هوش مدیریتی و تاب آوری سازمان
هوش مدیریتی و تاب آوری دو مفهوم بنیادی در مدیریت مدرن هستند که در موفقیت سازمانها و رهبران نقش اساسی ایفا میکنند.
هوش مدیریتی به توانایی فرد در تصمیمگیری منطقی، حل مسائل پیچیده، برنامهریزی استراتژیک و مدیریت منابع انسانی و مالی هوش مدیریتی گفته شده است.
هوش مدیریتی (Managerial Intelligence یا MQ) به مجموعهای از تواناییها، مهارتها و ظرفیتهای ذهنی گفته میشود که به مدیران کمک میکند تا بهطور مؤثر سازمان و تیم خود را هدایت کنند و در محیطهای پیچیده و متغیر کسبوکار موفق باشند.
هوش مدیریتی نوع خاصی از هوش نیست، بلکه ترکیبی از انواع مختلف هوش است که مدیران برای موفقیت در مدیریت به آن نیاز دارند.
این هوش شامل هوش عقلایی، هیجانی، سیاسی و سایر ابعاد مرتبط است که با هم به مدیران کمک میکند تا سازمان را به بهترین شکل مدیریت کنند. برای انتخاب مدیران شایسته در پستهای کلیدی سازمان، توجه به مولفههای مختلف هوش مدیریتی ضروری است، چرا که این مولفهها قابل یادگیری و ارتقا هستند و نقش مهمی در موفقیت سازمان ایفا میکنند
هوش مدیریتی ترکیبی از چند نوع هوش است که مهمترین آنها عبارتند از:
-
هوش عقلایی (منطقی): این نوع هوش به مدیران کمک میکند تا امور و وظایف روزمره را به صورت منطقی و تحلیلی انجام دهند، مسائل را حل کنند و تصمیمات درست بگیرند
-
هوش هیجانی: هوش هیجانی توانایی درک، مدیریت و کنترل احساسات خود و دیگران است. مدیران با هوش هیجانی بالا میتوانند ارتباطات مؤثر با افراد، گروهها و تیمها برقرار کنند و فضای کاری سالم و انگیزشی ایجاد نمایند
-
هوش سیاسی: این هوش به مدیران امکان میدهد تا قدرت و نفوذ خود را در سازمان به درستی به کار گیرند، تغییرات سازمانی را مدیریت کنند و روابط پیچیده سازمانی را به خوبی هدایت کنند
این هوش فراتر از هوش عقلانی صرف است و ترکیبی از چند نوع هوش مختلف است که مدیران برای انجام وظایف روزمره، مدیریت تغییرات، اعمال قدرت و برقراری ارتباطات سازمانی به آن نیاز دارند
این مهارتها شامل هوش هیجانی، خلاقیت، انعطافپذیری و توانایی یادگیری سریع است.
از سوی دیگر، تاب آوری به توانایی فرد یا سازمان در مقابله با چالشها، تحمل تغییرات و بازیابی عملکرد در شرایط ناپایدار گفته میشود.
این دو مفهوم از طریق تقویت ظرفیت سازمانها برای پاسخگویی به بحرانها و دستیابی به اهداف بلندمدت با یکدیگر پیوند دارند.
در این مقاله، رابطه هوش مدیریتی و تاب آوری را از زوایای مختلف بررسی میکنیم و نشان میدهیم چگونه این دو عامل مکمل هم هستند.
هوش مدیریتی مبنای تاب آوری سازمان است.
هوش مدیریتی به عنوان زمینهساز تاب آوری عمل میکند، زیرا رهبران با هوش مدیریتی بالا قادرند راهکارهای نوآورانه برای حل مشکلات ارائه دهند و منابع موجود را بهینه کنند. به عنوان مثال، یک مدیر با هوش استراتژیک میتواند ریسکهای محتمل را پیشبینی کند و سازمان را برای مقابله با بحرانها آماده کند.
علاوه بر این، هوش هیجانی که جزئی از هوش مدیریتی است، به مدیران کمک میکند تا با کارکنان خود رابطه سالمی برقرار کنند و فرهنگی ایجاد کنند که در آن کارکنان احساس امنیت و حمایت میکنند.
چنین محیطی اعتماد به نفس لازم برای مقابله با چالشها را تقویت کرده و به تاب آوری سازمانی کمک میکند.
هوش مدیریتی با ایجاد زیرساختهای مناسب، تاب آوری را در سطح فردی و سازمانی تقویت میکند و به تصمیمگیری بهتر در سطوح مختلف سازمان کمک میکند.
دکتر محمدرضا مقدسی مدیر و موسس خانه تاب آوری در ادامه عنوان میکند که تاب آوری میتواند نتیجه انطباق هوش مدیریتی با تغییرات باشد.
یا بعبارت دیگر تاب آوری سازمانی بدون وجود هوش مدیریتی پایدار نیست.
در دنیای پویای امروز، تغییرات فناآوری و تحولات تکنولوژیک، اقتصادی و اجتماعی به سرعت رخ میدهند و سازمانها نیازمند رهبرانی هستند که بتوانند این تحولات را درک کنند و استراتژیهای خود را بهروز رسانی کنند.
هوش مدیریتی این امکان را فراهم میکند که مدیران از تجربیات گذشته یاد بگیرند، الگوهای جدید را شناسایی کنند و سازمان را در برابر ریسکهای آینده آماده کنند.
به عنوان مثال، در بحران کرونا، شرکتهایی که مدیران آنها هوش مدیریتی بالایی داشتند، سریعتر به شرایط واکنش نشان دادند و با استفاده از دیجیتالیسازی و تغییر در ساختار کار، تاب آوری لازم را نشان دادند.
تاب آوری تنها زمانی اتفاق میافتد که هوش مدیریتی به درستی به کار گرفته شود.
هوش مدیریتی و تاب آوری همزمان توسعه می یابند.
برای تقویت رابطه هوش مدیریتی و تاب آوری، سازمانها باید به سرمایهگذاری در آموزش و توسعه مهارتهای مدیران بپردازند.
دورههای آموزشی متمرکز بر هوش هیجانی، مدیریت تغییر و حل مسئله ابتکاری میتوانند به مدیران کمک کنند تا با چالشهای پیچیده کنار بیایند.
ایجاد محیطی که در آن شکست به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری پذیرفته شود، به افزایش تاب آوری کارکنان کمک میکند.
سازمانهایی که این رویکرد را دنبال میکنند، نه تنها بهرهوری خود را افزایش میدهند، بلکه توانایی خود را برای مقابله با بحرانهای آینده تقویت میکنند. به عنوان مثال، شرکتهایی که فرهنگ یادگیری سازمانی را ترویج میدهند، میتوانند از تجربیات داخلی و خارجی بهره ببرند و به طور مداوم هوش مدیریتی خود را بهبود بخشند.
با گسترش هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، هوش مدیریتی در آینده به معنای ترکیب مهارتهای انسانی با تواناییهای تحلیلی سیستمهای هوشمند خواهد بود.
مدیران باید بتوانند از دادهها برای تصمیمگیری دقیقتر استفاده کنند، در حالی که همچنان به عوامل انسانی مانند انگیزه و خلاقیت توجه داشته باشند.
این ترکیب جدید به تاب آوری سازمانها کمک میکند، زیرا دادهها امکان پیشبینی مخاطرات را فراهم میکنند و مدیران را در تصمیمگیری سریعتر یاری میدهند. با این حال، فراموش نکنیم که تاب آوری نهایتاً ناشی از تعامل بین انسانها و سیستمها است.
توسعه همزمان هوش مدیریتی و تاب آوری در محیطهای دیجیتال مستلزم تعادل بین تکنولوژی و ارزشهای انسانی است.
سرمایهگذاری در توسعه این دو مفهوم به بهبود عملکرد سازمانی منجر میشود، بلکه فرهنگی ایجاد میکند که در آن تغییرات به عنوان فرصتهای رشد پذیرفته میشوند. در نهایت، آینده سازمانها به مدیرانی وابسته است که بتوانند هوش مدیریتی خود را با تاب آوری ترکیب کنند و در برابر نااطمینانیهای جهانی مقاومت کنند.

نظرات بسته شده است.