پیشگام تابآوری
پیشگام تابآوری، امی ورنر با مطالعه طولی کاوایی نشان داد که حتی کودکانی که در شرایط پرخطر رشد میکنند میتوانند با وجود روابط حمایتی و ویژگیهای فردی مثبت به بزرگسالانی موفق تبدیل شوند.
امی ای. ورنر (Emmy E. Werner) (1929–2017) یکی از برجستهترین روانشناسان رشد در قرن بیستم است که نام او با مفهوم «تابآوری» در کودکان گره خورده است. پژوهشهای او بهویژه مطالعه طولی کاوایی نهتنها نگاه متخصصان را نسبت به کودکان در معرض خطر تغییر داد، بلکه موجب شکلگیری حوزهای مستقل و تأثیرگذار در روانشناسی شد: پژوهش علمی تابآوری. اثرگذاری ورنر آنقدر گسترده است که او را یکی از بنیانگذاران اصلی این حوزه میدانند.
امی ورنر در سال 1929 در شهر کوچک التویل آلمان به دنیا آمد. دوران کودکی او مصادف با سالهای پرآشوب جنگ جهانی دوم بود؛ دورانی که بسیاری از خانوادهها با قحطی، ویرانی و ناامنی مواجه بودند. تجربه بزرگشدن در چنین شرایطی بهشدت بر ذهن او اثر گذاشت و احتمالاً منشأ علاقهاش به این پرسش شد که چرا برخی کودکان در مواجهه با سختترین شرایط همچنان مسیر رشد سالم را طی میکنند. ورنر بعدها به ایالات متحده مهاجرت کرد و تحصیلات عالی خود را در زمینه روانشناسی ادامه داد.
او در سال 1955 موفق شد دکترای روانشناسی رشد را از دانشگاه نبراسکا دریافت کند و پس از آن وارد حرفه دانشگاهی شد. سالها تدریس و تحقیق در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس جایگاه او را به عنوان یکی از چهرههای پیشگام در پژوهش رشد انسان تثبیت کرد.
مهمترین بخش میراث علمی ورنر، مطالعه طولی کاوایی است. این پژوهش در سال 1955، یعنی همان سال دریافت دکترای او، در جزیره کاوایی هاوایی آغاز شد. هدف ورنر و همکار نزدیکش روت اسمیت این بود که رشد انسان را نه در یک مقطع زمانی کوتاه، بلکه در گسترهای طولانی و واقعی از زندگی بررسی کنند.
آنها 698 کودکمتولد سال 1955 را از بدو تولد تا بزرگسالی دنبال کردند؛ کاری که در آن زمان بسیار بیسابقه بود. دادهها از طریق پروندههای پزشکی، پروندههای مدرسه، مصاحبه با والدین و بعدها مصاحبههای شخصی با خود کودکان جمعآوری شد. این فرایند طولانی باعث شد مطالعه کاوایی یکی از جامعترین و مهمترین مطالعات طولی در تاریخ روانشناسی رشد شود.
یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش، کشف پدیدهای بود که بعدها «تابآوری» نام گرفت.
ورنر مشاهده کرد که حدود یکسوم از کودکان مطالعه در محیطهای بهشدت پرچالش—مانند فقر شدید، بیثباتی خانوادگی، بیماری روانی والدین، تعارضات شدید خانوادگی یا سوءمصرف موا بزرگ شدهاند.
رویکردهای غالب آن دوران در روانشناسی معتقد بودند چنین کودکانی اغلب محکوم به شکست تحصیلی، مشکلات رفتاری یا اختلالات روانی هستند. اما یافتههای ورنر خلاف این پیشبینیها را نشان داد: **تقریباً یکسوم از همین کودکان پرخطر، بزرگسالانی سالم، توانا، باثبات و موفق** شدند. آنها در مدرسه عملکرد خوبی داشتند، شغلهای پایدار داشتند و روابط سالمی برقرار کردند.
ورنر به این نتیجه رسید که وجود عوامل خطر لزوماً به معنی شکست نیست. بلکه آنچه تفاوت ایجاد میکند عوامل محافظتی است. ورنر سه گروه از عوامل محافظتی را شناسایی کرد:
نخست، روابط حمایتی . او دریافت کودکانی که حداقل یک بزرگسال مراقب، قابل اعتماد و باثبات در زندگی خود دارند—خواه مادر، پدر، مادربزرگ، معلم یا حتی یک مربی—بهمراتب احتمال بیشتری دارد که با وجود فشارهای محیطی رشد سالمی را تجربه کنند. اهمیت همین حمایت حداقلی بعدها یکی از ستونهای اصلی مداخلات روانشناسی رشد و آموزش شد.
دوم، ویژگیهای فردی خود کودک. ورنر نشان داد ویژگیهایی مانند اجتماعی بودن، کنجکاوی، استقلال نسبی، اعتمادبهنفس و مهارت در حل مسئله در میان کودکان تابآور شایعتر است. این ویژگیها به آنها کمک میکرد روابط حمایتی را جذب کنند و در شرایط دشوار انعطافپذیری بیشتری نشان دهند.
سوم، منابع اجتماعی و ساختارهای جامعه. نهادهایی مانند مدرسه، گروههای مذهبی یا اجتماعی، برنامههای جوانان و مراکز اجتماعی میتوانستند برای کودکان تجربه تعلق، هدف و هویت مثبت فراهم کنند. از نظر ورنر، تابآوری نه فقط یک ویژگی فردی، بلکه نتیجه تعامل فرد، خانواده و جامعه است.
نتایج این مطالعه رویکرد روانشناسی را به شکل اساسی تغییر داد. تا پیش از ورنر، نگاه غالب بر «نقص» و «آسیب» متمرکز بود، اما او نشان داد که تمرکز بر نقاط قوت و ظرفیتها نیز ضروری است. بهجای پرسش «چرا کودکان آسیب میبینند؟»، ورنر پرسید: «چرا برخی کودکان از میان سختیها سربلند بیرون میآیند؟»
این تغییر نقطهنظر زمینهساز رشد حوزه گستردهای از پژوهشها و مداخلات شد که امروزه در روانشناسی مثبتنگر، آموزش، رفاه اجتماعی، سیاستگذاری سلامت و حتی علوم اعصاب کاربرد دارد.
ورنر یافتههای خود را در چندین اثر مهم منتشر کرد که از جمله شناختهشدهترین آنها میتوان به Vulnerable but Invincible (1989)، Overcoming the Odds (1992) و Journeys from Childhood to Midlife (2001) اشاره کرد.
این آثار داستان رشد کودکان تابآور را با دقت علمی و عمق انسانی روایت میکنند.
میراث ورنر بسیار پایدار است. او نشان داد که سرنوشت کودکان—even those born into the most difficult circumstances—محکوم به گذشته نیست. روابط انسانی، حمایت، فرصتها و تواناییهای فردی میتوانند مسیر زندگی را بهطور چشمگیری تغییر دهند. پژوهشهای او الهامبخش بسیاری از برنامههای حمایتی، آموزشی و درمانی شده است که هدفشان تقویت تابآوری در کودکان و نوجوانان است.
نظرات بسته شده است.