مفهوم تاب‌ آوری و نسبت آن با رسانه

مفهوم تاب‌ آوری و نسبت آن با رسانه، می‌تواند معیار مناسبی برای سنجش اثرگذاری پیام‌های رسانه‌ای در شرایط بحران باشد.

رسانه امروز بیش از هر زمان دیگری نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به گفتمان عمومی و چارچوب‌سازی واقعیت‌های اجتماعی دارد؛ از این رو تحلیل رابطه میان رسانه و مفاهیمی مثل تاب‌آوری اجتماعی و رفاه اجتماعی واجد اهمیت راهبردی است.

نسبت تاب‌آوری و رسانه به این شکل است که رسانه به عنوان یک نظام اطلاع‌رسانی و آموزشی، نقش کلیدی در ایجاد و تقویت تاب‌آوری ایفا می‌کند.

از طریق آموزش رسانه ای ، مردم می‌آموزند چگونه با تهدیدات و مشکلات مواجه شوند و توانمندی‌های خود را توسعه دهند. همچنین رسانه‌ها می‌توانند شبکه‌های حمایت اجتماعی را فعال کنند و افراد را به مشارکت در فرآیندهای بازسازی و بهبود جامعه ترغیب نمایند

رسانه‌ کانال انتقال خبر و ابزاری برای تولید معنا، هویت‌سازی جمعی و سازماندهی رفتارهای شهروندی نیز محسوب می‌شوند؛ به همین دلیل سیاست‌گذاری رسانه‌ای و چارچوب‌های نظارتی مناسب، می‌تواند تعیین‌کننده میزان پایداری اجتماعی در برابر شوک‌ها باشد.

مفهوم تاب‌ آوری و نسبت آن با رسانه، نشان‌دهنده تأثیر رسانه‌ها در تقویت یا تضعیف مقاومت روانی جوامع است.

برای بررسی دقیق، لازم است رسانه‌ها را هم از منظر کارکرد اطلاع‌رسانی و هم از منظر نقش فرهنگی ـ هنجاری تحلیل کنیم تا معلوم شود چگونه پیام‌ها، روایت‌ها و الگوهای رسانه‌ای می‌توانند سرمایه اجتماعی را تقویت یا تضعیف کنند و پیامد آن بر شاخص‌های رفاه چه خواهد بود.

رسانه‌ها چهار کارکرد کلیدی ایفا می‌کنند:

اطلاع‌رسانی دقیق در زمان بحران،

آموزش عمومی برای تقویت توانمندی‌های فردی و جمعی،

نهادسازی برای پاسخ‌گویی و شفافیت،

و در نهایت شکل‌دهی به ارزش‌ها و هنجارها.

وقتی رسانه‌ها به‌درستی اطلاعات تخصصیِ مدیریت بحران را منتشر می‌کنند، با کاهش شایعات و ایجاد قضاوت جمعی صحیح، تاب‌ آوری اجتماعی افزایش می‌یابد.

بالعکس، تمرکز رسانه‌های کم‌کیفیت بر محتوای هیجانی، خبرسازی منفی و انتشار اطلاعات ناقص می‌تواند اضطراب جمعی را تشدید کند و توان مقابله جامعه را کاهش دهد.

بنابراین تقویت استانداردهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، دسترسی همگانی به منابع معتبر و حمایت از رسانه‌های مستقل از ضروری‌ترین اقدامات برای افزایش کارآمدی رسانه در خدمت رفاه اجتماعی است.

مفهوم تاب‌ آوری اجتماعی فراتر از تاب‌آوری فردی است؛ این مفهوم شامل ظرفیت شبکه‌های خانوادگی، سرمایه اجتماعی میان گروه‌ها و توان پاسخ‌گویی نهادهای عمومی است.

در سطح فردی، رسانه‌های آموزشی می‌توانند مهارت‌های مقابله‌ای، اطلاعات سلامت روان و راهکارهای عملی را به مخاطب منتقل کنند؛ در سطح جامعه، رسانه‌ها با تولید روایت‌های همبستگی‌ساز و برجسته کردن الگوهای موفق، انسجام اجتماعی را تقویت می‌کنند و در سطح نهادی، با به‌کارگیری ابزارهای افشاگرانه و نظارتی، نهادها را به پاسخ‌گویی و بهبود سیاست‌ها و خدمات مجبور می‌سازند.

به عبارت دیگر، تاب‌ آوری بدون رسانه‌های مسئول و شفاف ناقص خواهد ماند؛ زیرا جریان اطلاعات، اعتماد اجتماعی و فرصت‌های مشارکت را شکل می‌دهد که همگی از ارکان تاب‌آوری‌اند.

رفاه اجتماعی مفهومی چندبعدی است که امنیت اقتصادی، دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزشی، فرصت‌های شغلی و عدالت توزیعی را دربر می‌گیرد؛ رسانه‌ها در هر یک از این بعدها می‌توانند نقش سازنده‌ای داشته باشند.

از طریق آگاهی‌بخشی هدفمند، رسانه‌ها می‌توانند اطلاعات لازم درباره خدمات رفاهی، برنامه‌های حمایتی دولت و راه‌های دسترسی به فرصت‌ها را در اختیار شهروندان قرار دهند؛ این روند باعث می‌شود شهروندان بهتر از حقوق خود آگاه شوند و از مزایای خدمات بهره‌مند گردند.

افزون بر این، رسانه‌ها باید صدای اقشار آسیب‌پذیر را برجسته کنند تا سیاست‌گذاران به اصلاح نابرابری‌ها و اختصاص منابع مطلوب‌تر تشویق شوند؛ در غیر این صورت رسانه‌های تجاری که هنجارهای مصرف‌گرایانه را ترویج می‌کنند، ممکن است فاصله ادراک‌نشده بین وضعیت واقعی رفاه و تصویر رسانه‌ای را افزایش دهند.

پیوند میان رسانه، تاب‌ آوری و رفاه را می‌توان به‌صورت یک چرخه تقویتی تصور کرد:

رسانه با اطلاع‌رسانی و آموزش، سرمایه اجتماعی را تقویت می‌کند؛ سرمایه اجتماعی بالاتر یعنی شبکه‌های حمایتی قوی‌تر، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی بیشتر که همگی تاب‌آوری جامعه را افزایش می‌دهند؛ تاب‌آوری بیشتر به نوبه‌ی خود زمینه را برای سیاست‌های رفاهی پایدارتر و اجرای مؤثرتر برنامه‌ها فراهم می‌سازد؛ و رفاه اجتماعی بالاتر موجب ایجاد شهروندان سالم‌تر، فعال‌تر و کم‌آسیب‌تر می‌شود که این چرخه را تداوم می‌بخشد.

این چرخه نشان می‌دهد سیاست‌گذاری جداگانه در حوزه رسانه یا رفاه به‌تنهایی ناکافی است و نیازمند رویکرد یکپارچه میان‌بخشی هستیم تا اثرات هم‌افزا حاصل گردد.

با وجود ظرفیت‌های بسیار، تهدیداتی نیز وجود دارد که باید مدیریت شوند:

اول، انتشار مداوم اخبار منفی و محتوای ویروسی می‌تواند سلامت روان جمعی را تضعیف کند؛

دوم، قطبی‌سازی و نفرت‌پراکنی در شبکه‌های اجتماعی اعتماد عمومی را کاهش می‌دهد و تاب‌آوری اجتماعی را آسیب‌پذیر می‌سازد؛

سوم، فقدان سواد رسانه‌ای و مهارت‌های تشخیص اطلاعات معتبر باعث توزیع گسترده اطلاعات غلط و مانع اجرای سیاست‌های رفاهی می‌شود.

برای مدیریت این تهدیدها لازم است راهکارهایی مانند ایجاد چارچوب‌های قانونی برای مقابله با اطلاعات مضر، سرمایه‌گذاری در سواد رسانه‌ای عمومی، و تشویق رسانه‌های محلی و مستقل به‌کار گرفته شود تا همزمان از آزادی بیان حمایت و از پیامدهای مخرب جلوگیری شود.

در جمع‌بندی، برای بهره‌برداری حداکثری از نقش رسانه در تقویت تاب‌آوری و ارتقای رفاه اجتماعی باید چهار راهبرد راهبردی دنبال شود:

(۱) تقویت سواد رسانه‌ای در تمام سطوح جامعه؛

(۲) حمایت قانونی و مالی از رسانه‌های مستقل و عمومی تا پوشش منصفانه مسائل رفاهی تضمین شود؛

(۳) طراحی و اجرای طرح‌های اطلاع‌رسانی هدفمند در زمان بحران با همکاری نهادهای تخصصی و رسانه‌ها؛

(۴) اجرای سیاست‌های رسانه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی تا رسانه‌ها به‌جای برجسته‌سازی نابرابری، عامل کاهش آن گردند.

 

دکتر علیرضا صارمی در خاتمه آورده است پیاده‌سازی این راهکارها می‌تواند رسانه را به ابزاری قدرتمند برای افزایش رفاه عمومی و تاب‌آوری تبدیل کند و جامعه‌ای مقاوم‌تر، عادلانه‌تر و با کیفیت زندگی بالاتر پدید آورد.

 

مفهوم تاب‌ آوری و نسبت آن با رسانه
مفهوم تاب‌ آوری و نسبت آن با رسانه

نظرات بسته شده است.