
صلاحیت پایدار تحت فشار
صلاحیت پایدار تحت فشار
به قلم محمدرضا مقدسی
این مطلب نخستین بار در اولین وبسایت مددکاری اجتماعی ایران منتشر شده است
تاب آوری درد را (فرآوری) میکند و صدمات و نارسایی ها از طریق این فرآیند به سرمایه و فرصتی برای رشد و توسعه درابعاد جدید بدل شد و چنانچه این فرایند در حد بهینه کارآ وموثر نباشد شاهد انواع اختلال درمقابله وعملکرد خواهیم بود.
این اختلالات در حوزه سلامت روانی و اجتماعی میتواند شامل : خشونت ، اعتیاد به دخانیات ، مواد مخدر والکل، قانون شکنی و نابه سامانی در حوزه روابط فردی وغیره باشد .
تاب آوری میتواند یک چالش دیالکتیک بین عوامل خطرساز وعوامل محافظ باشد.
این رویکرد دیالکتیکی به این معناست که هیچکدام از عوامل موثر بر بهزیستی روانشناختی و سلامت پیروز دایمی و مطلق این کارزار نیستند و سلامت روانی به مراقبت ومواظبت مستمر نیازمند است کما اینکه در حوزه سلامت جسمانی و یا سلامتی اجتماعی هم اوضاع به همین منوال است .
از سوی دیگر عوامل بیماری زا و آسیب رسان هم پیروز همیشگی نیستند.
همانگونه که سلامتی جسمانی نیازبه مراقبت مستمر دارد ، سلامتی روانی نیر محتاج توجه ومراقبت است .
تحت هر شرایطی امکان رشد و توسعه فراهم و به همان میزان امکان اختلال و صدمه مهیاست.این چالش ومقابله اساس مفهوم دیالکتیک ودر تاب آوری است.
چنانچه عوامل محافظ بیرونی و درونی کارآمد نباشند جای تردید نیست که فرد با کوچکترین عامل وتهدیدی سلامتی خود را ازدست خواهد داد.
دردهای فرآوری نشده منشاء آسیب هستند و در واقع مواجهه ومقابله موفق با عوامل آسیب رسان و شرایط پرتنش در گرو فرآیند ( فرآوری مشکلات ) است. یافت ابعاد جدید پس از تروما و صدمات بعبارت دیگررشد پس از ضربه ای با تاب آوری ممکن خواهد بود .
پروتکل های مداخلاتی ودرمانی دیالکتیک بخوبی با مفاهیم حمایت ، مشارکت و شناخت ، مانوس و زمینه مناسبی برای مطالعه و تحقیق مددکاران ، روانشناسان و مشاوران گرامی خواهد بود.
افراد با حمایت ومشارکت در نگرانی ها و تجربیات یکدیگرسهیم میشوند و از این طریق اطلاعاتی متنوع و فراوان درباره مشکل وموضوع خود وسایرن وشیوه های مواجهه ومقابله با این مسایل جمع آوری میکنند.و درنهایت این مشارکت و حمایت اجتماعی است که طرحواره ها را اصلاح میکند.هر مساله ای حل میشود، این بیان نهایی مشارکت است.
عبارت «صلاحیت پایدار تحت فشار» برای تابآوری، تعبیر دقیقی نیست. اگر بخواهیم این معنا را به زبان علمی و روان بازنویسی کنیم، بهتر است بگوییم تابآوری یا resiliency تواناییِ سازگاری، ادامه دادن و بازسازی خود در برابر فشار، بحران و ناپایداری است. این توانایی یک صفت ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه فرایندی زنده و وابسته به زمینه است که در تعامل میان فرد، خانواده، جامعه، فرهنگ، تجربه و منابع حمایتی شکل میگیرد.
تابآوری زمانی معنا پیدا میکند که انسان در برابر فشار، از هم نپاشد و در همان حال، فقط به تحمل خاموش نیز بسنده نکند. فرد تابآور میتواند مسئله را ببیند، احساسات خود را تنظیم کند، کمک بگیرد، از شکست بیاموزد و راه تازهای برای ادامه مسیر پیدا کند. بنابراین تابآوری بیشتر از آنکه نشانه «ثبات کامل» باشد، نشانه «بازگشت، بازسازی و رشد پس از دشواری» است.
در سطح فردی، تابآوری به مهارتهایی مانند حل مسئله، خودتنظیمی، امید، احساس شایستگی و انعطاف روانی پیوند دارد. در سطح خانوادگی، رابطه امن، گفتوگوی سالم و حمایت عاطفی نقش اساسی دارند. در سطح اجتماعی، مدرسه، محله، سازمان، خدمات حمایتی و سرمایه اجتماعی میتوانند تابآوری را تقویت کنند. از این رو، وقتی از تابآوری سخن میگوییم، از یک ویژگی مجرد صحبت نمیکنیم، بلکه از شبکهای از ظرفیتها و زمینهها حرف میزنیم که به انسان کمک میکند در فشار، معنا، جهت و امکانِ ادامه را حفظ کند.
اگر بخواهیم در قالبی فشردهتر بگوییم، تابآوری «صلاحیت پایدار تحت فشار» نیست؛ بلکه «توانِ زنده برای سازگاری، ترمیم و پیشروی در دل فشار» است. این تفاوت مهم است، چون نگاه نخست تابآوری را شبیه یک سختیِ ثابت و مکانیکی میبیند، اما نگاه دوم آن را فرایندی انسانی، پویا و قابل پرورش میفهمد.

