دو فاکتور مهم و اساسی رو به رو هستیم که عبارتند از عوامل درونی و بیرونی  که تاب آوری وظیفه حمایت از آنها را درشرایط استرس زا به عهده دارد  با این حال در پرورش تاب آوری به ویژه تاب آوری کودکان و نوجوانان ما از یک مدل ( بیو اکولوژیکی ) برای تحقیق و اقدام در آموزش استفاده می کنیم.
بر همگان روشن است بر اساس مدل زیست بوم شناخت ،کودکان در لابیرنت و سیستم های پیچیده ای  با هم مرتبط و در هم تنیده تاب آوری را تجربه می کنند .
موثرترین ها نزذیکترین ها هستند و این بمعنای موثر نبودن دیگران نیست نزدیکترین افراد به یک کودک پدر و مادر ،  گروه همسال و دیگرانی هستند که با آنها رابطه مستقیم دارند و این تاثیرات بر حسب کارکرد و  نقش هایی که آن افراد دارند متفاوت است  البته این افراد تاثیرات مختلف و  گاهی متناقضی را ایجاد می کنند .
به عنوان مثال محل کار والدین ، خانواده در سطح گسترده تر ، جامعه مذهبی ، سیستم های حمایتی،  معلمان در مدرسه و خانه که خود این زمینه های تاثیر بنابه سطح طبقاتی از نظر اقتصادی، فرهنگی ، تحصیلی، اجتماعی سیاسی و ……. کاملا متفاوت می‌شود ‌.
تحقیقات صورت گرفته درباره تاب آوری تأثیر تک تک این عوامل بر همدیگر و در نهایت تأثیر این عوامل در زندگی کودک آن هم در اوایل دوران کودکی را نشان مورد تاکید قرار داده است .
به عنوان مثال تحقیقات ،حاکی از این موضوع است که زندگی در محیطی با درآمد پایین یا در محله هایی که با جرم و جنایت بالا دست و پنجه نرم می‌کنند تاثیرات نامطلوبی بر روی خانواده ها می گذارد . افزایش تعارضات خانوادگی ،ایجاد مشکل در سلامت روانی والدین ، مشکلات سوء مصرف مواد ، تضاد نسل ها و  افزایش ناهمگونی شدید  در رابطه ولد فرزندی و دشواری نداشتن تعاملاتی که منجر به حل و فصل چالش های ایجاد شده هم ؛ از تاثیرات این عوامل هستند .
پرورش تاب آوری کودکان به عنوان بهترین پیش بینی کننده سلامت و توانایی ویژه حل مسایل در زیست اجتماعی و روانی به عنوان برگی برنده در کفایت و توانش اجتماعی آنها بغایت دارای اهمیت است
لذا والدین ، معلمان ،مراقبان ،مربیان و تمام کنشگران عرصه کودک و کودکی که عهده دار حمایت موثر و مثبت از کودکان هستند به شکل قاطع و تاثیر گذار باید در جهت افزایش تاب آوری به کودکان با برنامه و عملکردی واحد ویکسان و همسو اقدام کنند و تلاش و کوشش خود رابه عمل آورند تا محیط زندگی فرزندان ایران عزیزمان پایدار و پویا و در امنیت و آسایش باشد چه بسا کودکان ما در آینده زندگی بهتر ،جامعه ای بهتر ،و در نهایت دنیای بهتری را رقم بزنند که تنها سرمایه بشریت برای رسیدن به تعالی و توسعه و پیشرفت برحورداری و پرورش منابع و  نیروی انسانی است تاب آوری کودکان از این رو اهمیت مضاعف دارد

تاب آوری و انسجام فرهنگی در جامعه ناشنوایان

عفت حیدری مترجم کتاب های متعددی در زمینه تاب آوری در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت :ویلیامسون خاطر نشان می­کند که استفاده از مدارس خاص کودکان ناشنوا نه تنها باعث می­شود که روابط حمایتگر تسهیل شود، بلکه همبستگی اجتماعی را در جامعه ی افراد ناشنوا نیز تقویت می کند.
جوانان ناشنوا از طریق ارتباط قابل دستیابی، در این باره گفت و گو می­کنند که ناشنوایی برای آنها به چه مفهومی است و نقاط قوت و ضعف خود را تحلیل می­کنند و داستانهای افرادناشنوا و موفق را می­خوانند و متعاقب آن،نقاط مشترک را درک می­کنند، بر عکس، جوانان ناشنوا در مدارس عمومی و یا مدارس مخصوص ناشنوایان اغلب فاقد فرصتهایی برای حرف زدن در مورد تجربیات خود هستند.
یکی از شرکت کنندگان در مطالعه ی مور، توصیف کرد که وی چطور به تشویق یکی از بانوان سفیدپوست دانشگاه ناشنوایان گالودت به جامعه ی ناشنوایان پیوست:
او کسی بود که مرا تشویق کرد تا به دانشگاه گالودت بروم. مرا تشویق کرد که در مورد ناشنوایی ام پرس و جو کنم، برای آنکه من مثل فردی شنوا فکر و کار می­کردم.من چندان اهمیتی به جامعه ی ناشنوایان نمی­دادم، چرا که معدودی از افرادی که من با آنها ملاقات کرده بودم، شغل های پایینی مثل نظافت و آشپزی بر عهده داشتند.

خیلی از آنها هم نقش های مدیریتی نداشتند. دانشگاه گالودت بخش دیگری از مدیریت ناشنوایان و افتخار به آنها را به من نشان داد. در این دانشگاه بسیاری از افراد ناشنوا هستند که دست کمی از افراد شنوا ندارند. آنها از باهوش ترین افرادی هستند که من ملاقات کرده ام.این مسئله کل دیدگاه مرا نسبت به جامعه ی ناشنوایان تغییر داد.

جامعه ی ناشنوایان، همبستگی و فرهنگ خود را با گرامیداشت هفته ی آگاهی بخشی به ناشنوایان و حمایت از مراسم مدرسه ی ناشنوایان و برگزاری جشنواره هایی به افتخار موفقیتهای افراد ناشنوا حفظ می­کند.بسیاری از جوانان رنگین پوست از این امتیاز برخوردار هستند که افراد متخصص ناشنوا را در اوایل زندگی خود در مدرسه یا رویدادهای فرهنگی ملاقات کنند. این امر به آنها کمک می­کند تا توان خود را درک کنند و به آنچه هستند، افتخار کنند.متخصصان ناشنوا داستانهای زندگی خود و اینکه چطور بر موانع غلبه کردند و جوانان چه درسهایی از این تجربه می­گیرند، را با دیگران سهیم می­شوند.

هویت، فرایندی چند جانبه
هویت در جامعه ی ناشنوایان آمریکا، نظیر بسیاری از رویدادهای فرهنگی، تحت تاثیر نژاد و قومیت فرد قرار دارد.برای مثال، تاب آوری جوانان ناشنوای سیاه پوست، جوانان ناشنوای سرخپوست و جوامع ناشنوای لاتین با تاب آوری و چالشهای افراد ناشنوای قفقازی متفاوت است، برای آنکه آنها تبعیض فوق العاده ای بر اساس نژاد و قومیت تجربه می­کنند.

سابقه ی آموزشی در هویت جوانان ناشنوا عامل مهمی است.برای مثال، مسائل هویتی در میان جوانانی که به مدارس عمومی می روند، با کسانی که به مدارس مخصوص ناشنوایان می­روند، متفاوت است. جوانانی که به مدارس شبانه روزی ناشنوایان می روند، به فرهنگ ناشنوایان ارزش داده و روی اهمیت مدارس ناشنوایان تاکید می­کنند، بنابراین مهم است که جوانان ناشنوا فرصتهایی داشته باشند تا بتوانند تجربیات خود را با بررسی فرهنگهای ناشنوا پردازش کرده و بتوانند هویتهای خود را بهتر درک کنند.

افراد ناشنوای رنگین پوست، در گزارش نحوه ی سازگاری خود با حاشیه نشینی ،نقاط قوت فرهنگی خود را نشان دادند.برای مثال، پاریس در این مورد تحقیق کرد که زنان ناشنوای سرخپوست آمریکایی چگونه با شناسایی منابع ارزشمند فرهنگی سازگار شدند.همانگونه که در گزارشهای سه زن با نامهای بولا،جولی و کورتلیا دیده شد.
بولا مفاهیمی مثل خورشید و دعا را به عنوان پایه های توانمندی و قدرتی که سرخپوستان بومی آمریکایی به آن محتاج بودند، دید. زنان سرخپوست ناشنوا هر روز صبح به قدرت و دعا نیاز داشتند. خورشید هر روزه به آنها قدرت و توان می­دهد.
جولی می­گوید با کمک رویابین، خوابهای خوب در نور خورشید رنگ می­بازند و رویاهای خوب ماندگار می­شوند.جولی مثبت اندیشی و حمایت معنوی خود را نشان داد.کورتلیا با استفاده از ارتباطاتی که با دخترش داشت، توان روحی و قدرت معنوی خود را نشان داد.او می­گوید پیوند ورابطه ی ما قوی است و نشان دهنده الگویی بین همه زنان سرخپوست است.

تجانس فرهنگی، گوناگونی و تنوع و وحدت
فرهنگ ناشنوایان به جامعه ی افرا ناشنوا اشاره داشته و شامل پذیرش افراد ناشنوا و درک نیازهای افراد ناشنوا و جامعه ی آنهاست.گرچه همه افراد ناشنوا وضعیت یکسانی ندارند و یا ضرورتا ارزشهای مشابهی را با هم سهیم نیستند.همانگونه که کینگ جردن رئیس دانشگاه گالودت می گوید، فرهنگ افراد ناشنوا دارای این تنوع است:
در دنیای ناشنوایان مسیرهای بسیار زیادی وجود دارد، مسیرها، موفقیتها، شکستها و راه های متفاوتی که مردم با دستگاه های ایمپلنت کمک شنوایی کنار می­آیند.ما در این دانشگاه؛ مرکز ایمپلنت کمک شنوایی برای مدرسه ی ابتدایی داریم.
دستورالعمل را در زبان اشاره در کلام شنوایی داریم.این زبان خیلی خیلی موفق بوده است. باور دارم که این الگویی است که باید در مورد کودکانی که ایمپلنت شنوایی دارند، به کار ببریم، اما دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاهی هم داریم که همه ی آنها از ایمپلنت شنوایی استفاده می­کنند. دویست سالی است که مردم در باره ی افراد ناشنوا،اطلاعات غلطی دارند. از آنجایی که اکثریت جوانان ناشنوا والدین شنوا دارند، به طور کلی انتقال فرهنگ ناشنوایان از طریق خانواده انجام نمی­گیرد، اما از طریق افراد ناشنوای دیگر در جامعه انجام می­شود. تاکید روی اهمیت فرصتهای سازماین برای تعامل و مشارکت فرهنگی افراد ناشنواست.



تاب آوری جوانان و فرهنگ
نوشته لیندا.سی. ترون.مایکل اونگار.
برگردان محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر.۱۴۰۱

منابع تاب آوری

در پروژه جهانی تاب آوری ” من دارم. من هستم. من می توانم” به عنوان منابع اصلی تاب آوری اعلام شده اند

 نجمه عبادتی مشاور خانواده در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت : معنا و مفهوم تاب آوری آمیخته ای از چند ویژگی و توانایی است. درنگاه اول کسب این ویژگیها و تواناییها شاید ساده به نظر بیایند، اما در واقعیت آموختن  این مهارتها گاهی برای افرادی با سنین بالا هم دشوار است .
این موضوع بیانگر اهمیت نوع تربیت در سنین کودکی و نوجوانی است .بنابراین برای تاب آور شدن بهتر است در سبک تربیتی، برنامه و الگو داشت.متاسفانه امروزه تاب آوری کودکان  انچنان که بایست مورد توجه قرار نگرفته است  برخی از کودکان با کوچکترین تنش و رفتاری خلاف میلشان واکنشی غیرعادی و بزرگ نشان میدهند. والدین و مربیان نقش مهم و کلیدی برای تربیت تاب آورانه کودکان دارند.

 آنچه که همواره در فرایند رشد کودک مهم و ضروریست دریافت عشق بدون قید و شرط از طرف والدین و مراقبان است. اما این به تنهایی برای پرورش کودکان  کافی نیست بلکه آنها بایستی فرصت یابند تا  عشق و حمایت از دیگران را تجربه کرده و بیاموزند .
کودک باید احساس کند والدین و دیگر اعضای خانواده ، معلمان و دوستانش او را دوست دارند، میپذیرند، به او احترام میگذارند و در مواقع لزوم حمایتگر هستند.
در پروژه ی جهانی تاب آوری صرف نظر از عوامل مهمی چون خلق و خو، ذات وساختار ژنتیک بعنوان  ۳ منبع مهم در افزایش تاب آوری مطرح شده است.اگر والدین و مربیان بتوانند در سبک تربیتی خود برای کودکان منابع را غنی تر کنند ؛ نهایتا کودکان با تاب آوری و توانایی بیشتری با سختی ها مواجه میشوند.

بعد از تحقیقات گسترده و طولانی در پروژه جهانی تاب آوری اعلام شد  ” من دارم. من هستم. من می توانم”  به عنوان ۳ منبع اصلی و مهم در تاب آوری معرفی شدند.

 اولین منبع برای  تاب آوری کودکان من دارم است :  گنجینه عشق و محبت کودکان دارایی آنها محسوب میشود. اگر آنها بدانند به هنگام خطر یا زمانهایی که لازمست چیزی یاد بگیرند؛ همراهانی کنار خود دارند و بدون قید و شرط دوست داشته میشوند ،روابطشان در جمع خانواده،معلمان ودوستان مبتنی بر پذیرش و اعتماداست؛احساس امنیت خاطر بیشتری می کنند. 
همچنین والدین و مربیان می بایست قوانین و اصول روشن و واضحی را برای کودکان به عنوان ساختار وضع کنند وانتظار رعایت همان اصول را از کودکان داشته باشند.محدودیتها و عواقب رفتار باید به وضوح بیان و درک شوند تا، زمانی که قانون توسط کودک شکسته میشود او تشخیص دهد که اشتباه کرده و حال باید منتظرپیامدها یا بخشش باشد و درصورت تبعیت مورد تحسین قرار گیرد. 
روابط مبتنی بر اعتماد و ساختار و قوانین درخانه ، الگوها  از دیگر دارایی های کودکان محسوب میشود.
اعضای خانواده،بزرگسالان،همشاگردی ها باید به شیوه ای عمل کنند که نشان دهند رفتار کودک در خانواده و نسبت به دیگران قابل پذیرش است.
بزرگسالان الگوی اخلاقی کودک محسوب می شوندو ممکن است کودک را با شعائر مذهبی نیز آشنا کنند.
 از دیگر وظایف مهم در این نوعِ تربیت تشویق فعالیت های مستقل کودک است. زمانی که او بدون کمک دیگران فعالیتی درست را مستقل انجام میدهد بایستی  بصورت کلامی یا عملی از طرف بزرگترها تشویقی متناسب با عملش دریافت کند.
همچنین او باید بتواند بصورت مستقیم یا از طریق خانواده به خدمات پایداری نظیر دکتر،مدرسه،معلم،پلیس،خدمات اجتماعی دسترسی داشته باشد. 
دومین منبع مهم تاب اوری( من هستم) می باشد:من هستم به نوعی پرداختن به نقاط قوت درونی و شخصی کودک است که شامل احساسات ، رویه ها و عقاید درونی او می شود.
کودک تاب آور میگوید:من دوست داشتنی و خوش اخلاق هستم .او میداند که دیگران دوستش دارند پس سعی بر انجام کارهای جالب برای عزیزتر شدن دارد. می تواند توازن خوبی بین برونگرایی و سکوت در واکنش به رفتار دیگران داشته باشد. دیگران را دوست دارد،ناراحتی هایشان را حس میکند و به آنها دلداری می دهد.
کودک تاب آور خود را شخص مهمی میداند و به آن افتخار می کند.
اجازه نمیدهد تا کسی تحقیرش کندو هنگام بروز مشکل با عزت نفس و اعتماد به نفس آن را حل می کند.
کارهایش را مستقل انجام می دهد و مسئولیت اعمال و رفتارش را می پذیرد او می داند که می تواند گاهی روی کمک دیگران حساب کند.قدرت تمیز درست و نادرست را دارد و باور دارد که همیشه حق پیروز است. ممکن است آن را باور به خدا و معنویت بیان کند.
  سومین منبع مهم تاب آوری ” من می توانم”  میباشد : تمرکز بر توانایی ها و مهارت ها دارد که بر عوامل تاب آوری اجتماعی و شخصی موثر است. یادگیری این مهارتها به واسطه ی تعامل با دیگران ایجاد می شود.
 برقراری ارتباط و ابراز افکار و احساسات عامل مهمی در بالارفتن تاب آوری بشمار می آید.سنجیدن ماهیت و میزان یک مشکل ،به وقت لزوم کمک گرفتن از دیگران و پیدا کردن راهکار خلاق و جدید برای حل مسئله از دیگر ابزار توانمند یک کودک تاب آور محسوب می شود. 
او احساساتش را تشخیص می دهدروی آنها اسم می گذارد و بصورتی که باعث جریحه دار شدن احساسات دیگران نشود بیان آنرا میکند. توانایی مدیریت انگیزه های منفی( تخریب وسایل،کتک زدن…)  از مهارتهای مهم اوست و با شناختی که از خلق و خوی خود و دیگران به دست می آورد در موقعیت های مختلف رفتار شایسته ای را بروز می دهد.
 کودکان به مرور و به شیوه های مختلف رشد میکنند. آنها برای آموحتن برخی اطلاعات ممکن است خیلی کوچک باشند یا حتی بچه های بزرگتر هم با توجه به سن تقویمی خود ار بعضی از مسائل سر درنیاورند .در نهایت عکس العملهایی که دربرابر مواجه شدن با مشکلات از خود بروز می دهند سنگ محک خوبی است تا نشان دهد والدین و مراقبان چه اندازه تاب آوری در کودک را بهبود بخشیده اند.


برگرفته از کتاب تاب آوری ، منابع و گفتمان
راهنمایی برای تقویت تاب‌آوری در کودکان، تقویت روحیه انسانی
ترجمه محمدرضا مقدسی
انتشارات ورجاوند

تاب آوری و نهاد علم

محمدرضا مقدسی در یادداشتی برای میگنا نوشت همه ما همواره خواستار فاصله گرفتن و دوری جستن از چالشهای زندگی هستیم .برخی افراد قادر به انجام اینکار هستند ،اما برخی دیگر به ویژه کودکان دست وپنجه نرم کردن با مشکلات برایشان سخت است سوال بنیادی این است چه چیزی باعث این تفاوت عملکرد هاست ؟

این موضوع سالهاست مورد توجه پژوهشگران حوزه تاب آوری بوده است و این توجهات ومطالعات دستاوردهایی نیز بهمراه داشته است در اینجا به ابزارهای پنجگانه ای در تاب آوری کودکان مورد اشاره خواهیم کرد که به یقین این ابزارهای پنجگانه تاب آوری برای تاب آوری کودکان مبتنی بر علم و یافته های دانشگاهی است

۱-روابط :
 تاب آوری ریشه در ارتباطات دارد روابطی مبتنی بر همدلی ؛ حمایت ، توجه ومهربانی میتواند موجبات توسعه تاب آوری کودکان باشد  وجود یک فرد مهربان ، دلسوز و حامی در زندگی کودکان بسیاری از مشکلات کودکان و نوجوانن را حل میکند  این بمعنای داشتن روابط متعدد و پرشمار اجتماعی و داشتن دوستان زیاد نیست و حجم بالایی از ارتباطات را مد نظر ندارد.
بلکه حضور و همراهی کسی است که بتوان در هنگام  پیش آمدن مساله یا مشکلی از حمایت و مشورت و او برخوردار بود این چنین رابطه ای در تاب آوری کودکان بسیار دارای اهمیت است
۲-  قدرت مدیریت ، کنترل و نفوذ
اینکه کودکان احساس کنند همه صحنه زندگی شان از کنترل و مدیریت ایشان خارج است و بر هیچ بخشی از زندگی خود توانایی اعمال سلیقه و مدیریت ندارند احساس ناخوشایندی است این موضوع حتی برای بزرگسالان هم میتواند آزار دهنده باشد احساس کاهش نفوذ و کنترل  حتی میتواند موجب اضطراب باشد.

 تسهیلگران تاب آوری و مربیان کودک میدانند تقویت احساس خودکار آمدی در رشد و تحول مثبت کودکان تا چه اندازه میتواند در توانایی و تاب آوری موثر باشد کودکان در روند توسعه تاب آوری یاد میگیرند برای تغییر بخشهای قابل تغییر زندگی قیام کرده و اقدام کنند و در قسمتهای غیر قابل تغییر زندگی با آرامش و خونسردی از سازگاری و پذیرش بهره مند باشند و آرامش خود را فدای غیر قابل تغییر بودن  دنیا نکند.

۳-فعالیت های مثبت ومعنامند
تحقیقات متعددی نشان داده است که بازی ،همراه با تحریک کل مغز،در حفظ وتوسعه مهارتهای اجتماعی وعاطفی مورد نیاز برای  توانایی و تاب آوری کودکان موثر است کودکانی که در یک سرگرمی و تلاش خلاقانه غوطه ورمی شوند یاد می گیرند که اگر شکست بخورند پیشرفت می کنند و شکست میتواند فرصت تجربه و رشد هم باشد این کودکان مهارتهای خود را تقویت میکنند و در زمان سختی و چالش با تامل و بررسی رفتارمیکنند چیزی  که موجب شکوفایی وتاب آوری بهینه آنها خواهد بود

۴- خوش بینی خالی از توهم  (مبتنی بر واقعیت )
تحقیقات نشان میدهد که وقتی افرادی توانا و منعطف با ناملایمات مواجه میشوند ، حتی در تنش وچالش هم فرصت رویش را پیدا میکنند واین همان، کارسازی تاب آوری در زندگی و زیست مثبت است
اینکه بتوانیم حقایق و چالش ها را ببینیم اما آگاهانه به دنبال چیزهای خوب باشیم خوش بینی است و با تاب آوری رابطه مستقیم دارد  
۵- کمک به دیگران وشرکت در فعالیت های داوطلبانه :
کمک به دیگران بهترین راه کمک به خود ماست کمک به دیگران تجربه ای مثبت واحساسی خوشایند و مسیری برای توسعه روابط و افزایش سرمایه اجتماعی است کمک به دیگران مقام و منزلت انسانی است شایسته است والدین و مربیان فرصت هایی از این دست را برای کودکان تدارک ببینند تحول از من به ما یگانه راه شناخته شده رشد وتکامل انسان است
تغییر از من به ما تجلی رشد وسلامت است
تاب آوری موضوع شگفت انگیزی است تاب آوری در تمامی ادوار در سنن عقلی مورد مطالعه قرار گرفته و جای خرسندی دارد که این موضوعی واحد نیست بلکه گنجینه ایست پویا و سیال که تحقیق و تامل در آن ما را به دانشی ناب و شناختی عمیق از انسان و توانایی هایش میرساند جعبه ابزارتاب آوری مبتنی بر یافته های غلمی ودانشگاهی در حال تبدیل شدن به گنجینه ای با ارزش برای پرورش و سلامت کودکان است