سواد رسانهای اساس تاب آوری رسانهای است

سواد رسانهای اساس تاب آوری رسانهای است.
بنیاد تاب آوری آگاهی است که تاب آوری انقلاب خرد ورزی است.
اهمیت سواد رسانه ای در زمان بحران نمود بیشتری پیدا میکند.
سوادرسانه برای پیمایش رسانهای خالی از تحریف و سوگیری و در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تغییر امروزی، ضروری و حیاتی هستند.
سواد رسانه ای به توانایی شناسایی انواع مختلف رسانه ها، درک پیام هایی که ارسال می کنند و تحلیل پتانسیل آنها برای دستکاری و سوگیری و هم چنین رژیم مصرف اشاره دارد.
در روزگار پرشتاب کنونی که امواج بیپایان دادهها زیستجهان انسان معاصر را احاطه کردهاند، فهم چگونگی مواجهه با پیامهای ارتباطی ضرورتی انکارناپذیر یافته است. سواد رسانهای اساس تابآوری رسانهای است و بدون دستیابی به سطحی قابل قبول از درک انتقادی، بقای فکری جوامع در برابر سیلاب دستکاریهای شناختی ناممکن خواهد بود. بنیاد تابآوری آگاهی است و به تعبیری ژرف، تابآوری انقلاب خردورزی نامیده میشود. این انقلاب فکری نه یک واکنش انفعالی به تغییرات بیرونی، بلکه بازآفرینی ارادی ظرفیتهای درونی فرد و جامعه برای رویارویی خردمندانه با تلاطمهای محیطی است. زمانی که سواد رسانهای به بنیانی مستحکم در بطن اجتماع بدل شود، جامعه ظرفیت بازیابی خود را پس از هر شوک اطلاعاتی حفظ کرده و اجازه نمیدهد شریانهای حیاتی اعتماد و پیوستگی اجتماعی دچار زوال شوند.
اهمیت سواد رسانهای در زمان بحران نمود بیشتری پیدا میکند، چرا که در موقعیتهای اضطراری، ابهام به بالاترین حد ممکن میرسد و احتمال بروز خطا و سوءتعبیر بهطور فزایندهای تقویت میشود. در بستر چنین شرایط شکنندهای، سواد رسانهای برای پیمایش رسانهای خالی از تحریف و سوگیری در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تغییر امروزی، عنصری حیاتی به شمار میآید. این دانش تخصصی به توانایی شناسایی انواع مختلف رسانهها، درک پیامهای نهفته و آشکاری که ارسال میکنند و تحلیل موشکافانه پتانسیل آنها برای دستکاری ذهنی و جهتگیریهای جانبدارانه اشاره دارد. علاوه بر این، سواد رسانهای مقوله حیاتی رژیم مصرف رسانهای را سامان میبخشد؛ یعنی به فرد یادآوری میکند که چه میزان، از چه منبعی و با چه هدفی به مصرف تولیدات ارتباطی بپردازد تا سلامت روان و بهزیستی شناختی او دستخوش فرسایش نشود.
دانش و آگاهی رسانهای در سطوح پیشرفتهتر، پیوندی ناگسستنی با مفاهیمی بنیادین نظیر تفکر انتقادی، مشارکت مدنی پویا و توانایی راستیآزمایی و ارزیابی اطلاعات در عصر دیجیتال برقرار میسازد. در جغرافیای شبکههای اجتماعی که تولید و توزیع محتوا از انحصار رسانههای سنتی خارج شده است، آگاهی از چگونگی عملکرد الگوریتمها و ساختارهای انتشار برای تصمیمگیری آگاهانه و مشارکت مؤثر در فرایندهای دموکراتیک گریزناپذیر است. جامعهای که سازوکار بازتاب واقعیت در پلتفرمهای دیجیتال را بشناسد، فریب قطبیسازیهای کاذب و حبابهای اطلاعاتی را نمیخورد و میتواند یک قلمرو عمومی سالم و فعال را پایهریزی کند.
از سوی دیگر، مفهوم انعطافپذیری و تابآوری رسانه بر توانایی ایستادگی در برابر اختلالات مخرب خارجی دلالت دارد. این اختلالات طیفی گسترده از رفتارهای تمامیتخواهانه، تمایلات استبدادی و هدایتگریهای نامشروع افکار عمومی گرفته تا گسترش سازمانیافته اطلاعات گمراهکننده و دستکاریهای جنگ روانی را در بر میگیرد. جامعه تابآور جامعهای است که بتواند گفتمان اجتماعی سازنده را بپذیرد، آن را در نهادهای مدنی خود بارور سازد و تداوم بخشد. چنین جامعهای ضمن پذیرش تکثر آرا و تنوع دیدگاهها، انسجام یکپارچه خود را از دست نمیدهد و با اجتناب هوشمندانه از پراکندگی و تفرقه، بر درد و درک مشترک تمرکز میکند تا به همبستگی پایدار برسد.
در این میان، نقش رسانههای ارتباطی مختلف در ایجاد و حفظ ثبات روانی و اطلاعرسانی صحیح در موقعیتهای پرخطر باید بازشناسی شود. رادیو رسانه تابآوری است؛ ادعایی که با بررسی تاریخ معاصر و تجارب بشری در موقعیتهای حاد کاملاً اثبات میشود. اساس تابآوری رسانهای آگاهی است و در بحرانها به خودی خود ضریب انتشار شایعات و تولید اخبار غیردقیق سر به فلک میکشد. در چنین بزنگاههایی رسانههایی که بدون نیاز به زیرساختهای بسیار پیچیده و آسیبپذیر فعالیت میکنند، نقشی نجاتبخش بر عهده دارند.
دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تابآوری در ادامه این بحث بر ارزشهای کاربردی این ابزار دیرپا تأکید ورزیده و اشاره میکند که با توجه به ویژگیهای خاص رادیو، از جمله قابلیت حمل آسان، ارزان و اقتصادی بودن، ضریب نفوذ استثنایی در نقاط دورافتاده و کاربرپسند بودن، این رسانه صوتی در امر آموزش و اطلاعرسانی از جنگها و حوادث تروریستی گرفته تا رخدادهای طبیعی نظیر سیل و زلزله، هنوز هم گزینهای بیرقیب به شمار میرود. بنابراین با اطمینان کامل میتوان تصریح کرد که رادیو به مثابه رسانه برتر تابآوری، پیوندگاه پیوسته جامعه با واقعیت و صدای آرامشبخش در میانه آشوبها است. در هنگام بلایای طبیعی که شبکههای مخابراتی، خطوط اینترنت و جریان برق با قطعیهای طولانیمدت مواجه میشوند، امواج رادیویی همچنان بر پهنه فضا جاری میمانند و پیامهای حیاتی، هشدارها و آموزشهای بقا را بدون ایجاد بار هیجانی تصویری مخرب به گوش مخاطبان میرسانند.
در جهان متصل امروز، آگاهی و دانش و مهارت کاربران اصل بنیادین تابآوری است، زیرا انسان آگاه را قادر میسازد تا در اقیانوس شبکههای اجتماعی و تارنمای اینترنت، محتواها و روایتها را بهصورت منتقدانه تحلیل کند، سوگیریهای پنهان سازندگان پیام را شناسایی کرده و تصمیمی متکی بر واقعیت اتخاذ کند. در غیاب چنین مهارتی، جوامع بهشدت در معرض پدیده مخرب اینفودمی یا همان همهگیری اطلاعات غلط قرار میگیرند. اینفودمی وضعیتی بحرانی است که در آن آمیزهای خطرناک از حقایق ناقص، دروغهای صریح و دادههای گمراهکننده پیرامون یک موضوع فوران میکند و قدرت تفکیک صواب از ناصواب را از شهروندان سلب مینماید. سواد رسانهای پادزهر علمی و عملی مهار اینفودمی است و مانع از آن میشود که وحشت جمعی، رفتارهای غیرمنطقی و تصمیمات هیجانی کنترل سرنوشت مردم را به دست بگیرد.
به وضوح مشاهده میشود جوامعی که در شاخصهای آموزش و سواد رسانهای جایگاهی مطلوبتر کسب کردهاند، در تابآوری اجتماعی نیز نمرات بسیار درخشانتری به ثبت میرسانند. تابآوری اجتماعی محصول جمعی انعطافپذیری ذهنی شهروندانی است که در دام تلههای ادراکی اسیر نمیشوند و پیوندهای اعتماد اجتماعی را فدای هیجانات زودگذر فضای مجازی نمیکنند. این پیوستگی میان ادراک رسانهای و مقاومت ملی نشان میدهد که سرمایهگذاری بر ارتقای درک انتقادی جامعه، سرمایهگذاری برای امنیت و رفاه روانی آیندگان است.
پرورش این مهارتهای راهبردی امری مقطعی یا متعلق به گروه سنی خاصی نیست. آموزش سواد رسانهای هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان و نوجوانان از اهمیتی درجه اول برخوردار است و فرآیندی کاملاً مادامالعمر تلقی میشود. جهان ارتباطات با ظهور پدیدههایی نظیر هوش مصنوعی زاینده، جعل عمیق و الگوریتمهای پیشرفته دستکاری افکار به طور دائم پوستاندازی میکند؛ از این رو سواد رسانهای نیازمند بازآموزی مستمر و دائمی است. این آموزش فراگیر باید هم مهارتهای عملی فنی و راستیآزمایی را در بر بگیرد و هم دانش مفهومی و درک فلسفی از محیط دیجیتال را تعمیق بخشد. تنها از گذرگاه چنین آگاهی ساختاریافتهای است که جامعه به نقطه امن تابآوری رسیده و قادر خواهد بود تندبادهای تحریف و ابهام را با حفظ آرامش و تفکر نقادانه پشت سر بگذارد.










