آموزش تاب آوریبرگزیده‌ها

تاب‌آوری فضیلت نیست

تاب‌آوری فضیلت نیست؛ یک ظرفیت انسانی برای سازگاری و بازسازی است.

تاب‌آوری فضیلت نیست. این جمله در نگاه نخست ممکن است با برداشت رایج ما از تاب‌آوری متفاوت باشد؛ زیرا در زبان روزمره، فرد تاب‌آور معمولاً انسانی قوی، شجاع، مقاوم و قابل تحسین تصور می‌شود. با این حال، در ادبیات علمی، تاب‌آوری پیش از آنکه یک فضیلت اخلاقی باشد، یک ظرفیت، فرایند و الگوی سازگاری با دشواری‌ها، فشارها و تغییرات است. انجمن روان‌شناسی آمریکا تاب‌آوری را فرایند و پیامد سازگاری موفق با تجربه‌های دشوار و چالش‌برانگیز زندگی تعریف می‌کند؛ سازگاری‌ای که با انعطاف‌پذیری ذهنی، هیجانی و رفتاری همراه است.

بر اساس نظریهٔ مارتین سلیگمن هم در روان‌شناسی مثبت‌گرا، «تاب‌آوری» به‌خودی‌خود در شمار فضایل بنیادی انسان قرار نمی‌گیرد؛ بلکه ظرفیتی روان‌شناختی و آموختنی است که به فرد کمک می‌کند پس از تجربهٔ دشواری، شکست یا بحران، خود را بازیابی کند و مسیر رشد را ادامه دهد. در طبقه‌بندی سلیگمن و پترسون، شش فضیلت اصلی شامل خرد و دانایی، شجاعت، انسانیت، عدالت، میانه‌روی و تعالی است؛ بنابراین تاب‌آوری را می‌توان پیامد یا حاصلِ به‌کارگیری مجموعه‌ای از توانمندی‌های منش، مانند امید، پشتکار، خودتنظیمی و شجاعت دانست، نه یک فضیلت مستقل.

این تمایز برای فهم درست مفهوم تاب‌آوری اهمیت زیادی دارد. وقتی تاب‌آوری را یک فضیلت اخلاقی بدانیم، ممکن است ناخواسته آن را به مجموعه‌ای از ارزش‌های مطلوب مانند شجاعت، فداکاری، صبوری یا تحمل رنج پیوند بزنیم و هر نوع تحمل کردن را تاب‌آوری تلقی کنیم. در حالی که از دیدگاه علمی، صرف تحمل فشار، سکوت در برابر رنج، انکار مشکل یا ادامه دادن به یک وضعیت آسیب‌زا، الزاماً نشانه تاب‌آوری نیست. تاب‌آوری به چگونگی مواجهه با دشواری و کیفیت سازگاری با آن مربوط می‌شود، نه صرفاً به مقدار رنجی که فرد تحمل می‌کند.

تاب‌آوری در حقیقت مفهومی رابطه‌ای و پویاست. یعنی زمانی بهتر قابل فهم است که فرد، خانواده، گروه یا جامعه در برابر یک فشار، بحران یا تغییر قرار گرفته باشد. پژوهش‌های جدید نیز بر این نکته تأکید دارند که تاب‌آوری بیشتر یک فرایند پویاست که از تعامل عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی شکل می‌گیرد و نمی‌توان آن را تنها یک ویژگی ثابت در شخصیت فرد دانست.

چرا تاب‌آوری را نباید فضیلت اخلاقی دانست؟

فضیلت در معنای اخلاقی، به صفت یا رفتاری گفته می‌شود که از نظر یک نظام ارزشی، مطلوب و شایسته تلقی می‌شود. برای نمونه، صداقت، عدالت‌خواهی، مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی می‌توانند موضوع داوری اخلاقی قرار بگیرند. اما تاب‌آوری در درجه نخست یک مفهوم کارکردی است. پرسش اصلی در تاب‌آوری این نیست که «این رفتار از نظر اخلاقی خوب است یا بد؟»؛ پرسش این است که «فرد یا نظام چگونه با یک شرایط دشوار سازگار می‌شود و چگونه عملکرد و بهزیستی خود را حفظ یا بازسازی می‌کند؟»

به همین دلیل، تاب‌آوری را باید از ارزش‌گذاری اخلاقی جدا کرد. یک فرد ممکن است در یک شرایط بسیار دشوار بتواند خود را با محیط سازگار کند، اما این سازگاری به خودی خود چیزی درباره اخلاقی بودن تمام رفتارها، انتخاب‌ها یا اهداف او نمی‌گوید. علم تاب‌آوری درباره ظرفیت مواجهه با فشار و سازگاری مؤثر سخن می‌گوید؛ اخلاق درباره درست و نادرست بودن انتخاب‌ها و رفتارها داوری می‌کند. این دو حوزه با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکی نیستند.

این تفکیک کمک می‌کند از یک خطای رایج فاصله بگیریم؛ خطایی که در آن هرچه فرد بیشتر رنج بکشد و کمتر شکایت کند، «تاب‌آورتر» تلقی می‌شود. چنین برداشتی می‌تواند تاب‌آوری را با تحمل اشتباه بگیرد. در حالی که تاب‌آوری واقعی ممکن است شامل درخواست کمک، فاصله گرفتن از یک محیط آسیب‌زا، تغییر مسیر زندگی، مراجعه به متخصص، گفت‌وگو با دیگران، پذیرش محدودیت‌ها و حتی اعتراف به خستگی و آسیب‌پذیری باشد.

تاب‌آوری با تحمل رنج یکی نیست

یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره تاب‌آوری این است که انسان تاب‌آور کسی است که هر شرایطی را تحمل می‌کند. این برداشت علمی نیست. انجمن روان‌شناسی آمریکا به‌صراحت تأکید می‌کند که تاب‌آور بودن به معنای تجربه نکردن دشواری، درد هیجانی یا پریشانی نیست. افراد ممکن است پس از تجربه‌های شدید و آسیب‌زا دچار غم، اضطراب، فشار روانی و آشفتگی شوند و همچنان مسیر تاب‌آوری را طی کنند.

بنابراین، گریه کردن، خسته شدن، ترسیدن یا درخواست کمک، با تاب‌آوری در تضاد نیست. انسان تاب‌آور یک انسان بدون درد نیست؛ انسانی است که می‌تواند در شرایط دشوار، با وجود درد و محدودیت، به تدریج ظرفیت سازگاری خود را فعال کند و مسیر مناسب‌تری برای ادامه زندگی پیدا کند.

گاهی حتی لازم است فرد به جای «بیشتر تحمل کردن»، شرایط را تغییر دهد. برای یک کارمند، تاب‌آوری ممکن است به معنای بازتنظیم شیوه کار باشد. برای یک خانواده ممکن است به معنای اصلاح الگوی ارتباطی و مدیریت منابع باشد. برای یک جامعه ممکن است به معنای بازسازی اعتماد، ایجاد شبکه حمایت اجتماعی و اصلاح زیرساخت‌های آسیب‌پذیر باشد. در همه این موارد، تاب‌آوری به میزان تحمل رنج محدود نمی‌شود.

تاب‌آوری با مقاومت دائمی نیز تفاوت دارد

مقاومت و تاب‌آوری دو مفهوم نزدیک اما یکسان نیستند. مقاومت می‌تواند به معنای حفظ وضعیت موجود در برابر فشار باشد، در حالی که تاب‌آوری در ادبیات علمی معمولاً با سازگاری، بازیابی عملکرد و گاهی بازسازی یا رشد پس از دشواری ارتباط دارد. پژوهش‌های حوزه تاب‌آوری نیز بر وجود «مواجهه با adversity» و «سازگاری مثبت» به عنوان دو عنصر اساسی این مفهوم تأکید کرده‌اند.

از این منظر، تاب‌آوری الزاماً به معنای ایستادگی در همان موقعیت قبلی نیست. گاهی تاب‌آوری در تغییر کردن است. گاهی در پذیرفتن یک واقعیت جدید است. گاهی در ساختن یک مسیر تازه معنا پیدا می‌کند. انسان تاب‌آور الزاماً همان کسی نیست که در برابر تغییر مقاومت می‌کند؛ ممکن است کسی باشد که تغییر را می‌پذیرد و خود را با شرایط جدید به شکلی سالم‌تر و کارآمدتر هماهنگ می‌کند.

تاب‌آوری ظرفیت است، نه برچسب شخصیت

در گذشته، گاهی تاب‌آوری مانند یک ویژگی شخصیتی نسبتاً ثابت توصیف می‌شد؛ گویی بعضی افراد ذاتاً تاب‌آور هستند و دیگران تاب‌آوری ندارند. امروزه این نگاه تا حد زیادی تعدیل شده است. منابع معتبر روان‌شناسی تاب‌آوری را مجموعه‌ای از رفتارها، افکار و اقداماتی می‌دانند که می‌توان آنها را آموخت و تقویت کرد.

به همین دلیل، بهتر است به جای اینکه بگوییم «فلانی ذاتاً آدم تاب‌آوری است»، از ظرفیت‌ها و فرایندهای تاب‌آوری سخن بگوییم. این ظرفیت‌ها می‌توانند تحت تأثیر تجربه، آموزش، روابط حمایتی، منابع اجتماعی، شیوه‌های مقابله، معنا و هدف زندگی و شرایط محیطی تقویت یا تضعیف شوند. یک مرور علمی نیز تاب‌آوری را نتیجه تعامل عوامل خطر و عوامل محافظتی در سطوح مختلف فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاستی توصیف می‌کند.

در اینجا یک پیام مهم برای سیاست‌گذاری اجتماعی وجود دارد. اگر تاب‌آوری را فقط ویژگی فرد بدانیم، ممکن است تمام مسئولیت سازگاری با بحران را بر دوش خود انسان بگذاریم. در چنین شرایطی، اگر فردی در برابر فقر، بیکاری، فشار اجتماعی یا بحران خانوادگی دچار مشکل شود، احتمال دارد ناتوانی او را به کمبود تاب‌آوری نسبت دهیم و نقش شرایط محیطی را نادیده بگیریم. در حالی که پژوهش‌های معاصر تاب‌آوری بر نقش منابع اجتماعی و زمینه‌های محیطی تأکید دارند.

تاب‌آوری نباید بهانه‌ای برای عادی‌سازی رنج شود

یکی از خطرهای مهم در استفاده عمومی از واژه تاب‌آوری، تبدیل آن به ابزاری برای عادی‌سازی فشار و رنج است. اگر جامعه‌ای دائماً از مردم بخواهد «تاب‌آور باشید» اما درباره علل ایجاد فشار، نابرابری منابع، ضعف حمایت اجتماعی یا نقص ساختارهای حمایتی گفت‌وگو نکند، ممکن است معنای تاب‌آوری تحریف شود.

به بیان بنیانگذار رسانه تاب آوری دکترمحمدرضا مقدسی تاب‌آوری قرار نیست جایگزین اصلاح شرایط شود. یک خانواده برای تاب‌آور شدن به حمایت، امنیت اقتصادی، ارتباط سالم، دسترسی به خدمات و فرصت تصمیم‌گیری نیاز دارد. یک مدرسه برای پرورش تاب‌آوری دانش‌آموزان تنها به آموزش مهارت‌های فردی نیاز ندارد؛ کیفیت روابط، محیط امن و حمایت معلمان نیز اهمیت دارد. یک جامعه تاب‌آور نیز فقط از شهروندان قوی تشکیل نمی‌شود؛ نهادها، شبکه‌های اجتماعی، اعتماد، دسترسی به منابع و کیفیت حکمرانی اجتماعی نیز بر ظرفیت سازگاری آن اثر می‌گذارند.

از این منظر، تاب‌آوری فردی و تاب‌آوری اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند. فرد در خلأ زندگی نمی‌کند و ظرفیت سازگاری او در ارتباط با محیط ساخته می‌شود. مرورهای علمی جدید نیز نشان می‌دهند که تاب‌آوری را باید در سطوح متعدد بررسی کرد و آن را صرفاً به یک ویژگی شخصی فرو نکاست.

 تاب‌آوری همیشه به معنای بازگشت به گذشته نیست

تصور عمومی از تاب‌آوری گاهی با تصویر «برگشتن به حالت قبل» همراه است؛ اما زندگی انسان همیشه امکان بازگشت کامل به نقطه پیشین را فراهم نمی‌کند. پس از یک فقدان، مهاجرت، بیماری، بحران اقتصادی یا تغییر مهم خانوادگی، ممکن است شرایط جدیدی شکل بگیرد که با گذشته متفاوت باشد.

از این رو، تاب‌آوری می‌تواند بیشتر به معنای بازسازی و سازگاری با واقعیت جدید باشد تا بازگشت کامل به وضعیت قبلی. در برخی دیدگاه‌های علمی، تاب‌آوری حتی با امکان رشد پس از تجربه دشواری نیز ارتباط پیدا کرده است، هرچند رشد پس از بحران را نباید جزء ضروری یا همیشگی تاب‌آوری دانست. ادبیات پژوهشی تصریح می‌کند که تاب‌آوری می‌تواند طیف‌های متفاوتی از حفظ عملکرد، بازیابی و سازگاری مثبت را دربرگیرد.

تاب‌آوری با شجاعت یکی نیست، هرچند می‌تواند با آن همراه شود

ممکن است یک فرد تاب‌آور شجاع نیز باشد، اما تاب‌آوری و شجاعت مترادف نیستند. شجاعت بیشتر به مواجهه آگاهانه با ترس و انتخاب اخلاقی یا هدفمند در شرایط دشوار مربوط می‌شود، در حالی که تاب‌آوری به ظرفیت سازگاری و حفظ یا بازیابی عملکرد در برابر فشار و تغییر مربوط است.

همین موضوع درباره صبوری نیز صادق است. صبر می‌تواند ارزشمند باشد، اما هر صبری تاب‌آوری نیست. گاهی صبر کردن بهترین واکنش است و گاهی تغییر دادن موقعیت. تاب‌آوری الزاماً در ادامه دادن به یک مسیر خاص نیست؛ گاهی در تشخیص این نکته است که مسیر باید اصلاح شود.

اهمیت این نگاه در خانواده، مدرسه و جامعه

وقتی تاب‌آوری را فضیلت تلقی نکنیم، نگاه واقع‌بینانه‌تری به آموزش آن پیدا می‌کنیم. هدف آموزش تاب‌آوری این نیست که کودکان یاد بگیرند هر چیزی را تحمل کنند، یا بزرگسالان را به تحمل شرایط فرساینده تشویق کنیم. هدف آن است که افراد توانایی بیشتری برای شناخت فشار، تنظیم هیجان، استفاده از منابع حمایتی، حل مسئله، تصمیم‌گیری و سازگاری سالم با تغییرات پیدا کنند.

در خانواده، تاب‌آوری می‌تواند در کیفیت رابطه‌ها، گفت‌وگو، حمایت عاطفی و توانایی حل مسئله مشترک دیده شود. در مدرسه، تاب‌آوری به کیفیت محیط یادگیری و رابطه دانش‌آموز با معلم و همسالان نیز وابسته است. در جامعه، شبکه‌های حمایت، اعتماد اجتماعی، منابع اقتصادی و ظرفیت نهادها بخشی از زمینه‌ای هستند که امکان تاب‌آوری را فراهم می‌کنند. این نگاه با تعریف چندسطحی و پویا از تاب‌آوری در پژوهش‌های معاصر همخوان است.

تاب‌آوری یعنی انتخاب سازگاری مناسب، نه تحمل هر چیزی

شاید دقیق‌ترین راه برای فهم جمله «تاب‌آوری فضیلت نیست» این باشد که تاب‌آوری را یک ظرفیت برای مواجهه مؤثر با واقعیت بدانیم. این ظرفیت می‌تواند شامل ایستادگی باشد، اما به ایستادگی محدود نیست. می‌تواند شامل تحمل باشد، اما با تحمل یکی نیست. می‌تواند با شجاعت، امید، معنا، مسئولیت‌پذیری و همدلی همراه شود، اما هیچ‌کدام به تنهایی تعریف تاب‌آوری نیستند.

تاب‌آوری زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان در برابر دشواری، امکان پاسخ دادن، سازگار شدن، کمک گرفتن، تغییر کردن و بازسازی مسیر زندگی را پیدا کند. به همین دلیل، تاب‌آوری را نباید به «سخت بودن» یا «احساس نداشتن» تقلیل داد. انسان تاب‌آور می‌تواند آسیب‌پذیر باشد، گریه کند، کمک بخواهد، شکست بخورد و حتی مدتی از مسیر معمول زندگی فاصله بگیرد. آنچه اهمیت دارد، ظرفیت حرکت دوباره و دستیابی به سازگاری مناسب با شرایط است.

در یک جمع‌بندی مفهومی می‌توان گفت: تاب‌آوری فضیلت نیست؛ زیرا وظیفه آن صدور حکم اخلاقی درباره انسان نیست. تاب‌آوری یک ظرفیت پویا برای مواجهه با دشواری، سازگاری با تغییر، حفظ یا بازیابی عملکرد و استفاده از منابع فردی و اجتماعی است. همین نگاه، مفهوم تاب‌آوری را از شعارهای ساده درباره «قوی بودن» جدا می‌کند و آن را به یک مفهوم علمی و کاربردی برای فرد، خانواده، سازمان و جامعه تبدیل می‌سازد.

هرچه تعریف ما از تاب‌آوری دقیق‌تر باشد، مسئولیت ما نیز واقعی‌تر خواهد شد.

به جای اینکه از انسان انتظار داشته باشیم همه رنج‌ها را تحمل کند، باید به او کمک کنیم منابع لازم برای سازگاری سالم را در اختیار داشته باشد. تاب‌آوری زمانی ارزش کاربردی خود را نشان می‌دهد که به انسان امکان دهد در برابر فشارها زندگی خود را دوباره سازمان دهد، روابط حمایتی بسازد، از منابع موجود استفاده کند و در شرایط متغیر، مسیر مناسب‌تری برای ادامه زندگی پیدا کند. این رویکرد، تاب‌آوری را از یک صفت ستایش‌آمیز به یک فرایند انسانی، اجتماعی و قابل توسعه تبدیل می‌کند.

تاب‌آوری فضیلت نیست
تاب‌آوری فضیلت نیست

 

مقالات مشابه و پیشنهادی

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید