تاثير آموزش تاب آوري بر کاهش گرايش به سوءمصرف مواد و افزايش اعتماد به نفس در دانش آموزان

تحقيق حاضر باهدف تاثير آموزش تاب آوري بر گرايش به سوءمصرف مواد و افزايش اعتمادبه نفس انجام شد. روش تحقيق نيمه آزمايشي بود. شرکت کنندگان تعداد ۴۰ نفر (۲۰ نفر گروه کنترل و ۲۰ نفر گروه آزمايش) بودند که از ميان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران با استفاده از روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه گرايش به مواد افيوني، مقياس تاب آوري کونور ديويدسون و آزمون عزتنفس آيزنک بود. يافته هاي به دست آمده از آزمون تحليل کوواريانس – نشان داد مقدار F به دست آمده در منبع تغييرات گروه، در سطح (P<0.05 درصد) در راستاي آموزش تاب آوري براي تمامي فرضيات معني دار بود، به اين صورت که آموزش تاب آوري برافزايش تاب آوري، اعتمادبه نفس و کاهش گرايش به مواد به طور معناداري اثربخش بود. همچنين آموزش تاب آوري بر کاهش انتظارات منفي کلي و افزايش تغييرات انتظاري مثبت در خود و نفوذ در ديگران و افزايش انتظارات مثبت انديشي و رواني در دانش آموزان به طور معناداري اثربخش بود.

تاثير آموزش تاب آوري بر کاهش گرايش به سوءمصرف مواد و افزايش اعتماد به نفس در دانش آموزان

تاثير آموزش تاب آوري بر کيفيت زندگي مردان تحت درمان نگه دارنده متادون

هدف پژوهش حاضر، بررسي تاثير آموزش تاب آوري در کيفيت زندگي مردان تحت درمان متادون بود. طرح پژوهش از نوع تحقيق شبه آزمايشي و با طرح پيش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود.

شرکت کنندگان پژوهش شامل ۳۰ نفر از معتادان (مرد) تحت درمان با متادون بودند که به شيوه نمونه گيري هدفمند با استفاده از مصاحبه روان پزشکي به طور تصادفي به دو گروه آزمايش و کنترل انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه کيفيت زندگي بود. يافته هاي به دست آمده از تحليل کوواريانس چند متغيري نشان دادند که بين ميانگين نمرات کيفيت زندگي در مرحله پس آزمون بين دو گروه تفاوت معناداري وجود داشت و آموزش تاب آوري باعث افزايش نمرات کل و ميانگين نمرات هر دو مولفه اصلي کيفيت زندگي گروه آزمايش شد. از يافته هاي به دست آمده در اين مطالعه، چنين نتيجه گيري مي شود که آموزش تاب آوري جهت افزايش ارتقاي کيفيت زندگي مردان تحت درمان با متادون گزينه درماني مناسبي است.

تاثير آموزش تاب آوري بر کيفيت زندگي مردان تحت درمان نگه دارنده متادون

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر خودکارآمدی اجتماعی و تاب آوری در بیماران وابسته به شیشه شهر دزفول

آثار و نتایج زیانبار و مخرب فردی، اجتماعی و فرهنگی وابستگی و اعتیاد به شیشه سبب شده است تا کادر درمانی جامعه برای پیشگیری، ترک و جلوگیری از عود مصرف این ماده مخدر اقدام کنند. هدف این پژوهش اثربخشی آموزش ذهن ­آگاهی بر خودکارآمدی اجتماعی و تاب­ آوری در بیماران وابسته به شیشه شهر دزفول می­باشد.
روش کار: مطالعه حاضر یک تحقیق نیمه ­تجربی با طرح پیش ­آزمون – پس ­آزمون با گروه کنترل می­باشد. جامعه آماری شامل کلیه مردان وابسته به شیشه شهر دزفول بود. نمونـه پـژوهش شامل ۳۴ آزمـودنی بـود که به صورت تصادفی ساده از بین افرادی که در تابستان ۹۶ به کمپ ترک اعتیاد تحت نظر بهزیستی شهرستان دزفول مراجعـه کرده بودند، انتخاب شدند و به گونه­ی تصادفی ساده در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه ۱۷ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه­ ای آموزش ذهن­ آگاهی دریافت کردند و گروه کنترل مداخله ­ای دریافت نکردند. گروه­ها پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی گادیانو و هربرت و مقیاس تاب ­آوری کانر و دیویدسون را به عنوان پیش­ آزمون و پس­ آزمون تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-21 و روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره  (MANCOVA)انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد در مرحله پس­ آزمون بین میانگین خودکارآمدی اجتماعی و تاب­ آوری گروه­های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش ذهن­ آگاهی باعث افزایش خودکارآمدی اجتماعی و تاب­ آوری در بیماران وابسته به شیشه شهر دزفول شد (۰/۰۰۱P<).
نتیجه گیری: ارائه آموزش ذهن­ آگاهی بیماران را به نقاط ضعف و قوت خود و کاستن از ضعف­ های خود آگاه می­کند. لذا با توجه به تأثیر آموزش ذهن­ آگاهی بر افزایش خودکارآمدی اجتماعی و تاب­ آوری در بیماران وابسته به شیشه توصیه می ­شود مشاوران، درمانگران و روانشناسان بالینی از روش مذکور برای افزایش خودکارآمدی اجتماعی و تاب­ آوری در این افراد استفاده کنند.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر خودکارآمدی اجتماعی و تاب آوری در بیماران وابسته به شیشه شهر دزفول

تاب آوری نوجوانان{شناسایی فرایند تاب آوری نوجوانان و جوانان در برابر سوء مصرف مواد}

این مطالعه به شناسایی فرایند تاب آوری نوجوانان و جوانان محله دروازه غار تهران، از طریق تحلیل تجارب زیسته آنان پرداخته است .

روش: این مطالعه کیفی بوده و به روش مطالعه پایه ای با رویکرد استراوس و کوربین ۱۹۹۸-۱۹۹۰ انجام شده است . محیط مطالعه، محله دروازه غار شهر تهران در سال ۱۳۹۰ بود . برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه عمیق و بحث گروهی متمرکز استفاده شد . درمجموع، چهارده مصاحبه با دوازده نفر انجام شد . بحث گروهی متمرکز نیز با حضور هفت نفر برگزار شد . یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که پنج عنصر اصلی، فرایند تاب آوری نوجوانان و جوانان را شرح می دهد: ۱ـ تلاش هدفمند و امید به آینده به منظور کسب هویت؛ ۲ـ به کارگیری استراتژی های حفظ خود، برای غلبه بر؛ ۳ـ عوامل فرهنگی و جامعه انگ زننده، توسعه نیافتگی، محیط پرخطر و موضوع های نگران کننده آن؛ ۴ـ کسب هویت؛ ۵ـ تجربه عوامل تسهیل کننده و مداخله گر .

مهم ترین عاملی که سایر عناصر حول محور آن، معنا و مفهوم می یابد و نظریه برآمده از مطالعه را شکل می دهد، کسب هویت است .

نتیجه گیری: از نتایج مطالعه برمی آید که تایید شدن و رسیدن به معنای زندگی و کسب موفقیت، عمده ترین مقوله هایی هستند که در جریان فرایند تاب آوری نوجوانان و جوانان محله دروازه غار شکل می گیرند. این فرایند از آموزش های دوران کودکی آغاز می شود و با تلاش آنان برای غلبه بر موانع و کسب هویت تداوم می یابد .

شناسایی فرایند تاب آوری نوجوانان در برابر سومصرف مواد

ارتباط بين مدل زيستي شخصيت كلونينجر و تاب آوري در بيماران مبتلا به سوء مصرف مواد

هدف از مطالعه اخیر بررسی ارتباط بین مدل زیستی شخصیت کلونینجر و تاب‌آوری در بیماران مبتلا به سوء‌مصرف مواد بود. مواد و روش‌ها: روش استفاده شده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد. این مطالعه روی افراد مبتلا به اعتیاد مراجعه کننده به مراکز اعتیاد شهر بناب در سال ۱۳۹۵ انجام شد. در میان این جمعیت، ۱۲۰ نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس به‌عنوان شرکت‌کننده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سرشت و منش و میزان تاب‌آوری استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که تاب‌آوری همبستگی مثبت معنی‌داری با نوجویی، پشتکار، همکاری، خودراهبری و خودفرآوری دارد. علاوه بر این همبستگی منفی معنی‌داری بین آسیب پرهیزی و تاب‌آوری در افراد مبتلا به سوء‌مصرف مواد وجود داشت.

نتیجه‌گیری: داده‌ها نشان می‌دهد ابعاد شخصیتی کلونینجر می‌تواند تاب‌آوری را در میان افراد مبتلا به سوء‌مصرف مواد پیش‌بینی کند. ممکن است که پیامدهایی در درمان افراد مبتلا به سوء‌مصرف مواد وجود داشته باشد.

ارتباط بين مدل زيستي شخصيت كلونينجر و تاب آوري در بيماران مبتلا به سوء مصرف مواد

کارگاه تاب آوری

 

🔆🔆کارگاه سه روزه ی تاب آوری روانشناختی 🔆🔆

با همراهی انجمن ازدواج و خانواده کشور ، مرکز روانشناسی سلامت  ودفترمهرورجاوند کارگاه سه روزه تاب آوری از۲۱ لغایت ۲۳ تیرماه در تهران با تاکید بر تحکیم مبانی خانواده و چرخه تاب آوری برگزارشد.

 

مقایسه تاب‌آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیر معتاد و بهبود یافته

هدف از انجام این پژوهش مقایسه تاب آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیرمعتاد و بهبودیافته بود. روش: در این مطالعه علی مقایسه‌ای، تعداد ۳۰ نفر معتاد، ۳۰ نفر غیر معتاد و ۳۰ نفر معتاد بهبودیافته به روش نمونه گیری در دسترس در سال ۱۳۹۰ که متعلق به جمعیت خیریه تولد دوباره در تهران بودند، انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان پرسش نامه های تاب آوری، سبک‌های هویت برزونسکی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده را تکمیل کردند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که در سبک هویتی اطلاعاتی، افراد غیرمعتاد به طور معنی‌داری دارای نمرات بالاتری نسبت به افراد معتاد و افراد بهبود یافته‌اند. در سبک هویتی هنجاری، گروه غیرمعتاد به طور معناداری دارای سطح بالاتری نسبت به گروه معتاد و گروه بهبود یافته هستند. در مقایسه سبک هویت سردرگم/اجتنابی، افراد غیرمعتاد به طور معنی داری دارای نمرات پایین‌تری نسبت به معتادان هستند.

نتایج حاصل از مقایسه تاب‌آوری در چهار گروه نشان داد که افراد غیرمعتاد به طور معناداری دارای تاب آوری بالاتر نسبت به گروه‌های معتاد و بهبودیافته هستند. همچنین افراد بهبود یافته نیز نسبت به معتادین به طور معنی داری دارای تاب‌آوری بالاتری بودند. در مقایسه مولفه معنویت، افراد غیرمعتاد و افراد بهبودیافته به طور معناداری دارای نمرات بالاتری نسبت به افراد معتادند. در مقایسه حمایت اجتماعی ادراک شده، افراد غیرمعتاد و بهبودیافته نسبت به افراد معتاد به طور معناداری دارای سطوح بالاتری هستند.

نتیجه گیری: حضور در گروه‌های NA، دریافت حمایت اجتماعی و مشارکت در فرایند ترک مواد باعث افزایش تاب‌آوری در معتادان بهبودیافته شده است. همچنین هویت یک مولفه فردی نسبتا ثابت است که با مشارکت در فرایند درمان، تغییر چندانی در آن ایجاد نمی شود.

مقایسه تاب‌آوری، سبک‌های هویتی، معنویت و حمایت اجتماعی ادراک شده در افراد معتاد، غیر معتاد و بهبود یافته

رابطه هوش هیجانی و تاب آوری در دانشجویان

رابطه هوش هیجانی و تاب آوری در دانشجویان

در سال های اخیر رویکرد روان شناسی مثبت با شعار توجه به استعدادها و توانمندی های انسان مورد توجه پژوهشگران حوزه های مختلف روانشناسی قرار گرفته است. این رویکرد بر شناسایی سازه ها و پرورش توانمندی هایی تاکید می کند که ارتقاء سلامت و شادکامی انسان را فراهم می کند. تاب آوری مهمترین راهبردی است که در این رویکرد مورد توجه پژوهشگران است.

پژوهش های تاب آوری حاکی از این واقعیت است که برای عوامل خطر، قدرت پیش بینی کننده مطلق وجود ندارد. تاب آوری را فرایند یا توانایی سازگاری موفقیت آمیز به رغم شرایط چالش انگیز و تهدید کننده تعریف کرده اند. والر (۲۰۰۰) اظهار می دارد تاب آوری صرفاً به سازگاری و تطابق سازنده و مثبت در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها اطلاق شده است.

محققان تاب آوری و آسیب پذیری را در دو قطب متضاد یک پیوستار می دانند. آسیب پذیری به افزایش احتمال پیامدهای منفی در برابر خطرات اطلاق می شود.تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی اجتماعی بوده و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد. ورنر و اسمیت (۱۹۹۲) اظهار می دارند تاب آوری می تواند با افزایش مهارت های اجتماعی تقویت گردد. مهارت هایی از قبیل برقراری ارتباط، مهارت های رهبری، حل مساله، مدیریت منابع، توانایی رفع موانع موفقیت و توانایی برنامه ریزی.

اکثر محققان متفق اند که افراد تاب آور در عوامل مشابهی مشترک اند. برخی از این عوامل مشترک عبارتند از: هوش بالاتر، تازه جویی پایین تر، تعلق کمتر به همسالان بزهکار و عدم سوء مصرف مواد مخدر و بزهکاری. محققان ویژگی های مشترک دیگری نیز در افراد تاب آور بررسی کرده اند که عبارتند از خودمختاری بالاتر، استقلال، همدلی، تعهد به کار، جدیت، مهارت های حل مساله خوب و روابط خوب با همسالان.

از جمله مسائلی که در حوزه عوامل موثر بر تاب آوری مطرح است، نقش هوش بر تاب آوری است. برخی یافته ها حکایت از آن دارد که هوش یک عامل تعیین کننده تاب آوری است و برخی هم خلاف این نظر را تایید کردند.لازم به ذکر است که این محققان، هوش عمومی را که توسط آزمون های سنتی هوش سنجیده می شود مد نظر قرار می دادند. اما امروزه گونه ای دیگر از هوش تحت عنوان هوش هیجانی مطرح است که در سال ۱۹۹۰ توسط سالوی و می یر مطرح شد. هوش هیجانی شامل درک، فهم و استدلال و اداره هیجان در خود و دیگران است و مجموعه ای از توانایی ها، کفایت ها و مهارت های غیر شناختی است که توانایی فرد برای کسب موفقیت در مقابله با اقتضائات محیطی را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث فائق آمدن فرد بر فشارها و نیازهای محیط می گردد.

استرس های محیطی در جوانانی که هوش هیجانی پایینی دارند، آنها را در مقابل اختلالات روانی،آسیب پذیر می کند و سازگاری آنها را با محیط به چالش می کشد. اختلالاتی که در این جوانان بیشتر مشاهده می شود عبارتند از اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خوردن و اختلالات سوء مصرف مواد. نظریه پردازان هوش هیجانی بر این باورند که بین هوش هیجانی و قدرت مقابله با موقعیت های مخاطره آمیز رابطه مثبت وجود دارد و بالا بودن هوش هیجانی را به عنوان یک عامل محافظت کننده مطرح نمودند.

ترینیداد و جانسون (۲۰۰۲) در پژوهشی بر روی ۲۰۵ دانش آموز دبیرستانی قومیت های مختلف، رابطه هوش هیجانی و استفاده از الکل و تنباکو را بررسی کردند. آنها دریافتند که بین نمره کلی هوش هیجانی و مقیاس های استفاده از الکل و تنباکو، رابطه منفی وجود دارد و هوش هیجانی به عنوان یک عامل محافظت کننده عمل می کند.

جوکار (۱۳۸۶) پژوهشی با عنوان «نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین هوش هیجانی و هوش عمومی با رضایت از زندگی» بر روی ۵۷۷ دانش آموز دبیرستانی (۲۸۴ دختر و ۲۹۳ پسر) در شیراز انجام داد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش عمومی و هوش هیجانی با تاب آوری رابطه مستقیم دارند و هوش هیجانی پیش بینی کننده قوی تری برای تاب آوری است. همچنین تاب آوری نقش واسطه ای بین انواع هوش و رضایت از زندگی دارد و این نقش در مورد هوش هیجانی قوی تر است.

خدا جوادی و پرو ، پژوهشی را با هدف شناخت رابطه هوش هیجانی و تاب آوری در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که نمره کلی هوش هیجانی و خرده مقیاس های هوش هیجانی (ادراک و ابراز هیجانات، تنظیم هیجانات، بهره جویی از هیجان و اداره کردن هیجان) با تاب آوری رابطه مثبت و معنی دار دارد. خرده مقیاس ادراک و ابراز هیجانات و خرده مقیاس تنظیم هیجانات به طور معناداری تاب آوری را پیش بینی کردند. نتایج این تحقیق را می توان با توجه به عوامل مشترکی که در تحقیقات گذشته یافت شده، توجیه کرد. سالوی، استرود، وولری و ایپل (۲۰۰۲) در پژوهشی نشان دادند که هوش هیجانی، مهارت های مقابله ای انفعالی را به صورت منفی و مهارت های مقابله ای فعال را به صورت مثبت پیش بینی می کند. محمدی (۱۳۸۴) نیز مهارت های مقابله ای را بر تاب آوری افراد موثر دانسته است. بنابراین می توان گفت که هوش هیجانی با مهارت های مقابله ای فعال و موثر ارتباط دارد و از این طریق بر تاب آوری افراد تاثیر می گذارد. از آنجا که مهارت های مقابله ای مثل قدرت نه گفتن و امتناع در برابر مصرف مواد و مقابله با فشار گروه همسالان ( مهارت های مرتبط با سازه هوش هیجانی) در پیشگیری از مصرف مواد موثر است. نتایج این تحقیق می تواند در برنامه های پیشگیری از مصرف مواد با تمرکز بر ارتقاء توانایی های مربوط به هوش هیجانی مورد توجه قرار گیرد.

با توجه به ساختار و مولفه های هوش هیجانی نیز می توان گفت که ادراک و ابراز هیجانات، تنظیم هیجانات، بهره جویی از هیجان و اداره کردن هیجان در موقعیت های پر خطر و ناگوار به عنوان عامل محافظ عمل می کنند و تاب آوری افراد را ارتقا دهند. در ادبیات پژوهشی تاب آوری نیز به مواردی مشابه با مولفه های هوش هیجانی بر می خوریم. توانایی گسترش عواطف به دیگران، احترام به خود، اطمینان به آینده، مسئولیت پذیری برای اعمال خود، خود کنترلی، کفایت خود، درک مثبت خود، خود تنظیم گری هیجان ها، جذابیت کلی برای دیگران، حس معناداری زندگی، دید مثبت به زندگی، فعالیت اجتماعی، حس خود مختاری، روابط خوب با همسالان و انتظارات سالم از این مواردند که به عنوان عوامل موثر بر تاب آوری افراد مطرح هستند و به مولفه های هوش هیجانی نزدیک اند.

از طریق ارتباط درونی که بین مولفه های هوش هیجانی است می توان رابطه آن را با تاب آوری توجیه کرد. تنظیم هیجانات به استفاده مثبت از هیجانات در تسهیل تفکر و فرایند حل مساله کمک می کند و به واکنش موثرتر در موقعیت های پر خطر می انجامد بنابراین تنظیم هیجانات به کاربرد بهینه و بهره جویی از هیجانات که مولفه دوم هوش هیجانی است کمک می کند.تنظیم هیجانات می تواند به مدیریت خوب هیجانات کمک کند. مدیریت خوب هیجانات به خود کنترلی منجر می شود و خود کنترلی از عوامل موثر بر تاب آوری است.

هوش هیجانی از طریق برنامه های مداخله و آموزش های منظم و مفید، تقویت می گردد لذا نتیجه این تحقیق می تواند زمینه ساز انجام تحقیقات مداخله ای جهت پرورش تاب آوری در دانشجویان گردد و با آموزش مهارت های هوش هیجانی در پیشگیری از بروز مشکلات رفتاری به ویژه مصرف مواد مخدر، مفید واقع شود.

منبع : پیشگیری نوین

تاب آوری و اعتياد

2اعتياد بيان کننده يک حالت پاتولوژيک از يادگيری و حافظه است(malenka2007). اگر چه اين با تعاريف متداول از اعتياد در ظاهر تفاوتهايی دارد اما تاکيد وتوجه خاصی به اين مساله ميدهد که  مطالعه اعتياد نميتواند دور از مطالعات روانشناسی يادگيری وتربيتی و جدا از مطالعات نرولوژی و عصب شناختی خصوصا  درناحيه کرتکس مغز باشد به ويژه نواحی فروتنال و مراکز تشويق و پاداش  باشد.
پژوهشها نشان داده است که سطوح اکسيژن مصرفی حتی دراعتيادهای جنسی و پورنوگراف هم  دچار تغييرات شده است. بنا براين با سامانه ای يکپارچه و منسجم از ماده و شعورو شناخت  مواجهه  هستيم .از طرفی ديگر اختلالات نورولوژيک و عصب شناختي دراعتيادهای جنسی هم که رفتاری بيولوژيک است به مانند پرخوری و.. مشاهده و گزارش گرديده است. بر اساس اين دستاوردها ميتوان اذعان داشت پروتکل های درمان  برای موفقيت و اثر بخشی بهتر ميتوانند همزمان از درمانهای مکمل و همراه بهره بگيرند اين ميتواند شامل : دارو درمانی ، شناخت و رفتاردرمانی و يادگيری مهارتهای زندگی باشد. ادامه‌ی خواندن

اثربخشي آموزش مهارت هاي مقابله اي مبتني بر مدل مارلات در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد

اين پژوهش با هدف بررسي اثربخشي آموزش مهارت هاي مقابله اي مبتني بر مدل مارلات در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد انجام شده است.
روش: در يک طرح شبه آزمايشي ۲۷ مراجع با تشخيص اختلال سوء مصرف مواد افيوني که دوره سم زدايي را با موفقيت به پايان رسانده بودند، با روش نمونه گيري در دسترس در دو گروه آزمايشي (۱۳ نفر) و گروه گواه (۱۴ نفر) تقسيم شدند. گروه آزمايشي به مدت ۱۲ جلسه گروهي تحت آموزش مهارت هاي مقابله اي قرار گرفتند و گروه گواه در طول اين مدت هيچ درماني دريافت نکردند. آزمودني هاي مورد پژوهش توسط مقياس تاب آوري کونور ديويدسون (CD-RIS) و آزمايش مورفين پيش از شروع درمان، پايان درمان و پس از اتمام مرحله پيگيري ۴ ماهه، مورد ارزيابي قرار گرفتند. جهت تحليل داده ها از آزمون خي دو و آزمون تجزيه و تحليل کواريانس استفاده شد.
يافته ها: نتايج آزمون خي دو نشان دادکه تفاوت معني داري بين فراواني عود در دو گروه وجود دارد. همچنين نتايج آزمون تجزيه و تحليل کواريانس نشان دادکه بين دو گروه در افزايش تاب آوري در مرحله پس آزمون و پيگيري تفاوت معني دار است.
نتيجه گيري: نتايج نشان داد که آموزش مهارت هاي مقابله اي در پيشگيري از عود و افزايش تاب آوري در افراد وابسته به مواد موثر است.

اثربخشی آموزش مهارت‌های مقابله‌ای مبتنی بر مدل مارلات در پیشگیری از عود و افزایش تاب‌آوری در افراد وابسته به مواد