دکتر کارول پمبرتون (Dr Carole Pemberton)

دکتر کارول پمبرتون

دکتر کارول پمبرتون بیش از ۳۰ سال است که به افراد کمک کرده است احساس رضایت و موفقیت را  درزندگی حرفه­ ای خود تجربه کنند. کارول پمبرتون در طی این سال­ها به عنوان کوچ اجرایی و کوچ حرفه­ای مراجعان بسیاری را در زمینه­ های کاری مختلف در سرتاسر دنیا هدایت کرده است. علاوه بر این، بسیاری از مراجعان کارول توانسته ­اند با استفاده از تجارب او مهارت کوچ کردن دیگران را کسب کنند.

کارول دکتری خود را در زمینه­ی تاب­ آوری کسب کرده است و این مهارت در کنار تبحر او در حوزه­ ی کوچینگ حرفه ­ای و کوچینگ اجرایی او را تبدیل به فردی متخصص در زمینه ­ی کوچینگ تاب­ آوری نموده است. کارول کوچ رسمی فدراسیون بین­ المللی کوچینگ، عضو رسمی موسسه ­ی ارشد توسعه و منابع انسانی انگلستان، و استاد مدعو دانشگاه آلستر در ایرلند است.

دوره­ه ای دکتر پمبرتون در زمینه­ ی کوچینگ سازمانی بسیار شناخته شده و مورد تایید موسسه­ ی مدیریت و رهبری که یکی از شناخته ­شده ­ترین موسسات بین­ المللی در زمینه ­ی مدیریت و رهبری است می­باشد. کارول تاکنون هدایت و آموزش مدیران ارشد اجرایی شرکت­های بزرگ مخابرات، کارمندان ارشد دولت، مدیران عامل شاغل در بخش بهداشت و درمان انگلستان، و شرکت­های خصوصی و دولتی دیگر را به عهده داشته است. دکتر پمبرتون در زمینه­ های سرمایه­ گذاری، خرده ­فروشی، و تکنولوژی اطلاعات سابقه ­ی فعالیت داشته است که به دانش او در زمینه­ ی مشاغل و توسعه مدیریت بسیار کمک کرده است.

دکتر پمبرتون مطالب بسیاری را در قالب کتاب، مقاله، محتوی صوتی و تصویری و پکیج­ های آموزشی در رابطه با مسائل مربوط به مدیریت، یافتن حرفه­ ی مناسب، و کوچینگ حرفه­ ای، اجرایی و کوچینگ تاب ­آوری منتشر کرده است. از میان کتاب­های منتشر شده توسط دکتر پمبرتون می­توان به کتاب کوچینگ راه حل محور، توافق شغلی جدید، و آخرین کتاب او در زمینه­ ی تاب­ آوری تحت عنوان «تاب­ آوری: اقدام در کوچینگ» که در سال ۲۰۱۵ به چاپ رسیده است نام برد.

 

 

 

 

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تاب‌آوری دانش آموزان

ژوهش  حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تاب‌آوری دانش آموزان مدرسه ملاصدرا شهرستان روانسر بود که در وضعیت آموزش ذهن آگاهی بر تاب‌آوری مورد آزمایش قرارگرفته‌اند. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح آن به‌صورت پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دبیرستان ملاصدرا شهرستان روانسر در سال۹۷-۹۶بود؛ که مهارت‌هایی چون کنترل رفتار و بازگشت به سطح اولیه روانی خود بعد از تنش و مشکل را نداشتند. ابتدا تعداد ۱۰۰ نفر از دانش آموزان به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) پاسخ دادند و سپس ۳۰ نفر از آن‌ها که نسبت به بقیه نمره پایین‌تری از این مقیاس کسب نمودند، انتخاب و در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارش شدند و گروه آزمایش توسط آزمایشگر تحت آموزش ذهن آگاهی طی ۸ جلسه هفتگی ۵/۱ ساعته قرار گرفتند.

نتایج آزمایش نشان داد، آموزش مهارت ذهن آگاهی در دانش آموزان معرض استرس و فشار روانی، تنش، خودکنترلی مؤثر بوده است. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات تاب‌آوری گروه آزمایش در پس‌آزمون، می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی مؤثر بوده و موجب افزایش تاب‌آوری دانش آموزان شده است. ازاین‌رو می‌توان نتیجه گرفت آموزش ذهن آگاهی بر تاب‌آوری دانش آموزان ملاصدرا شهر روانسر مؤثر واقع شد و موجب افزایش آن گردید.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تاب‌آوری دانش آموزان

 

مقایسه نارسایی هیجانی، تاب‌آوری و همدلی در دانش‌آموزان با و بدون ناتوانی‌های یادگیری

ناتوانی‌های یادگیری ، یکی از بزرگترین و شاید بحث ‌برانگیزترین مقوله‌های دانش‌آموزان است.

هدف پژوهش حاضر مقایسه نارسایی هیجانی، تاب آوری و همدلی در دانش ­آموزان با و بدون ناتوانی­ های یادگیری است. روش پژوهش علی- مقایسه­ ای بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه­ ی دانش‌آموزان شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۳۹۵- ۱۳۹۶ تشکیل می­دهند، که از این تعداد با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله­ای، ۱۲۰ دانش‌آموز مقطع متوسطه انتخاب و در گروه ۶۰ نفری شامل دانش­آموز با و بدون ناتوانی یادگیری انتخاب شدند. و پرسش­نام­ه ا­ی نارسایی هیجانی تورنتو، تاب آوری کانر و دیویدسون  و همدلی لامونیکا را تکمیل کردند.

نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره مانوا (MANOVA) نشان داد که بین دانش ­آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری در تاب آوری، نارسایی هیجانی و همدلی تفاوت معناداری وجود دارد. بـه طـوری کـه تاب­ آوری و هم­دلی در دانش‌آموزان دارای ناتوانی یادگیری، کم­تر و در نارسایی هیجانی بیش­تر از دانش‌آموزان بدون ناتوانی یادگیری بود

مقایسه نارسایی هیجانی، تاب‌آوری و همدلی در دانش‌آموزان با و بدون ناتوانی‌های یادگیری

 

اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی مبتنی بر مدل فلنر بر تاب آوری و میزان قربانی شدن دانش آموزان قربانی قلدری

هدف: از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی مبتنی برمدل فلنر بر تاب‌آوری و میزان قربانی شدن دانش‌آموزان قربانی قلدری بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون وگروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر قربانی قلدری در مدرسه بود که در پایه هفتم و هشتم دوره اول مقطع متوسطه شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. ابتدا به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای سه مدرسه از جامعه انتخاب شدند و سپس به صورت هدفمند پس از غربالگری کلیه دانش‌آموزان پایه هفتم و هشتم آن مدارس با استفاده از مقیاس قربانی قلدی و نظر معاونین مدرسه و معلمانء ۴۰ نفراز بین آن‌ها انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (n=20) وگواه (n=20)جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس‌های قربانی قلدری کالیفرنیا و تاب‌آوری کانر و دیویدسون استفاده شد. آموزش کفایت اجتماعی برای گروه آزمایش در ۱۲ جلسه به مدت شش هفته ارائه گردید.

یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندم‌تغیری حاکی از اثربخش بودن آموزش کفایت اجتماعی مبتنی برمدل چهاربعدی فلنر برافزایش تاب‌آوری و کاهش میزان قربانی شدن دانش‌آموزان قربانی قلدری بود (P>0/01). نتیجه گیری: این نتایج نشان می‌دهد که آموزش کفایت اجتماعی مبتنی برمدل فلنر می‌تواند برای کاهش قربانی قلدری در دانش‌آموزان به کار رود.

اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی مبتنی بر مدل فلنر بر تاب آوری و میزان قربانی شدن دانش آموزان قربانی قلدری

مقایسه اثربخشی روش‌های مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر افزایش بهزیستی روانی و تاب‌آوری دانشجویان مادر

هدف پژوهش، مقایسۀ اثربخشی روش‌های مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر افزایش بهزیستی روانی و تاب‌آوری دانشجویان مادر بود. نمونۀ پژوهش شامل بیست‌وهفت نفر از دانشجویان مادر مشغول به تحصیل در دانشگاه الزهرا بود. آنها به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه مرور خویشتن، مثبت درمانگری و گواه قرار گرفتند. بهزیستی روانی و تاب‌آوری هر سه گروه در سه فاصلۀ زمانی پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری به کمک پرسشنامه‌های بهزیستی روانی ریف (RSPWB-SF) و تاب‌آوری فرایبورگ (RSA) اندازه‌گیری شد. برای گروه نخست آزمایشی،روش‌های مثبت درمانگری طی هفت جلسه و برای گروه دوم آزمایشی، درمان مرور خویشتن طی شش جلسه آموزش داده شد. در این مدت گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد.

تحلیل داده‌ها نشان دادمیانگین نمرات بهزیستی روانی در پس‌آزمون و پیگیری نسبت به پیش‌آزمون در گروه‌های مرور خویشتن و مثبت درمانگری در مقایسه با گروه گواه به‌صورت معناداری افزایش یافت؛ اما این اثر برای تاب‌آوری معنادار نشد؛ بنابر این یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت مداخله‌های مرور خویشتن و مثبت درمانگری اثر معناداری بر افزایش بهزیستی روانی دانشجویان مادر دارد. همچنین بین این دو روش در میزان اثربخشی بر بهزیستی روانی تفاوت معناداری وجود نداشت. این نتایج می‌تواند پشتوانه‌ای برای به‌کارگیری روش روان‌درمانی مثبت‌نگر یا روش مرور خویشتن برای ارتقاء سلامت روان و بهزیستی روانی دانشجویان مادر باشد.

مقایسه اثربخشی روش‌های مثبت درمانگری و مرور خویشتن بر افزایش بهزیستی روانی و تاب‌آوری دانشجویان مادر

پیش‌بینی بی‌رمقی زناشویی زوجین خواهان جدایی با آگاهی از شناسه‌های جمعیت شناختی، ذهن تمام عیار و تاب‌آوری هیجانی

بی‌رمقی پیامد درگیری طولانی‌مدت در موقعیت‌هایی است که مستلزم نیروی بدنی، روانی و اجتماعی بیش‌ازاندازه است. پژوهش با هدف بررسی نقش پیش‌بین شناسه‌های جمعیت شناختی، ذهن تمام‌عیار و تاب‌آوری هیجانی در بی‌رمقی زناشویی زوجین خواهان جدایی انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. تعداد ۱۴۰ نفر (۷۰ نفر زن و ۷۰ نفر مرد) از زوجین خواهان جدایی مراجعه‌کننده به دادگستری شهرستان خوی با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از سنجه تاب‌آوری هیجانی کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) پرسشنامه پنج‌وجهی ذهن تمام‌عیار بائر، اسمیت و آلن (۲۰۰۶) و سیاهه بی‌رمقی زناشویی پاینز (۱۹۹۶) استفاده شد.

تحلیل داده‌ها با روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. یافته‌ها نشان داد با مهار اثرات متغیرهای جمعیت شناختی، متغیرهای ذهن تمام‌عیار (۰۱/ ۰ =pو ۱۰/ ۰-=β) و تاب‌آوری هیجانی (۰۴/ ۰ = p و ۱۴/ ۰-=β) قادر به پیش‌بینی بی‌رمقی زناشویی زوجین خواهان جدایی بود. بر پایه این یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که گریز پیاپی از تجربه رخدادهای تنش‌زای رابطه و توان اندک این زوجین در بازسازی رابطه، زمینه بی‌رمقی آن‌ها را فراهم می‌آورد.

پیش‌بینی بی‌رمقی زناشویی زوجین خواهان جدایی

با آگاهی از شناسه‌های جمعیت شناختی، ذهن تمام عیار و تاب‌آوری هیجانی

 

بررسی تحليلی تاب آوري روانی ملی

تحقيق حاضر بر آن است تا با درنظرگرفتن خطرات و تهديدات مربوط به عناصر و ابعاد مختلف جنگ نرم، به بررسي و تحليل مفهومي روان شناختي با عنوان تاب آوري رواني ملي بپردازد.
روش: در تحقيق حاضر با استفاده از روش تحليل محتوا به بررسي تحليلي تعريف و ابعاد تعيين كننده تاب‏ آوري رواني ملي پرداخته شده است. لذا با نمونه‏ گيري از بين متون و تحقيق هاي انجام شده در حوزه روان شناسي اجتماعي كه به موضوعات سياسي و تاب آوري رواني ملي پرداخته‏ اند و بهره‏ گيري از ۵ كدگذار صاحب نظر در حوزه‏ هاي دفاعي و نظامي و روان شناختي به اين موضوع پرداخته است.
نتايج: نتايج حاصل، بيانگر تعريفي است براي سازه تاب آوري رواني ملي، به اين ترتيب: «تاب آوري رواني ملي، موضع و زماني است كه فرد در معرض يك مسئله يا مشكل كه در قالب صورت‏هاي مختلف جنگ نرم مطرح است، قرار گيرد، بتواند در سه سطح شناختي، عاطفي و رفتاري، بلافاصله يا بعد از گذشت مدت زماني، به سطح قبلي يا بالاتر از آن برسد و عملكرد مستقيم، غيرمستقيم، سلامت روان و جسماني او تحت تاثير قرار نگيرد».
بحث: تاب آوري رواني ملي سازه ‏اي است در حوزه روانشناسي اجتماعي كه مي‏كوشد عملكرد فرد را در مواجهه با ابعاد مختلف جنگ نرم مصون ساخته و او را در مواقع لزوم كه هدف تغيير باورها، فرهنگ و اعتقادات سياسي و فرهنگي و رفتاري است، مقاوم سازد تا بتواند عملكرد مثبت و مقاوم داشته و در كاركردهاي رواني و اجتماعي مورد تزلزل قرار نگيرد.

بررسي تحليلي تاب آوري رواني ملي

کوچینگ چه چیزی نیست؟

کوچینگ چه چیزی نیست؟

دکترمرضیه نزاکت الحسینی

از شورای نویسندگان خانه ­تاب ­آوری

در یادداشت گذشته، سعی کردیم تعریفی کلی از کوچینگ برای علاقه­ مندان به این حوزه ارائه دهیم. در ادامه­ ی مباحث مربوط به کوچینگ، قصد داریم تعریفی دقیق­تر از کوچینگ ارائه دهیم و سپس به انواع مختلف آن اشاره کنیم.

از آنجایی که کوچینگ در کشور ما مفهومی جدید و نوپاست، بهتر است علاوه بر اینکه بدانیم کوچینگ چیست، کمی هم راجع به اینکه کوچینگ چه نیست بدانیم. افرادی که به تازگی قصد پیوستن به کوچینگ را دارند و یا می­خواهند از خدمات آن بهره بگیرند ممکن است آن را با مشاوره، روان درمانی، مربیگری (منتورینگ)، و یا حتی آموزش و تدریس به افراد اشتباه کنند. البته بسیاری از مفاهیمی که در کوچینگ مورد استفاده قرار می­گیرند از علم روانشناسی اقتباس شده­اند و در بسیاری از موارد، حتی در حوزه­ی کاری هم­پوشانی دارند، ولی بهتر است بدانیم اصولی در کوچینگ وجود دارند که آن را تا حدودی از موارد بالا متمایز می­کند.

نکته­ ی اول اینکه در کوچینگ، باور بر این است که مُراجع فردی کاردان است. به این معنی که مُراجع منابع لازم برای حل مشکل خود را در اختیار دارد. بنابراین، فقط خود مُراجع می­داند که باید برای حل مشکلش چکار کند زیرا فقط خودش به همه­ ی زیر و بم­ های شرایطی که در آن قرار دارد وارد است. البته کوچ باید اطلاعاتی که فکر می­کند برای مُراجع مفید است در اختیار او قرار دهد، ولی مُراجع مختار است از آن اطلاعات استفاده کند یا نه. در نتیجه، نقش کوچ این است که از طریق پرسیدن سوال­های کلیدی، به چالش کشیدن مُراجع، و سپس حمایت از او، به شکوفا شدن منابعی که فرد به طور ذاتی داراست کمک کند. در اینجا، مشخص می­شود که کوچ نباید به هیچ عنوان مُراجع را نصیحت کند زیرا نصیحت کردن یعنی «من بهتر از تو می­دانم چه چیزی برای تو خوب است». به علاوه، نصیحت کردن باعث می­شود مُراجع به کوچ وابسته شود که با قواعد کوچینگ بسیار در تضاد است.

نکته­ دوم این است که در کوچینگ، گذشته، حال و آینده­ ی فرد مورد توجه کوچ است. پس کوچ نباید فقط بر روی مسئله ­ای که مُراجع در حال حاضر با آن مواجه است متمرکز شود، و بدون اینکه کمی راجع به گذشته­ ی فرد بداند نمی­تواند شرایط کنونی او را به خوبی درک کند. اینجا وجه تمایز کوچینگ و منتورینگ بیشتر مشخص می­شود زیرا در منتورینگ قسمت اعظم توجه به موقعیت­ها و پیشرفت­های آینده ­ی فرد است. البته باید توجه کرد که کوچ روانشناس یا روانپزشک نیست که بخواهد گذشته مُراجع را آنالیز کند، پس باید حد و مرز این کار را در نظر بگیرد.

نکته­ ی سوم، تفاوت بارز بین کوچینگ و آموزش را نشان می­دهد. در محیطی که آموزش رخ می­دهد، معلم موضوع بحث را انتخاب می­کند، ولی در کوچینگ مُراجع تعیین می­کند که موضوع مورد بحث چه باشد. البنه ممکن است کوچ چهارچوب خاصی برای مطرح کردن در نظر داشته باشد، ولی اگر آن موضوع مورد نظر مُراجع نباشد نباید در جلسات کوچینگ مطرح شود. پس جلسات کوچینگ کلاس درس نیستند!

نکته­ ی بعدی این است که در کوچینگ، کوچ و مراجع از نظر جایگاه یکسان هستند و با روان درمانی یا مشاوره که یک نفر دکتر و یا مشاور و دیگری بیمار است، و موضع افراد به هم بالا به پایین است متفاوت است. رابطه­ ی کوچ و مُراجع بر اساس احترام متقابل است و بنابراین قضاوت کردن هیچ جایگاهی در این رابطه ندارد. در واقع، اگر احساس شود احترام متقابل وجود ندارد بهتر است به رابطه­ ی کوچینگ پایان داد.

و نکته­ ی آخر اینکه، کوچینگ یعنی ایجاد تغییر. پس اگر مُراجعی به جلسات علاقه نشان می­دهد، ولی نمی­خواهد تغییری در زندگیش دهد رابطه ­ی کوچینگ باید پایان بپذیرد.

اکنون که به طور کامل­تری با مفهوم کوچینگ آشنا شدیم، می­توان در یادداشت­های آینده به انواع کوچینگ و کاربردهای عملی آن پرداخت.

رابطه تاب‌آوری و شادکامی والدین با مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی

هدف این پژوهش بررسی رابطه تاب‌آوری و شادکامی والدین با مشکلات رفتاری دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان بودند که در سال ۹۴- ۱۳۹۳ به تحصیل اشتغال داشتند. از این جامعه آماری تعداد ۱۲۰ نفر به روش تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه تاب‌آوری، شادکامی و فرم والدین فهرست رفتاری کودک استفاده شد. داده‌های پژوهش با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شد.

نتایج نشان داد بین تاب‌آوری والدین با مشکلات عاطفی، اضطرابی، بیش‌فعالی و رفتار مقابله‌ای دانش‌آموزان رابطه منفی معنا‌داری وجود داشت. همچنین شادکامی والدین با مشکلات عاطفی، اضطرابی، جسمانی، بیش‌فعالی، رفتار مقابله‌ای و مشکلات سلوک دانش‌آموزان رابطه منفی معنا‌دار داشت. تاب‌آوری والدین پیش‌بینی کننده مشکلات بیش‌فعالی دانش‌آموزان و شادکامی والدین پیش‌بینی کننده مشکلات عاطفی، اضطرابی، جسمانی، رفتار مقابله‌ای و سلوک دانش‌آموزان بود. همچنین بین دانش‌آموزان دختر و پسر از نظر ابعاد مشکلات رفتاری تفاوتی وجود نداشت. بنابراین، نتایج نشان‌دهنده اهمیت تأثیر ویژگی‌های والدین بر مشکلات رفتاری دانش‌آموزان دختر و پسر بود.

رابطه تاب‌آوری و شادکامی والدین با مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی

رابطه خودکارآمدی، استرس شغلی و تاب آوری معلمان با هوش هیجانی دانش آموزان شهر کرمانشاه

این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی دانش آموزان با خودکار آمدی ، تاب آوری و استرس شغلی معلمان صورت گرفت . جامعه آماری این تحقیق دانش آموزان و معلمان مدارس شهرتان سرپل ذهاب هستند. تعداد ۷۷ معلم و ۳۲۸ دانش آموز  به صورت نمونه گیری در دسترس از مدارس شهرتان سرپل ذهاب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و شاخص های آماری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

نتایج نشان داد که هوش هیجانی دانش آموزان با خودکارآمدی ، تاب آوری و استرس شغلی معلمان رابطه مستقیم و معنی دار دارد . به این معنی که هوش هیجانی بالای دانش آموزان، از طرفی باعث افزایش خودکار آمدی و تاب آوری معلمان شده و از طرف دیگر به دلایلی باعث افزایش استرس معلمان می شود . افزایش هوش هیجانی دانش آموزان می تواند باعث افزایش خودکار آمدی و تاب آوری معلمان شود ولی بایستی به گونه ای تنظیم گردد که استرس شغلی معلمان از حدی فراتر نرود که توجه به این نکته می تواند در امر تعلیم و تربیت بسیار تاثیرگذار باشد  .

رابطه خودکارآمدی، استرس شغلی و تاب آوری معلمان با هوش هیجانی دانش آموزان شهر کرمانشاه

 

ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی نسخه فارسی پرسش نامة تاب آوری در دانش آموزان و دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار

هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی نسخة فارسی پرسش نامة تاب آوری در دانش آموزان و دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار بود. جامعة آماری شامل کلیة دانش آموزان مقطع متوسطة دولتی مناطق نوزده گانة آموزش و پرورش ( تعداد ۴۸۲۶۸ نفر) و همچنین کلیة دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران در سال ۱۳۹۰- ۱۳۹۱ (تعداد ۵۰۴۷۷ نفر) بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامة استاندارد تاب آوری کونور و دیویدسون بود. نتایج این پژوهش به وجود هفت عامل در ورزشکاران (سخت رویی، هدفمندی، خوش بینی، احساس کنترل، استفاده از منابع، استفاده از منابع معنوی و پویایی) اشاره دارد. همچنین، نتایج نشان دادند که این پرسش نامه از روایی و پایایی قابل قبولی در جامعة مشخص برخوردار است ( پایایی برابر با ۷۷۴/۰) و آلفای کرونباخ ( پایایی و ثبات به روش همسانی درونی) برای ورزشکاران ۷۸۱/۰ بیشتر از غیر ورزشکاران ۷۵۳/۰ است.

ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی نسخه فارسی پرسش نامة تاب آوری در دانش آموزان و دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار

رابطه ی حساسیت اضطرابی، اجتناب تجربی و تاب آوری با اضطراب امتحان در دانش آموزان

هدف از این پژوهش بررسی رابطه­ حساسیت اضطرابی، اجتناب تجربی و تاب­ آوری با اضطراب امتحان در دانش­ آموزان بود.

روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه­ ی آماری شامل کلیه­ ی دانش­ آموزان پسر پایه ­ی دوازدهم ناحیه­ ی یک اهواز در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ بود. از بین آن­ها نمونه ­ای به حجم ۱۰۳ نفر به صورت تصادفی مرحله ای انتخاب شد و به چهار مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان دیکون و الن تینر، پرسشنامه ­ی پذیرش و عمل بوند و همکاران، پرسشنامه­ ی تاب ­آوری کانر و دیویدسون، و مقیاس اضطراب امتحان ، پاسخ دادند.

یافته­ ها: نتایج نشان داد که بین حساسیت اضطرابی و اجتناب تجربی با اضطراب امتحان رابط ه­ی مثبت معنی ­داری وجود دارد. در صورتی که بین تاب ­آوری با اضطراب امتحان رابطه ­ی منفی معنی­ دار وجود دارد. اجتناب تجربی بیشترین قدرت پیش­ بینی را برای اضطراب امتحان دارد. هر سه متغیر پیش بین ۴۹ درصد واریانس اضطراب امتحان را تبیین می کند.

نتیجه ­گیری: بر اساس یافته ­های حاصل از پژوهش اجتناب تجربی یک پیش­بین کننده­ ی قوی اضطراب امتحان است. بنابراین پیشنهاد می شود تا اجتناب تجربی در افراد دارای اضطراب امتحان مورد توجه قرار گیرد.

رابطه ی حساسیت اضطرابی، اجتناب تجربی و تاب آوری با اضطراب امتحان در دانش آموزان

 

تحلیل کانونی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی

اشتیاق تحصیلی نقش مهمی در انگیزه و عملکرد تحصیلی دانشجویان داشته و فقدان آن پیامدهای منفی متعددی را به همراه داشته و شناسایی عوامل زمینهساز آن ضروری است. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی انجام گرفت.
روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی با طرح همبستگی است. تعداد ۳۳۰ دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کاشان (۲۲۰ دختر و ۱۱۰ پسر) در نیمسال اول ۹۷-۹۶ با استفاده از روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های اشتیاق تحصیلی فردریگز و پرسشنامه سرمایه روانشناختی شامل مقیاس خودکارآمدی تحصیلی مکایلروی و بانتینگ، پرسشنامه تاب‌آوری تحصیلی مارتین و مارش، مقیاس امید اسنایدر و آزمون جهت‌گیری زندگی و سؤالات دموگرافیک پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده تحلیل همبستگی کانونی از طریق نرم‌افزار SPSS-22 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اشتیاق تحصیلی با خودکارآمدی، تاب‌آوری، امید و خوش‌بینی همبستگی مثبت معناداری دارد. ضریب همبستگی کانونی برابر با ۶۰/۰ بود. نتایج تحلیل کانونی نشان داد که تنها یک مجموعه معنادار بین سرمایه روانشناختی و مؤلفه‌های اشتیاق وجود دارد و هرچقدر سرمایه روانشناختی به‌ویژه خوش‌بینی و امید بالاتر باشد احتمال اشتیاق تحصیلی به‌ویژه در بعد اشتیاق رفتاری به‌عنوان مؤلفه اصلی اشتیاق تحصیلی افزایش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که سرمایه روانشناختی به‌ویژه امید و خوش‌بینی، نقش مهمی در اشتیاق تحصیلی به‌ویژه در بعد اشتیاق رفتاری دانشجویان دارد و تقویت سرمایه‌ روانشناختی در فرآیند آموزش دانشگاهی می‌تواند عامل زمینهساز اشتیاق تحصیلی دانشجویان و بهبود وضعیت تحصیلی آنان باشد.

 تحلیل کانونی رابطه سرمایه روانشناختی با اشتیاق تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی

مقایسه تاب‌آوری و خلاقیت هیجانی ورزشکاران غیرحرفه‌ای مرد ورزش‌های برخوردی وغیر برخوردی

هدف از پژوهش حاضر، مقایسه تاب آوری و خلاقیت هیجانی ورزشکاران غیر حرفه­ ای مرد رشته های برخوردی و غیر برخوردی بود.

روش‌شناسی: این مطالعه از نوع علی مقایسه­ ای و جامعه پژوهش شامل کلیه ورزشکاران مرد شهر شهریار بود. بدین منظور ۲۶۶ ورزشکار آماتور (۱۳۲ برخوردی و ۱۳۴ غیر برخوردی) به صورت تصادفی در این پژوهش شرکت کردند. معیار ورود افراد به پژوهش داشتن حداکثر سه ماه سابقه فعالیت در این ورزش‌ها بود. برای اندازه گیری داده­ ها از پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون و مقیاس خلاقیت هیجانی آوریل استفاده شد. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش‌ تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد.

یافته­ ها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری در تاب‌آوری بین ورزش‌های برخوردی و غیر برخوردی وجود دارد )۰۵/۰> (P. ولی در خلاقیت هیجانی بین دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد. بررسی میانگین نمره‌­ها نشان داد که ورزش­‌های برخوردی سطح نسبتا بالای تاب‌آوری را در مقایسه با ورزش­های غیر­برخوردی دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می­توان برای افزایش تاب آوری مردان انجام ورزش های برخوردی را پیشنهاد داد.

مقایسه تاب‌آوری و خلاقیت هیجانی ورزشکاران غیرحرفه‌ای مرد ورزش‌های برخوردی وغیر برخوردی

کتاب تاب آوری اجتماعی

کتاب تاب آوری اجتماعی با قلم مریم عابدی جبلی ، مهناز احمدی، حسن پیرزاد و فرشته محلوجی توسط انتشارات فراگیران سینا در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۱۵۰۰۰ تومان منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است .