تاب آوری و فرسودگی شغلی


فرسودگی شغلی را میتوان درد مزمن افراد فوق موفق تعریف کرد.

کاهش تاب آوری، دسترسی نداشتن به یک منبع خاص در پاسخ به یک واقعه خاص و یا دوران فشار است در حالیکه فرسودگی شغلی را میتوان فشار روانی، استهلاک و استرس ناشی از فشار کار و وظایف هم ستیز نامید.

فرسودگی شغلی و کاهش تاب آوری دو موضوع متفاوت هستند کسی که درگیر فرسودگی شغلی شده است نیاز دارد برای مدتی استراحت کند تا بدنش از استرسی که برای مدت طولانی تحمل کرده است رهایی یابد و به وضعیت ثابت قبلی باز گردد.

بعد از اینکه فرد به اندازه کافی استراحت کرد، قدرتش را دوباره به دست آورد و غدد آدرنال دوباره کارایی نرمال خود را به دست آوردند، می تواند به عقب نگاه کند و ببیند که چه درسی از این رویداد گرفته است و چطور می تواند از آن در زندگی شغلی آینده اش استفاده کند.

تفاوت بین این دو در این است که فردی که مبتلا به فرسودگی شغلی است خودش مقدمات آن را فراهم کرده است، ولی کسی که دچار کاهش تاب آوری شده است نقشی در به وجود آمدن وضعیتی که در آن قرار گرفته است نداشته است.

برای تشخیص ریسک ابتلا به فرسودگی شغلی در مراجعان میتوانید از سوالات زیر استفاده کنید:
• آیا به تازگی متوجه تغییر دیدگاه خود نسبت به خود و یا شغلتان شده اید؟
• آیا می توانید زندگی شغلی تان را توصیف کنید؟
• دیگران زندگی شغلی شما را چطور توصیف میکنند؟
• چه کارهایی را دلتان می خواهد انجام دهید ولی به خاطر شغلتان نمیتوانید؟
• تعهدی که به شغلتان داشته اید به قیمت چه چیزهایی تمام شده است؟
• چه چیزی باعث می شود که کار کردن برایتان اینقدر مهم باشد؟
• آیا به آن چیز رسیده اید؟
• میزان انرژی خود را چقدر ارزیابی می کنید؟
• آیا جدیدا متوجه تغییری در میزان انرژی خود شده اید؟
• وقتی خسته اید چکار می کنید؟
• آیا بیماری خاصی دارید؟
• آیا برای بیماری خود اقدامی کرده اید؟
• در موقع نیاز، از چه کسی حمایت و کمک می گیرید؟
• چه اقداماتی برای مراقبت از خودتان انجام می دهید؟
• بعد از ساعت کاری و یا آخر هفته ها چه کارهایی انجام می دهید که ربطی به شغلتان نداشته باشند؟
• برای برطرف کردن خستگی ناشی از کار چه می کنید؟
• اگر به عنوان یک فرد بی طرف به زندگی شغلی خود نگاه کنید آن را چطور ارزیابی می کنید؟
• در این صورت چه پیشنهادی برای خودتان دارید که البته ممکن است آن را نپذیرید؟
• چه چیز می تواند شما را قانع کند دست از کار کردن بکشید؟


فرسودگی شغلی با استرس پس از سانحه فرق دارد
در واقع، استرس پس از سانحه یک واکنش استرسی نسبت به وقوع یک حادثه غیرمعمول است که می تواند در هر یک از جنبه های زندگی فرد رخ داده باشد، ولی فرسودگی شغلی واکنش استرسی فرد نسبت به شغلش است. فرسودگی شغلی معمولا زمانی رخ می دهد که فردی با انگیزه  بالا و دارای ویژگی موفقیت طلبی در محیطی کار کند که برای تعهد شغلی بیش از اندازه ارزش قائل باشند.

فرسودگی شغلی ترکیبی مهلک از شخصیت جاه طلب یک فرد با سازمانی است که تا حد ممکن می خواهد از استعدادها و توانایی های او بهره کشی کند. انتظارات چنین سازمانی از این افراد در ابتدا برای فرد بسیار مهم است و فرد احساس با ارزش بودن می کند، ولی در نهایت این انتظارات بسیار مخرب و آسیب رسان می شوند.

هربرت فرویدنبرگر در سال ۱۹۷۴ برای اولین بار واژه فرسودگی شغلی را ابداع کرد. او فرسودگی شغلی را درد مزمن افراد فوق موفق تعریف کرد.

البته باید به تفاوت بین فرسودگی شغلی و خستگی مفرط دقت کنیم. در خستگی مفرط، معمولا افراد پس از کار کردن به صورت فشرده و به مدت زمان زیاد احساس خستگی می کنند که این خستگی با یک مسافرت خوب و یا حتی تمام شدن آن کارِ به خصوص و شروع کار جدید بر طرف می شود.

بر خلاف خستگی مفرط، روانشناسان معتقدند فرسودگی شغلی عارضه ای است که بر اثر مرور زمان ایجاد می شود. در حقیقت فرسودگی شغلی واکنش به یک اتفاق خاص نیست و معمولا فرد تا از نظر فیزیکی دچار بحران نشود اصلا متوجه نمی شود دچار فرسودگی شغلی شده است.

فرسودگی شغلی به صورت تدریجی ایجاد می شود و دلیل اصلی پدیدار شدن آن هم کار کردن افراطی است.

یکی از علائم فرسودگی شغلی این است که افراد به شدت احساس خستگی می کنند و برایشان بسیار سخت است که صبح ها از تختخواب پایین بیایند.

این افراد، با اینکه همه زندگی خود را صرف کار می کنند، احساس ناکارآمدی در ایفای نقش شغلی خود دارند. ممکن است بگویند که با هر چیز کوچکی اشک شان درمیآید و شما هم می بینید که در جلسات کوچینگ احساسات رقیقی همراه دارند.

یکی از افتخاراتشان این است که مثلا برای مدت زمانی طولانی بدون اینکه بخوابند با استفاده از قرص و نوشیدنی خود را بیدار نگه داشته و کار کرده اند. ممکن است علائم جسمانی مانند مشکلات گوارشی، سر درد و یا کمر درد داشته باشند که البته کلا به آنها توجه نمی کنند. وقتی آنها را نگاه می کنید متوجه می شوید که چقدر خسته هستند و ظاهر خوبی ندارند ولی خودشان اصلا متوجه این موضوع نیستند. همچنین در صحبت هایشان پیداست که با اطرافیان خود چه در داخل و چه خارج محیط کار ارتباطی ندارند.

وقتی فرد هنوز به مرحله فرسودگی شغلی نرسیده است و حاضر است به هر قیمتی به اهداف خود برسد، ممکن است خودش متوجه نباشد که در حال آسیب زدن به خودش است ولی مغزش کاملا متوجه این آسیب ها میشود.

در چنین شرایطی، سیستم عصبی سمپاتیک تلاش می کند که پاسخ جنگ یا گریز را ایجاد کند تا بتواند وضعیت بدن را ثابت نگه دارد. وقتی بدن در موقعیت جنگ یا گریز قرار می گیرد، سیستم عصبی سمپاتیک از طریق بالا بردن ضربان قلب، افزایش جریان خون در ماهیچه ها و از کار انداختن سیستم گوارش سعی می کند با استرس مقابله کند.

در این شرایط، غدد هیپوفیز، هیپوتالاموس و آدرنال وارد عمل می شوند. استرس باعث فعال شدن غده هیپوتالاموس می شود که در نتیجه آن غده هیپوفیز هورمون آدرنوکورتیکوتروپی را در غدد آدرنال ترشح می کند. غدد آدرنال که در ناحیه فوق کلیوی قرار دارند وجود استرس را متوجه می شوند و در نتیجه کورتیزول و آدرنالین ترشح می کنند.

در حقیقت، کورتیزول و آدرنالین طراحی شده اند تا از ما در شرایط استرس زودگذر محافظت کنند. بنابراین، عملکرد غدد آدرنال به گونه ای نیست که به ما در استرس های طولانی مدت کمک کند. اگر شرایط استرس زا به طول بیانجامند، این غدد دچار خستگی می شوند و خستگی آنها به صورت کاهش عملکرد سیستم ایمنی، خستگی بسیار زیاد و مفرط، انرژی پایین مغز، فشار خون پایین و میل به شوری و شیرینی ظاهر می شود.

اگر این شرایط ادامه پیدا کند، فقط بدن نیست که دچار عملکرد پایین می شود بلکه مغز هم دیگر کارایی قبل را نخواهد داشت و فرد در یک دور باطل گیر می کند که در آن هر چه بیشتر کار می کند کارایی کمتری نصیبش می شود. در نهایت، فرسودگی شغلی به صورت یک بحران جسمی خودش را آشکار می کند. حالا سوال اینجاست که آیا کوچینگ می توانند به افراد کمک کنند که به این مرحله نرسند و آیا اگر به این مرحله رسیدند می توانند به آنها کمک کنند که از این بحران بیرون بیایند؟



* برگرفته از کتاب تاب آوری، اقدام در کوچینگ ، ترجمه محمدرضامقدسی و مرضیه نزاکت الحسینی انتشارات پروچستا ، ۱۳۹۹

منبع : میگنا

پیش بینی تاب آوری بر اساس مزاج با نقش تعدیل‌گری جنسیت

مقدمه: تاب­ آوری، توانایی انسان در مقابله با شرایط پرخطر و استرس ­زاست، اما همه افراد به ­طور یکسان تاب ­آور نیستند. به دلیل ماهیت استرس­ زا بودن حرفۀ پرستاران، تاب­ آوری کیفیتی ضروری برای پرستاران است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش مزاج در پیش بینی تاب­ آوری، با توجه به نقش تعدیل­ گر جنسیت در بین پرستاران انجام شد
روش: روش­شناسی در این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می­باشد. مشارکت­ کنندگان شامل پرستاران بخش­ های مختلف بیمارستان امام (ع) شهرستان کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه­ گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران تعداد ۱۶۵ نفر (۱۰۴ زن و ۶۱ مرد) انتخاب شدند. در جمع‌آوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد تعیین مزاج سلمان­ نژاد و پرسشنامه تاب­ آوری کانر – دیویدسون (CD-RISC) و برای تحلیل داده­ ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده است.
یافته­ ها: یافته‌های بدست­ آمده از این پژوهش، نشان می‌دهد که گرمی مزاج پرستاران، تاب­ آوری آنان را افزایش و سردی مزاج این میزان را کاهش می­دهد و خشکی مزاج پرستاران، میزان تاب­ آوری را کاهش و تری مزاج پرستاران موجب افزایش تاب­آوری می­شود. همچنین تعدیل­ کنندگی جنسیت در رابطه بین تاب­ آوری و مزاج مورد تأیید قرار گرفت. بدین معنا که تأثیر مزاج بر تاب­ آوری پرستاران، در زنان و مردان متفاوت است.

نتیجه­ گیری: مزاج پرستاران نقش مهمی در میزان تاب­ آوری آنها دارد و یافته­ های پژوهش این رابطه را تأیید می ­کند. پیشنهاد  می­ شود که برای جذب و استخدام پرستاران سنجشی در بخش مدیریت منابع انسانی بیمارستان­ ها در مورد تعیین مزاج آنان صورت گیرد و پرستارانی که مزاج متناسب با شغل استرس ­زای پرستاری دارند، انتخاب شوند.
 

پیش بینی تاب آوری بر اساس مزاج با نقش تعدیل‌گری جنسیت

رابطه سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی و سبک های مقابله ای با تاب آوری روان شناختی در افراد دارای تجربه سوگ: ارائه مدل تحلیل مسیر

 

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی و سبک های مقابله ای با تاب آوری روان شناختی در افراد دارای تجربه سوگ بود. جامعه پژوهش حاضر را سوگواران شهر اردبیل تشکیل می دادند که از این جامعه، ۲۵۰ سوگوار به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند.

ابزار این پژوهش را پرسشنامه سرمایه های روانشناختی لوتانز (۲۰۰۶)، مقیاس سبک های دلبستگی هازان و شیور (۱۹۸۷)، پرسشنامه ی حمایت اجتماعی زیمن و همکاران (۱۹۹۸) و پرسشنامه ی سبک های مقابله ای آدیسون و همکاران (۲۰۰۷) تشکیل دادند. داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS۲۲ و ایموس با روش آماری همبستگی و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که اثر مستقیم سبک های دلبستگی بر تاب آوری روان شناختی در افراد دارای تجربه سوگ معنی دار نیست. اثر مثبت و مستقیم حمایت خانواده بر تاب آوری افراد دارای تجربه سوگ مورد تایید قرار گرفت، اما اثر حمایت دوستان و دیگران بر تاب آوری مورد تایید قرار نگرفت. همچنین اثر مثبت و مستقیم سبک مقابله متمرکز بر مشکل با تاب آوری افراد سوگوار مورد تایید قرار گرفت.

همچنین، یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی دوسوگرا و حمایت اجتماعی از طریق سبک های مقابله ای بر تاب آوری سوگواران اثر غیرمستقیم دارند.

به طور کلی نتایج نشان می دهد که مدل پژوهش مبنی بر رابطه سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی و سبک های مقابله ای بر تاب آوری روان شناختی در افراد دارای تجربه سوگ از برازش مطلوب برخوردار است.

رابطه سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی و سبک های مقابله ای با تاب آوری روان شناختی در افراد دارای تجربه سوگ

مقالات تاب آوری ( قسمت اول )

 

 بمنظور تسهیل در دسترسی علاقه مندان به مقالات منتشر شده ارایه میگردد.

با کلیک برروی متن عناوین دریافت نمایید :

iran resilienceشناسایی فرایند تاب آوری نوجوانان در برابر سو مصرف مواد

 تاب آوري و هیجان خواهی با فرسودگی شغلی در زنان پلیس

استرس درک شده با تاب‌آوری در دانشجویان کارشناسی پرستاری

تاب‌آوری خانواده و ذهن‌آگاهی در آمادگی اعتیاد دانشجویان

ذهن آگاهی و سو مصرف مواد مخدر

ذهن آگاهی و کاهش تعارضات والد فرزندی

تاب آوری و درمان شناختی رفتاری مذهب محور

مقایسه تاب آوری و سبک زندگی بیماران دیالیزی و پیوند کلیه ۶۰_۲۵ ساله شهر تهران

اثر بخشی آموزش خانواده محور و تاب آوری زنان همسر معتاد

اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای مبتنی بر مدل مارلات در پیشگیری از عود و افزایش تاب‌آوری

ارتباط بین هوش هیجانی و تاب آوری روانشناختی در بین کشتی گیران لیگ برتر ایران

مقایسه اثر بخشی آموزش تاب آوري بصورت گروهی و شناخت درمانی گروهی بر کاهش

نقش راهبردهاي نه گانه ي تنظيم شناختي هيجان در پيش بيني تاب آوري

حمايت اجتماعي و سبک هاي مقابله با تاب آوري

روایت درمانی و تاب آوری دختران طلاق

اثربخشی آموزش مهارت های تاب آوری بر میزان تاب آوری و مؤلفه های آن در خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون

رابطة تاب­ آوري و سخت­کوشي با موفقيت ورزشي

تاثير آموزش تاب آوري بر افزايش بهزيستي روان شناختي زنان نابارور

رابطه تاب آوری و سلامت و روان و مواد مخدر

مقایسه تاب‌آوری روانی در مبتلایان به بیماری عروق کرونر قلبی با افراد سالم

رابطه تعالی معنوی و تاب آوری در دانشجویان دانشگاه

تدوين برنامه مداخله براي ارتقاي تاب آوري مبتني بر روايت شناسي شناختي و روان شناسي مثبت نگر

مقایسه تاب آوری درافراد معتاد ، غیرمعتاد و بهبود یافته

اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر تاب آوری و احساس تنهایی دانشجویان دختر دارای نشانگان ضربۀ عشق

انعطاف پذیری شناختی ، سبک های مقابله ای ، افسردگی و تاب آوری

اثربخشي آموزش تاب آوري بر فشار رواني دانش آموزان دختر دبيرستاني ساكن خوابگاه

تاب آوری ، مخاطره و سازگاری افراد دارای اختلال یادگیری

تدوین برنامه افزایش تاب آوری  دربرابراسترس و تاثیر آموزش آن بر..

اثربخشي آموزش خانواده محور بر سلامت روان و تاب آوري

تاب آوری در برابر وابستگی به مواد در پسران مردان وابسته و غیروابسته به مواد

پيش بيني بهزيستي معنوي سالمندان از طريق مولفه های سرمایه روان شناختی

ارتباط هوش معنوی با تاب اوری و ترجیح روش زایمان

رابطه تاب آوری کودکان کارو خلاقیت

تاب آوری و سرسختی با سبک های مقابله هیجان مدار ( دیابت یزد)

تاب آوری خانواده و ذهن آگاهی در آمادگی اعتیاد

رابطه بین هوش عاطفی ، هوش معنوی و تاب آوری

مقایسه تاب آوري و رفتارهاي پرخطر براساس ساختار انگیزشی در نوجوانان

اثز بخشی آموزش تاب آوری بر کاهش استرس والد گری مادران اوتیسم

تدوین برنامه پرورش تاب آوری و بررسی تاثیر آن

اثربخشی آموزش گروهی تفکر انتقادي بر خوداثرمندي اجتماعی و تابآوري

اثربخشی آموزش مهارت های تاب آوری بر میزان تاب آوری و مؤلفه های آن در خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون

تدوين برنامه افزايش تاب آوري در برابر استرس و تأثير آموزش آن بر مؤلفه هاي كيفيت زندگي والدين داراي كودك كم توان ذهني خفيف

home of resiliency iran

رابطه حمايت اجتماعي و سبک هاي مقابله، با تاب آوري در پسران نوجوان

هدف از پژوهش حاضر تعيين رابطه بين حمايت اجتماعي و سبک هاي مقابله با تاب آوري در نوجوانان حومه شهر تهران بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصيفي از نوع همبستگي بود. ۴۱۰ نوجوان از ميان دانش آموزان مقاطع راهنمايي و دبيرستان مناطق حومه شهر تهران با روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه هاي سبک هاي مقابله اي اندلر و پاركر (۱۹۹۰)، حمايت اجتماعي ادراک شده واکس، فيليپس، هالي، تامپسون، ويليامز و استوارت (۱۹۸۶) و تاب آوري كانر و ديويدسون (۲۰۰۳) جمع آوري شد. داده ها با روش هاي آماري همبستگي پيرسون و رگرسيون تحليل شد.
يافته ها: نتايج نشان داد، همبستگي بين حمايت اجتماعي و سبک هاي مقابله با تاب آوري در نوجوانان مثبت و معنادار است (۰٫۰۱>
p). همچنين حمايت اجتماعي و سبک مقابله مساله محور قادر به پيش بيني تاب آوري است.
نتيجه گيري: بر اساس يافته هاي اين پژوهش مي توان چنين نتيجه گيري کرد که افزايش حمايت اجتماعي نوجوانان مناطق حومه شهر تهران توسط خانواده شان و ارائه خدمات شهري توسط نهادهاي ذيربط جهت حمايت هر چه بيشتر آنان، همچنين آموزش مهارت هاي اساسي و مفيد مقابله با مشکلات مي تواند نقش مهمي در افزايش تاب آوري نوجوانان داشته باشد

رابطه حمايت اجتماعي و سبک هاي مقابله، با تاب آوري در پسران نوجوان

iran resiliency

بررسی اثربخشی روایت درمانی گروهی بر سازگاری با طلاق والدین، تاب آوری و مشکلات رفتاری- هیجانی دختران والدین مطلقه دوره ابتدایی شهر اصفهان

هدف: بررسی اثربخشی روایت درمانی گروهی بر سازگاری با طلاق والدین، تاب آوری و مشکلات رفتاری ـ هیجانی دختران والدین مطلقه دوره ابتدایی شهر اصفهان بود.

روش: این پژوهش به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه دختران ۷ تا ۱۲ ساله والدین مطلقه شهر اصفهان بود که در مدارس ابتدایی دخترانه مشغول به تحصیل بودند. ۲۴ نفر از دختران طلاق واجد ملاک های ورود به پژوهش، به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارها شامل پرسشنامه های سازگاری با طلاق والدین، تاب آوری و مقیاس مشکلات رفتاری- هیجانی بود. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت نه جلسه ۹۰ دقیقه ای(به صورت هفتگی) تحت روایت درمانی گروهی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج نشان داد روایت درمانی بر سازگاری با طلاق والدین، تاب آوری و مشکلات رفتاری ـ هیجانی کودکان به صورت معناداری اثرگذار بود (۰۵/۰>P).

نتیجه گیری: روایت درمانی گروهی رویکرد مؤثری است که می تواند احساسات و باورهای منفی کودکان نسبت به طلاق والدین شان و مشکلات رفتاری ـ هیجانی آنها را کاهش دهد و همچنین می تواند احساسات و نگرش های مثبت نسبت به والدین و تاب آوری را در آنها افزایش دهد و در نهایت منجر به افزایش سازگاری آنها با طلاق والدین شود.

 

بررسی اثربخشی روایت درمانی گروهی بر سازگاری با طلاق والدین، تاب آوری و مشکلات رفتاری- هیجانی دختران والدین مطلقه دوره ابتدایی شهر اصفهان

 

resiliency iran 3

پیش‌بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب­آوری فردی و باورهای معنوی

پژوهش حاضر با هدف تدوین الگویی برای پیش‌بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب­ آوری فردی و باورهای معنوی انجام شد. روش پژوهش همبستگی است. جامعه­ ی آماری شامل کارکنان متاهل مناطق بیست و دوگانه شهرداری شهر تهران و همسران آنان که حداقل سه سال از زندگی مشترک آنها سپری شده در سال ۱۳۹۰ بود. نمونه­ی مورد مطالعه شامل ۵۰۰ زوج بوده که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ابزار سنجش عملکرد خانواده، مقیاس دلزدگی زناشویی، پرسشنامه­ی تاب­آوری و پرسشنامه­ی معنویت/دینداری است. یافته­ها نشان داد که کارکرد خانواده، تاب­آوری فردی و باورهای معنوی تاثیر منفی و معنی­داری در کاهش دلزدگی زناشویی داشت. همچنین تاب­آوری فردی و باورهای معنوی با واسطه­ی کارکرد خانواده، دلزدگی زناشویی را کاهش می­دهد. نتایج به­ دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد که کارکرد خانواده، تاب­ آوری فردی و باورهای معنوی، دلزدگی زناشویی را پیش‌بینی می­کند و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد که تاب­ آوری فردی، باورهای معنوی و کارکرد خانواده به ­طور مستقیم و غیر مستقیم در کاهش دلزدگی زناشویی موثر است. اما تاثیر تاب­ آوری فردی بر کارکرد خانواده در کاهش دلزدگی زناشویی بیشتر است. بنابراین توجه به نقش تاب­آوری در کارکرد زناشویی و شیوه­ های افزایش تاب­ آوری در زوجین مفید به نظر می­رسد.

پیش‌بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب­آوری فردی و باورهای معنوی

home of resiliency

تاثیرآموزش دلگرم سازی بر ارتقاء خودکارآمدی عمومی و تاب آوری زنان سرپرست خانوار

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش دلگرم‌سازی بر ارتقاء خودکارآمدی عمومی و تاب‌آوری زنان سرپرست خانوار اجرا شده است. روش پژوهش، نیمه آزمایشی و در قالب پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش موسسه خیریه می‌باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری داوطلبانه در دسترس، ۲۸ نفر آنان انتخاب شدند و این تعداد به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی‌ها در گروه آزمایش، در معرض آموزش دلگرم‌سازی، در ۱۰ جلسه۱۲۰ دقیقه‌ای قرار گرفتند. دو گروه، قبل و بعد از مداخله آموزشی به وسیله پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر، ۱۹۸۲) و  مقیاس تاب‌آوری (کانرو دیویدسون، ۲۰۰۳) مورد ارزشیابی قرار گرفتند. سپس داده‌های جمع آوری شده با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنا داری وجود دارد. به این صورت که آموزش دلگرم‌سازی به طور معنی‌داری موجب افزایش میزان خودکارآمدی عمومی و تاب‌آوری زنان سرپرست خانوار در گروه آزمایش شده است. در نتیجه آموزش دلگرم‌سازی به عنوان یک مهارت، می تواند باعث ارتقاء خودکارآمدی عمومی و میزان تاب‌آوری زنان سرپرست خانوارگردد.

تاثیر آموزش دلگرم سازی برتاب آوری زنان سرپرست خانوار

عوامل مؤثر بر تاب‌آوری در افراد مواجه شده با ضربه روانی

تاب‌آوری یکی از موضوعات مطرح در روان‌شناسی سلامت است. بسیاری از تحقیقات به بررسی عواملی پرداخته‌اند که با این متغیر در ارتباط می‌باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش عاطفه مثبت، عاطفه منفی و خوش بینی در پیش‌‌بینی تاب‌آوری است.
روش: شرکت‌کنندگان در تحقیق، ۲۰۱ (۱۰۰ مرد و ۱۰۱ زن) دانشجوی دانشگاه شیراز بودند که در طی ۵ سال گذشته یک حادثه ناگوار را تجربه کرده بودند. از این افراد خواسته شد که پرسشنامه‌های فهرست وقایع زندگی، عاطفه مثبت و منفی خصلتی (PANAS)، جهت‌گیری زندگی (LOT – R) و تاب‌آوری جوانان را تکمیل نمایند. داده‌های حاصل با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که عاطفه مثبت، عاطفه منفی و خوش‌بینی با تاب‌آوری رابطه معنادار دارند و می‌توانند تغییرات آن را تبیین کنند (۰۰۲/۰ = P ،۲۳/۱۰ = F ،۴۸/۰ = R2). رابطه‌ای بین جنسیت و وضعیت تأهل با تاب‌آوری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: این تحقیق نشان‌گر اهمیت عواطف مثبت و خوش‌بینی در افزایش توان مقابله افراد هنگام رویارویی با مشکلات سخت زندگی است. به طوری که می‌توان از طریق آموزش این عوامل، افراد را در مقابل خطرات احتمالی در آینده مقاوم کرد.

عوامل مؤثر بر تاب آوري در افراد مواجه شده با ضربه روانی

Blog-Image-Resilience-700x400-1

رابطه تاب آوري و منبع كنترل با شادكامي دانشجويان

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه تاب آوري و منبع كنترل با شادكامي در دانشجويان بود. اين پژوهش مطالعه اي توصيفي از نوع همبستگي است. جامعه آماري پژوهش حاضر مشتمل بر كليه دانشجويان دانشگاه تبريز در سـال تـحصيـلي ۹۱-۱۳۹۰ بـود كه از اين جـامعـه، براساس جدول كرجسي مورگان و به روش نمونه گيري خوشه اي، ۲۰۰ نفر انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از مقياس تاب آوري كونور و ديويدسون، پرسشنامه منبع كنترل دروني و بيروني راتر، و سياهه شادكامي آكسفورد استفاده شد. داده ها به كمك روش هاي آماريِ همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون همزمان تحليل شدند. نتايج به دست آمده نشان داد شادكامي با تاب آوري و منبع كنترل دروني رابطه مثبت و معنادار، و با منبع كنترل بيروني رابطه منفي و معنادار دارد. همچنين، براساس نتايج تحليل رگرسيون، متغيرهاي تاب آوري و منبع كنترل قادرند %۲۸ از واريانس شادكامي را تبيين كنند.

رابطه تاب آوري و منبع كنترل با شادكامي دانشجويان

تاب آوری ،توانایی ادامه دادن

محمدرضا مقدسی :
تاب آوری دریافتن وساختن معنای مثبت در سختی هاست واگر بپذیریم که هدف اصلی استرس و آسیب ها اختلال، آشفتگی وعدم تعادل  و یامنفی سازی هیجانات انسان است .آنگاه روشن میشود که تنظیم هیجان در تاب آوری روانشناختی از چه جایگاه پر اهمیتی برخوردار است در واقع هرگونه اختلال در تنظیم هیجانات  به نوعی میتواند اخلال در ارتباطات فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد کمتر جایی درآسیب های اجتماعی و مددکاری و مشاوره و حتی درمان هست که با مساله هیجان سر وکار نداشته باشد و وجه غالب بسیاری مباحث و مداخلات این حوزه در واقع تعادل و تنظیم سازگارانه هیجانات است.
هیجانات به اشکال مختلف و اغلب بصورت ترکیبی تجربه میشوند و این کار دسته بندی آنها را متنوع و پیچیده ساخته است اما در نمایی کلی میتوان از هیجانات عمده ای چون : خشم ، شادی ، ترس ، غم و نفرت نام برد.
پژوهش ها نشان داده است که هیجان مثبت به افراد تاب آور کمک میکند تا موفق ترعمل کند و توانایی مقابله بیشتر و بهتری را ارایه کنند در این میانه جا دارد به روش ها ، الگوها وراهبردهای خاصی که با استفاده از آن با هیجانات مواجه میشویم اشاره شود این مدلها و الگوها که از آن بعنوان طرحواره های هیجانی نام برده میشود در واقع شیوه مفهوم پردازی و پاسخ سازی به هیجانات را در آدمی مدیریت و نمایندگی میکندو در واقع شیوه و سبک شخصی هر شخص را در مواجهه با هیجانات معرفی میکند بدیهی است مجموعه این روشها میتواند بر بهزیستی وسلامت روانی و اجتماعی فرد نیز موثر واقع شود.
استرس میتواند هر کسی را از تعادل روانی و هیجانی خارج کند اما بعضی در مواجهه با آن زمین گیر و فلج میشوند وبعضی دیگر از عهده بر آمده و توان کافی و وافی برای مقابله و مواجهه از خود نشان داده و به سلامت و یا با کمترین مقدار صدمه وآسیب از چالش ها عبور میکنند.
شاید این تفاوت را طرحواره های هیجانی افراد به وجود بیاورند بهرحال آنچه بدیهی به نظر می آید  این است که هسته اصلی این توانایی تحسین برانگیز مقابله ومواجهه با ناملایمات زندگی خوش بینی ، امید ، شکرگزاری  وبرخورداری از هیجانات مثبت است این افراد همان کسانی هستند که پیوندهای اجتماعی قوی و صمیمانه دارند ، شوخ طبع و خوش مشرب هستند و هر بار پس از زمین خوردن بر می خیزند و طبیعتا با تجربه بیشتر و بهتراز قبل خواهند بود آنها توانایی ادامه دادن دارند.
 
از خوش بینی ، نگرش مثبت ، خوش خلقی و زندگی اجتماعی فعال و همکاری وهمراهی جمعی ، قابلیت پذیرش خود و دیگران و باورهای معنوی و مذهبی عمیق  میتوان به عنوان  ویژگی هایی نام برد که در شرایط پر تنش کارسازی وکمک موثر دارند که همه اینها در طرحواره های هیجانی مثبت ملاحظه شده و کلید عبور و غلبه بر استرس تلقی میشوند. تاب آوری به این سوال پاسخ میدهد که چرا بعضی از افراد درمواجهه با مقدار معینی از تنش آشفتگی کمتری را تجربه میکنند. آیا این تفاوت  به طرحواره های هیجانی ایشان ارتباط دارد؟
اما موضوع ابعاد دیگری هم دارد قضیه تاب آوری به هوش هیجانی هم مرتبط است و تحقیقات نشان داده است که بین قدرت مقابله و تعامل با مشکلات وشرایط پر خطرو هوش هیجانی رابطه مثبت ومعنا دار وجود دارد  در همین راستا اعتقادی  هست که برای هوش هیجانی نقش محافظتی در برابر عوامل تهدید قائل شده است البته ورود قاطعانه به این بحث به نظر محتاج تحقیقات و پژوهش های دیگری است اما بسیار هستند کسانی که حتی تاب آوری را معادل هوش هیجانی(کلمن) دانسته اند چرا که هوش هیجانی از طریق تاثیرات کلی بر سازمان و ساختار تاب آوری میتواند نوعی بهره وری و رضایت از زندگی را همراه کند به نظر میرسد در این خصوص بایستی منتظر دستاوردهای پژوهشی دیگری بماینم همانگونه که رابطه هوش عمومی با رضایت زندگی بوضوح مشخص وروشن نیست.تاب آوری شاید به معنای هوشمندی سرشار ونبوغ نباشد اما تاب آوری درهر سطحی قطعا به معنای زندگی مثبت هست چراکه میتواند از تواناییهای خود استفاده کنند(وایلنت و داویس ، ۲۰۰۰) .
در واقع این تاب آوری است که تعیین میکند افرادبا مشکلات و چالش ها چگونه مقابله میکنند نه هوش(فرای بورگ و همکاران، ۲۰۰۵) این موضوع در آسیب های اجتماعی به خوبی قابل مشاهده ورویت است که افراد باهوش در مقایسه با دیگران با هوشبهر پایین ترمصونیت خاصی ندارند چه بسا خطرناک تر هم باشند و در واقع این مصونیت و محافظت را  هوش هیجانی و تاب آوری تعیین و پیش بینی میکند.درحاشیه توجه مدد یاران اعتیاد و مددکاران اجتماعی ومشاوران و روانشناسان را به این موضوع جلب میکند که نقش هوش عمومی در پدیده اعتیاد به مراتب کمتر از تاب آوری وهوش هیجانی است.
شایسته است فضای هیجانی زندگی خودودیگران را صیانت کنیم حامل پیام امید و شادمانی باشیم ، به چیزهای مثبت تاکید کنیم ، عبارات وکلمات تاکیدی مثبت به کار ببنیدم ، شوخی کنیم بخندیم  ومهربان باشیم . همکار وهمیار باشیم .
مهمترین منبع هیجان ما دیگران هستند . دیگران را حرمت بداریم و قدربدانیم ، دیگران مهمترین دارایی ما هستند. از آنها می آموزیم و با ایشان زنده ایم دیگران را کمک کنیم.
 ما برای کمک ، آموزش و ارتقاء همدیگر اینجا هستیم .

 

پیش بینی نگرش به خوردن بر اساس توان حل مساله اجتماعی و تنظیم هیجانی شناختی

به منظور تعیین توان پیش بینی مولفه های حل مساله اجتماعی و تنظیم هیجانی شناختی در بروز نگرش به خوردن، تعداد ۴۱۲ نفر از دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه های تهران و شهید بهشتی با استفاده از شیوه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطالعات مورد نیاز از پرسشنامه ۱۲ سئوالی نگرشهای خوردن، پرسشنامه ۶۲ سئوالی سبک های تنظیم هیجانی-شناختی گرنفسکی و همکاران)۱۰۰۲( و پرسشنامه ۱۲ سئوالی مهارت های حل مساله اجتماعی دیزربال و همکاران)۲۹۹۰( استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که نگرش به خوردن دارای ارتباط مثبت با سرزنش خود، سرزنش دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی است و ارتباط منفی با تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و کنارآمدن با دیدگاه دارد. همچنین بین جهت گیری منفی به حل مساله و نگرش به خوردن ارتباط مثبتی وجود دارد، اما ارتباطی بین نگرش به خوردن و سایر مولفه های حل مساله بدست نیامد.

پیش بینی نگرش به خوردن بر اساس توان حل مساله اجتماعی و تنظیم هیجانی شناختی

اثربخشي آموزش تاب آوري بر بهزيستي روان شناختي دختران خيابان

هدف پژوهش حاضر، تعيين اثربخشي آموزش تاب آوري بر بهزيستي روان شناختي دختران خياباني واجد اختلال هاي بروني سازي شده بود. در اين مطالعه شبه تجربي، از جامعه آماري دختران ۱۲ تا ۱۶ ساله عضو جمعيت دفاع از کودکان کار و خيابان شهر تهران، ۹۴ نفر به مقياس خودگزارش دهي آشنباخ و رسکورلا (۲۰۰۱) پاسخ دادند. ۳۰ نفر با نمره ۶۳ و بالاتر به صورت تصادفي انتخاب شدند و به تعداد مساوي در گروه هاي آزمايش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمايش در ۱۵ جلسه آموزش تاب آوري شرکت کردند. پرسشنامه بهزيستي روان شناختي ريف (ريف و کيز، ۱۹۹۵) قبل و بعد از جلسات آموزشي توسط دختران تکميل شد. نتايج تحليل کوواريانس چند متغيري نشان دادند در تمامي مولفه هاي بهزيستي روان شناختي به استثناي استقلال عمل، نمره هاي دختران گروه آزمايش بالاتر از گروه گواه بود. بنابراين مي توان نتيجه گرفت برنامه آموزش تاب آوري موجب افزايش بهزيستي روان شناختي دختران خياباني داراي اختلال هاي بروني سازي شده مي شود.

اثربخشي آموزش تاب آوري بر بهزيستي روان شناختي دختران خيابان