تاثير آموزش تاب آوري بر کيفيت زندگي مردان تحت درمان نگه دارنده متادون

هدف پژوهش حاضر، بررسي تاثير آموزش تاب آوري در کيفيت زندگي مردان تحت درمان متادون بود. طرح پژوهش از نوع تحقيق شبه آزمايشي و با طرح پيش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود.

شرکت کنندگان پژوهش شامل ۳۰ نفر از معتادان (مرد) تحت درمان با متادون بودند که به شيوه نمونه گيري هدفمند با استفاده از مصاحبه روان پزشکي به طور تصادفي به دو گروه آزمايش و کنترل انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه کيفيت زندگي بود. يافته هاي به دست آمده از تحليل کوواريانس چند متغيري نشان دادند که بين ميانگين نمرات کيفيت زندگي در مرحله پس آزمون بين دو گروه تفاوت معناداري وجود داشت و آموزش تاب آوري باعث افزايش نمرات کل و ميانگين نمرات هر دو مولفه اصلي کيفيت زندگي گروه آزمايش شد. از يافته هاي به دست آمده در اين مطالعه، چنين نتيجه گيري مي شود که آموزش تاب آوري جهت افزايش ارتقاي کيفيت زندگي مردان تحت درمان با متادون گزينه درماني مناسبي است.

تاثير آموزش تاب آوري بر کيفيت زندگي مردان تحت درمان نگه دارنده متادون

مقایسه تاب‌آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیر معتاد و بهبود یافته

هدف از انجام این پژوهش مقایسه تاب آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیرمعتاد و بهبودیافته بود. روش: در این مطالعه علی مقایسه‌ای، تعداد ۳۰ نفر معتاد، ۳۰ نفر غیر معتاد و ۳۰ نفر معتاد بهبودیافته به روش نمونه گیری در دسترس در سال ۱۳۹۰ که متعلق به جمعیت خیریه تولد دوباره در تهران بودند، انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان پرسش نامه های تاب آوری، سبک‌های هویت برزونسکی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده را تکمیل کردند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که در سبک هویتی اطلاعاتی، افراد غیرمعتاد به طور معنی‌داری دارای نمرات بالاتری نسبت به افراد معتاد و افراد بهبود یافته‌اند. در سبک هویتی هنجاری، گروه غیرمعتاد به طور معناداری دارای سطح بالاتری نسبت به گروه معتاد و گروه بهبود یافته هستند. در مقایسه سبک هویت سردرگم/اجتنابی، افراد غیرمعتاد به طور معنی داری دارای نمرات پایین‌تری نسبت به معتادان هستند.

نتایج حاصل از مقایسه تاب‌آوری در چهار گروه نشان داد که افراد غیرمعتاد به طور معناداری دارای تاب آوری بالاتر نسبت به گروه‌های معتاد و بهبودیافته هستند. همچنین افراد بهبود یافته نیز نسبت به معتادین به طور معنی داری دارای تاب‌آوری بالاتری بودند. در مقایسه مولفه معنویت، افراد غیرمعتاد و افراد بهبودیافته به طور معناداری دارای نمرات بالاتری نسبت به افراد معتادند. در مقایسه حمایت اجتماعی ادراک شده، افراد غیرمعتاد و بهبودیافته نسبت به افراد معتاد به طور معناداری دارای سطوح بالاتری هستند.

نتیجه گیری: حضور در گروه‌های NA، دریافت حمایت اجتماعی و مشارکت در فرایند ترک مواد باعث افزایش تاب‌آوری در معتادان بهبودیافته شده است. همچنین هویت یک مولفه فردی نسبتا ثابت است که با مشارکت در فرایند درمان، تغییر چندانی در آن ایجاد نمی شود.

مقایسه تاب‌آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیر معتاد و بهبود یافته

تاب آوری و اعتياد

2اعتياد بيان کننده يک حالت پاتولوژيک از يادگيری و حافظه است(malenka2007). اگر چه اين با تعاريف متداول از اعتياد در ظاهر تفاوتهايی دارد اما تاکيد وتوجه خاصی به اين مساله ميدهد که  مطالعه اعتياد نميتواند دور از مطالعات روانشناسی يادگيری وتربيتی و جدا از مطالعات نرولوژی و عصب شناختی خصوصا  درناحيه کرتکس مغز باشد به ويژه نواحی فروتنال و مراکز تشويق و پاداش  باشد.
پژوهشها نشان داده است که سطوح اکسيژن مصرفی حتی دراعتيادهای جنسی و پورنوگراف هم  دچار تغييرات شده است. بنا براين با سامانه ای يکپارچه و منسجم از ماده و شعورو شناخت  مواجهه  هستيم .از طرفی ديگر اختلالات نورولوژيک و عصب شناختي دراعتيادهای جنسی هم که رفتاری بيولوژيک است به مانند پرخوری و.. مشاهده و گزارش گرديده است. بر اساس اين دستاوردها ميتوان اذعان داشت پروتکل های درمان  برای موفقيت و اثر بخشی بهتر ميتوانند همزمان از درمانهای مکمل و همراه بهره بگيرند اين ميتواند شامل : دارو درمانی ، شناخت و رفتاردرمانی و يادگيری مهارتهای زندگی باشد. ادامه‌ی خواندن

اثربخشي آموزش مهارت هاي مقابله اي مبتني بر مدل مارلات در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد

اين پژوهش با هدف بررسي اثربخشي آموزش مهارت هاي مقابله اي مبتني بر مدل مارلات در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد انجام شده است.
روش: در يک طرح شبه آزمايشي ۲۷ مراجع با تشخيص اختلال سوء مصرف مواد افيوني که دوره سم زدايي را با موفقيت به پايان رسانده بودند، با روش نمونه گيري در دسترس در دو گروه آزمايشي (۱۳ نفر) و گروه گواه (۱۴ نفر) تقسيم شدند. گروه آزمايشي به مدت ۱۲ جلسه گروهي تحت آموزش مهارت هاي مقابله اي قرار گرفتند و گروه گواه در طول اين مدت هيچ درماني دريافت نکردند. آزمودني هاي مورد پژوهش توسط مقياس تاب آوري کونور ديويدسون (CD-RIS) و آزمايش مورفين پيش از شروع درمان، پايان درمان و پس از اتمام مرحله پيگيري ۴ ماهه، مورد ارزيابي قرار گرفتند. جهت تحليل داده ها از آزمون خي دو و آزمون تجزيه و تحليل کواريانس استفاده شد.
يافته ها: نتايج آزمون خي دو نشان دادکه تفاوت معني داري بين فراواني عود در دو گروه وجود دارد. همچنين نتايج آزمون تجزيه و تحليل کواريانس نشان دادکه بين دو گروه در افزايش تاب آوري در مرحله پس آزمون و پيگيري تفاوت معني دار است.
نتيجه گيري: نتايج نشان داد که آموزش مهارت هاي مقابله اي در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد موثر است.

اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای مبتنی بر مدل مارلات در پیشگیری از عود و افزایش تاب‌آوری در افراد وابسته به مواد

مقایسه تاب آوری و ذهن آگاهی در افراد دارای سوءمصرف مواد و افراد بهنجار

امروزه وابستگی به مواد، یکی از مهم‌ترین مشکلات مربوط به سلامت عمومی در جوامع به شمار می‌رود. افراد زیادی در طول زندگی خود از اختلالات حاصل از مصرف مواد، رنج می‌برند و هر ساله تعداد بسیاری از آن‌ها به سبب پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن جان خود را از دست می‌دهند. هدف از نگارش این مقاله، مقایسه‌ی تاب¬آوری و ذهن‌آگاهی در افراد دارای سوءمصرف مواد و افراد بهنجار بود. جامعه‌ی آماری این پژوهش را کلیه¬ی مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی ترک اعتیاد شهر ایلام تشکیل می¬دهند. نمونه‌ی پژوهش ۵۰ نفر از افرادی هستند که در مراکز ترک اعتیاد پرونده دارند، ولی همچنان به مصرف مواد ادامه می¬دهند. برای نمونه‌گیری افرادی انتخاب شدند که در دسترس بودند. همچنین ۵۰ نفر از افرادی که سابقه اثر سوءمصرف مواد نداشتند(افراد بهنجار)، به شیوه¬ی همتاسازی با گروه دارای سوءمصرف مواد؛ بر اساس سن، جنس، سطح تحصیلات و وضعیت تأهل انتخاب شدند. برای جمع¬آوری داده¬ها از پرسشنامه‌ی تاب-آوری «کانر و دیویدسون» (۲۰۰۳) و پرسشنامه‌ی ذهن¬آگاهی «براون و ریان» (۲۰۰۳) استفاده شد. داده¬ها به کمک آزمون T مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین دو گروه مورد نظر، در ذهن¬آگاهی و تاب¬آوری، تفاوت معناداری وجود دارد ( ۰۰۱/۰>P). یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که می¬توان از روش¬های ذهن¬آگاهی و تاب‌آوری به عنوان یکی از عوامل پیشگیری از مصرف مواد مخدر و کمک به افراد در سازگاری با تغییرات و عوامل فشارزا، بهره برد.

ذهن آگاهی و سو مصرف مواد مخدر

الگویابی زیستی روانی معنوی در افراد وابسته به مواد و تدوین برنامه مداخله برای ارتقای تاب آوری مبتنی بر روایت شناسی شناختی و روان شناسی مثبت نگر

در طول چند دهه گذشته، پژوهش ها در خصوص سوء مصرف و وابستگی به مواد، از نگاه صِرف به عوامل خطرآفرین به سوی عوامل حفاظتی تغییر جهت داده است. از سوی دیگر، در طول دو دهه گذشته مفهوم تاب آوری در حوزه روان شناسی تحولی توجه ای روزافزون کسب کرده است. چرخش تمرکز از خطر به تاب آوری به واسطه ناکامیِ تاکید بر شناسایی عوامل خطرآفرین ناشی می شود.
روش: جامعه پژوهش شامل، کلیه معتادین مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران بود که از بین آنها نمونه ای با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. نمونه در مجموع ۳۱۹ نفر (مذکر)، شامل دو گروه افراد وابسته به مواد (۱۵۰ نفر) و غیر وابسته به مواد (۱۶۹ نفر) بود که از این تعداد پرسشنامه های ناقص حذف و در نهایت ۱۲۶پرسشنامه از معتادان و ۱۰۸پرسشنامه از افراد سالم مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تعیین برازش مدل بر اساس متغیرهای فرض شده در پژوهش، با استفاده از نرم افزار LISREL ابتدا، رابطه متغیرهای بنیادین اولیه با متغیرهای درون زاد نهایی بررسی شد. در ادامه، رابطه متغیرهای پایه با متغیرهای واسطه ای بررسی شد و در نهایت، رابطه متغیر واسطه ای با متغیر درون زاد با کنترل متغیر برون زاد تعیین شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل پیش بینی شده برای تاب آوری در برابر مواد برازش لازم را داشت.
نتیجه گیری: در این تحقیق برنامه ای مبتنی بر مدل زیستی روانی معنوی جهت مداخلات آموزشی برای افزایش تاب آوری افراد معتاد، تدوین شد.

 

تدوين برنامه مداخله براي ارتقاي تاب آوري مبتني بر روايت شناسي شناختي و روان شناسي مثبت نگر

 

مقايسه تاب آوري، سبک هاي هويتي، معنويت و حمايت اجتماعي ادراک شده در افراد معتاد، غير معتاد و بهبود يافته

هدف از انجام اين پژوهش مقايسه تاب آوري، سبک هاي هويتي، معنويت و حمايت اجتماعي ادراک شده در افراد معتاد، غيرمعتاد و بهبوديافته بود.
روش: در اين مطالعه علي مقايسه اي، تعداد ۳۰ نفر معتاد، ۳۰ نفر غير معتاد و ۳۰ نفر معتاد بهبوديافته به روش نمونه گيري در دسترس در سال ۱۳۹۰ كه متعلق به جمعيت خيريه تولد دوباره در تهران بودند، انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان پرسش نامه هاي تاب آوري، سبک هاي هويت برزونسکي، معنويت و حمايت اجتماعي ادراک شده را تکميل كردند.
يافته ها: نتايج نشان داد که در سبک هويتي اطلاعاتي، افراد غيرمعتاد به طور معني داري داراي نمرات بالاتري نسبت به افراد معتاد و افراد بهبود يافته اند. در سبک هويتي هنجاري، گروه غيرمعتاد به طور معناداري داراي سطح بالاتري نسبت به گروه معتاد و گروه بهبود يافته هستند. در مقايسه سبک هويت سردرگم/اجتنابي، افراد غيرمعتاد به طور معني داري داراي نمرات پايين تري نسبت به معتادان هستند. نتايج حاصل از مقايسه تاب آوري در چهار گروه نشان داد که افراد غيرمعتاد به طور معناداري داراي تاب آوري بالاتر نسبت به گروه هاي معتاد و بهبوديافته هستند. همچنين افراد بهبود يافته نيز نسبت به معتادين به طور معني داري داراي تاب آوري بالاتري بودند. در مقايسه مولفه معنويت، افراد غيرمعتاد و افراد بهبوديافته به طور معناداري داراي نمرات بالاتري نسبت به افراد معتادند. در مقايسه حمايت اجتماعي ادراک شده، افراد غيرمعتاد و بهبوديافته نسبت به افراد معتاد به طور معناداري داراي سطوح بالاتري هستند.
نتيجه گيري: حضور در گروه هاي
NA، دريافت حمايت اجتماعي و مشارکت در فرايند ترک مواد باعث افزايش تاب آوري در معتادان بهبوديافته شده است. همچنين هويت يک مولفه فردي نسبتا ثابت است که با مشارکت در فرايند درمان، تغيير چنداني در آن ايجاد نمي شود

 

مقایسه تاب آوری درافراد معتاد ، غیرمعتاد و بهبود یافته