تاب‌آوری فرهنگی از شعار تا عمل

تاب‌آوری فرهنگی در سال‌های اخیر زیاد تکرار شده است و اکنون به عنوان محور اصلی ماموریت ملی دانشگاه حکیم سبزواری در کانون توجهات دانشگاهی کشور قرار گرفته است ؛ از سخنرانی‌ها و اسناد بالادستی تا کمپین‌های رسانه‌ای و شعارهای مناسبتی. اما مسئله اینجاست: اگر تاب‌آوری فرهنگی به «کلمه» محدود بماند، مسئله‌ای را حل نمی‌کند، که خود با تولید انتظارات غیرواقعی و سیاست‌های نمایشی، اعتماد عمومی را هم فرسوده می‌کند. تاب‌آوری فرهنگی زمانی معنا پیدا می‌کند که به «رفتار جمعی»، «سیاست اجرایی»، «نهادهای کارآمد» و «تجربه زیسته مردم» تبدیل شود.

دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب اوری فرهنگی هویت محور مسیر تبدیل این شعار به عمل را روشن کند و یک نقشه عملی برای تقویت تاب‌آوری فرهنگی ارائه دهد.

تاب‌آوری فرهنگی چیست؟

تاب‌آوری فرهنگی یعنی توانایی یک جامعه برای حفظ هسته هویتی و ارزش‌های بنیادی خود در برابر شوک‌ و تغییرات، همراه با سازگاری فعال و بازآفرینی خلاقانه. به بیان ساده، تاب‌آوری فرهنگی نه «جمود» است و نه «حل‌شدن در دیگری»؛ بلکه تواناییِ «ماندن و نو شدن» است.

فرهنگِ تاب‌آور، در برابر جهانی‌شدن، تغییرات فناوری، مهاجرت، بحران‌های اقتصادی، جنگ روایت‌ها و شکاف‌های نسلی، از هم نمی‌پاشد؛ بلکه با یادگیری اجتماعی، اصلاح نهادی و تولید معنا، خود را بازتنظیم می‌کند.

از نگاه رویکردهای جدید، تاب‌آوری فرهنگی را می‌توان در سه سطح دید:
یک سطح، جذب شوک است؛ یعنی جامعه بدون فروپاشی هویتی، ضربه را تحمل می‌کند.

سطح دوم، سازگاری است؛ یعنی سبک‌های زندگی و روایت‌ها را طوری تنظیم می‌کند که با شرایط جدید قابل زیستن باشند. سطح سوم، تحول‌آفرینی است؛ یعنی اگر ساختارها ناکارآمد باشند، جامعه جرئت اصلاحات عمیق را پیدا می‌کند تا فرهنگ و زیست اجتماعی پایدارتر شود.

اما واقعا چرا وچگونه تاب‌آوری فرهنگی به شعار تبدیل می‌شود؟

شعارشدن تاب‌آوری فرهنگی معمولاً از چند خطا می‌آید.

اول اینکه سیاست‌گذار، فرهنگ را با «مناسبت» اشتباه می‌گیرد: بودجه‌ای برای جشنواره می‌گذارد و گمان می‌کند تاب‌آوری ساخته شده است

دوم اینکه فرهنگ را با «دستور» می‌سنجد: بخشنامه می‌دهد اما زیرساخت اجتماعی و اقتصادی را اصلاح نمی‌کند.

سوم اینکه فرهنگ را فقط در «نمادها» می‌بیند: روی ظاهرِ نشانه‌ها حساس است، اما به کیفیت زندگی، عدالت فرهنگی، اعتماد، و امکان مشارکت مردم کم‌توجه می‌ماند.

نتیجه این می‌شود که مردم، فاصله بین حرف و واقعیت را می‌بینند و تاب‌آوری فرهنگی به واژه‌ای فرسوده تبدیل می‌شود.

 

شاخص‌های یک فرهنگ تاب‌آور (به جای کلی‌گویی)

برای اینکه از شعار فاصله بگیریم، باید بتوانیم تاب‌آوری فرهنگی را اندازه‌پذیر و مشاهده‌پذیر کنیم.

بررسی متون و نگاهی اجمالی به ادبیات تحقیق چند نشانه مهم فرهنگ تاب‌آور را معرفی میکند که عبارت‌اند از:

تاب‌آوری فرهنگی یعنی جامعه حافظه جمعی فعال دارد؛ گذشته را نه برای تعصب، بلکه برای یادگیری و تداوم معنا زنده نگه می‌دارد. یعنی سرمایه اجتماعی (اعتماد، همکاری، شبکه‌های داوطلبانه) رو به رشد است. یعنی زبان و روایت‌های مشترک توان گفت‌وگو با نسل جدید را دارند. یعنی تنوع فرهنگی تهدید تلقی نمی‌شود، بلکه منبع نوآوری اجتماعی است. یعنی فرهنگ در رسانه و آموزش، به شکل جذاب و باکیفیت بازتولید می‌شود. و نهایتاً یعنی جامعه در مواجهه با بحران‌ها، به جای نفرت‌پراکنی و دوقطبی‌سازی، ظرفیت گفت‌وگو و ترمیم دارد.

تهدیدهای اصلی تاب‌آوری فرهنگی در ایران امروز

تاب‌آوری فرهنگی در خلأ ساخته نمی‌شود و تحت فشار چند روند مهم است.

یکی، شتاب تغییرات فناوری و رسانه‌ای است که الگوهای هویت‌یابی را عوض کرده و میدان روایت‌ها را رقابتی‌تر کرده است. دیگری، فشارهای اقتصادی و فرسایش امید اجتماعی است؛ وقتی زندگی روزمره سخت می‌شود، فرهنگ هم به سمت کوتاه‌مدت‌گرایی، بی‌اعتمادی و فردگرایی دفاعی می‌رود. عامل سوم، گسست‌های نسلی است؛ زبان مشترک کم می‌شود و سوءتفاهم‌ها بیشتر. عامل چهارم، مهاجرت و جابه‌جایی جمعیت است که هم می‌تواند فرصت تبادل باشد و هم اگر مدیریت فرهنگی و شهری ضعیف باشد، به تنش و حاشیه‌نشینی فرهنگی دامن بزند. عامل پنجم، سیاست‌زدگی فرهنگ است؛ یعنی فرهنگ به میدان منازعه تبدیل می‌شود و کیفیت تولید فرهنگی قربانی پیام‌های کوتاه و دوقطبی می‌گردد.

 

 از شعار تا عمل: نسخه اجرایی تاب‌آوری فرهنگی

برای عملی‌کردن تاب‌آوری فرهنگی، باید از چهار سطح همزمان جلو رفت که در ماموریت ملی تاب اوری فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری خود را بخوبی نشان داده است : خانواده و محله، مدرسه و دانشگاه، رسانه و اقتصاد فرهنگ، و حکمرانی فرهنگی. که بعبارت دیگر میتوان آن را در تاب‌آوری از فرد تا فرهنگ یافت.

1) خانواده و محله؛ جایی که فرهنگ واقعاً زندگی می‌شود
اگر قرار است تاب‌آوری فرهنگی واقعی شود، باید در تجربه روزمره مردم قابل لمس باشد. تقویت روابط همسایگی، حمایت از فضاهای عمومی امن و زنده (کتابخانه محلی، خانه فرهنگ فعال، کانون‌های ورزشی و هنری)، و ایجاد امکان مشارکت داوطلبانه، تاب‌آوری را از سطح حرف به سطح زیست می‌آورد. محله‌ای که در آن گفت‌وگو، همکاری و تولید فعالیت جمعی وجود دارد، در برابر جنگ روایت‌ها و بحران‌ها کمتر آسیب می‌بیند.

در این سطح، یک اقدام عملی مهم، تقویت روایت‌های بومی است؛ نه با تحمیل، بلکه با تولید محتوای جذاب از تاریخ محلی، آیین‌ها، لهجه‌ها، موسیقی‌ها و سبک‌های زیستی. وقتی نوجوان احساس کند فرهنگش «به‌روز، قابل افتخار و قابل ارائه» است، هویت فرهنگی به منبع قدرت تبدیل می‌شود نه به موضوع درگیری.

 2) آموزش؛ تاب‌آوری فرهنگی بدون مدرسه ممکن نیست
یکی از جدی‌ترین شکاف‌ها، فاصله بین آموزش رسمی و زیست واقعی نسل جدید است. آموزش تاب‌آوری فرهنگی یعنی مدرسه مهارت‌هایی مثل گفت‌وگو، سواد رسانه‌ای، تفکر انتقادی، حل تعارض، کار گروهی و مسئولیت اجتماعی را آموزش دهد. جامعه‌ای که سواد رسانه‌ای ندارد، با یک موج شایعه یا روایت‌سازی، دچار اضطراب فرهنگی می‌شود. جامعه‌ای که گفت‌وگو بلد نیست، اختلاف را به بحران تبدیل می‌کند.

همزمان باید جایگاه هنر در آموزش جدی شود. هنر فقط سرگرمی نیست؛ ابزار تولید معنا، تخلیه هیجانی سالم، و بازسازی امید اجتماعی است. آموزش موسیقی، تئاتر، داستان‌نویسی و فیلم‌سازی در مقیاس مدرسه، سرمایه تاب‌آوری فرهنگی تولید می‌کند.

 3) رسانه و اقتصاد فرهنگ؛ تاب‌آوری فرهنگی بدون «بازارِ سالم محتوا» شکل نمی‌گیرد
تاب‌آوری فرهنگی امروز شدیداً به رسانه وابسته است. اگر تولید محتوای باکیفیت، جذاب و رقابت‌پذیر در دسترس نباشد، فضای فرهنگی با محتوای کم‌عمق، هیجانی و قطبی پر می‌شود. بنابراین، از شعار باید به سیاست‌های عملی رسید: حمایت هدفمند از تولیدات فرهنگی، اصلاح سازوکارهای مجوز و توزیع، و ایجاد امکان رشد برای کسب‌وکارهای فرهنگی و خلاق.

اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد: حمایت فرهنگی اگر به رانت تبدیل شود، تاب‌آوری را نابود می‌کند. تاب‌آوری فرهنگی نیازمند **شفافیت، رقابت سالم، دسترسی برابر، و حمایت از استعدادهای محلی** است. اقتصاد فرهنگ وقتی قوی شود، هنرمند و تولیدکننده محتوا مجبور نیست میان کیفیت و بقا یکی را انتخاب کند. در نتیجه روایت‌های فرهنگیِ مثبت و امیدآفرین افزایش می‌یابد.

 4) حکمرانی فرهنگی؛ هماهنگی نهادی و اعتماد عمومی
تاب‌آوری فرهنگی بدون اصلاح حکمرانی فرهنگی ناقص است. چند اقدام عملی در این سطح عبارت‌اند از: داشتن اهداف مشخص و قابل سنجش، واگذاری بخشی از اجرا به نهادهای محلی و مردمی، هماهنگی بین دستگاه‌ها، و پرهیز از پروژه‌های نمایشی کوتاه‌مدت.

مهم‌تر از همه، اعتماد عمومی است. اعتماد با شعار ساخته نمی‌شود؛ با انصاف، پاسخگویی، شنیدن صداهای متنوع، و کاهش شکاف بین تصمیم‌گیر و مردم ساخته می‌شود. هر سیاست فرهنگی که باعث تحقیر، انگ یا بی‌اعتنایی به بخشی از جامعه شود، تاب‌آوری فرهنگی را تضعیف می‌کند؛ حتی اگر نیتش حفظ فرهنگ باشد. فرهنگ تاب‌آور یعنی جامعه احساس کند دیده می‌شود و می‌تواند در ساختن آینده فرهنگی نقش داشته باشد.

 فناوری؛ تهدید یا فرصت تاب‌آوری فرهنگی؟

فناوری ذاتاً ضدفرهنگ نیست؛ اما اگر سیاست فرهنگی در فضای دیجیتال منفعل باشد، فناوری به تهدید تبدیل می‌شود. تاب‌آوری فرهنگی در عصر شبکه‌های اجتماعی یعنی: آموزش سواد رسانه‌ای، حمایت از تولیدکنندگان محتوای فرهنگی، آرشیو و مستندسازی میراث ناملموس (آیین‌ها، روایت‌ها، مهارت‌های سنتی)، و استفاده از ابزارهای نوین برای انتقال فرهنگ به زبان نسل جدید.

در عمل، می‌توان پروژه‌های ملی و محلی برای مستندسازی دیجیتال میراث فرهنگی راه انداخت؛ از پادکست‌های محلی تا ویدئوهای کوتاه درباره غذا، موسیقی، ضرب‌المثل‌ها و تاریخ شفاهی. وقتی فرهنگ وارد قالب‌های نوین شود، هم بقا پیدا می‌کند و هم قابلیت رقابت در بازار توجه را به دست می‌آورد.

نمونه‌های عملیِ «تبدیل شعار به عمل» (الگوی اجرا)

اگر بخواهیم اجرایی حرف بزنیم، چند مدل پروژه که واقعاً تاب‌آوری فرهنگی می‌سازند عبارت‌اند از:

یک مدل، «مدرسه-محله» است: مدرسه با کتابخانه، مسجد/کانون، گروه‌های هنری و شورای محله پیوند می‌خورد و رویدادهای منظم فرهنگی برگزار می‌کند؛ اما نه صرفاً جشن، بلکه آموزش مهارت، گفت‌وگو و تولید محتوا توسط خود نوجوانان.

مدل دیگر، «کارآفرینی فرهنگی محلی» است: آموزش و حمایت مالی کوچک اما هدفمند برای کسب‌وکارهای صنایع دستی، موسیقی محلی، گردشگری فرهنگی، نشر محلی و تولید محتوا. این کار هم هویت را تقویت می‌کند و هم امید و اشتغال می‌سازد.

مدل سوم، «اتاق روایت بحران» در رسانه‌هاست: تیم‌های حرفه‌ای که در بحران‌ها (بلایای طبیعی، تنش‌های اجتماعی، شوک‌های اقتصادی) روایت‌های دقیق، آرام‌کننده و همبستگی‌ساز تولید می‌کنند تا جامعه به سمت شایعه و نفرت نرود.

تاب‌آوری فرهنگی یعنی توانِ «ادامه دادن با کیفیت بهتر»

تاب‌آوری فرهنگی از شعار تا عمل، یعنی عبور از حرف‌های کلی به سیاست‌های قابل اجرا: تقویت سرمایه اجتماعی در محله، آموزش مهارت‌های گفت‌وگو و سواد رسانه‌ای در مدرسه، ساختن اقتصاد سالم برای تولید محتوا و هنر، و اصلاح حکمرانی فرهنگی بر پایه اعتماد، شفافیت و مشارکت.

 

 تاب‌آوری فرهنگی از شعار تا عمل
تاب‌آوری فرهنگی از شعار تا عمل

 

عمل‌گرایی در تاب‌آوری فرهنگی؛ از نظریه تا تجربه زیسته

در دنیای پرشتاب امروز که تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناورانه با سرعتی شگفت‌انگیز اتفاق می‌افتند، جوامع بیش از هر زمان دیگری نیازمند توانایی سازگاری، حفظ معنا و هویت، و بازآفرینی ارزش‌های بنیادین خود هستند. این توانایی همان چیزی است که در ادبیات علمی و اجتماعی، با عنوان **تاب‌آوری فرهنگی** شناخته می‌شود. اما تجربه نشان داده است که داشتن شعارها، اهداف بلندمدت و برنامه‌های روی کاغذ، بدون درک اهمیت عمل‌گرایی، نمی‌تواند مسیر پایداری فرهنگی را تضمین کند. بی‌عملی در این حوزه، حتی با وجود آگاهی و دانش تئوریک، می‌تواند به فرسایش ارزش‌ها، سردرگمی هویتی و کاهش انسجام اجتماعی منجر شود.

معنای عمل‌گرایی در تاب‌آوری فرهنگی
عمل‌گرایی در تاب‌آوری فرهنگی، به معنای ترجمه‌ی دانسته‌ها و باورهای فرهنگی به کنش‌های واقعی و قابل لمس در زندگی فردی و جمعی است. فرهنگ یک سیستم زنده است که برای ادامه‌ی حیات خود نیاز به رفتارهای روزمره دارد؛ رفتارهایی که ارزش‌ها را بازتولید کنند، هویت را در نسل‌ها منتقل نمایند و توان جامعه را در مواجهه با بحران‌ها افزایش دهند. عمل‌گرایی در این زمینه، به جای اتکای صرف بر برنامه‌های مکتوب، به «کنش بهنگام» و «تصمیم‌گیری مبتنی بر ارزش» اهمیت می‌دهد.

در این نگاه، تاب‌آوری فقط یک ویژگی ذاتی یا ارثی نیست، بلکه مجموعه‌ای از مهارت‌ها، الگوهای رفتاری و تصمیمات است که در میدان عمل شکل می‌گیرد و به مرور به ملکه‌ی فرهنگی جامعه تبدیل می‌شود. وظیفه‌ ما این است که این مهارت‌ها را به‌گونه‌ای تقویت کنیم که در شرایط بحرانی یا تغییرات سریع، فرهنگ ما از درون توانمند باقی بماند.

چرا عمل‌گرایی اهمیت دارد؟
بسیاری از جوامع در تدوین سیاست‌های فرهنگی و شعارهای ارزش‌محور موفق عمل می‌کنند، اما در مرحله‌ی اجرا دچار شکاف می‌شوند. این شکاف‌ها معمولا ناشی از چند عامل است: ضعف زیرساخت‌ها، بی‌انگیزگی منابع انسانی، نبود نظارت بر اجرا و گاهی عدم هم‌راستایی بین ارزش‌ها و نیازهای روز. عمل‌گرایی با تمرکز بر اجرا و پیاده‌سازی در سطح خرد و کلان، شکاف بین نظریه و عمل را کاهش می‌دهد.

به طور مثال، اگر شعار تاب‌آوری فرهنگی در برابر تهاجم رسانه‌ای را مطرح می‌کنیم، باید این شعار با اقداماتی واقعی همراه باشد؛ مانند آموزش سواد رسانه‌ای به نوجوانان، تولید محتوای بومی جذاب، یا ایجاد نهادهای مردمی که نقش محافظت و بازآفرینی ارزش‌ها را برعهده بگیرند.

پیوند عمل‌گرایی با پایداری فرهنگی
پایداری فرهنگی بدون عمل‌گرایی بیشتر به یک آرمان دوردست شباهت دارد تا یک واقعیت ملموس. عمل‌گرایی باعث می‌شود ارزش‌ها از شکل انتزاعی خارج شوند و در قالب رفتارهای اجتماعی و فردی به کار گرفته شوند. وقتی مردم یک فرهنگ، ارزش مشترک خود را نه فقط در گفتار بلکه در زندگی روزمره تمرین می‌کنند، آن ارزش به بخشی طبیعی و پایدار از هویت جمعی تبدیل می‌شود.

برای مثال، ارزش «همبستگی» در یک جامعه زمانی پایدار می‌ماند که در رویدادهایی مانند بحران‌های طبیعی یا مشکلات اقتصادی، مردم به صورت خودجوش به یاری هم بشتابند و به جای انفعال، راهکارهای عملی برای حمایت جمعی ارائه دهند. این کنش‌ها نه تنها تاب‌آوری فرهنگی را تقویت می‌کنند، بلکه اعتماد اجتماعی و حس امنیت روانی را نیز بالا می‌برند.

عوامل اصلی در عمل‌گرایی فرهنگی
عمل‌گرایی در تاب‌آوری فرهنگی بر چند اصل اساسی بنا شده است:

۱. آموزش مبتنی بر عمل:
آگاهی فرهنگی تنها زمانی موثر است که با تجربه عملی همراه باشد. برنامه‌های آموزشی باید از کلاس‌های تئوریک فاصله گرفته و بیشتر بر پروژه‌های محیطی، کارگاه‌های عملی و مطالعات موردی متمرکز شوند تا یادگیرندگان، ارزش‌ها را در محیط واقعی تمرین کنند.

۲. مشارکت اجتماعی واقعی:
تاب‌آوری فرهنگی نیازمند یک شبکه اجتماعی فعال است که افراد را در تصمیم‌سازی و اجرای برنامه‌های فرهنگی دخالت دهد. مشارکت فقط حضور در جلسات نیست؛ بلکه شامل اجرای پروژه‌های مشترک، بحث‌های عمومی و اقدامات گروهی در راستای تقویت ارزش‌ها می‌شود.

۳. هم‌افزایی بین نسل‌ها:
فرهنگ از طریق انتقال دانش و تجربه بین نسل‌ها زنده می‌ماند. عمل‌گرایی، این ارتباط بین نسل‌ها را در قالب فعالیت‌های مشترک و تبادل تجربیات عملی تقویت می‌کند.

۴. ارزیابی و بازخورد مداوم:
هر برنامه عمل‌گرایانه باید با فرآیند ارزیابی همراه باشد تا نقاط ضعف اصلاح و نقاط قوت تثبیت شوند. این مداومت باعث می‌شود که تاب‌آوری فرهنگی با شرایط جدید هماهنگ باقی بماند.

 چالش‌های عمل‌گرایی در تاب‌آوری فرهنگی
با وجود مزایای آشکار عمل‌گرایی، اجرای آن با چالش‌هایی روبه‌رو است.
از جمله این چالش‌ها می‌توان به مقاومت برخی گروه‌ها در برابر تغییر، کمبود منابع مالی، ضعف حمایت نهادی و گاهی نبود هماهنگی بین سیاست‌گذاران و مجریان اشاره کرد. همچنین، در برخی موارد، ارزش‌های فرهنگی در برابر فشارهای جهانی‌سازی و گسترش سبک زندگی مصرفی، آسیب‌پذیر می‌شوند. برای مقابله با این چالش‌ها نیاز به ترکیب هوشمندانه‌ی مدیریت منابع، نوآوری اجتماعی و بازآفرینی ارزشی داریم.

 عمل‌گرایی در حوزه فرهنگ دیجیتال
فرهنگ امروز تا حد زیادی با فضای دیجیتال گره خورده است. از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا رسانه‌های آنلاین و محتوای چندرسانه‌ای، همه نقش مستقیمی در شکل‌دهی به ارزش‌ها و هویت دارند. عمل‌گرایی در این حوزه یعنی حضور فعال و هدفمند فرهنگی در فضای دیجیتال، تولید و بازنشر محتوای ارزش‌محور، و ایجاد الگوهای مصرف سالم محتوا.

برای مثال، صرف داشتن یک وبسایت یا صفحه فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی کافی نیست؛ بلکه باید با تولید مستمر محتوا، گفت‌وگو با مخاطبان و پاسخ‌گویی به چالش‌های فرهنگی روز، فضای دیجیتال را به میدان عمل برای تاب‌آوری فرهنگی تبدیل کرد.

در سطح جهانی، نمونه‌های زیادی از جوامعی وجود دارند که با عمل‌گرایی توانسته‌اند تاب‌آوری فرهنگی خود را حفظ کنند. ژاپن با حفظ سنت‌های بومی در کنار نوآوری تکنولوژیک، یا کشورهای اسکاندیناوی با تقویت فرهنگ مشارکت و برابری، نمونه‌هایی از پیوند اقدام عملی با ارزش‌های فرهنگی هستند. در ایران نیز نمونه‌هایی مانند احیای جشن‌های بومی، حمایت از صنایع دستی، یا توسعه گردشگری فرهنگی، نشان داده که وقتی ایده‌ها در میدان عمل پیاده شوند، فرهنگ می‌تواند حتی در برابر فشارهای گسترده دوام بیاورد.

نتیجه‌گیری و خاتمه کلام اینکه دکترمحمدرضا مقدسی که ضمن تاسیس آدرس اصلی تاب‌آوری ایران در سال 1394 ترجمه بیش از 40 عنوان کتاب تخصصی تاب‌آوری دنیا را نیز در کارنامه خود دارد در پایان تاکید میکند فرهنگِ تاب‌آور، فرهنگی نیست که تغییر نکند؛ فرهنگی است که در دل تغییرات، هویت خود را بازآفرینی می‌کند و اجازه نمی‌دهد بحران‌ و مخاطرات معنا و همبستگی را از جامعه بگیرند.
تاب‌آوری فرهنگی بدون عمل‌گرایی در ظاهر جذاب اما در عمل بی‌هدف است. جوامع برای بقا و شکوفایی فرهنگی، باید از مرحله‌ی شعار عبور کنند و با اقداماتی واقعی، ارزش‌های خود را در زندگی روزمره تثبیت کنند. عمل‌گرایی باعث افزایش مقاومت فرهنگی در برابر بحران‌ می‌شود ضمن اینکه پایداری، انسجام و هویت فرهنگی را نیز تقویت می‌کند.

 

نظرات بسته شده است.