باشگاه تاب آوری / ویژگی یا فرآیند

عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ در باشگاه تاب آوری نوشت :یک حوزه از گفت­‌‌وگو در تئوری تاب­‌‌آوری این است که آیا تاب­‌‌آوری یک شیوه است یا یک فرآیند پویابخشی از این گفت­‌‌وگو در این چالش ریشه داشت که وضعیت یک سیستم پویای درحال رشد، به­‌‌شیوه­‌‌ای معنادار باتوجه به مرحله­‌‌ی خاصی در زمان مورد قضاوت قرار می­‌‌گیرد.
کورتیس و سیچیتی به­‌‌شکل متقاعد‌­کننده­‌‌ای استدلال کردند که یک سیستم زنده، در ذات خود، فراآیندی پویابوده که تحت­‌‌تأثیر خودگردانی عصبی و روان‌­شناسی و تعامل بین محیط اکولوژیک و ارگانیسم، رو به­‌‌رشد است. (تمرکز روی تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه، بیش­‌‌تر در میان بزرگ­‌‌سالان معمول است تا پیشینه­‌‌ی کودک،؛ که در آن، اغلب تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک ویژگی شخصیتی شناخته می­‌‌شود که علیه استرس و دشواری­‌‌های زندگی، حمایت­‌‌کننده است.
به‌­هرحال، شواهد کمی وجود دارد که از تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه حمایت کند و معمولاً عکس این هنجاردیده می­‌‌شود
بسیاری از عوامل فردی و متنی به تاب­‌‌آوری ربط داده می­‌‌شوند و همان­‌‌طورکه نشان داده شد، همین ویژگی می­‌‌تواند در یک محیط، آسیب­‌‌پذیری و در محیط دیگر، حمایت تلقی شود. علاوه‌ بر‌ این، بسیاری از فراآیندهای مرتبط به تاب­‌‌آوری (مثل رابطه­‌‌ی نزدیک یا حمایت اجتماعی) در وجود فرد قرار ندارند.

مفهوم و هنجار تاب­‌‌آوری به­‌‌عنوان یک شیوه، به­ احتمال قوی خطر آن را درپی دارد که فرد در یک موقعیت دشوار، تاب­‌‌آوری نشان نمی دهد. همان­‌‌گونه که گابریانو به­‌‌دنبال دهه­‌‌ها پژوهش درمیان جوانانی که در معرض خطرهای بالا هستند باظهار کرد که ناتوانی فرد برای حفاظت از خود دربرابر انباشت عوامل خطر،باعث فساد اخلاقی فرد نمی­‌‌شود. تحمل برخی از محیط­‌‌ها برای بعضی از افراد بسیار سخت است ، لازم است ما بتوانیم دربرابر چنین قضاوت­‌‌هایی قوی باشیم. حتی ویژگی­‌‌هایی که به تاب­‌‌آوری مرتبط می­‌‌شوند (مثل مهارت­‌‌های خوب در حل نمی­‌‌تواند به­‌‌طور قطع دربرابر وقایع استرس­‌‌آمیز زندگی حمایت­‌‌کننده باشد.موقعیت­‌‌هایی وجود دارند که آن­‌‌قدر خشن و تهدیدآمیز هستند، که هیچ کودکی نمی­‌‌تواند در آن موقعیت­‌‌ها و محیط­‌‌ها خوب رشد کند؛ مثل محرومیت‌‌های طولانی‌‌مدت و بد‌‌رفتاری .
پژوهش­گران رشد تاب­‌‌آوری را به­‌‌شکل فرایند رشد سازگاری توصیف می­‌‌کنند که انطباق مثبت را تقویت می­‌‌کند، در یک الگوی سیستماتیک و پویای رشد، رفتارهای سازگارانه و رشد ناشی از تعاملات مستمر سیستم­‌‌ها با فرد و تعامل فرد با محیط،ازجمله تعامل با افراد و سیستم­‌‌های دیگراست(برای مثال، اکولوژی فیزیکی، سیستم­‌‌های آموزشی و منابع شغلی). باتوجه به تعامل بیان بسیاری از سیستم­‌‌های تعاملی در مشارکت با سازگاری افراد، صحیح‌­تر آن است که بگوییم تاب­‌‌آوری شامل بسیاری از فرایندها بوده و ظرفیت تاب­‌‌آوری در میان سیستم­‌‌های تعاملی، توزیع و تقسیم می­‌‌شود

بسیاری از سیستم­‌‌های بیوسایکوسوشیال و فرهنگی و فرایندهایی را که به­‌‌صورت بالقوه از تاب­‌‌آوری حمایت می­‌‌کنند، بررسی می­‌‌کند.برای مثال، ظرفیت یک کودک برای مقابله با دشواری، احتمالابه قابلیت­‌‌های خود کودک برای مدیریت استرس و احساسات و توانایی­‌‌های شناختی کودک و توانایی­‌‌ها وقابلیت­‌‌های یک مراقب دلسوز در مراقبت از کودک و منابعی که کودک به­‌‌طور مستقیم و غیرمستقیم در خانواده یا جامعه و فرهنگ از آن­‌‌ها برخورداراست، ازجمله آداب و مراسم روزانه و خدمات فوری و اورژانسی در جامعه و عقاید و فعالیت­‌‌های فرهنگی،بستگی دارد.

خانواده­‌‌ها و جوامع،فرایندهای فرهنگی­‌‌ای را منتقل می­‌‌کنند که ممکن است در کودکان تاب­‌‌آوری را تقویت کرده و بتواند به­‌‌هنگام نیاز، حمایت کافی را برایش فراهم کند. اکولوژی‌­‌‌های اجتماعی و فیزیکی رشد کودک به تاب­‌‌آوری می­‌‌انجامد .
انطباق فردی، پویاست و می­‌‌تواند به­‌‌مرور زمان عوض شود. متعاقب آن، همان فرد می­‌‌تواند عملکرد ناسازگار را در یک مقطع زمانی و یا بعدها تاب­‌‌آوری را در دوره­‌‌ی رشد و یا عکس آن، بسته به آن­که بعدها چه­قدر در زندگی خود به منابع بیش­‌‌تری دسترسی دارد، نشان بدهد.
یک فرد ممکن است باتوجه به برخی عوامل فشار، تاب­‌‌آوری نشان دهد؛ ولی درمقابلِ برخی از عوامل دیگر، این­‌‌طور نباشدو یا برخی از پیامدهای سازگاری، تاب­‌‌آور بوده،ولی در موارد دیگر، تاب­‌‌آوری نشان ندهد؛(برای مثال، توانمندی کاری داشته باشد،؛ اما از توانمندی ارتباطی برخوردار نباشد.
چنین پیچیدگی­‌‌هایی اهمیت پذیرش و انتخاب فرایند اکولوژیکو فرایند تبادلی برای درک تاب­‌‌آوری را مورد تأکید قرار می­‌‌دهد.
پژوهش­‌‌هایی که دیدگاهی تبادلی دارند، اهمیت بررسی فرایندها را ازطریق حوزه­‌‌های چندگانه و به­‌‌هم­‌‌مرتبط بیوسایکوسوشیال و فرهنگی نشان می­‌‌دهند که به­‌‌مرور زمان عوض شده و تغییرات یک حوزه از عملکرد، به­‌‌طور بالقوه روی حوزه‌­‌‌های دیگر اثر می­‌‌گذارد.
ازآن­‌‌جایی که دشواری­‌‌ها و چالش­‌‌ها و فرصت­‌‌ها می­‌‌توانند در هر نقطه از رشد رخ بدهند و پیامدهایی دارند که می­‌‌توانند رشد را در کوتاه­‌‌مدت یا بلندمدت تغییر داده و تحت­‌‌تأثیر قرار بدهند، داشتن دیدگاهی بلندمدت برای تمام عمربه­‌‌منظور درک کامل تاب‌­‌‌آوری ضروری است.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ .
نوشته لیندا سی.ترون
برگردان محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر. ۱۴۰۱

باشگاه تاب آوری / الگوهای تاب آوری

عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ در باشگاه تاب آوری برای میگنا نوشت : در اغلب اوقات سه الگو برای تاب­‌‌آوری مورد بحث قرار می­‌‌گیرند: الگوهای متمرکز بر فرد، الگوهای متمرکز بر متغیر و الگوهای دورگه وهایبرید. این الگوها استراتژی­‌‌هایی را برای سنجش و تحلیلی هدایت کرده­‌‌اند که عقاید و ایده­‌‌هایی را درمورد خطرات و عملکرد انطباقی و عوامل دیگری که نقشی در تاب‌­‌‌آوری ایفا می­‌‌کنند، مورد آزمون قرارداده و عملی کرده­‌‌اند.
الگوهای متمرکز بر فرد
الگوهای متمرکز بر فرد با گرفتن انگیزه از مطالعات موردی، قانع­‌‌کننده و متعهدانه، تمرکز اصلی تحلیل خود را فرد می­‌‌دانند. فرایندهای متفاوتی متمرکز بر فرد وجود دارند؛ ازجمله،فرایندهای کمّی و کیفی که باتوجه به تأکید خود روی استدلال قیاسی یا استنتاجی، با همدیگر فرق می­‌‌کنند.پژوهش­‌‌های کمّی به­‌‌ویژه روی اعتبارسنجی متمرکزند؛ درحالی­‌‌که پژوهش­‌‌های کیفی روی محدوده‌­‌‌ی کشف خود متمرکزند
در پژوهش­‌‌های کمّی متغیرمحور، معمولاً تمایلی برای تعمیم­‌‌دادن از مجموع گروه به مطالعات موردی و تبدیل اعداد به روایت، برای توضیح آن­که فرایند رشد چه­طور رخ می­‌‌دهد، وجود دارد.
روش­‌‌های کیفی، برعکس هستند؛،آن‌ها مستقیماً با روایت­‌‌ها کار می‌-کنند و بهتر می­‌‌توانند معنای خاصی را حفظ کنند که یک فرد به تجربیات و فعالیت­‌‌های خود می­‌‌دهد؛ بنابراین، روش­‌‌ها و متدهای کیفی به­‌‌ویژه متناسب با درک و فهم تجربه­‌‌یذهنی افرادی هستند که با شرایط بی­‌‌نهایت استرس­‌‌آمیز مواجه هستند و پیچیدگی محیط­‌‌های اجتماعی را حس می­‌‌کنند
مطالعات کمّی دو شکل اصلی دارند. یک فرایند شامل طبقه­‌‌بندی افراد با ریسک بالا به چند گروه براساس کیفیت سازگاری آن­‌‌ها، به­‌‌دنبال مقایسه­‌‌ی متغیرهایی است که در پیامدها، تفاوت­‌‌ها را مهم می­‌‌دانند و به­‌‌آن اهمیت می­‌‌دهند مثال کلاسیک آن، یافته­‌‌هایی است که از مطالعات کوایی انجام­‌‌گرفته توسط ورنر و اسمیت، نقل می­‌‌کنند  این پژوهشگران، زیرگروهی از افراد جوان تاب­‌‌آور را شناسایی کرده و آن­‌‌ها را با هم­سالان خود که زمینه­‌‌ی مشابهی داشته،؛ ولی کم­‌‌تر موفق بودند، مقایسه کردند.

این نوع مدل، افراد را طوری طبقه­‌‌بندی می­‌‌کند که یا تاب­‌‌آوراند یا نه،و تحلیل بعدی تلاش می­‌‌کند که عوامل تعدیل­‌‌کننده­‌‌ای را که باعث تمایز این گروه از افراد می­‌‌شوند، مشخص کند. این الگو بسط داده شد تا مقایسه­‌‌هایی را بین چهار گروه که به­‌‌دلیل میزان درخطرقرارگرفتن و سازگاری پایین متفاوت بودند، انجام دهد. این چهار گروه شامل زیرگروه تاب­‌‌آور (پرخطر، سازگاری بالا)، یک گروه آسیب­‌‌پذیر (پرخطر، سازگاری پایین)و یک گروه توانمند با خطر پایین (سازگاری بالا و حداقل در معرض آسیب و یا دشواری قرارگرفتن) و زیرگروه بدکارکرد که در معرض سطح زیادی از خطر قرار ندارد، اما؛ بااین­‌‌حال، عملکرد ضعیفی دارد، قرار داده می­‌‌شوند.
پژوهش­گران از تمام چهار گروه استفاده کرده و به­‌‌طور عمده افرادی را گزارش کرده­‌‌اند که در طبقه­‌‌بندی بدکارکرد کم­‌‌خطر قرار می­‌‌گیرند و شاید نشان­‌‌دهنده­‌‌ی تعصب کلی در رشد انسانی به­‌‌سمت پیامدهای سازگاری و یا اخراج شرکت­‌‌کنندگان بسیار آسیب­‌‌پذیر و ممانعت از شرکت آن­‌‌ها در مطالعات پژوهشی باشد
فرایندهای اخیر فردمحور، از مدلینگ نهفته­‌‌ی رشد استفاده کرده­‌‌اند تا تلاش کنند که مسیرهای تاب­‌‌آوری را در طول زمان بررسی کنند.این الگوها بعدها به­‌‌عنوان الگوهای چندگانه بررسی خواهند شد؛به­‌‌دلیل آن­که آن­‌‌ها می­‌‌توانند آسیب­‌‌پذیری در منحنی رشد فردی و تفاوت­‌‌های بین‌فرد و بین‌گروه درمسیرهای رشدرا تشخیص دهند.
الگوهای متمرکز بر متغیر
آزمایش تأثیرات افزایشی، حمایتی، تعدیل­‌‌کننده و پیش­گیری

آمارهای چندمتغیری در الگوهای متمرکز بر متغیر به­‌‌کار گرفته می­‌‌شوند تا بتوانند تأثیرات مختلف را آزموده و فرضیه­‌‌هایی را درباره­‌‌ی شیوه­‌‌ای که خطرات و منابع و یا تعدیل­‌‌کننده­‌‌های بالقوه­‌‌ی خطر ممکن است در پیامدهای سازگاری مشارکت کنند،ارائه دهند.آزمون­‌‌های آماری، درعمل، احتمال رابطه­‌‌ی فانکشنال و عملی را در میان متغیرها ارزیابی می­‌‌کنند؛ گرچه نمی­‌‌توان تأثیرات اتفاقی آن را مشخص کرد. تأثیرات مستقیم یک متغیر بر یک پیامد، آثار اصلی را نشان می­‌‌دهد و عواملی را پیشنهاد می­‌‌کند که ممکن است به‌­‌‌عنوان عوامل خطر یا افزایشی نقش داشته باشند.

برخی ازمتغیرها (برای مثال، بدرفتاری)عموماً پیامدهای منفی دارند (مثل تعریف یک عامل خطر یا دشواری) و برخی از متغیرها، مثل حس شوخ­‌‌طبعی ممکن است به­‌‌طور کلی پیامدهای مثبتی داشته باشند.بسیاری از متغیرهای دیگر، پیوستاری دوطرفه را نشان می­‌‌دهند که معمولاً به سازگاری مرتبط است (برای مثال، کیفیت پدرو مادری­‌‌کردن و یا توانایی­‌‌های فکری).
می­‌‌توان تأثیرات تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی دشواری و یا خطر روی پیامدها را ازطریق تأثیرغیرمستقیم تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی مفهومی آزمود. یک نمونه­‌‌ی کلاسیک آن، این فرضیه است که دشواری­‌‌ها می­‌‌توانند به کودکان صدمه بزنند؛ چراکه وقتی پدران و مادران با سختی­‌‌ها مواجه هستند، کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها کاهش می­‌‌یابد. برای مثال، مشکلات اقتصادی روی والدین اثر می‌­گذارد (آن­‌‌ها بر اثر این مشکلات افسرده شده ویا بیش­‌‌تر باهم می­‌‌جنگند)؛ این امر به­‌‌نوبه­‌‌ی خود باعث کاهش کیفیت پدر و مادری­‌‌کردن آن­‌‌ها می­‌‌شود.
کانگروهم­کارانش این تأثیر غیرمستقیم را در الگوی استرس خانوادگی خود آزموده­‌‌اند؛ برای مثال، نشان داده­‌‌اند که بحران مزارع آیوا و افزایش قیمت محصولات کشاورزی آیوا ممکن است روی نوجوانان اثر بگذارد و با کیفیت سرپرستی، تعدیل شود.
پژوهش­گران اغلب تأثیرات تعدیل­‌‌کننده را بررسی کرده­‌‌اند؛ باور بر آن است که تعدیل­‌‌کننده­‌‌ی بالقوه تأثیر احتمالی خطر یا دشواری را روی پیامدهای موردعلاقه منعکس می­‌‌کنند.تأثیرات تعدیل­‌‌کننده به­‌‌لحاظ آثار حمایتی، آسیب­‌‌پذیری و حساسیت به متن و حساسیت متفاوت، توصیف می­‌‌شود.این تمایزات قضاوتی را درمورد ماهیت تأثیرات درهنگام دشواری­‌‌ها وماهیت متغیر تعدیل‌­‌‌کننده دررابطه با آن­‌‌چه هنجار یا موردانتظار است، منعکس می­‌‌کنند
عوامل حمایتی با پیامدهای خیلی بهتری در سطوح بالای استرسمرتبط­‌‌اند؛ درحالی­‌‌که عوامل آسیب­‌‌پذیر در هنگام شرایط بسیار پرخطر با پیامدهایی خیلی پایین‌­‌‌تر از حد انتظارمرتبط­‌‌اند.
گاهی­‌‌اوقات همین متغیر می­‌‌تواند به­‌‌شکل یک عامل افزایشی و حمایت­‌‌کننده، همان­‌‌گونه که قبل­‌‌از این ذکر شد، عمل کند. در این مورد، تأثیر اصلی و تأثیر تعاملی موردانتظاراست.حساسیت متفاوت به تأثیرات محیطی قبل از این مورد بحث قرار گرفته و در بخش بعد به­‌‌نوعی متفاوت از تعدیل­‌‌کننده می­‌‌پردازیم.وقتی خطر بالاست، این­‌‌نوع متغیر تعدیل­‌‌کننده،الگویی آسیب‌­پذیر را نشان می­‌‌دهد؛اما وقتی خطر پایین است، همان متغیر، الگویی افزایشی را نشان می­‌‌دهد. به­‌‌عبارت دیگر، تأثیر بستگی به متن و محیط دارد.
به­‌‌تازگی علاقه­‌‌ی زیادی به الگوهایی دیده می­‌‌شود که واکنش متفاوتی را نسبت به متن بررسی می­‌‌کنند.این الگوها این احتمال را بررسی می­‌‌کنند که برخی از کودکان در مقایسه با کودکان دیگر به شرایط محیطی مثبت (افزایش رشد) و منفی (افزایش خطر) واکنش متفاوتی نشان می‌­‌‌دهند.
این حساسیت زیادی، واکنش و یا پاسخ­‌‌گویی رشدی را به محیط افزایش می­‌‌دهد ویژگی­‌‌های خاص کودک است که باعث می­‌‌شود آسیب­‌‌پذیری بی­‌‌تناسبی به استرس نشان بدهد و درضمن،از حمایت متنی و منابع بهره ببرد(برای مثال، به فاکتورهای حمایتی پاسخ‌­‌‌گو باشد).
همان­‌‌طورکه به درستی درعنوان مقاله­‌‌ی بنیادی بلسکی و هم­کارانش دیده می­‌‌شود، تأثیرمتغیر حساسیت بستگی به بهترشدن یا بدترشدن محیط دارد.این مفهوم،نکته­‌‌ای را که در تاب­‌‌آوری مطرح شده است، مورد تأکید قرار می­‌‌دهد و آن این است که عملکرد یک ویژگی در هر محیط، حائیزاهمیت است .
برای مثال، خلق‌و‌خوی دشوار اطفال و کودکان نوپا به­‌‌عنوان یک عامل بالقوه‌مظنون، مورد بررسی قرار گرفته است.پلوس و بلسکی (۲۰۰۹) متوجه شدند کودکانی که خلق‌و‌خوی دشواری دارند، مشکلات رفتاری بیش­‌‌تری را در محیط­‌‌های با کیفیت پایین نشان داده­‌‌اند؛ اما وقتی کیفیت محیط­‌‌های پرورشی بالا بود، آن­‌‌ها تقریباً کیفیت رفتاری مثل بچه­‌‌های خوش­‌‌خلق نشان داده­‌‌اند. یافته­‌‌هایی در این حوزه، اهمیت بررسی فرد و به­‌‌همان اندازه محیط را در فهم آن­‌‌چه منجر به آسیب­‌‌پذیری و تاب­‌‌آوری منجر می­‌‌شود، نشان می­‌‌دهد.
الگوهای تبادلی و آبشاری نوعی دگرگونی را روی الگوهای متمرکز بر متغیر نشان می­‌‌دهند که در سال­‌‌های اخیر موردتوجه قابل­‌‌ملاحظه­‌‌ای بوده­‌‌اند. این الگوها اغلب الگوی برابری ساختاری یا تحلیل مسیر را فراهم می­‌‌آورند تا به­‌‌مرور زمان الگوهای تعامل پیچیده‌­‌‌تری را در میان سازه­‌‌های نهفته­‌‌ی چندگانه یا متغیرهای سنجش بیازمایند.
در مروری معنایی در سال ۱۹۶۸، بل توجه خود را به تأثیرات دوجانبه و دوطرفه جلب کرده و اهمیت نفوذ و تأثیرات دوطرفه را در روابط والد­‌‌-ـ­فرزند وروابط اجتماعی دیگرنشان داد.مرور وی مشخص کرد که کودکان تنها دریافت­‌‌کننده­‌‌ی منفعل فعالیت­‌‌های اجتماعی والدین خود نبودند،؛ بلکه فقط نقش فعالی را در کاهش و تغییر تجربه­‌‌ی اجتماعی خود بازی می­‌‌کنند.سامروف و شاندلر الگویی تبادلی را پیشنهاد کردند که رشد کودک درنتیجه­‌‌ی تعاملات پویا و مستمر او و تجربیاتی است که محیط برایش فراهم می‌­‌‌کند.
الگوهای اخیر، فرمول­‌‌های اولیه­‌‌ی خود را باتوجه به تعدیل مکانیسم­‌‌ها و تأثیرات آبشاری در میان دوره­‌‌های اصلی و کلیدی رشد گسترش داده­‌‌اند(برای مثال:، دوج، گرینبرک،مالون و گروه پیش­گیری از مشکلات هماهنگی،؛ ودر فرایندهای چندجانبه برای مطالعه­‌‌ی تاب­‌‌آوری شرکت کرده­‌‌اند، یکی از عمده­‌‌ترین ابزارهای حمایت­‌‌شده در مدل و الگوی تبادلی، اهمیت تأثیرات دوجانبه و متقابل را مورد تأکید قرار داده و رشد رفتار ضداجتماعی و رفتار پرخاش­گرانه در جوانان را مورد بررسی قرار دادند.
پاترسون مدل چرخه­‌‌ی اجباری را بیان کرد که در آن، تعاملات اولیه بین والدینی که فاقد مهارت در انضباط بودند و کودک دشوار، بدخلق و ناسازگار،باعث رفتارهای ناسازگارانه­‌‌ی والدین و کودک می­‌‌شدووالدین از سر ناچاری، از سخت­‌‌گیری و انضباط شدید برای به­‌‌دست­‌‌آوردن کنترل مجدد روی کودک خود استفاده می­‌‌کردند. سخت­‌‌گیری و نظم و انضباط شدید، اغلب باعث افزایش خشونت و پرخاش­گری و ناسازگاری  شده و باعث می‌­شد که والدین نتوانند خود را با این وضع تطبیق دهند
یافته­‌‌ها،فرایندهای درمانی را با هدف شکستن چرخه­‌‌های معیوب بین والدین و کودکان و بهبود پیامدهای سازگارانه­‌‌ی بلند­‌‌مدت معرفی کرده و به­‌‌اطلاع مردم رساندند.

برگرفته از کتاب تاب آوری جوانان و فرهنگ.
نوشته لیندا سی .ترون.
برگردان: محمدرضا مقدسی.عفت حیدری.نشر شبگیر.۱۴۰۱

باشگاه تاب آوری، مدیریت و تعامل

محمدرضامقدسی در باشگاه تاب آوری میگنا نوشت :هرگاه در مورد روان درستی و تندرستی صحبت میکنیم ،به حقیقت از یک سبک زندگی سالم سخن می‌گوییم که سلامت آن تا حدودی توسط تاب آوری محافظت شده است
این زیست معقول و مبتنی بر خرد، سبک زندگی سالم ماست که میتواند ما را برای مواجهه بهتر با مخاطرات آماده کند.
سبک زندگی سالم مفهومی است که با تاب آوری آمیخته و عجین شده، ,تمرین شود ,تا تبدیل به رفتار شده و جامه عمل بدان پوشیده شود .
اینکه ما بیاموزیم چگونه میتوانیم سبک زندگی خود را به یک روال مشخص و متداولی تبدیل کنیم تا درتمامی ادوار و مراحل زندگی  از قواعد و قوانین آن بهره مند باشیم و بتوانیم علی رغم همه مسایل و مشکلات پیشروی کنیم شاید در ابتداکمی پیچیده به نظر برسد ؛اما تمامی مولفه های زندگی بر مبنای تاب آوری از امید وتهور گرفته تا  جرات مندی و مهارت ابراز وجود ، یا توان حل مساله و حمایت گیری و مساعدت اجتماعی ،همگی از الزامات زندگی و زیست افراد موفق است.
رندی و عیاری و شوخی طبعی فلسفی افراد تاب آور به آنها کمک میکند قدم به قدم ازکوهپایه و مسیرپرفراز و فرود زندگی به قله سعادت و موفقیت برسند.
قدم اول”تعامل “است وقتی از پایین در کنار کوهپایه به قله کوه می نگریم هیبت آنچه که می‌بینیم ما را کمی تحت تأثیر قرار می دهد اما ایستادن و نگاه کردن به زوایا و قد و قواره و بزرگی کوه ما را به قله نمی رساند.
شروع کنید قدم بردارید تاب آوری یعنی اقدام همیشه رقص و حضور به میانه میدان  فرصت چالش و پویش است نه به کناره میدان بودن و صدا سردادن که لنگش کن ! رشدوتوسعه از مسیر تجربه و مواجهه مستقیم با زندگی حاصل خواهد شد مقاومت و مقابله با مشکلات همیشه مفیدتراست انکار و اجتناب از زندگی در تاب آوری نه انتخاب و نه توصیه شده است .تاب آوری اهل تعامل و تکامل و تحول مثبت است .
قدم دوم ” کنترل ” است .
آرامش در پذیرش است و تغییر در توانایی اقدام است  .بخشهایی از زندگی  واقعا از کنترل ومدیریت ما خارج است. زندگی بخشهای غیرقابل پیش بینی و اتفاقات غیر قابل پیشگیری فراوانی دارد که بایستی با آن کنار آمد وچنانچه تغییری لازم باشد ،درآن ایجاد کرد.این تغییرات مستلزم تاب آوری است . احساس اینکه بخشهایی از زندگی از کنترل ما خارج است میتواند موجب اضطراب و دلهره باشد ؛اما از جانب دیگر اعمال مدیریت و کنترل بر بخشهای  کنترل پذیر؛ احساسی خوب و خوشایندی است که قدرت طعم مطبوعی دارد امتناع از ایجاد تغییررا میتوان تن دادن به خفت و خواری و یا درماندگی آموخته شده نامید .
قدم سوم “چالش”است
 چالش پذیر یا ریسک پذیر بودن تمایل به اقدام بدون ضمانت موفقیت و دستیابی به نتیجه است.
 برهمگان روشن است که حتی تجربه یک شکست هم میتواند علی رغم اینکه منفی به نظر می آید کارکردهای خاص و تاثیرات مثبتی بهمراه داشته باشد حتی یک تجربه منفی هم بهرحال مفید است
 اغلب افرادی که ریسک پذیر نیستند و از چالش گریزان هستند چیز خاصی نخواهند آموخت .
در بسیاری ازمتون ازجمله کتاب روشهای نوین تاب آوری ( مقدسی و حیدری ، نشرورجاوند) حتی از تجربه گرایی بعنوان روشی برای درمان یاد شده است.
محققان بسیاری در این زمینه فعالیتهای متعددی را انجام دادند ،به این شکل که معمولا این فاکتورهارا قبل از تمرین ، درحین تمرین و بعد از تمرین اندازه گیری می کنند .حتی مدتی بعد هم آنرا اندازه گیری میکنند .برای درک اینکه آیا نتیجه مورد نظر بدست آمده است آیا ثمره  این اقدامات پایداریا کوتاه مدت بوده اند؟ و اینکه نوع و جنس بازده و خروجی مورد انتظار چگونه بوده است ؟
توسعه تاب آوری همواره براین مبنا پایه گذاری شده است که درهر لحظه از زندگی کوهی از مشکلات برسر راه انسان ایجاد میشود واو میتواند با پذیرش ،سازگاری ،مدیریت بحران ، علی رغم همه مشکلات حداقل آشفتگی را تجربه کند .

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

عفت حیدری

تاب آوری ناشنوایان و عدالت اجتماعی

باشگاه تاب آوریعفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری جوانان وفرهنگ از انتشارات شبگیر در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت انتظار میرود در طرح کلان فرهنگ وعدالت اجتماعی، ایده آل و واقع گرایی حقوق جوانان ناشنوا توسط بند آموزش معلولان مورد حمایت قرار گیرد.

حقوق جوانان ناشنوا روی نیازهای آموزشی دانشجویانی تاکید می­کند که به لحاظ فرهنگی متفاوت هستند و تضمین می­کند که وقتی در محیط محدود کننده قرار داده می­شوند، خدمات اضافی به آنها داده شود.بر اساس قانون، باید به دانشجویان ناشنوا و کسانی که گوش سنگینی دارند، سرویسها و خدماتی مثل مترجمان زبانهای اشاره، اصلاحات امتحانی و افرادی که یادداشت بر می­دارند، ارائه داد تا بتوانند در کلاس ها مشارکت کاملی داشته باشند.

آنها حق شرکت در برنامه ریزی فردی آموزشی را دارند، برنامه ایی که بر اساس سنجش، هر دانشجوی ناشنوا بتواند سرویسها و خدمات مناسب آموزشی را در اختیار داشته باشد و تضمین شود که خدمات و تسهیلات مکمل نیازهای آکادمیک آنها را برطرف می­کند.این مسئله فرهنگ کلانی را پیشنهاد می­کند که سازگاری مثبت را با چالشهای ناشنوایی امکانپذیر ساخته و تسهیل می­کند.

درعمل، مقررات و حقوق جوانان ناشنوا در مدارس آمریکایی کاملا پیاده نمی­شود و منجر به آثار منفی می­شود، به این دلیل که محیطی با کمترین محدودیت، اغلب به معنای آن است که کودکان ناشنوا باید در محیطهای عمومی درس بخوانند، مدارس عمومی که نمی توانندحمایتهای اجتماعی لازم را فراهم کرده و یا از زبانی بصری استفاده کنند که در مدارس ویژهی ناشنوایان امکان آن فراهم است. با توجه به یافته های رمزی، این نکته مایه نگرانی است که کودکان ناشنوایی که در مدارس عمومی درس می­خوانند، انزوا و مشکلاتی را تجربه می­کنند.

دانش آموزانی که به لحاظ فرهنگی،زبان شناسی و تاریخی ،معلولیتهایی دارند، در آمریکا، آموزشهای کیفی چند فرهنگی دریافت نمی­کنند و الگوهایی از نژاد پرستی سازمانی ونادانی و جهل فرهنگی موجود در سیستم آموزش آمریکایی را نشان می­دهند.
فرایندهای بی عدالتی منجر به دستاوردهای پایین دانش آموزان می شود.پژوهش ها روی نیاز به سازمانها و نهادی ناشنوا برای گسترش و حفظ همکاری با مدارس برای تضمین عدالت اجتماعی در میان جوانان ناشنوای رنگین پوست تاکید می­کنند.

سازمانهای متعددی برای ناشنوایان، همچون سازمان ان بی. دی . آی وجود دارند که مدافعان حقوق جوانان ناشنوایی هستندکه به لحاظ فرهنگی با دیگران تفاوت دارند.چنین سازمانهایی میزبان جوانان و برنامه های آموزشی مدیریتی دانشجویی بوده و الگوها و مدیران و رهبرانی را در جوامع محلی برای کودکان سیاهپوست ناشنوا و خانواده های آنها به کار می­گیرند.علاوه براین، بسیاری از مدافعان افراد ناشنوا، در مسندهای مشاوره نشسته و به عنوان افراد مسئول در سازمانهای مدافع افراد ناشنوا خدمت می­کنند.

این مدافعان بسیار متعهدند که عدالت اجتماعی برای همه ی اقشار مختلف جامعه به لحاظ فرهنگی اعمال شود. مشارکت آنها به تقویت رابطه ی بین سازمانهای مختلف فرهنگی متخصصان و شهروندان ناشنوا و موسسات و سازمانهای خاص افراد ناشنوا کمک می­کند تا بتوانند با مشارکت همدیگر از حقوق کودکان ناشنوا در فرهنگهای مختلف دفاع کنند. یکی از شرکت کنندگان در مطالعه ی مور بیان کرد:
یکی از مزایای عضویت در ان بی دی ای آن است که من کنفرانس سالانه ایی برای دانشجویان ناشنوای سیاهپوست راه اندازی کردم.من با مدیر ان بی دی ای گفت و گو کردم که چگونه می­توانیم جوانان ناشنوا را برای مدیریت آماده کنیم و چه دوره هایی را در اختیار آنها قرار دهیم.

یکی دیگر از شرکت کنندگان مرد ناشنوا و سیاهپوست در بررسی مور، بر اهمیت مشارکت در چنین سازمانهایی برای به دست آوردن حس اجتماعی و دفاع از حقوق شهروندان تاکید می­کند:
من در سه سازمان ناشنوایان ان دی بی دی ای انجمن ملی ناشنوایان و انجمن ناشنوایان ایندیانا؛ مشارکت کرده ام.من جلسات و بحث های گروهی را اداره می­کردم و با دیگران مشارکت کرده و قوانین را ویرایش و بودجه را تخصیص می دادم و کارهایی از این قبیل می­کردم.

جوانان ناشنوایی که فرصتهایی برای مدیریت دارند، احساس می­کنند که ملزم هستند چیزی به جوامع خود برگردانند، چرا که فرهنگ خود را ارزشمند می­دانند.

حمایت پدر و مادران از قدرت و کنترل جوانان ناشنوا
چند بررسی اهمیت مشارکت والدین را در زندگی افراد ناشنوا نشان داده است و نیز نشان داده چگونه چنین مشارکتی، هدفمندی جوانان را تسهیل می کند.مدافعان و اعضای جامعه ی ناشنوایان آمریکایی نیاز به کمک و حمایت از والدین را برای تمرکز روی نقاط قوت کودک خود، به منظور حفظ تصویر مثبت از خود و بهبود قدرت و کنترل در میان کودکان، تشخیص میدهند. برای مثال:
من تاب اور بوده ام.مادرم در جایی که زندگی می کردیم، صدایی قوی بود. او عادت داشت در سیاست مشارکت کند وبرای حفظ حقوق افراد ناشنوا بجنگد. او سعی می کرد به افراد ناشنوا خدمت رسانی کند. خانواده من نقطه ی قوت من است.
به این ترتیب، بررسی پاریس نشان می دهد که حمایت والدین از هدفمندی جوانان، قدرت و کنترل مستمر را به هنگام بلوغ کودکان فعال می کند و این کار را معمولا به شیوه هایی انجام می­دهند که برای جامعه ی ناشنوایان معنا دار است.

تاب آوری جوانان و فرهنگ.
لیندا.سی. ترون.
محمدرضا مقدسی.عفت حیدری. نشر شبگیر.

آسیب پذیری ضعف نیست / نجمه عبادتی

اگر فردی دربرابررویدادهای ناگوار همیشه مقاوم بود ،دلیل بر این نیست که در برابر مصائب پیش رو نیز حتما تاب آور خواهد بود اگر بدانیم تاب آوری در مسئله ای قابل انتقال و تعمیم به سایر رویدادها و مسائل دیگر زندگی نیست

نجمه عبادتی مشاوره خانواده در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت از آغاز خلقت تا به امروز ،از گذشته دور تا آینده ی مجهول ، روزگار مملو از خوشی و ناخوشی ،سخت و آسان،غم و شادی بوده، هست و خواهد بود.
اینکه نیاکان ما در روزگاران دور،چگونه و با چه کیفیتی دربرابرحوادث طبیعی یا غم و مصیبت ُ بلا زیسته اند، در برابر جنگ ُ قحطی و سیل و زلزله بردبار بوده اند یا، بی تاب جامه دریده اند برما پوشیده است، گمان میرود آنانکه در مواجهه با ناملایمات، قدرت تاب آوری بالاتری داشته اند از کیفیت زندگی بهتر نیز برخوردار بوده اند.امروزه روانشناسان ومشاوران بر آن شدند تا با کوچینگ تاب آوری و ایجاد توانمندی در برای ارتقای سطح کیفیِ زندگی مراجعین، گامی موثر بردارند.
دراین مقاله ابتدا به تعریفی از تاب آوری میپردازیم و سپس با مفروضات آن آشنا میشوید.
مایکل نینان،روانشناس ،محقق و مولف انگلیسی میگوید:تاب آوری یعنی بکارگیریِ همه ی منابع روانی و معنوی و اجتماعی برای کنار آمدن سازگارانه با سختیها، هرقدر هم که طول بکشد و سر برآوردن از آنها به عنوان فردی قوی تر،داناتر و توانمندتر.
با توجه به تعریف بالا میتوان برداشت کرد که مدیریت افکار و رفتار در شرایط سختی یا بحرانی که تعادل زندگی را برهم خورده است،از مهمترین مفاهیم تاب آوری است.شرایط دشوار میتواند از چندساعت تا چندسال متغیر باشد.
 الگوی مشخصی برای زمان بهبودی افراد پس از یک رویداد ناگوار وجود ندارد .اما بیشتر افراد تمایل دارند که پس از اتمام  شرایط بحرانی سریعتر از حال روانی نامساعد خود رهایی یابند و به هر قیمتی به حالات روحی قبل از بحران خود برگردند، دراینصورت احتمال بروز اختلال هیجانی بیشتر میشود.
 تاب آوری به منزله ی ظرفیت نامحدود برای جذب و تحمل هر نوع سختی و مشکل نیست، بلکه نوعی سازگاری و انعطاف پذیری در برابر فشار روانی وسختی ها چه با عوامل بیرونی  (جنگ ،زلزله و ناامنی ..) و چه عوامل درونی ( بیکاری ،طلاق ، سو استفاده ی جنسی..)است.
میزان تاب اوری بستگی به نوع نگرش و نحوه ی پردازش ما در برابر رویدادها دارد و جالب است بدانید این مفهوم ویژگی ایستا و ثابتی ندارد. پس نمیتوان انتظار داشت اگر در سختی های گذشته قوی بوده اید ،الزاما اکنون نیز فردی مقاوم و تاب آور در برابر  ناخشنودیها هستید.
توانایی های فردی،میزان حمایت اطرافیان، سلامت جسمانی و روانی ، شدت و طول مدتِ موقعیت ناخوشایندی که با آن مواجه هستید بر میزان تاب آوری و زمان بهبودی تاثیر بسزایی دارد.
 همچنین بسته به اینکه شما چه وزنی به یک رویداد میدهید ، از نظر شما یک اتفاق چقدر بزرگ یاکوچک است، برچسب افراطی ِ سخت و مشقت آور استفاده میکنید یا به سادگی از کنار ماجرا میگذرید میتواند در تاب آوری موثر باشد. هرچه نگاه شما به رویداد موشکافانه تر و ذهنیت شما سختگیرتر  باشد میزان تاب آوری شما ضعیف تر خواهد شد.
معمولا درشرایط سخت احساس آسیب پذیر بودن و سر درگمی باهم به سراغمان میایند ، بهتر است در این مواقع با کمک دیگران راه حلی سازنده و مفید برای رهایی از موقعیت ناخوشایند پیدا کنید.
تاب آوری از طریق یافتن شجاعت ،تحمل کردن ناراحتی و پایداری به وجود می آید که هیگینز ان را “تقلای موثر”می نامد.
یکی از باورهای نادرست درباره ی تاب آوری این است که انسانها در برابر مشکلات مداوم و یا پی در پی آنچنان قوی میشوند که تحت هیچ شرایطی از پا نمی افتند؛ اما به واقع بشر هرقدر هم که قوی و پرطاقت باشد بازهم در برابر سختی های پیش رو آسیب پذیر و غیرقابل پیش بینی است و این آسیب پذیر بودن نشانه ی ضعیف بودن نیست.
 اگر فردی دربرابررویدادهای ناگوار همیشه مقاوم بود ،دلیل بر این نیست که در برابر مصائب پیش رو نیز حتما تاب آور خواهد بود اگر بدانیم تاب آوری در مسئله ای قابل انتقال و تعمیم به سایر رویدادها و مسائل دیگر زندگی نیست؛ بدنبال پیدا کردن راه حلی برای تاب اوری در پیشامدهای آینده میگردیم.
نکته ی قابل توجه اینست که برای تاب آور شدن بایستی به نگرش و ذهنیت جدید برسیم. ورود افکار منفی به ذهن ما اجتناب ناپذیر است اما کنترل خود و قبول کردن احساسات و رفتارهای ما که ناشی از نوع پردازش افکارمان است،نقش کلیدی و مهمی در میزان تاب آوری دارد.
بعضی مراجعان به اشتباه گمان میکنند تاب آوری یعنی درهرحال مثبت اندیش بودن و با یک خوش بینی غیر منطقی و افراطی با مسائل و چالشها روبرو شدن، در حالی که گاهی گزندها  حاصل یک امید ِ واهی و خوش بینی پوشالی هستند.
با کوچینگ تاب آوری کمک میکنیم تا فرد با ذهنیت جدید توانمندتر از قبل مصمم برای خروج از سردرگمی ها، تعارضات و چالشها ،بتواند در سخت ترین شرایط راهی برای آینده ی روشن بیابد یا بسازد.
روانشناسان و مشاوران در کوچینگ تاب آوری نه به دنبال القای شادی ِاجباری،نه تزریق اُمید واهی، و نه تحمیلِ تحمل کردن درد و رنج در سکوت به مراجع نیستند؛بلکه آنان میکوشند تا مراجع به دنبال مدیریت هیجان های منفی( که گاها نادیده گرفته میشود ) برآید و در نهایت با انعطاف پذیری فکری اقدام به عمل سازگارانه کند.

برگرفته شده از کتاب:
تاب اوری به منزله ی چارچوبی برای کوچینگ
انتشارات رشد