رابطه بین فاجعه سازی ، اضطراب درد

رابطه بین فاجعه سازی ، اضطراب درد و راهبردهای مقابله ای دربیماران سرطانی
درد ناشی از سرطان ۵۰ تا ۹۰% بیماران مبتلا به سرطان را تحت تاثیر قرارمی دهد و اضطراب ناشی از این دردها و درمان های سرطان باعث افزایش نیاز های حمایتی بیماران می گردد درنتیجه راهبردهای مقابله ای اتخاذ شده بیماران در انطباق و سازگاری آن ها نقش بسزائی دارد.
هدف از این مطالعه تعیین رابطه فاجعه سازی درد، اضطراب درد، حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله ای درد، دربیماران مبتلا به سرطان می باشد.
روشها: دراین مطالعه توصیفی – تحلیلی از نوع همبستگی، تعداد ۱۱۰ بیمارمبتلا به سرطان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی ۵ آذر گرگان در سال ۱۳۹۲ به صورت نمونه گیری دسترس، در مطالعه شرکت داده شدند.
پرسشنامه فاجعه سازی درد،اضطراب درد، حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله ای درد مورد استفاده قرار گرفت .
اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار آماریSPSS v.۱۶ آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
سطح معناداری مطالعه (۰۵/۰P<) درنظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میانگین و انحراف معیار فاجعه سازی درد (۸/۸±۹/۲۳)، اضطراب درد (۴/۱۸±۷/۳۵)،
راهبرد مقابله ای (۸/۳۸±۹/۱۰۷)، حمایت اجتماعی در بیماران (۸/۱۵±۱/۱۵۱) بود.
با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون بین فاجعه سازی درد (۴۶/۰- , R=۰۰/0P=)، اضطراب درد (۴۷/۰- , R=۰۰/0P=)، راهبرد مقابله ای (۳۰/۰- , R=۰۰/0P=) با حمایت اجتماعی ارتباط معنی دار آماری دیده شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین متغیرهای فاجعه سازی درد، حمایت اجتماعی، اضطراب درد و راهبردهای مقابله در بیماران سرطانی رابطه معناداری وجود دارد.
لذا تدوین یک برنامه جامع مراقبتی دربیماران مبتلا به سرطان با تقویت راهبردهای مقابله ای ،توسعه و افزایش حمایت اجتماعی در جهت کاهش سطح اضطراب و فاجعه سازی درداین بیماران پیشنهاد می گردد.
رابطه بین فاجعه سازی ، اضطراب درد و راهبردهای مقابله ای دربیماران سرطانی
فاجعهسازی: مفهوم و پیامدها
فاجعهسازی به فرایند یا عمل تبدیل یک رویداد عادی یا طبیعی به یک فاجعه اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی اطلاق شده است. این پدیده معمولاً در نتیجهی ترکیب عوامل مختلفی مانند رسانهها، سیاستمداران و جامعه شکل میگیرد. فاجعهسازی میتواند به افزایش ترس و نگرانی عمومی منجر شود و در نهایت بر تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی تأثیر بگذارد.
عوامل مؤثر در فاجعهسازی
۱. رسانهها: رسانهها نقش کلیدی در فاجعهسازی ایفا میکنند. پوشش خبری گسترده و اغراقآمیز میتواند احساس خطر را در جامعه افزایش دهد. به عنوان مثال، گزارشهای زنده از بلایای طبیعی میتواند ترس عمومی را تشدید کند.
۲. سیاستمداران: برخی سیاستمداران ممکن است از فاجعهسازی برای تقویت موقعیت خود یا توجیه تصمیمات خاص استفاده کنند. آنها میتوانند با ایجاد حس اضطرار، حمایت عمومی را برای سیاستهای خود جلب کنند.
۳. جامعه: واکنش جامعه به رویدادها نیز میتواند بر فاجعهسازی تأثیر بگذارد. در مواقع بحران، مردم ممکن است به سرعت به شایعات و اطلاعات نادرست واکنش نشان دهند که این امر میتواند وضعیت را وخیمتر کند.
پیامدهای فاجعهسازی
فاجعهسازی میتواند عواقب جدی برای جامعه داشته باشد. این عواقب شامل افزایش ناامنی اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دولتی و حتی آسیب به اقتصاد محلی است. همچنین، فاجعهسازی میتواند منجر به بحرانهای انسانی شود که نیازمند پاسخ سریع و کارآمد هستند.
برای مقابله با فاجعهسازی، لازم است که جامعهها به اطلاعات دقیق و معتبر دسترسی داشته باشند و توانایی تحلیل رویدادها را تقویت کنند تا از تأثیرات منفی آن جلوگیری کنند.
رابطه فاجعهسازی و تابآوری
فاجعهسازی (Catastrophizing) به گرایش شناختی یا اجتماعی برای بزرگنمایی تهدیدها، تمرکز افراطی بر پیامدهای منفی و تفسیر رویدادها بهعنوان بحرانهای غیرقابلکنترل اشاره دارد. این مفهوم میتواند در سطح فردی (مانند بدترینپنداری یک مشکل روزمره) یا در سطح اجتماعی و رسانهای (تبدیل یک رویداد عادی به بحران فراگیر) رخ دهد. در مقابل، تابآوری به توانایی افراد، گروهها یا جوامع برای سازگاری، حفظ کارکرد و بازیابی تعادل پس از مواجهه با دشواریها اشاره دارد. از این رو، فاجعهسازی و تابآوری را میتوان دو سازوکار تقریباً متضاد در مواجهه با تنشها و بحرانها دانست.
در سطح فردی، پژوهشها نشان میدهند که فاجعهسازی با احساس درماندگی، اضطراب، کاهش خودکارآمدی و افزایش استرس همراه است. افرادی که رویدادها را بهصورت فاجعهآمیز تفسیر میکنند، منابع شناختی و هیجانی خود را صرف پیشبینی بدترین سناریوها میکنند و در نتیجه توان کمتری برای حل مسئله و سازگاری با شرایط دارند. مطالعات متعدد نشان دادهاند که تابآوری روانشناختی با کاهش فاجعهسازی رابطه معکوس دارد؛ افراد تابآور هیجانهای مثبت بیشتری تجربه میکنند و کمتر در دام بزرگنمایی مشکلات گرفتار میشوند.
از منظر اجتماعی نیز فاجعهسازی میتواند تابآوری جمعی را تضعیف کند. هنگامی که رسانهها، شبکههای اجتماعی یا نهادهای سیاسی یک رویداد را بهگونهای بازنمایی میکنند که احساس فروپاشی، ناامنی یا ناتوانی را القا کند، اعتماد اجتماعی کاهش یافته و ظرفیت جامعه برای مواجهه منطقی با بحرانها تضعیف میشود. در چنین شرایطی، ترس و شایعات میتوانند از خودِ بحران آسیبزاتر شوند. در مقابل، جوامع تابآور ضمن پذیرش مخاطرات، از بزرگنمایی تهدیدها پرهیز کرده و بر راهحلها، یادگیری و سازگاری تمرکز میکنند.
همچنین، تابآوری میتواند بهعنوان یک عامل محافظ در برابر فاجعهسازی عمل کند. افراد و جوامع تابآور معمولاً دارای خوشبینی واقعبینانه، احساس کنترل، حمایت اجتماعی و مهارتهای حل مسئله هستند. این ویژگیها باعث میشوند که رویدادهای دشوار را چالشهایی قابل مدیریت ببینند، نه نشانههایی از فروپاشی کامل آینده. پژوهشهای حوزه روانشناسی مثبتگرا نشان میدهد که افزایش هیجانهای مثبت، خودکارآمدی و انعطافپذیری شناختی، به کاهش فاجعهسازی و تقویت تابآوری منجر میشود
بنابراین، میتوان گفت که فاجعهسازی تابآوری را تضعیف میکند و تابآوری نیز به نوبه خود از شدت فاجعهسازی میکاهد. هرچه افراد و جوامع توانایی بیشتری در ارزیابی واقعبینانه تهدیدها، تنظیم هیجانات و حفظ امید داشته باشند، احتمال گرفتار شدن در چرخه فاجعهسازی کمتر خواهد بود و ظرفیت آنها برای عبور موفق از بحرانها افزایش مییابد.









