تاب آوری حداقل آشفتگی با مقدار معینی از تنش

تاب آوری حداقل آشفتگی با مقدار معینی از تنش
اگر بتوان علی رغم شرایط پرتنش و آسیب زا نتیجه ای خوب بدست آورد این اتفاق خوب ثمره و نماینده قدرت تاب آوری است در واقع تاب آوری قدرت پیش بینی کننده گی و حاکمیت شرایط سخت را نمی پذیرد و با سازگاری و سازندگی در شرایط پر تنش راه ارتقا و توسعه را گشوده و امکان ادامه دادن و بالندگی را فراهم میکند .
تاب آوری در مقابل آسیب پذیری قرار میگیرد اگر چه بر سر تعریف آن توافق جامعی وجود ندارد اما برای ساخت آن حداقل به وجود دو عنصر (( شرایط سخت)) و ((نتیجه خوب )) نیاز هست .
اما براستی چگونه کودکان و نوجوانانی که در شرایط و محیط های نامناسب بوده اند از انواع آسیب ها و مخاطرات در امان مانده اند و نه تنها در امان مانده بلکه به رشد قابل توجه و مدارج عالی و توانش اجتماعی چشمگیر و تحسین برانگیز دست یافته اند ؟
پاسخ این سوال و سوالاتی از این دست موضوع مورد علاقه تاب آوری است. همه ما کسانی را می شناسیم که درشرایط نامناسب و آسیب زا بوده اند ولی علی رغم شرایط بد و سخت هم اکنون انسانهای سالم و موفقی هستند .از این جهت که که گفته شده تاب آوری ظرفیت انسان برای مواجهه با ، یادگیری از ، و غلبه بر شرایط ناگوار است (گروتبرگ ،۲۰۰۴).
تاب آوری رفتار ایده آل آدمی را در شرایط پرتنش و نا مناسب مورد مطالعه قرار میدهد . اینکه چگونه آدمی در سختی ها ، مصائب ، بلایای طبیعی ،اعتیاد و انحرافات ، بیماریهای بی درمان و سخت درمان (( تاب )) می آورد و غلبه میکند ، عبور میکندو به زندگی سالم و سازنده خود ادامه میدهد ، میخواهد و میسازد و شور آفرینی و شکرگزاری میکند موضوع مورد علاقه ما در این حوزه است .
تاب آوری را میتوان قدرت بازیابی و دستیابی به صحت و سلامت از دست رفته و قابلیت ایجاد تعادل مجدد پس از آشفتگی نامید و بدیهی است هر انسانی از این قدرت و قابلیت کم و بیش بهره مند است. تاب آوری میتواند تجربه حداقل آشفتگی با مقدار معینی از تنش باشد .تاب آوری میتواند در تعادل ، تعامل و تکامل کارسازی کند.
علاوه برظرفیتهای ارثی ، عوامل محیطی ، تربیتی و خانوادگی و به ویژه اجتماعی در این موضوع موثر هستند ، با این حال بخش عمده تاب آوری میتواند آموختنی باشد .
دلایل متعدد و فراوانی را میتوان برای ضرورت توسعه و تقویت تاب آوری مطرح کردکه دراین مختصر به شرح ذیل اشاراتی خواهد شد :
دلیل نخست اینکه آسیب های اجتماعی و تهدیدات اخلاقی و فرهنگی پرشمار و با توان ، تعدد و تنوع بیشتری خودنمایی کرده و در کمین نشسته اند. از این رو ضرورت دارد برای حفظ سلامت و صیانت از سرمایه های اجتماعی و فرزندان عزیز این مرزو بوم چاره ای اندیشید پیشنهاد ما توسعه و تقویت تاب آوری است.
دومین اینکه ما در اغلب موارد ما قدرت پیش بینی اسیب ها و لطمات احتمالی موجود در آینده را نداریم از این رو بایستی بتوانیم نسلی تربیت کنیم که در مقابل تهدیدات و آسیبهای شناخته نشده ی پیش رو مصون ومقاوم باشد نسلی که بتواند با چالشها و مشکلات و مخاطرات جدید به خوبی دست و پنجه نرم کند و از عهده آنها براید .
در دو مورد پیش گفته توجه اصلی بر قدرت پیشگیرانه تاب آوری در حفظ سلامت و نشاط اجتماعی مد نظر قرار گرفت .همگان واقف هستند که برای مقابله با اختلالات رفتاری و آسیب های اجتماعی و فرهنگی امکانات درمانی ، امدادی و اصلاحی فراوان نیاز هست در این همآوردی متاسفانه اختلالات رفتاری بر امکانات درمانی پیشی گرفته است که نتیجه آن این است که درمان همیشه و همه جا و برای همه کس در دسترس نیست و فرض بر دردسترس بودن بسیار وقت گیر ، گران ، وحتی در مواردی هم ممکن است اثر بخش نباشد این خود دلیل سوم ما برای توجه به توسعه تاب آوری است که میتواند با استفاده از منطق واکسیناسیون نسبت به پیشگیری و ایجاد مصونیت در بسیاری از حوزه های اجتماعی موثر واقع گردد.
دلیل دیگری نیز که شایسته توجه است سادگی وکاربست راحت و بی نیازی این مقوله از آموزشهای طولانی مدت و تخصصی است.
با صرف اندک زمانی میتوان با اصول تاب آوری آشنا شد و از قدرت سرشار آن در خانه و خانواده و یا در محل کار و سازمان خود از آن بهره برد. تاب آوری موضوعی با همه گیری و عمومیت قابل توجه است و این سادگی در ساختار باعث شده که براحتی مورد توجه و استفاده قرار بگیرد.
شرایط سخت هرگز به معنای نابودی نیست وشواهد نشان میدهد میتوان در شرایط بد هم نتیجه خوب بدست اورد این پیام اصلی تاب آوری است.
شاهد این مدعا کودکان و نوجوانانی هستند که فاقد ابتدایی ترین شرایط برای ترقی و سلامت بوده اند ولی امروز ازبالندگی و توانش اجتماعی قابل قبولی برخوردارمی باشند .
موج های مطالعاتی تاب آوری کدامند ؟
مقدمهای بر چهار موج پژوهش تابآوری
مطالعات تابآوری در حدود نیمقرن گذشته از شناسایی کودکان سازگار در شرایط پرخطر، به تحلیل فرایندهای رشدی، طراحی مداخلات و مطالعه نظامهای چندسطحی تحول یافته است. این تحول در ادبیات علمی با عنوان «چهار موج مطالعات تابآوری» شناخته میشود. این تقسیمبندی در کارهای آن ماسن، بهویژه مقاله «تابآوری در نظامهای رشدی: پیشرفت و چشمانداز با ظهور موج چهارم»، صورتبندی روشنی پیدا کرده است (Masten, ۲۰۰۷).
موجها دورههای کاملاً جدا از یکدیگر نیستند. هر موج، پرسشها و روشهای موج پیشین را گسترش داده است. ازاینرو، پژوهشهای امروزی ممکن است همزمان از یافتههای چهار موج استفاده کنند.
موج اول: شناسایی و توصیف تابآوری
موج نخست مطالعات تابآوری از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت. پرسش اصلی پژوهشگران این بود که چرا برخی کودکان و نوجوانان، با وجود فقر، بیماری روانی والدین، تعارض خانوادگی، بدرفتاری، فقدان یا محرومیت اجتماعی، سازگاری مطلوب خود را حفظ میکنند.
در این مرحله، پژوهشگران به شناسایی ویژگیها و شرایطی پرداختند که با پیامدهای مثبت ارتباط داشتند. توانایی شناختی، خودتنظیمی، خلقوخوی سازگار، احساس شایستگی، مهارت حل مسئله، رابطه حمایتگر با یک بزرگسال و عملکرد مناسب مدرسه از مهمترین عوامل بررسیشده بودند.
در موج اول، تابآوری گاهی بهصورت ویژگی یا ظرفیت نسبتاً پایدار فرد در نظر گرفته میشد. این رویکرد در شناخت پدیده نقش مهمی داشت، بااینحال خطر آن وجود داشت که تابآوری بیش از اندازه به خصوصیات فردی نسبت داده شود و نقش خانواده، مدرسه، جامعه و شرایط اقتصادی کمرنگ بماند.
پژوهشهای این دوره نشان دادند که سازگاری مثبت در شرایط دشوار، پدیدهای واقعی و قابل مطالعه است؛ بااینحال، شناسایی افراد دارای عملکرد بهتر، برای توضیح چگونگی شکلگیری تابآوری کافی نبود.
موج دوم: شناسایی فرایندها و عوامل محافظتکننده
موج دوم از اواخر دهه ۱۹۸۰ و در دهه ۱۹۹۰ گسترش یافت. در این مرحله، پرسش پژوهشگران از «چه کسی تابآور است؟» به این پرسش تغییر کرد:
تابآوری چگونه شکل میگیرد و چه فرایندهایی اثر خطر را کاهش میدهند؟
در این رویکرد، تابآوری یک ویژگی ثابت تلقی نمیشود؛ فرایندی پویا است که در تعامل میان فرد و محیط شکل میگیرد. عوامل محافظتکننده در این موج، عواملی هستند که احتمال پیامدهای نامطلوب را کاهش میدهند یا به فرد کمک میکنند در شرایط دشوار عملکرد سازگارانه خود را حفظ کند.
دلبستگی ایمن، مراقبت والدینی، خودتنظیمی هیجانی، مهارت حل مسئله، حمایت همسالان، رابطه مثبت با معلم، احساس تعلق به مدرسه و دسترسی به شبکههای اجتماعی حمایتگر در این دوره اهمیت زیادی پیدا کردند.
ماسن در مقاله «جادوی معمولی: فرایندهای تابآوری در رشد» توضیح میدهد که تابآوری اغلب از عملکرد مناسب نظامهای عادی رشد پدید میآید. دلبستگی، مراقبت والدینی، یادگیری، خودتنظیمی، حل مسئله و روابط حمایتگر، نمونههایی از همین نظامهای سازشی هستند (Masten, ۲۰۰۱).
بر اساس این دیدگاه، تابآوری به ویژگیهای استثنایی یا تواناییهای نادر وابسته نیست. زمانی که نظامهای معمول رشد بهدرستی عمل کنند، میتوانند اثر بسیاری از خطرها را کاهش دهند.
موج سوم: مداخله، پیشگیری و تقویت تابآوری
موج سوم مطالعات تابآوری از دهه ۱۹۹۰ به بعد قوت گرفت. پرسش اصلی این موج چنین بود:
**آیا میتوان فرایندها و عوامل محافظتکننده را از طریق مداخله تقویت کرد؟**
در این مرحله، پژوهش تابآوری از توصیف و تبیین به سمت کاربرد عملی حرکت کرد. پژوهشگران و متخصصان تلاش کردند برنامههایی برای تقویت مهارتهای فردی، بهبود روابط خانوادگی، حمایت از کودکان در معرض خطر و ارتقای ظرفیت مدارس و جوامع طراحی کنند.
در سطح فردی، آموزش تنظیم هیجان، حل مسئله، تصمیمگیری، انعطافپذیری شناختی و هدفگذاری مورد توجه قرار گرفت. در سطح خانواده، برنامههای والدگری مثبت، تقویت ارتباط والد و کودک، کاهش تعارض و افزایش ثبات محیط خانه توسعه یافت. در مدرسه نیز احساس تعلق، رابطه حمایتگر معلم، مشارکت دانشآموز و آموزش مهارتهای اجتماعی و هیجانی در کانون برنامهها قرار گرفت.
موج سوم همچنین نشان داد که تقویت تابآوری به آموزش مهارتهای فردی محدود نمیشود. دسترسی به خدمات سلامت، آموزش باکیفیت، حمایت اجتماعی، امنیت اقتصادی، مسکن مناسب و فرصت مشارکت اجتماعی نیز در ایجاد شرایط تابآورانه اهمیت دارند.
در این دوره، تابآوری بهعنوان ظرفیتی قابل تقویت در نظر گرفته شد؛ ظرفیتی که از طریق تغییر در روابط، محیط و سیاستهای حمایتی میتواند رشد کند. بااینحال، موفقیت مداخلات به زمینه فرهنگی، مرحله رشد، نوع خطر و کیفیت اجرای برنامه وابسته است.
موج چهارم: تابآوری در نظامهای رشدی و چندسطحی
موج چهارم در مقاله Masten (۲۰۰۷) بهصورت منسجم مطرح شد. این موج تابآوری را در قالب نظامهای رشدی پویا مطالعه میکند و میکوشد سطوح مختلف زندگی انسان را در یک چارچوب تحلیلی مشترک قرار دهد.
پرسش محوری موج چهارم چنین است:
تعامل عوامل زیستی، روانشناختی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی چگونه مسیرهای تابآوری را در طول زمان شکل میدهد؟
در این دیدگاه، تابآوری پیامد فعالیت یک عامل منفرد نیست. عملکرد تابآورانه از تعامل چند نظام به وجود میآید. رشد مغز، نظام پاسخ به استرس، خودتنظیمی، دلبستگی، انگیزش، خانواده، مدرسه، همسالان، فرهنگ و جامعه در کنار یکدیگر مسیر سازگاری را شکل میدهند.
موج چهارم به تعامل ژن و محیط، رشد عصبی، تجربههای اولیه زندگی، تغییرات رشدی، مسیرهای متفاوت سازگاری و نقش زمینه اجتماعی توجه دارد. در این رویکرد، یک عامل ممکن است در یک مرحله از زندگی نقش حمایتگر داشته باشد و در مرحلهای دیگر اثر متفاوتی ایجاد کند.
ویژگی مهم موج چهارم، حرکت از تحلیل تکسطحی به تحلیل چندسطحی است. برای نمونه، مطالعه تابآوری کودک در برابر فقر، به بررسی ویژگیهای شخصی او محدود نمیشود؛ کیفیت رابطه والدین، مدرسه، محله، خدمات اجتماعی، فرهنگ، سیاستهای حمایتی و شرایط اقتصادی نیز در تحلیل وارد میشوند.
روشهای پژوهشی این موج شامل مطالعات طولی، تحلیل مسیرهای رشدی، تحلیل چندسطحی، مدلسازی تغییرات زمانی، پژوهشهای عصبروانشناختی و بررسی تعامل عوامل زیستی و محیطی است. هدف این روشها، شناخت مسیرهای گوناگونی است که از طریق آنها افراد و نظامهای اجتماعی به سازگاری میرسند.
نسبت چهار موج با یکدیگر
چهار موج مطالعات تابآوری را میتوان بهصورت یک مسیر علمی پیوسته فهم کرد. موج اول پدیده تابآوری را شناسایی و توصیف کرد. موج دوم فرایندها و عوامل محافظتکننده را توضیح داد. موج سوم دانش بهدستآمده را وارد حوزه پیشگیری، مداخله و سیاستگذاری کرد. موج چهارم نیز تعامل نظامهای مختلف و تغییر تابآوری در طول زمان را بررسی کرد.
در نتیجه، تعریف علمی تابآوری از یک ویژگی فردی به یک فرایند رشدی، تعاملی و چندسطحی گسترش یافت. در مطالعات جدید، فرد، خانواده، جامعه، فرهنگ، نهادها و محیط زیست در ارتباط با یکدیگر بررسی میشوند.
جمعبندی علمی وکلام پایانی
چهار موج مطالعات تابآوری نشاندهنده چهار تغییر مهم در تاریخ این حوزه هستند: حرکت از ویژگی به فرایند، از فرد به رابطه، از توصیف به مداخله و از تحلیل تکسطحی به تحلیل نظامهای پیچیده.
بر اساس این چارچوب، تابآوری یا resiliency یک ظرفیت ثابت و جدا از زمینه نیست. تابآوری در ارتباط با خطر، در مسیر زمان و از طریق عملکرد نظامهای حمایتی شکل میگیرد. به همین دلیل، پژوهش درباره تابآوری باید معیار سازگاری، نوع خطر، مرحله رشد، زمینه فرهنگی و سطح تحلیل را بهدقت مشخص کند.










با تشکر از اطلاعات مفید شما.
اگر امکان دارد یک کتاب در زمینه انعطاف پذیری شناختی معرفی بفرمایید.
سپاس