
تاب آوری و تهدید کلیشه
تاب آوری و تهدید کلیشه
دکترمحمدرضا مقدسی
تهدید کلیشه شکلی از اضطراب است که به خاطر تعلق افراد به شرایط خاص ، طبقه اجتماعی ، مرتبه شغلی ، سطح تحصیلات ، معلولیت ، بیماری وجنسیت باعث افت و کاهش عملکرد میشود.
تهدید کلیشه اضطرابی است که انسان به خاطر متعلق بودن به طبقه یا گروه خاصی بدآن گرفتارمیشود. عملکرد اصلی این کلیشه و اضطراب ناشی از آن محدود کردن رشد است این کلیشه بر اساس تعلقات و طبقه بندی های اجتماعی و اقتصادی از افراد انتظار عملکرد ضعیف را رواج و متصور میسازد واغلب اوقات افراد قربانی این پیشی بینی ها خواهند بود.
کودکانی که در خانواده های معتاد ، مجرم ، زندانی ، تک سرپرست ، بد سرپرست یا بی سرپرست ، شبه خانواده و ..آنانکه در فقراقتصادی گرفتارند و بطورکلی کسانی که در شرایط نامناسب و آسیب زا گرفتار آمده اند میتوانند قربانیان اصلی تهدید کلیشه باشند .
همانگونه که ملاحظه میگردد فقر اقتصادی ، اعتیاد ، فحشاء و آشفتگی خانوادگی از عمده ترین کلیشه هایی هستند که رشد و بالندگی کودکان و نوجوانان را تهدید میکند.اما شواهد درزندگی واقعی وهم چنین مطالعات در حوزه تاب آوری نشان داده است این کلیشه ها پیش ازاینکه دارای اصالت و مبتنی بر واقعیت باشند و از قطعیت و حتمیت برخوردار باشند زاییده اختلافات نژادی ، طبقاتی و جنسیتی هستند .
البته در بعضی موارد تهدید کلیشه مین گذاری هیجانی نامیده شده است که انفجار این مین و زخمی اضطراب آن بودن اساسا شرایط مناسبی برای رشد و بالندگی نخواهد بود. بعنوان مثال در درمان اعتیاد تهدید کلیشه میتواند عامل بازدارنده بسیارمهمی در بهبودی و حتی درعود بیماری باشد
تاب آوری توان غلبه بر کلیشه های تهدید است
روانشناسی به نام ( کلود استیل ) در پژوهشی از دانشجویان دختر وپسردر دو گروه جدا ازهم خواست به سوالات ریاضی واحدی پاسخ دهند قبل ازپاسخگویی به گروه اول گفته شد این آزمون تفاوت زنان و مردان را اندازه گیری میکند نتیجه این تاکید بر جنسیت در آزمون ریاضی این بود که دختران بخاطر ایجاد حساسیت بر جنیست نمرات پایین تری به دست آوردند .اما گروه دیگر که با این کلیشه وایجاد حساسیت در مورد نقش جنسیتی مواجه نشده بودند نمراتشان با گروه همتای پسر تفاوتی نشان نداد . استیل در نتیجه این پژوهش اعلام کرد نمرات پایین تر دختران ربطی به مهارت آنان در درس ریاضی نداشته است وتحت تاثیر کلیشه جنسیت بوده است .
اما راه برون رفت ازاین تهدید چیست و چگونه در این میدان مین قربانی اضطراب نباشیم ؟
پیش فرض ها و کلیشه های که سقف آرزوهای کودکان محروم را کوتاه وکوتاهتر میکند و دنیای فرزندان فقرا و گرفتاران را تنگ و تنگ تر میکند وباعث میشود این چنین خانواده هایی خود را از قبل قربانی شرایط و تسلیم صدمات و گرفتاریها بدانند
حمایت ومشارکت های هدفمند اجتماعی برای توانمند سازی ، ایجاد فرصت های آموزشی بیشتر ،امید آفرینی وبرپایی انتظارات مثبت از خویشتن ، میل به ارتقا ، توسعه خود مراقبتی و ترویج رفتارهای سلامت محور پیشنهادات اصلی و عمده هستند وبه نظر می آید این ماموریت واولویت ارجح مشاغل یاورانه و امدادی باشد .
باهم بیاموزیم و یادآور شویم :
بدست آوردن نتیجه خوب در شرایط سخت ممکن است
هیچ تلاشی بدون پاسخ نمی ماند
هدفمندی و انتظارات بالا اثر بخش است
توانایی ها و قابلیت های باور شده را تقویت و تعمیم دهیم
جامعه حمایتی و امداد اجتماعی را در دسترس بداریم
اثر بخشی گروه همسال وهمسان را لحاظ کنیم
و در نهایت توسل به دعا ، خود گویی های مثبت و تقویت زندگی معنوی حسن ختام کلام است.

تهدید کلیشه نوعی اضطراب موقعیتی و روانشناختی است که زمانی فعال میشود که فرد احساس کند دیگران او را بر پایهی تعلق به یک گروه اجتماعی، شغلی، جنسیتی، تحصیلی، قومی، طبقاتی، یا مبتنی بر معلولیت و بیماری ارزیابی میکنند. در این وضعیت، فرد فقط با تواناییهای واقعی خود سنجیده نمیشود، بلکه با یک پیشداوری جمعی مواجه است؛ پیشداوریای که از او انتظار عملکرد پایینتر، خطاپذیرتر یا ناتوانتر دارد. همین انتظار منفی میتواند درونی شود و بر تمرکز، اعتمادبهنفس، حافظه کاری، تصمیمگیری و کیفیت اجرا اثر بگذارد.
در تهدید کلیشه، مسئله اصلی خودِ کلیشه نیست، بلکه فشاری است که از «قضاوت شدن» و «نمایندهی یک گروه بودن» ایجاد میشود. فرد ممکن است در ذهن خود این پیام را حمل کند که «اگر من اشتباه کنم، آن اشتباه به حساب همهی اعضای گروه من گذاشته میشود» یا «اگر خوب عمل نکنم، پیشداوری دیگران تأیید میشود». همین فشار، منابع ذهنی را از کار اصلی به سمت مدیریت اضطراب و مراقبت از تصویر اجتماعی منتقل میکند و در نتیجه عملکرد افت میکند؛ گویی ترس از شکست، زمینهساز همان شکستی میشود که فرد از آن میترسد.
از منظر رشد انسانی، تهدید کلیشه سازوکاری بازدارنده است. این پدیده میتواند اشتیاق به تجربه، جسارت در یادگیری، مشارکت فعال و خلاقیت را کاهش دهد. وقتی فرد بارها با پیامهای پنهان یا آشکارِ «تو نمیتوانی»، «برای این موقعیت مناسب نیستی» یا «از تو انتظار کمتری میرود» روبهرو میشود، امکان دارد بهتدریج دچار خودکمبینی، احتیاط افراطی، پرهیز از موقعیتهای چالشبرانگیز و حتی درماندگی آموختهشده شود. در اینجا کلیشه از یک باور ساده فراتر میرود و به نیرویی تبدیل میشود که مسیر توسعهی فردی و اجتماعی را محدود میکند.
این اضطراب در محیطهای آموزشی، کاری و درمانی اثرهای پررنگتری دارد. دانشآموز یا دانشجویی که احساس کند از گروهی کمبرخوردار آمده، یا فردی با معلولیت که مدام نگران داوری دیگران دربارهی تواناییهایش است، ممکن است هنگام آزمون، ارائه، مصاحبه یا تعامل حرفهای دچار افت عملکرد شود. این افت لزوماً نشانهی ناتوانی واقعی نیست؛ اغلب پیامد فشار روانیِ ناشی از کلیشه و انتظار منفی است.
از دیدگاه عدالت اجتماعی و توسعه، تهدید کلیشه یک مسئله فردیِ صرف نیست، بلکه نشانهی نابرابریهای فرهنگی و ساختاری است. هرجا طبقهبندیهای سخت، برچسبزنی و توقعات تبعیضآمیز پررنگتر باشند، احتمال فعال شدن این اضطراب بیشتر است. بنابراین کاهش آن نیازمند تغییر در زبان، نگرش، آموزش، سیاستگذاری و طراحی محیطهای حمایتی است؛ محیطهایی که در آنها ارزش انسان به عضویت او در یک گروه فروکاسته نشود و فرصت رشد برای همگان برابرتر باشد.
از تشویق و توجه شما به مطلب تاب آوری و تهدید کلیشه ، ممنون و سپاسگزاریم . از اینکه وب سایت تاب آوری مورد توجه شماست شکر گزاریم
مطالب بسیار آموزنده ای بود، تبریک بابت وب سایت خوبتون
با سلام و تشکر از توجه شما به مطلب تهدید کلیشه ، خود این باور که اعتیاد درمان ندارد یا گرفتاری به نوع خاصی از مواد مخدر لاعلاج است کلیشه و باور خطرناک و باطلی است که میتواند بر فرآیند درمان اثرات نامطلوب داشته باشد
جالب بود.لطف میفرمایید راهنمایی کنید که این تهدید به چه صورت عامل بازدارنده در درمان اعتیاد هست؟ ایا تحقیقی انجام شده؟
با سلام . موجب خوشحالی است که مطلب تاب آوری و تهدید کلیشه مورد توجه شما قرار گرفته است .
Beautiful and great
بسیار عالی و ممنون از مطالب بسیار زیبا و علمی تون