تونی استالتزفوس(tony stoltzfus)

تونی استالتزفوس،  مدرس حرفه ای کوچینگ است و از سال ۱۹۹۹  بصورت ویژه در زمینه  آموزش و تدریس  کوچینگ فعالیت می‌کند. البته  بخش عمده فعالیت ایشان عام المنفعه و درموسسات آموزشی غیردولتی ( مردم نهاد)  است .

از ایشان هم اکنون  یازده  عنوان کتاب، انواع CD و DVD  آموزشی در اختیار است  تونی استالتزفوس همچنین بنیانگذار مرکزی تخصصی برای ترویج و آموزش کوچینگ است که در این فعالیت عام المنفعه جمعی از نویسندگان دیگر نیزبا ایشان همراهی میکنند تونی استالتزفوس چندین سازمان آموزشی از جمله سه مدرسه آموزش ( کوچینگ)  تأسیس کرده است وتنها در یکی از سازمان‌های غیر دولتی او دهها هزار نفرساعت ، آموزش تخصصی برای  نخبگان و علاقه مندان به این موضوع در  کشورهای مختلف تدارک و فراهم شده است .

تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و صنعت بیمه (بخش دوم)

تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و صنعت بیمه (بخش دوم)
نویسنده: دکتر زینب خالوندی

در بخش اول یادداشت مربوط به “تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و صنعت بیمه” در ارتباط با نقش بیمه در افزایش میزان تاب آوری اجتماعی و اقتصادی افراد و خانواده در زمان بروز حوادث و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی آنان بحث شد. در این بخش از یادداشت، با تفضیل بیشتری در رابطه با ارتباط مؤلفه‌های تاب‌آوری در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه بحث خواهیم کرد. ارتباط مؤلفه‌های تاب‌آوری در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه در ۵ مورد به شرح زیر قابل بحث هستند:
۱) قابلیت اطمینان و اعتبار در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه
قابلیت اطمینان و اعتبار و یا قابل‌اتکا بودن به تحمل‌پذیری سیستم در مقابل مخاطرات و بحران‌ها اطلاق می‌شود. زمانی یک سیستم از این بعد در سطح بالایی است که عوامل ایمنی و حفاظت کننده در سیستم نسبت به بحران ها وجود داشته و سیستم از قابلیت مناسبی برای تغییر در زنجیره تصمیم‌گیری برخوردار است. این امر باعث می‌شود آسیب در یک بخش با احتمال کمتری به سایر بخش‌ها گسترش یابد. طراحی مکانیزم‌هایی برای جلوگیری از سرایت اثرات بحران در یک بخش به بخش دیگر، می‌تواند اثرات مخاطره را موضعی کند. در همین زمینه، صنعت بیمه میتواند با پرداخت های خسارات وارده و جبران بخشی از دارایی از دست رفته، مانع از کاهش قدرت اقتصادی شده و بنابراین سایر بخش ها به فعالیت خود ادامه دهند و خلل کمتری در امور جاری افراد اتفاق بیفتد. این امر از طرفی باعث میشود تا بعد روانشناسی افراد نیز مورد هجوم قرار نگرفته و آرامش ذهنی خانوارتحت شعاع قرار نگیرد.
۲) داشتن ذخیره مازاد در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه
داشتن ظرفیت مازاد و ذخیره احتیاطی کمک می‌کند تا کارکرد سیستم در شرایط بحرانی حفظ شود. این جزء از تاب‌آوری بیان می‌کند در صورتی که زیرساخت‌ها و نهادهای اساسی یک کشور طوری طراحی شوند که برای دست‌یابی به اهداف و مقاصد، امکان استفاده از روش‌های متنوع وجود داشته باشد، احتمال فروپاشی سیستم در شرایط تنش و یا از کار افتادن برخی زیرساخت‌ها، کاهش می‌یابد. بر این اساس از میان ابعاد این ویژگی می‌توان به داشتن ظرفیت مازاد در زیرساخت‌های حساس و مجهز بودن سیستم به انواع راه‌حل‌ها و راهبردها در حل یک مسئله اشاره نمود. در سیستم بیمه نیز، با حق بیمه های اندکی که طی سال های قبل از بروز حادثه، ذخیره شده اند، خانوار به یک ذخیره احتیاطی دسترسی دارد. وجود ذخیره احتیاطی موجب میشود تا افراد بطور مناسب تری در رابطه با راه حل های احتمالی به نتایج مطلوب دست یابند.
۳) هوشیاری و تدبیر در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه
توانایی مطابقت، داشتن انعطاف و در مواقع ممکن تبدیل اثرات منفی مخاطره به اثرات مثبت است. این جزء از تاب‌آوری در یک سیستم، از انعطاف‌پذیری ذاتی آن سیستم نشأت می‌گیرد و زمانی محقق می‌شود که اجزاء سیستم به هم اعتماد داشته باشند و قادر به خودسازمان‌دهی باشند. اگر زیربخش‌های اقتصادی جوامع توانسته باشند در درون خود، اعتماد و خودسازمان‌دهی را حفظ نمایند، با حذف شدن کارکرد برخی از نهادها ناشی از وقوع مخاطره، احتمال این‌که بقیه نهادها به‌طور خودجوش واکنش نشان داده و چالش‌های به وجود آمده را حل نمایند، بالا خواهد رفت. ظرفیت خودسازمان‌دهی به عواملی از قبیل سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و وجود نهادهایی که مشارکت و یکپارچگی بین افراد جامعه و دولت را ممکن می‌سازد، بستگی دارد. این عوامل در شرایطی همانند شکستن دولت که نهادها به خودسازمان‌دهی نیاز دارند، مهم خواهند بود. از آنجاییکه بیمه نیز همانند هر سازمان دیگری زیر بخش های متنوعی مانند بیمه حوادث، بیمه اتومبیل، بیمه عمر و … دارد و نیز با توجه به اینکه همه موارد در یک زمان اتفاق نمی افتد؛ بنابراین در زمان وقوع حوادث، شرکت بیمه میتواند از منابع موجود در بخش های دیگر استفاده نموده و انعطاف پذیری سیستم تامین شود. این مهم باعث شده تا در زمان وقوع بحران، شرکت های بیمه همواره توانایی همراهی و محافظت از دارایی اقتصادی افراد را داشته باشند.
۴) واکنش به مخاطره در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه
توانایی جامعه برای حرکت سریع در مقابله با بحران و مخاطرات است. این جزء از تاب‌آوری مشخص می‌کند که آیا سیستم اقتصادی و اجتماعی یک کشور رویکرد مناسب و سریعی را برای جمع‌آوری اطلاعات مرتبط، از همه قسمت‌های جامعه، ارتباط دادن آنها و تعمیم آنها به سایر قسمت‌ها و همچنینی توانایی تصمیم‌گیری برای سازمان‌دهی مجدد را در زمان معین دارد یا خیر؟ در مواقع مخاطره یا بحران، داشتن ارتباطات مؤثر و قابل‌اعتماد، افراد جامعه و دولت را قادر به مشارکت سریع، مطمئن، درک واحد و صحیح از اثرات مخاطره نموده و آنها را در ارائه پاسخ واحد نسبت به مخاطره هماهنگ می‌نماید.

در این میان، تقویت سرمایه اجتماعی و مشارکت بیشتر مابین دولت و بخش خصوصی و سایر نهادها باعث می‌شود فهم مشترکی از عمق مخاطره در کشور به وجود آید و این امر اعتماد آحاد جامعه نسبت به هم را نیز افزایش می‌دهد. لذا از ابعاد این جزء می‌توان به مخابره مؤثر و مشارکت فراگیر اشاره نمود. در رابطه با صنعت بیمه، این مهم بطور ذاتی در سیستم وجود دارد زیرا در زمان بیمه شدن افراد، اطلاعات کامل آنان ثبت شده و در زمان وجود بحران دسترسی به اطلاعات بطور مناسبی صورت میگیرد.
۵) احیاء در سیستم اقتصادی و صنعت بیمه
توانایی برای برگرداندن سیستم به کارکرد نرمال خود پس از وقوع بحران است و بر منعطف بودن و مطابقت پذیری و بهبود اوضاع در مواجه با تغییرات محیطی بعد از ظهور مخاطره دلالت دارد. این جزء از تاب‌آوری لازم است خلأهای دانشی کشف و سپس سامان‌دهی پژوهش‌ها با پر کردن خلاءهای مذکور صورت پذیرد. همچنین سازوکارهایی وجود داشته باشد که دانش ارتقاء یافته عملی گردد. اجزای تاب‌آوری شامل مؤلفه‌هایی همچون شدت نفت، ریسک سیاسی، تولید ملی، فساد، کیفیت عرصه داخلی، بلایای طبیعی و غیره می‌شوند. صنعت بیمه میتواند در مواجهه با بلایای طبیعی، این وظیفه را بدرستی به انجام رساند.

نتیجه گیری: از آنجاییکه صنعت بیمه در هر یک از ۵ مورد اشاره شده در بالا، به خوبی میتواند نقش قابل توجهی را در زمان وقوع بحران ها و مخاطرات و نیز دوران گذار از شرایط نامساعد بعنوان احیاکننده و بهبود دهنده سیستم اقتصادی ایفا کند؛ بنابراین میتوان گفت که وجود صنعت بیمه در بهبود تاب آوری فردی، خانوار و اجتماعی، بخش لاینفک اقتصادی محسوب میشود.

تاب آوری مسیر شغلی زنان : نقش انطباق پذیری و خودکار آمدی ‏

تاب‌آوری ازجمله متغیرهایی است که جایگاه ویژه‌ای در حوزه‌های روانشناسی تحول، روانشناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است، به‌طوری‌که هرروز برشمار پژوهش‌های مرتبط با این سازه افزوده شده است .پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش انطباق‌پذیری و خودکار آمدی ‏در پیش‌بینی تاب‌آوری مسیر شغلی زنان شاغل اجرا گردید. این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را زنان ‏شاغل یک شرکت در استان کهگیلویه و بویراحمد تشکیل دادند که بر اساس نمونه‌گیری در دسترس تعداد ۱۳۲ نفر از آن‌ها به‌عنوان حجم ‏نمونه انتخاب شدند.جهت جمع‌آوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه‌های انطباق‌پذیری شغلی ساویکاس(۲۰۱۲)، خودکارآمدی عمومی ‏شرر(۱۹۸۲) و تاب‌آوری شغلی مورگان (۲۰۰۱)استفاده شد و با استفاده از نرم‌افزار و ‏SPSS‏ و PLSدر دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از ‏آزمون‌های همبستگی پیرسون جهت سنجش رابطه بین متغیرها و همچنین جهت پیش‌بینی متغیر ملاک(تاب‌آوری) رگرسیون گام‌به‌گام مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی عمومی و انطباق‌پذیری با تاب‌آوری رابطه مثبت ‏معناداری وجود دارد.همچنین نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازندگی مناسبی برخوردار است.بنابراین نتیجه گرفته می‌شود که متغیرهای مستقل قادر به پیش‌بینی تغییرات متغیر وابسته هستند و انطباق‌پذیری و خودکارآمدی بالا باعث افزایش تاب‌آوری مسیر شغلی خواهد شد.‏

تاب آوری مسیر شغلی زنان نقش انطباق پذیری و خودکار آمدی ‏

بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس تاب آوری مسیر شغلی

با توجه به اهمیت حوزه تاب آوری مسیر شغلی و گستردگی کاربرد‌های ناشی از آن پژوهش حاضر با هدف بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس تاب آوری مسیر شغلی مورگان لیون در میان کارمندان و دانشجویان چهار شهر کشور) تهران، شیراز، یزد، سقز) صورت گرفته است.

پژوهش حاضر از نوع توصیفی و زمینه‌یابی از نوع آزمون سازی می‌باشد که جامعه آماری شامل کلیه کارمندان و دانشجویان کشور بودند که به صورت نمونه در دسترس ۴ شهر (تهران، شیراز، یزد و سقز) انتخاب شدند. به این منظور تعداد ۶۲۵ کارمند و ۲۶۴ دانشجو از سازمان‌ها و دانشگاه‌های مختلف این شهرها به صورت نمونه‌گیری خوشه ای انتخاب شدند و پرسش نامه را تکمیل نمودند. روش‌های آماری شامل محاسبه نمرات t، رتبه درصدی، آلفای کرونباخ و جهت بررسی روایی از روش دو نیمه کردن استفاده شد و جدول هنجار درصدی و استاندارد هم برای دانشجویان و هم کارمندان تهیه شد.

نتایج نشان داد که اعتبار آزمون به روش آلفای کرونباخ برای کارمندان.۰٫۹۰۱ و برای دانشجویان،۰٫۸۸۴ محاسبه شد. همچنین بررسی روایی تصنیف حاکی از آن بود که بین دو نیمه آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد. در کل یافته نشان داد که مقیاس فوق ابزاری مناسب و دارای شواهد روان سنجی مطلوب برای سنجش تاب آوری مسیر شغلی در جامعه ایرانی محسوب می‌شود.

بررسی اعتبار، پایایی و هنجاریابی مقیاس تاب آوری مسیر شغلی