شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است

شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است.

دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور تاکید کرده است شعر شریان حیاتی فرهنگ ایران است.

شعر فارسی در طول تاریخ ایران  بعنوان رکن اصلی هویت فرهنگی و ملی ما بوده است.

شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است و هویت تاریخی و ملی را حفظ می‌کند.

اگر به گذشته پر فراز و نشیب ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که بارها این سرزمین با جنگ‌ها، یورش‌های بیگانه، سرکوب‌های سیاسی و فشارهای اجتماعی روبه‌رو بوده است. اما چیزی که پیوسته در این میان باقی مانده و چون رودی زلال جریان یافته، شعر فارسی است.
از فردوسی تا حافظ، از مولوی تا سعدی و از شاعران کلاسیک تا شاعران معاصر، همه و همه با زبان شعر توانسته‌اند روح ایرانی را زنده نگه دارند.
شعر در ایران ابزاری برای زیبایی و هنر و رسانه‌ای برای تاب‌آوری ، مقاومت، پایداری و امید بوده است. وقتی از «تاب‌آوری ایران» سخن می‌گوییم، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آن همین شعر فارسی است که در طول قرن‌ها مردم را به هم پیوند زده، زبان را پاسداری کرده و امکان ابراز اندیشه و احساس را فراهم آورده است.

پیوستگی فرهنگی ایران چیست ؟

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های نقش شعر فارسی در تاب‌آوری ایران، پاسداری از پیوستگی فرهنگی است. پس از ورود اسلام به ایران، زبان عربی در عرصه‌های علمی و دینی چیرگی یافت. بسیاری بیم داشتند که زبان و فرهنگ ایرانی به فراموشی سپرده شود. در چنین شرایطی، فردوسی بزرگ با سرودن شاهنامه کاری کرد که کمتر نمونه‌ای در تاریخ دیده می‌شود. او بیش از سی سال عمر خود را وقف سرودن منظومه‌ای کرد که هم زبان فارسی را زنده نگه داشت و هم اسطوره‌ها، داستان‌ها و ارزش‌های ایران باستان را به نسل‌های بعد رساند.

شاهنامه فردوسی در واقع دایرهالمعارف هویت ایرانی است. در زمانی که خطر نابودی زبان فارسی وجود داشت، فردوسی با سروده‌های خود آن را استوار کرد. از این رو، بسیاری پژوهشگران معتقدند اگر شاهنامه نبود، شاید زبان فارسی امروز در این گستره و شکوه باقی نمی‌ماند.
شاهنامه به ایرانیان یادآوری کرد که فرهنگشان دیرینه و ریشه‌هایشان عمیق است.
شاهنامه سرشار از ارزش‌های انسانی همچون عدالت، خرد، شجاعت و آزادگی است. این ارزش‌ها در طول تاریخ الهام‌بخش مردم بوده‌اند. وقتی ایرانیان در شرایط دشوار قرار می‌گرفتند، با خواندن داستان‌های رستم، سهراب، سیاوش و دیگر قهرمانان شاهنامه، دوباره به قدرت و هویت خود ایمان می‌آوردند.
بنظر میرسد شاهنامه به چراغی تبدیل شده است که هم زبان فارسی را روشن نگاه داشته و هم روح مقاومت و امید را در دل ایرانیان زنده کرده است.

پس از فردوسی و شاهنامه، شعر فارسی وارد مرحله‌ای دیگر شد؛ مرحله‌ای که بیشتر با عرفان و معنویت پیوند خورد.
شاعرانی چون مولوی و حافظ هم به صحنه آمدند. شعر آنان منبعی عظیم از معنویت، آرامش و امید الها م بخش ایرانیان شد. در تاریخ ایران، مردمان بارها با بحران‌های اجتماعی و سیاسی روبه‌رو شدند، اما شعر و الهامات عرفانی توانست روح آنان را آرام کند و به آنها نیرویی درونی ببخشد.

مولوی هم با مثنوی معنوی، جهانی از اندیشه‌های ژرف را به زبان ساده و شاعرانه بیان کرد. اشعار او سراسر دعوت به عشق، صلح، امید و رهایی از محدودیت‌هاست.
در زمانی که مردم گرفتار جنگ‌ها و اختلاف‌ها بودند، مولوی با اشعار خود نشان داد که می‌توان با عشق و معنویت از هر مانعی عبور کرد. اغلب اوقات اشعار او مانند پلی میان زمین و آسمان عمل میکنند و به ایرانیان یادآوری کردند که ارزش‌های درونی و معنوی مهم‌تر از فشارهای بیرونی هستند.

در این میان بنظر میرسد حافظ جایگاهی ویژه دارد. دیوان حافظ ، بلکه مرجعی برای یافتن امید و راهنمایی در لحظات دشوار است. در خانه بسیاری از ایرانیان دیوان حافظ حضور دارد و سنت فال گرفتن با اشعار او نشان می‌دهد که شعر چگونه در زندگی روزمره مردم ریشه دوانده است.
اشعار حافظ سرشار از پیام‌هایی برای آزادی، عشق و ایمان به زندگی است. او در قالب غزل‌های خود به مردم آموخت که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان با امید و شادمانی زیست.

شعر حافظ و مولوی نوعی تاب‌آوری معنوی برای ایرانیان آفرید.
وقتی زندگی روزمره پر از دشواری و فشار است، این اشعار مانند دریچه‌ای به سوی آرامش و امید عمل می‌کنند. این میراث معنوی همچنان تا امروز زنده است و مردم در لحظات سختی با خواندن اشعار این شاعران آرامش می‌یابند.

یکی دیگر از نقش‌های مهم شعر فارسی در تاریخ ایران، کارکرد آن به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و سیاسی است.
شاعران در دوره‌های مختلف به شکلی ظریف و گاه طنزآمیز، ناعدالتی‌ها و فسادهای موجود را بازتاب داده‌اند. در این میان سعدی شادی بعنوان یک جامعه شناس منتقد نمونه‌ای برجسته است. گلستان و بوستان سعدی پر از حکایت‌ها و اشعاری است که در عین سادگی، پیام‌های عمیق اجتماعی و اخلاقی دارند.

سعدی با حکمت و شیرینی کلام خود نکاتی را بیان کرده است که شاید به زبان مستقیم ممکن نبود. او در قالب داستان‌ها و تمثیلات، حاکمان ستمگر، قاضیان ناعادل و جامعه‌ای گرفتار فساد را نقد کرده است. شعر سعدی راهی برای انتقاد غیرمستقیم است. سعدی در آثار خود همیشه به مردم یادآوری کرده است که عدالت، انصاف و انسانیت ارزش‌هایی هستند که باید پاسداری شوند.

این ویژگی تنها مختص سعدی نیست. بسیاری از شاعران در دوره‌های مختلف، از ناصر خسرو گرفته تا عارفان و شاعران معاصر، با زبان شعر به نقد جامعه پرداخته‌اند. شعر در ایران همواره راهی بوده است برای بیان آنچه در دل مردم می‌گذرد، بدون آنکه لزوماً به رویارویی مستقیم با قدرت بیانجامد. همین ویژگی سبب شد که شعر فارسی تبدیل به رسانه‌ای برای پایداری اجتماعی و فرهنگی شود.

شاعران با استفاده از تمثیل و استعاره توانستند مفاهیم پیچیده‌ای همچون آزادی، عدالت، حقیقت و اعتراض را به مردم منتقل کنند. به این ترتیب، شعر به ابزاری برای آگاهی‌بخشی و ایجاد همبستگی اجتماعی تبدیل شد.

آنچه شعر فارسی را منحصر به فرد می‌کند، تنها حضور آن در کتاب‌ها و دیوان‌ها نیست، بلکه حضور زنده و روزمره آن در زندگی مردم است.
در ایران، شعر همیشه بخشی از فرهنگ عامه بوده است. مردم در گفتگوهای روزمره، در ضرب‌المثل‌ها، در جشن‌ها و حتی در مراسم سوگواری از شعر بهره می‌گیرند. این حضور دائمی نشان می‌دهد که شعر در ایران فقط یک هنر نخبه‌پسند نیست، بلکه رسانه‌ای برای همه مردم است.

بسیاری از خانواده‌ها هنوز در شب یلدا گرد هم می‌آیند و با دیوان حافظ فال می‌گیرند. در مجالس شادی یا غم، اشعار شاعران بزرگ خوانده می‌شود. کودکان در مدرسه از همان سال‌های ابتدایی با شعر آشنا می‌شوند و بسیاری از ابیات معروف در حافظه جمعی مردم باقی می‌ماند. این هم‌نشینی شعر با زندگی روزمره سبب شده که شعر فارسی همواره نقشی پررنگ در تاب‌آوری مردم داشته باشد.

وقتی جامعه با دشواری‌ها روبه‌رو می‌شود، مردم برای بیان احساسات خود به شعر پناه می‌برند. بسیاری از مفاهیمی که شاید نتوان به زبان عادی بیان کرد، در قالب شعر به آسانی بیان می‌شوند. این ویژگی سبب شده که شعر مانند زبانی مشترک برای همبستگی و مقاومت عمل کند.

حتی در دنیای معاصر، با وجود رسانه‌های جدید و فناوری‌های نوین، شعر فارسی جایگاه خود را از دست نداده است. در شبکه‌های اجتماعی، نقل قول از اشعار حافظ، مولوی و سعدی همچنان رایج است. نسل جوان نیز از طریق همین شعرها با گذشته و فرهنگ خود پیوند برقرار می‌کند.

شعر فارسی در طول تاریخ ایران یکی از مهم‌ترین رسانه‌های تاب‌آوری و پایداری بوده است. از فردوسی که زبان و هویت ایرانی را پاسداری کرده است، تا حافظ و مولوی که معنویت و امید را زنده نگاه داشته اند، و از سعدی که نقد اجتماعی را به زبان هنر بیان کرد، تا مردمی که در زندگی روزمره با شعر نفس کشیده‌اند، همگی نشان می‌دهند که شعر شریان حیاتی فرهنگ ایران است.

شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است که از دل تاریخ و اساطیر، توانایی مقاومت و تاب آوری  را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است که حافظه تاریخی و هویت فرهنگی را حفظ کرده و نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد؛شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است چون با انتقال حکمت و آموزه‌های کهن، فرهنگ مقابله با مشکلات را تعمیق می‌کند.

دکتر محمدرضا مقدسی مدیر و موسس خانه تاب آوری تاکید میکند در شرایطی که ایران بارها با بحران‌های بیرونی و درونی روبه‌رو شده، شعر فارسی همچون سپری فرهنگی و معنوی عمل کرده است. این میراث گرانبها  هم گذشته را روشن کرده و هم  در امروز و فردا نیز راهنمایی برای نسل‌ها خواهد بود. به همین دلیل می‌توان گفت شعر فارسی نه فقط وسیله‌ای برای بیان زیبایی‌ها، بلکه مهم‌ترین ابزار مقاومت و تاب‌آوری ملت ایران است.

 

شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است
شعر مهمترین رسانه تاب‌آوری ملت ایران است

نظرات بسته شده است.